قیام ۱۸تیرماه ۱۳۷۸ بر آخوند خاتمی و افسانههای ارتجاعی و استعماری درباره اصلاحپذیری رژیم ولایت فقیه مهر ابطال زد
در ساعتهای اولیه بعد از نیمهشب ۱۸تیر سال ۱۳۷۸جمع کثیری از دانشجویان در خوابگاه دانشجویی امیرآباد تهران به یک تظاهرات ضدحکومتی دست زدند و علیه اختناق حاکم شعار دادند.
مدتی بعد، یگانهای ویژه ضدشورش با محاصره منطقه، با گاز اشکآور و باتون و سلاح، به خوابگاهها هجوم آوردند و دانشجویان را بهطرز وحشیانهای مورد ضرب وجرح قرار دادند. ۳تن از دانشجویان در جریان حمله پاسداران بهکوی دانشگاه کشته، بیش از ۱۰۰۰تن زخمی و حدود ۱۰۰۰تن نیز توسط پاسداران دستگیر شدند.
متعاقب آن دانشجویان خواستار استعفای وزیر کشور خاتمی گردیدند.
روز ۱۹تیر، هزاران دانشجو در حالیکه شعارهای مشهور تظاهرات مردمی علیه رژیم شاه، ”میکشم، میکشم، آن که برادرم کشت” و ”توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد” را تکرار میکردند به تظاهرات علیه رژیم پرداختند.
در این تظاهرات نیز یک دانشجو با شلیک پاسداران از ناحیه چشم مجروح شد و چند ساعت بعد بهشهادت رسید. در این روز تعداد کشتهها به ۷نفر رسید.
دامنه این قیام که به ۱۷شهر کشور رسید در تبریز به کشتهشدن یک دانشجو، مجروحشدن دهها تن و دستگیری صدها دانشجوی دیگر انجامید.
این تظاهرات در روزهای بعد با همراهی صدها هزار نفر از جوانان و مردم تهران اوج دیگری پیدا کرد و محل نمایش دجالگرانه نماز جمعه رژیم در دانشگاه تهران نیز به آتش کشیده شد.
مردم و دانشجویان شعار میدهند:
”حکومت آخوندی برکنارـ برکنار”، ”بچهها قیام شروع شد، ۲۰سال سکوت تمام شد”، ”وای بهروزی که مسلح شویم”.
دار و دسته خاتمی میخواستند خود را به این قیام شکوهمند و دانشجویان، نزدیک نشان دهند. اما دانشجویان با پاسخ نه و گو شمالی دادن به مقامات رژیم که به میان دانشجویان میرفتند دست رد بهسینه آنان زدند. از جمله موسوی لاری وزیر کشور خاتمی مضروب و عمامهاش پرتاب شد و دانشجویان او را با خفت و خواری از صحنه بیرون انداختند.
شورای عالی امنیت رژیم بهریاست خاتمی، در اطلاعیههای متعدد، تظاهرات را غیرقانونی خواند و جواز سرکوب قیام دانشجویان و مردم را صادرکرد. روزنامه حکومتی کیهان ضمن ابراز وحشت از این قیام از ورود سازمانیافته مجاهدین در این قضایا» خبر داد و از قول عوامل رژیم نوشت:
”آنها میخواهند بهجای آرم جمهوری اسلامی، آرم شیر و خورشید بر پرچم ایران نقش ببندد”.
