محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتل عام ۶۷ در سوئد چهارمین جلسه دادگاه بعد از بازگشت از دورس به استکهلم دوشنبه -۸ آذر۱۴۰۰ – ۲۹ نوامبر ۲۰۲۱
ماورای وقاحت در انکار قتل عام و کین توزی علیه مجاهدین و کاربرد الفاظ «منافق» و «فرقه» توسط دژخیم حمید نوری
هراس رژیم جلادان از سرخ ترین نام و مکافات قتل عام۶۷ و برملا کردن منشأ لجن پراکنی و شیطان سازی علیه مجاهدین
روز دوشنبه ۸ آذر محاکمه دژخیم حمید نوری در دادگاه سوئد ادامه یافت و دادستان حول قتل عام زندانیان سیاسی به بازپرسی از حمید نوری پرداخت. در این جلسه نیز دژخیم درماورای وقاحت تلاش کرد قتل عام را انکار کند و به کین توزی و کاربرد الفاظ منافق و فرقه به جای مجاهدین بپردارد و البته به این ترتیب آبشخور این کلمات و لجن پراکنیها و شیطان سازیها را هرچه بیشتر برملا کرد.
دژخیم نوری زمانی که جنگ ایران و عراق دیگه تمام شده بود و آتش بس اعلام شده بود و تمامی سربازان عراقی و ایرانی اسلحه های خود را روی زمین گذاشته بودن امام خمینی دستور مقابله با این فرقه را داد فوری به نیروهای ایرانی دستور داد که فوری برید در جبهه ها و با اینها مقابله کنید و فرمانده این ایرانیها شخصی بنام شهید علی صیاد شیرازی رو انتخاب کرد اون گفت فوری برید به جبهه ها به اینها رحم نکنید
…………………
دژخیم نوری : M (منظورش سازمان مجاهدین ) این ادعایی که کردن در مورد حتی اون موج اول یا فاز اول. نه کلا من اونو قبول ندارم تو صحبتهایی که روزهای اول خودم کردم که توضیح دادم کاملا من که اون موج اول و فاز اول را اصلا قبول ندارم این موج دوم و فاز دوم را که اصلا دیگه هیچی . اصلا کلا دروغه
دادستان مارتینا وینسلوو : من واقعا سعی میکنم سوالات مستقیم کاملا مستقیم بپرسم متوجه بشین شما ببییند شما متوجه میشین یا نه حالا ما دادستانها ادعا میکنیم زندانیانی در موج دوم اعدام شدن بنظر شما پس اونها کجا اعدام شدن چه اتفاقی برای اونها افتاد موج دوم رو میگم
دژخیم: من ادعای شما رو رد میکنم اصلا هیچ اعدامی تویه فوج اول یا موج اول نبوده در موج دوم هم نبوده اصلا
شما فقط یک ادعا میکنید من کلش رو رد میکنم
دادستان : و این در رابطه با همین عملیات مرصاد بود این قتل عام که میگی قتل عامیه که در مرصاد بود
اوکی ؛. خب قوم و خویشهای افراد مجاهدین که در مرصاد شرکت کردن نمی دونستن که این افراد خانواده شان در این جنگ و مبارزه شرکت کردن و همچنین جزو مجاهدین هستند وفعال هستند یعنی نمی دونستند منظور من اینه که چرا بنظر شما مجاهدین بیان و یک همچین چیزی بگن که هواخواه های ما عضوهای ما وطرفدارهای ما اینجا کشته شدن ولی نمی گن ؛ چه چیزی برنده می شدند چی به نفعشون بود که اینجوری بگند
نوری: اگر شما صحبت های منو قطع نمی کردید من همه اینا را توضیح می دادم شما اسم مجاهدین را آوردین منهم باید بگم منافقین شما شروع کردین
قاضی: جواب سوال را بده دیگه از این ببعد وقتی دادستان سوال می کند دیگه مستقیم جواب اون رو بده شما اجتیاج نیست بگید متخصصین و کارشناسها چی گفتن و چی نگفتن اونا قسمت شما نیست جواب خودت را بده
نوری: ادعای من اینه که اصلا کل داستان در رابطه با منافقین ساختگیه
قاضی: دیگه این کلمه منافق را بکار نبر من برات چند بارتوضیح دادم که اجازه نداری این کلمه رو بگی مگر اینکه نقل قولی باشه یکی در زندان گفته باشه اون داستان را تعریف میکنه که اونا اینجوری گفتن
اگر میخوای از کلمه ام استفاده کنی اول اسم ایناست نمیخواد چیز دیگه ای بگی بگو گروه ام
نوری : ولی دادستانها می تونن بگن مجاهدین
قضات: دادستان حق دارد بگه مجاهدین دادستان تو کیفرخواستش نوشته مجاهدین همه این کیس در مقابل اونهاست ؛ولی شما حق ندارید.
