این روزها که جمجمه و مغز مهساها، نیکاها و مهرشادها زیر باتون و لگدهای پاسداران و وحوش گارد ویژه خامنه ای، نه در کنج زندانها، بلکه در ملاء و منظر عام مردم، به وحشیانهترین صورت و با سنگدلی بیمانند، له میشود و مردم در پراتیک خونین و تجربه عمل اجتماعی خود به درک عمیقی از دوستان و دشمنان خود رسیدهاند، البته که ابنالوقت بودن و شیادی ایجاب میکند مواضع ضدمردمی و خائنانهای چون «تکیه کردن روی سپاهی ها، بسیجی ها برای گذار از نظام آخوندی» «توریه» و پنهان شوند. در مقابل، اما، برای پریدن بر روی موج خون جوانان شورشگر و انقلابی، باید مثل خمینی که پس از کنفرانس گوادلوپ، ناگهان برای اولین بار کلمه «انقلاب» را کشف کرد، خواستار انقلاب شد. همان «انقلاب» ای که تا پیش از این، «فتنه» نامیده میشد و جزو کلمات ممنوعه بود و هرکس گرد آن میگردید، جز تروریست و آنارشیست بهحساب نمیآمد.
حالا البته پیشروی شرایط انقلابی، دیگر میدان را برای دلربایی از جلادانی مانند «قاسم سلیمانی»، «اسماعیل قاآنی»، «محمد سلامی»، «محمد کاظمی» و «حسین اشتری» خیلی تنگ کرده است. دیگر پاچهخواران ساواک و سلطنت مدفون که سابقا رهنمودهای خشونتپرهیز مشعشع زیر را صادر میکردند، نیز در بحبوحه سنگربندی جوانان در سنندج و قصرشیرین و زاهدان و آبدانان و به آتش کشیدن تمامی مظاهر حاکمیت با کوکتل مولوتف و دیگر ابزار دفاع مشروع، مجالی برای چنین شکرخوریهای اضافه نمییابند:
«هر اقدامی که باعث بشه مردم از خیابان بروند هر اقدامی که باعث شود دست نظام باز بشه غلط است. حمله به حوزه علمیه قم… غلط است. حمله به مراکز نظام و بانک و تیر چراغ برق و راهنمایی غلط است. برای اینکه مدت حضور مردم را در صحنه کم میکنه. مردمی که باید در خیابان باشند و شعار بدهند و دست رژیم را میبندد، میتوانند با اقدامات چپروانه زمینه را برای سرکوب رژیم فراهم کنند» (مزدور نفوذی وزارت اطلاعات، ایرج مصداقی، ۱۳دی۹۶)
بنابراین در چنین تنگنایی، آنچه در وسط میدان میدرخشد و مورد اقبال نسل جوان، فداکار و شورشی امروز قرار گرفته است، خط سرنگونی و درهم کوبیدن مظاهر حاکمیت فاشیسم مذهبی ولایت فقیه، به مثابه مشی چهل ساله مجاهدین است، و جماعت فرصتطلب و سارقین زالوصفت انقلابات را اینگونه به شکست سنگین خود در منحرف کردن مسیر آزادی مردم ایران واداشته است:
«کدام اصلاح طلب؟ ایشان باز میگه اصلاح طلبها، خشونت… کدام اصلاح طلب ؟؟؟ اصلا از این جوانهایی که الان توی کف خیابان هستند شما بپرسید ما اصلاح طلبها را قبول دارند؟… به رسمیت میگویند ما دیگه از اینها عبور کردهایم… واقعا من تعجب میکنم که شما بعد از یک سال که از حذف کل این بساط اصلاح طلبی-اصولگرایی [گذشته] ما الان واقعا نمیتوانیم با مردم صحبت از این بکنیم، ما اگر صحبت از اصلاحات بکنیم، معنایش خیلی روشن، میگویند، حالا بیادبانهتر هم دارند میگویند ”ماله کش هستید”، ”شما الان اصلا آمدهای توی این برنامه که تطهیر کنید مسئله را”» (محمد قوچانی، باند کارگزاران رفسنجانی، شبکه4 آخوندها، ۸آبان۱۴۰۱)
