
خاتمی چهارچنگولی به ”تفاهمنامه“ چسبیده
اما نمیداند برای کینگ مجتبی و دستگاه ولایت این خودکشی از ترس مرگ است
راهکار ولایت فقیه یا جنگ یا لااقل حالت خروسجنگی است!
- درس بزرگ ۲ جنگ و یک قیام در ۴۰۴ این است که بازگشت به فاشیسم دستنشاندهٔ سلطنتی سرابی بیش نیست. در تاریخ ایران همهٔ سلسلهها با قدرت شمشیر خود بر تخت نشستند. فقط خانواده پهلوی گماشته و حاصل کودتای اجنبی بود. شیر و خورشید مقوایی و مصنوعی یا حلبی و چلپی جایی ندارد.
- فایدهٔ پروپاگاند و نمایشها و برگهایی که بچه شاه در این سالیان یکی پس از دیگری رو کرده بالفعل در جیب رژیم ریخته و باعث تفرقه در میان مخالفان رژیم شده است. آنقدر که یکبار یکی از روزنامههای حکومتی نوشت «پهلویخواهان با اختلافافکنی میان اپوزیسیون خدمتی به جمهوری اسلامی کردند که هیچ گروه دیگری قادر به انجام آن نبود».
- فکرش را بکنید که اگر از قیام دیماه ۹۶ به بعد این همه جفتک چارکشهای بچه شاه در صحنه سیاسی ایران نبود، وضعیت تا کجا به زیان رژیم متفاوت بود.
- یکسال پس از خاتمهٔ جنگ زمینی در عراق، لسآنجلستایمز دربارهٔ تمامیت جنگ اشغال عراق فاش کرد «ایرانیها با فریبدادن آمریکا یکی از بزرگترین عملیات جاسوسی تاریخ معاصر جهان را انجام دادهاند. بر اساس گزارشهای مطبوعاتی، بهنقل از منابع آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا، این آژانس معتقد است که برنامهٔ جمعآوری اطلاعات احمد چلپی (رئیس) کنگرهٔ ملی عراق برای سرویس اطلاعاتی ایران یک پوشش بوده است». سپس نیوزویک جاسوسی دوجانبه را همراه با عکس چلپی و آخوند خاتمی افشا کرد.