نوری ؛ چشم
دادستان: خب حمید جمعه اونجا صحبتش را میکردیم تا اونجا رسیده بودیم درمورد این حمله فروغ جاویدان درماه مرداد گفتی که سازمان نمیتونسته تعریف کنه برای خانواده های این افراد که بین ۶ هزار تا ۷ هزار نفر افراد شون کشته شدن
دادستان :درست متوجه شدم حرفاتو
نوری: نه شما منظور منو خوب متوجه نشدید یکی از مواردی که توی این داستان ساخته شد همین بود که شما میگید اجازه بدید بقیه رو من خدمت شما توضیح بدم بعد از اینکه حمله فروغ جاویدان شروع شد در سوم مرداد سال ۱۳۶۷ ایرانیها غافلگیر شدند زمانی بود که جنگ ایران و عراق دیگه تموم شده بود و آتش بس اعلام شده بود تمامی سربازان ایرانی وعراقی سلاحهای خودشونو زمین گذاشته بودن امام خمینی دستور مقابله با این فرقه رو داد فوری به نیروهای ایرانی دستور داد که برید فوری به جبهه ها با اینها مقابله کنید و فرمانده این ایرانیها شخصی بنام علی صیاد شیرازی رو انتخاب کرد گفت فوری برید به جبهه ها به اینا رحم نکنید رزمنده های ایرانی پنجم مرداد سال ۱۳۶۷ با عملیاتی بنام مرصاد به اینها حمله کردن
…………………
دیگه اسم نمیارم که باعث ناراحتی کسی بشم بعد تمامی نیروهای اینها رو کشتن یا مجروح کردن یا به اسارت در اوردن و اکثر کارشناسهایی که شما معرفی کردید این موضوع رو تایید کردن و اکثرا گفتن که این فرقه با ۷ هزار سرباز مسلح به مرزهای ایران حمله کرده
…………………
آقای روزبه پارسی گفتن که ایرانیها تمام افراد این فرقه رو قتل عام کردن و ایشون قتل عام رو تایید کردن منم اینو تایید میکنم قتل عام شدن نه در…
دادستان: و این در رابطه با همین عملیات مرصاد بوده این قتل عامی که میگی قتل عامی که در عملیات مرصاد بوده درسته
نوری:بله
دادستان: خب فهمیدم خب قوم و خویشهای این افراد مجاهدین که در مرصاد شرکت کردن قوم و خویشها نمیدونستن افراد خانواده شون به مجاهدین پیوستن و در جنگ شرکت کردن جزو مجاهدین هستن یعنی فعال هستن یعنی نمیدونستن منظورم اینه که چرا به نظر شما مجاهدین بیان یک همچین چیزی بگن که افراد و اعضا و هواداران ما اینجا کشته شدن ولی نمی گن چی به نفعشان بود که اینجوری بگن
نوری: اگر شما اجاز میدادید وصبحت های منو قطع نمیکردید من توضیح میدادم ولی اشکالی ندارد من جواب سوال شمارا درچند دقیقه می دم ؛ ولی شما اسم مجاهدین آوردید پس منم باید بگم منافقین شما شروع کردید. خانواده اینها یکسری ازاین عملیات مطلع بودن خیلیهاشونم مطلع نبودن قبل از اینکه منافقین به مرزهای ایران حمله کنن یکسری از خانواده هاشون مطلع بودن درون زندانها هم مطلع بودن و با زندانها ارتباط داشتن اینها اطلاعات شخصی خود منه خیلی از این اطلاعات ر و تو ایران بدست آوردم بیشترین اطلاعات رو در این دوسال بدست آوردم بعد از اینکه اینها شکست خوردن و آقای اووه برینگ گفته تمامی اینها کشته شدن یعنی یه اختلاف نظر هست بین پارسی و اوه برینگ