«شما ملاحظه میکنید در این دوران، یک دونه شعار بهنفع رضا پهلوی نیست! همین مردمی که دوره شاه رو دیدهان و و و، ولی یه شعار بهنفع رضا پهلوی نبود… [در سال] ۹۶، ۹۸ شما ملاحظه میکنید شعار به نفع ”رضا شاه، روحتشاده” و میبینم که اینجا و اونجا که ”کشور که شاه نداره، حساب کتاب نداره” و از این داستانس دیگه… [اما] در تظاهراتهای اخیر نمیبینم، یا خیلی خیلی کمتر میبینیم… چرا…؟ من قبلا هم عرض کردهام، جامعه نمیمونه، جامعه عبور میکنه! ببینید بگذارید من بهتون بگم، از اینکه من نمیشنوم شعار به نفع رضا پهلوی شنیده بشه… اینجور نیست که من خوشحال بشم… فرصت بسیار بسیاری رو سوزونده ایشون و معلوم نیست که در آینده آیا میتونه این فرصت رو بدست بیاره یا نه؟ ببنید غربیها هم نگاهتون میکننها!! ببینید، سیاستمدارها نگاه میکنندها، شاید نگن بهتون، ولی ارزیابی میکنند ها. که آیا مرد این لحظهها هستید یا نه؟» (مزدور نفوذی، ایرج مصداقی، ۶مهر۱۴۰۱)
پس دشمنان آزادی و استقلال ایران و عملههای آنها باید چه کنند؟ الا اینکه ابراز وجود خود را در نفی یگانه آلترنایتو انقلابی مردمسالاری جستجو کنند که چهل سال است به رغم هزاران خنجر خیانت و نامردمی در پشت، یک تنه در میدان سرنگونی نظام ولایت فقیه و خط اصولی استقلال و آزادی ایستاده و برای زنده نگهداشتن شعله مقاومت و شرف ملی، بالاترین قیمت را از خون بهترین و فداکارترین کادرهایش پرداخته است؟ اینجاست که میبینیم هر فرد و جریانی که نخ وصلهای مرئی و نامرئی خود با فاشیسم ولایت فقیه را میخواهد به رخ حاکمان بکشد، مفری جز این نمیبینید که در بحبوحه قیام و خیزش تاریخی مردم ایران، به جای هدف گرفتن رأس حاکمیت ارتجاع، به تنها نیروی متشکل و جنگنده و فداکار در میانه میدان سنگاندازی و چنگاندازی کند. بیدلیل نیست که پاسدار سابق محمدرضا عالی پیام (هالو) با ده سال سابقه ننگین سلاح برداشتن برای سپاه تروریست خمینی دجال و سینه چاک دادن فعلی برای سلطنت مدفون که عمری را درخدمت ارگانهای جنایت و تروریسم رژیم آخوندی به مأموریت های ویژه برون مرزی و جنگ روانی گذرانده، دردی جز پایداری مجاهدین بر مرام آزادی مردم و فداکاری مافوق توان انسانی آنها، نمییابد و اینطور اظهار لحیه میکند که جلوی آنها خواهد ایستاد:
« من به گور پدرم میخندم مانع آزادی کسی بشم که بتونه بیاد این رژیم را ساقط کنه. ما را از شر جمهوری اسلامی خلاص کنه. و یک نظامی را جایگزین کنه. آقای پهلوی تشریف بیارن، بنده اولین سرباز پشت سرشان. بنده و خانواده ام و همه طرفدارانم. من کی مانع ایشون شدهام؟ آقا بفرمائید این گوی و این میدان. ولی من غیر از مجاهدین خلق، فرقه مجاهدین خلق که معتقدم حمام خون در ایران براه خواهند انداخت و جدایی طلبها، جلوی هیچ کس دیگری نمیایستم. ولی من اصلا نگران آقای رضا پهلوی نیستم» (محمدرضا عالی پیام، هالو، ۲۲شهریور۱۴۰۱)
به پاسدار ریزشی ارتجاع وحشی باید گفت برای ایستادن جلوی مجاهدین بسیار حقیرتر از آن است که به حساب آید و بسیار دیر هم از گرد راه رسیده است، پیش از این، خمینی دجال که با اشاره انگشت، مراجع تقلید را به ندامت تلویزیونی میکشاند، و مماشاتچیان ابرقدرتی که به قصد حذف مجاهدین از صحنه، آنها را لیست گذاری کرده و با مهیبترین بمبارانهای تاریخ و پروندهسازیهای متکی بر قراردادهای میلیاردها دلاری سودای نابودیشان را در سر پرورده بودند، به فضاحتبارترین صورت شکست خوردهاند، خمینی دجال برای فرار از این شکست، چارهای جز قتلعام سی هزار زندانی دست بسته در زندانها ندید و نهایتا هم دق کرد و دادگاههای غربی هم در تمامی موارد بهناچار حکم بر بیگناهی مجاهدین و ستم رفته بر آنان دادند. حالا در حقارت ولی فقیه ارتجاع و دستگاه امنیتیاش، همین بس که پس از آنهمه شکستهای سنگین و سرافکنده برگشتن از بکارگیری تمام ظرفیتهای دیپلماتیک بین المللی و امنیتی نظامش، حالا با «هالو» بازی، قصد مصاف با مجاهدین را کرده است. البته برای نشاط در صف، زمینه تفریح و تفرج مناسبی است.