به یقین میتوان گفت که بچه شاه علاوه بر ارتباطات آلودهٔ خود با سپاه پاسداران از ربع قرن پیش تدریجاً و تا خرخره در حلقهای از اطرافیان اطلاعاتی غرق شده و اسناد آن بیتردید مانند اسناد کودتای ۲۸ مرداد روزی در برابر چشم همگان قرار خواهد گرفت.
****
پیوسته گفتهایم که «بچه خامنهای مثل بچه شاه ادامهٔ جنگ را میخواهد. اینان خوب میدانند که بدون جنگ آینده و شانسی ندارند. هر بلایی بر سر ایران و مردم ایران بیاید برای آنها هیچ اهمیتی ندارد» (۲۱ تیر ۱۴۰۵).
همچنین گفتیم که «در جنگ گرگها، حرف مجتبی با اصلاحاتیها که زیر سرشان بلند شده، این است که پدر و زن و خواهر و دختر خواهر و شوهر خواهر من کشته نشدند که شما جیبتان پر شود و سهم بیشتری از قدرت بخواهید»! (۲۸ خرداد ۱۴۰۵).
حالا آخوند خاتمی طاقتش طاق شده و میگوید فرصت تفاهمنامه را نباید از دست داد و دست پزشکیان را هم میبوسد که «شجاعانه و فداکارانه رفت و این را امضا کرد». خاتمی در ۲۸ مرداد در این باره گفت (متن نوشتاری شده است):
«فرصتی ایجاد شده که این فرصت را اگر از دست بدهیم ما دچار مشکلات عجیب میشویم. فرصت کجا پیدا ظهور پیدا کرده؟ در تفاهمنامه. شما بروید این تفاهمنامه را بخوانید. نظیر ندارد. بعد از جنگ جهانی دوم هیچ تفاهمنامه هیچ سندی که به امضای رئیسجمهور آمریکا رسیده باشد اینقدر امتیاز به طرف مخالف نداده و اینقدر در مقابل آن تعهد برای خودش حاصل نکرده. ۹ مرتبه آمریکا گفته متعهد میشود با تعبیر آندرتیت و کامیت که سه تایش با ایران مشترک است. یکی حفظ حاکمیت، احترام به حاکمیت ملی است خود با طرفدارانش. یکی هم ترک مخاصمه. بعد هم امضا شده امضای دو تا رئیسجمهور زیرش است… و من اینجا بگویم واقعاً دست آقای پزشکیان را میبوسم که شجاعانه و فداکارانه رفت و این را امضا کرد. واقعاً افتخاری برای نظام جمهوری اسلامی است و نیز تقدیر میکنم از شعام هم که رأی دادند و بعد رهبری تأیید کردند. ما آمدیم به این تفاهمنامه رسیدیم نباید این را بگذاریم از بین برود. هر گامی که به سوی رفع جنگ به صراحت میگویم، برداشته شدن این محدودیتها برای ایران و انشاءالله باز شدن راه به سوی آینده بهتر باشد آن را باید تأیید کرد و نیز دولتی که در این مدت واقعاً خود آقای پزشکیان در کنار مردم با دولتش توانستند کاری بکنند که در این بحران نداری، بحران جنگ، بحران بمب، این مملکت اداره شد. درست است گرسنگی هست، بیکاری هست، ولی بالاخره مردم احساس کمبود نکردند. اینها واقعاً قابل تقدیر است»
خاتمی درست میگوید که اگر فرصت از دست برود رژیم «دچار مشکلات عجیب» میشود. اما کینگ مجتبی حواسش جمع است و میفهمد که تفاهمنامه در تمامیتش برای ولایتفقیه، جامزهری است که هژمونی ولیفقیه و در پی آن، تمامیت این رژیم را در گرداب مطالبات زنجیرهیی و در طوفان خیزشهای اقشار و تودههای مردم غرق و سرنگون میکند. در گوش مجتبی زنگ میزند که خمینی در دیماه ۱۳۶۲ در بحبوحهٔ جنگ و سرکوب گفت: «همه وارد میدانی شدهایم که اگر یک قدم عقب بنشینیم شکست میخوریم».
آن زمان خاتمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خمینی، و ریاست ستاد تبلیغات جنگ ضدمیهنی را برعهده داشت و در فرستادن بیش از ۴۴۰ هزار دانشآموز بر روی میدانهای مین قویاً دست داشت. از سال ۵۹ نیز به حکم خمینی و بهعنوان نماینده او سرپرستی مؤسسه کیهان را برعهده داشت و همان چیزهایی را که اکنون حسین شریعتمداری مینویسد، مینوشت و با شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» و «فتح قدس از طریق کربلا» سرکوب و اعدام مجاهدین را طلب میکرد.
وقتی هم که مجاهدین و ارتش آزادیبخش با نیروهای ائتلاف بر سر گردآوری سلاحها و نیروها در اشرف رسماً توافق کردند، خاتمی که در بیروت در حال دیدار با حزبالشیطان بود برآشفت و در منتهای وقاحت خواستار کشتار مجاهدین شد و گفت به جای توافق، انتظار حمله به مجاهدین داشته است.

از خاتمی در ۸ سال ریاستجمهوری از ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ هیچ آبی گرم نشد هر چند که از جوانب مختلف مورد حمایت و التفات ویژه آمریکا بود. کلینتون پس از پایان دوران ریاستجمهوری خود در مورد خاتمی گفت: «الآن که من دیگر در موضع ریاستجمهوری نیستم، این حرف را بدون اینکه ضربه زننده باشد، میتوانم بزنم. تصور نمیکنم کسی در غرب باشد که نداند ما وقتی ایران یک رئیسجمهور جدید برگزید، خوشنود و راضی بودیم» (بی.بی.سی جهانیـ ۱۳ خرداد ۱۳۸۰).
با این همه خاتمی در سال آخر ریاستجمهوری خودش را در رژیم ولایت فقیه «تدارکچی» تعریف کرد،

علت اینکه خاتمی هیچکاری از پیش نبرد، مضافاً بر بزدلی و ترس از خامنهای، چسبیدن بدون شکاف به پایهها و چارچوب اصلی رژیم ولایت فقیه بود.
– بیمحابا سپاه پاسداران را «آرمانیترین نیروی مسلح عالم» و شکنجهگران وزارت اطلاعات را «سرمایههای ارزنده کشور» و لاجوردی سرجلاد اوین را «خدمتگزار مردم» میخواند.