قاضی: فقط جواب دادستان رو بده از این به بعد دادستان که سوال میکند فقط مستقیم جواب سوال اونو بده شما احتیاج نیست بگید که متخصصین و کارشناسان چی گفتن وچی نگفتن اونا قسمت شما نیست جواب خودت را بده
نوری: یکسری شون خانواده ها مطلع بودن یکسری شون درجریان نبودن
دادستان: انگیزه مجاهدین چی بود چی به نفع شون می شد بگن فرزندانتون افراد خونوادتون توی نیان بگن تو جنگ کشته شدن بکن تو زندان کشته شدن اگر می دونی ؛ اگر جوابی داری یا برداشتی
نوری : بخاطر اینکه اینها قول داده بودن48ساعته برسن تهران مسعود رجوی سخنرانی کرده بود به نیروهاش گفته بود ما ۴۸ ساعته میرسیم میدان آزادی و مردم تهران و ایران منتظرن که این گروهک وارد تهران بشه و از اینها استقبال کنن و این اتفاق نیفتاد گفتن ما این توپ رو بندازیم تو خود زمین جمهوری اسلامی گفتن بجای اینکه بگیم نیروها تو جنگ کشته شدن نشستن برنامه ریزی کردن گفتن ما میگیم اینها تو زندانهای تهران اعدام شدند
دادستان: خب طبق برداشت تو نیروی مجاهدین پس به نفع عراق میجنگید تو خاک عراق ازاونجا می جنگید
نوری: به نفع عراق نه لطفا حرف تو دهن من نذارید منافقین خودشون یه گروه مجزا هستن رژیم بعثی صدام میخواست جمهوری اسلامی رو سرنگون کنه با دهها لشکر نتونست اینا گفتن ما با هفت هزار نیرو میتونیم جمهوری اسلامی رو سرنگون کنیم
دادستان: ادامه می دیم ؛ خب میریم سر اون یکی گروههای دیگه که چپی هستن که این کیس در مورد اونها هم هست و ما دادستانها ادعا میکنیم که اینها در موج دوم گوهردشت اعدام شدن در مورد این زندانیها برداشت شما چیه آیا اینها زندانی بودن و بعدا آزاد شدن
نوری: همین که میگید ادعا میکنید کلمه خوبه من این ادعای شما رو رد میکنیم ادعای من اینه که کل این داستان در مورد منافقین ساختگیه
قاضی: دیگه این کلمه رو بکار نبر من برات توضیح دادم چند بار که اجازه نداری این کلمه را بگی مگر اینکه نقل قولی باشه که کسی در زندان گفته و تو نقل میکنی اگر میخوای از کلمه ام استفاده کن دیگه نیمخواد چیزی بگی باشه؟ بگو گروه ام
نوری: ولی دادستانها میتونن بگن مجاهدین دادستانها هم باید بگن ام
قاضی: بله دادستانها حق دارن بگن مجاهدین دادستان در کیفر خواستش نوشته مجاهدین همه این کیس در مورد اونهاس ولی شماحق نداری شما باید بگی ام
نوری: چشم ؛ ادعایی که کردند حتی درمورد اون موج اول یا فاز اول کلا من اونو قبول ندارم توصحبت هایی که روزای اول که خودم کردم که توضیح دادم کاملا من که اون موج اول و فاز اول رو اصلا قبول ندارم این موج دوم و فاز دوم که اصلا دیگه هیچی اصلا کلا دروغه
دادستان: من واقعا سعی میکنم سوالات کاملا مستقیم بپرسم ببینم شما متوجه میشی یا نه حالا ما دادستانها ادعا میکنیم زندانیانی در موج دوم اعدام شدن بنظر شما اونها کجا اعدام شدن چه اتفاقی برای اونها افتاد
نوری: من ادعای شما رو رد میکنم اصلا موج اول و موج دوم اعدامی نبوده شما فقط ادعا میکنید من کلش رو رد میکنم
دادستان: حالا این اشخاصی که ما معرفی کردیم در پیوست سی به نظر تو یعنی این افراد کشته نشدن کجا هستن این افراد.