***
سخنان رهبر مقاومت مسعود رجوی در ۱۵ شهریور ۱۳۷۸ درباره ۱۸تیرماه ۱۳۷۸ قیام دانشجویان و مردم تهران
از سخنان برادر مجاهد مسعود رجوی در ۱۵شهریور۷۸
به این وسیله میخواهیم به اون جوونها، به اون جوانان مجاهد و مبارز و دانشجویان و مردمی که با تمام توان در نخستین فرصت همه مظاهر حاکمیت آخوندی روکه در دسترشون بود در هم کوبیدند آتش زدند و متلاشی کردند. بچههایی که توی عکسها چهرهها رو پوشوندهاند و کوکتل دستشون هست و آتش روشن کردهاند، با درود در هرکجا که هستند تهران، تبریز، رشت، شیراز، ارومیه و همه جا از قلب آتشکده آزادی و ارتش آزادی با درود بگوییم ایناها صدای گامهای استوار ارتش آزادیبخش رو بشنوید
ارتش آزادیبخش از آن شما مال شما و جای شماست
اون جوونها اون بچهها خودشون جوشش همین خونها هستند. پس آهای پسرها و دخترها و جوانهای تهران و تبریز و سراسر ایران، ارتش آزادی به عهدش با شما به هرقیمت وفا خواهد کرد
پس آهای بچههای تهران و تبریز و رشت و مازندران و بندرعباس و مشهد و زاهدان و کرمان و اصفهان و سراسر ایران، خیزش و قیامهای شما خود راهگشای حرکت و تضمین پیروزی محتوم ارتش آزادیبخش ملی است
آهای بچهها این بار اما تا اونجایی که میتوانید مسلح بشوید و مسلحانه با دشمن خدا و خلق برخورد کنید.
جای تبریک داره برای قیام و قیامها، چرا؟ چون خواست مقاومت و راهحل دمکراتیک انقلابی رو بازتاب میده.
چون ناقوس بسیار پرمعنایی رو در مورد رژیم و در مورد مقاومت در سراسر جهان بصدا درآورده. چون همه افسانههای ارتجاعی و استعماری رو درباره اصلاحپذیری رژیم مهر ابطال زده.
و خوشا مقاومتی که در بغرنجترین شرایط، شرایطی که همه مدعیها مقهورش شده بودند تنها طرفیه، تنها طرف که پا میفشرد بر سرنگونی رژیم آخوندی. بر بطلان مانورهای آخوند خاتمی. خاتمیچیها تو نوشتههاشون تصریح میکنند که: ”مردم ایران بخوبی میدانند در حال حاضر فقط همین مقاومت در ایران به آشوب دل بسته است“و اینکه به دو دلیل با نفوذ در صفوف دانشجویان و رادیکالیزه شدن وضع پای میفشردند. بر رادیکالیزه شدن وضع پای میفشردند. یا با خیابانی شدن تظاهرات و پیوست مردم بهزعم آنها به تظاهرات اعتراضات عمومیت یافته و پایههای نظام متزلزل شده و زمینه برای گسترش فعالیت آنها فراهم میشود و یا تظاهرات خیابانی با خشونت سرکوب میشود و منجر به توقف روند اصلاحات میگردد که در آینده نه چندان دور نظام را به بنبست میکشاند ”.
همینکه تظاهرات از چارچوب مورد نظر اونها خارج شد و بعد درهم کوبیدن مظاهر حاکمیت رژیم شروع شد و بعد شعارهای سرنگونی و بعد حکومت آخوندی سرنگون سرنگون، لحظه به لحظه گویم زیر شکنجه گویم یا مرگ یا آزادی. خاتمی پرید جلو، جلوتر از خامنهای دستور سرکوب با شدت و جدیت داد.
بعد با تأکید بر خطر جانشین و جایگزین برای حکومت هشدارشون این است: ”افرادی که مستعد مشارکت در چنین بلواهایی هستند اکنون نیز در جامعه حضور دارند و اگر نمیتوانند بلوا و آشوب بپا کنند مطمئن باشید که بلوا و آشوب خود را در خانه، مدرسه، محل کار و حتی خیابان، بهنحو دیگری به پا میکنند. در واقع سرکوب آن واقعه به منزله پوشاندن حرارت با خاکستر است و نه چیز دیگر ”.
در آنجا آتشی است زیر خاکستر، در اینجا آتشی است بدون خاکستر خب سرانجام سرانجام آتش زیر خاکستر لاجرم به آتش شعلهور تبدیل خواهد شد، نظرتون چیه؟
برای تنظیم مطلب ۱۸تیرماه ۱۳۷۸ قیام دانشجویان و مردم تهران از مطالب سیمای آزادی و سایت مجاهدین خلق ایران در این رابطه استفاده شده است