-در حالی که اصل ۱۷۷ قانون اساسی رژیم بازنگری در قانون اساسی آن را در چارچوب «ولایت امر و امامت امت» مجاز شمرده، خاتمی بدون هیچ رودربایستی «هر گونه سخنی از تغییر قانون اساسی» رژیم ولایت فقیه را «خیانت به ملت ایران» اعلام کرد و همه را به ایستادگی در برابر «کسانی که به شورش» و «نفی و براندازی میخوانند»، دعوت کرد (تلویزیون رژیم-۱۶آذر ۱۳۷۹).

-نمونه دیگر: آخوند ارتجاعی با شرک آشکار ولایت فقیه را «اراده برتر منتسب به وحی» میخواند و بهطرز مضحکی رژیم را «دموکراسی وحیانی» توصیف میکرد.


-نمونه دیگر: با وقاحت بیمانند میگفت: «شریعت و الهیبودن حکومت دینی ناشی از رأی مردم نیست و این جنبه حکومت دینی، وحیانی است و آرای ملت نقشی در مشروعیت الهی آن ندارد» (رسالت ۲۴ تیر ۱۳۸۰).


گویی به گوش خاتمی نخورده که حضرت علی یک هفته از قبول خلافت خودداری میکرد و در پایان هم گفت که اگر حضور جمهور مردم و بیعت یعنی رأی مستقیم و حضوری آنها نمیبود، افسار این شتر را بر کوهانش میانداخت و هرگز حاضر به قبول آن نبود. خودش در این باره گفته است:

اگر آن جمعیت انبوه حضور پیدا نمیکردند و اگر بهدلیل حضور و قیام یاریکنندگان بر من حجت تمام نبود، و اگر خدا از عنصر آگاه و دانایان عهد نگرفته بود که به سیری ستمگر و گرسنگی ستمزده رضایت ندهند، هر آینه ریسمان شتر خلافت را بر کوهان آن میانداختم و کناره میگرفتم… میدانید که کرسی این دنیایتان برای من از عطسهٔ بز هم ناچیزتر است.
×××××
پاسخ آخوند شیاد بهویژه پیرامون اصل ولایت فقیه بهعنوان «اراده منبعث از وحی و انتصاب الهی» را هم پیشتاز انقلابی از دیرباز با «مرگ بر اصل ولایتفقیه» داده است.
*****
و این هم آنچه اکنون رقبا و همگنان ولایت میگویند و ما را از هر گونه توضیح بینیاز میکند:
اخبار سیمای آزادی- ۱ بهمن ۱۴۰۲
مجری: اونهایی که بهصورت سنتی میان به اصولگراهها رأی میدن تکلیفشون مشخصه هیچی
طباطبایی: اونام معلوم نیستن
مجری: نه بگذارید بروم جلوتر… چرا خود شما جریان اصلاحطلب جریان اعتدال گرا هر اسمی که بذاری جریان رفرمیسم، . مردم دیگه مثل سابق به شما اعتماد نمیکنند علتش چیه
طباطبایی: مردم به کلش مردم به کلش اعتماد نمیکنند ما هم جزیی از اون کلیم. خیالتو راحت کنم
مجری: شما چیکار کردین
طباطبایی: ببین تو خیابون تو خیابون فرق من و شما برای آن مردمی که فحش میدهند هیچی نیست راحتت کنم
سؤال: نا مفهوم
طباطبایی: از ما میدونی چرا بیشتر بدشون میاد. میگن اینا دوباره میان یه قولی به ما میدهند. از شما که بیشتر خوششون میاد میگن اینها هر بار یه گندی میزنن بیشتر یا تعدادی را به ما اضافه کند. میزان کسانی که از جمهوری اسلامی بدش میاد بیشتر میشه اونها که از شما بیشتر خوشش میاد. براندازها من یه روزی توی یه جلسهای دوستان اصلاحطلب بودن گفتم آقا خدایی نکرده در این کشور اتفاقی بیفتد. بین سید محمد خاتمی و سید احمد خاتمی شش تا تیر چراغ فاصله هست. الآن که معتقدم اولیش سید محمد خاتمیه اصلاً به سید احمد خاتمی نمیرسه
مواضع مقاومت ایران در مورد تفاهمنامه هم بر همگان روشن است و موضعگیری رئیسجمهور برگزیده مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران را در روز ۲۴ خرداد امسال یادآوری میکنم.
×××××

استقبال ما از زهر خوردن اتمی فاشیسم دینی و هر گونه زهر دیگر هم تازگی ندارد و قبل از تفاهمنامه هم بر آن تأکید کردهایم.

×××××
حال باید دید که چرا بهرغم دستبوسی خاتمی و تأکیدات روحانی و اعلام «افتخار» پزشکیان و قالیباف از امضا و قبول تفاهمنامه، چرا هنوز مرکب آن خشک نشده کینگ مجتبی نوشت «علی الاصول» نظر دیگری داشته و اینچنین در سرتاپای رژیم شکافی بزرگ باز کرد؟ جواب این سؤال را قبلاً دادهایم که دعوا بر سر قدرت است و سهم هر یک از باندها در قدرت سیاسی. اما موضوع در همینجا ختم نمیشود و در موقعیت انقلابی و شرایط جوشان عینی به بود و نبود رژیم راه میبرد. همچنانکه در ابتدا گفته شد صورت مسأله هژمونی ولیفقیه و در پی آن تمامیت رژیم در گرداب مطالبات زنجیرهیی و همان حرف خمینی که در بحبوحهٔ جنگ و سرکوب گفت یک قدم عقبنشینی به شکست راه میبرد.
اصل موضوع برای ما و خلق اسیر این است که در هر حال بنا بر تجربه یک دههٔ گذشته طوفان خیزشها و قیام امان نمیدهد.
سرنگونی چه با عقبنشینی و زهر خوردن و چه با جنگ محتوم و در تقدیر است
×××××
از سوی دیگر درس بزرگ ۲ جنگ و یک قیام در ۴۰۴ این است که بازگشت به فاشیسم دستنشاندهٔ سلطنتی سرابی بیش نیست. در تاریخ ایران همهٔ سلسلهها با قدرت شمشیر خود بر تخت نشستند. فقط خانواده پهلوی گماشته و حاصل کودتای اجنبی بود. شیر و خورشید مقوایی و مصنوعی یا حلبی و چلپی جایی ندارد دود و دم و حبابی بیش نیست.
فایدهٔ پروپاگاند و نمایشها و برگهایی که بچه شاه در این سالیان یکی پس از دیگری رو کرده بالفعل در جیب رژیم ریخته و باعث تفرقه در میان مخالفان رژیم شده است. آنقدر که یکبار یکی از روزنامههای حکومتی نوشت «پهلویخواهان با اختلافافکنی میان اپوزیسیون خدمتی به جمهوری اسلامی کردند که هیچ گروه دیگری قادر به انجام آن نبود».
وطن امروز-۱۳ بهمن ۱۴۰۳

حالا فکرش را بکنید که اگر از قیام دیماه ۹۶ به بعد این همه جفتک چارکشهای بچه شاه در صحنه سیاسی ایران نبود، وضعیت تا کجا به زیان رژیم متفاوت بود.
یکسال پس از خاتمهٔ جنگ زمینی در عراق، لسآنجلستایمز دربارهٔ تمامیت جنگ اشغال عراق فاش کرد «ایرانیها با فریبدادن آمریکا یکی از بزرگترین عملیات جاسوسی تاریخ معاصر جهان را انجام دادهاند. بر اساس گزارشهای مطبوعاتی، بهنقل از منابع آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا، این آژانس معتقد است که برنامهٔ جمعآوری اطلاعات احمد چلپی (رئیس) کنگرهٔ ملی عراق برای سرویس اطلاعاتی ایران یک پوشش بوده است». سپس نیوزویک جاسوسی دوجانبه را همراه با عکس چلپی و آخوند خاتمی افشا کرد.

به یقین میتوان گفت که بچه شاه علاوه بر ارتباطات آلودهٔ خود با سپاه پاسداران از ربع قرن پیش تدریجاً و تا خرخره در حلقهای از اطرافیان اطلاعاتی غرق شده و اسناد آن بیتردید مانند اسناد کودتای ۲۸ مرداد روزی در برابر چشم همگان قرار خواهد گرفت. این بار اما برخلاف روزگار کودتا علیه مصدق بزرگ:
انقلاب دموکراتیک ایران و جمهوری دموکراتیک به دست توانای مردم ایران و ارتش آزادی پیروز میشود
مسعود رجوی
۳۱ مرداد ۱۴۰۵
مسعود رجوی – ۳۱ مرداد ۱۴۰۵