نوری: من تستی نمیتونم جواب بدم شما سوال مطرح میکنید جواب رو هم خودتون میخواید بگید
دادستان: حمید نوری همه سوالات من بر مبنای حرفهای خودته که بطور آزادانه اون اول صحبت کردی
نوری : خوب بگذارید من جواب بدم خواهش میکنم از شما
دادستان : صبر کن من سوال رو بپرسم بعد جواب بده اینطور نمیشه و ما هرگز کارمون تموم نمیشه حالا اگر ترجمه درست بوده باشه تو گفتی کمونیستها گفتن پس ما چی اگر ما نباشیم ما هم میریم میگیم همه این داستانها خیال بافی و خیالی و تخیلیه ؛ پس اینطور میشه که این ا فرادی که ما میگیم اعدام شدن به یک نحو دیگری کشته شدن حالا باز م ازت می پرسم تو میگی اون یکیها در جنگ کشته شدن این یکی ها چطور کشته شدن
نوری : من نگفتم همه اینها درجنگ کشته شدند نمی خوام حرف تو دهن من بگذارید گفتم بخشی از اینها در جنگ کشته شدن شما صدای منو قطع میکنید هیچموقع صحبت های من کامل نمیشه این نظر و تحلیل شخصی خودمه کمونیستها و ام در زندان وخارج زندان نشستن با هم همفکری کردن و از سال ۶۷ به بعد از عملیات مرصاد نشستن یه سری همفکری کردن یه سری افراد کمونیستها که اعدام شده بودن در زندانها یه سری افراد که ازاد شده بودن از زندانها و به هر دلیل فوت کرده بودن یا سربه نیست شده بودن یا وقتی میخواستن از مرز خارج بشن تو درگیری کشته شده بودن یا دلایل مختلف دیگه یا یک سری از این افراد اصلا وجود خارجی ندارن در صورتی مشخص میشه این افراد اصلا وجود خارجی داشتن که از ایران استعلام بشه ببینیم این افراد اصلا بودن پدر و مادر داشتن اگر مردن برای چی مردن اگر اعدام شدن برای چی اعدام شدن و تاریخشون از ایران استعلام بشه نظرمو چقدر صریح گفتم که دیگه شما برای صحبتهای من اظهار نظر نکنید
دادستان: خب حالا این جوابو بده چپیها چه دلیل داشتن که بیان بپیوندن وهمفکری کنن و اینطور بگن برمبنای چی؛ چه نفعی داشتن بیان اونا هم اینجوری بگن .
نوری: بخاطر اینکه فقط ام مطرح نباشه اینها ارتباط تنگاتنگ دارن کمونیستها نمیخواستن تو این داستان و توی نمایشنامه فقط ام مطرح باشه
…………………
قاضی: سوال این بود که کمونیستها چه نفعی داشتن که بیان بگن ازشون اعدام شده این تعداد رو که توضیح دادی قبلا گفتی آنموقع که آزادانه صحبت کردی سوال این بود که چه چیزی به نفع کمونیستهاست که بگن ما اینجوری شدیم ما اینو میخواهیم جواب بدی
نوری : چیزی به نفعشون نیست اینها با هم نشستن برنامه ریزی کردند این داستان رو نشستن و ساختن چون اینها تو زندان ده سال تنگاتنگ با هم زندگی کردن این تحلیل شخصی خودمه اینها هم میخوان بگن تو این بازی ما هم هستیم و من کلا ادعای هر دو طرف رو رد میکنم
قاضی: دادستان ادامه بده
دادستان: باز یه سوالی در رابطه با گروههای چپی یا افرادی که ما ادعا میکنیم اعدام شدن، تو ادعا میکنی که شاید بعضی ازا ین افراد اصلا وجود خارجی ندارن و به ما میگی از ایران استعلام کنیم که اصلا چنین افرادی وجود داشتن یا نه در جواب تو میگم که ما اسناد و مدارک ارائه دادیم همین اشخاصی که اینجاشفاها صحبت کردن تا بحال ۱۲ نفر هم آقا و هم خانم اومدن اینجا راجع به برادراشون صحبت کردند
کسی که گفت شوهرش اعدام شده در گوهر دشت ؛ از این ۱۲ نفر نصفشون از هواداران مجاهدین بوده نیمه دوم هم از هواداران گروههای مختلف چپی بودن و همینطور که شنیدیم و شنیدید خیلی جوان بودن وقتی این اعدامها اتفاق افتاده تمام دنیا همه شنیدن صدای همه اینها رو هرکس هرجا که بوده اونها هم تونستن به نوبت خود مدارکی نشون بدن یا گواهی فوت یا نامه هایی که عزیزانشون نوشتن عکسهایی وبعضی هم حکم نشون دادن حالا سوالم اینه که بنطر تو همه افرادی که اومدن اینجا اون هم جزیی از توطئه است و اینها همه خیالبافی از خودشون در اوردن همه نظر شما چیه
نوری: شما ده تا سوال ازمن کردی یکی یکی جواب میدم من نگفتم همه شون گفتم بعضیهاشون بعضیها ممکنه اعدام شده باشن باید از ایران استعلام بشه آیا اینها زندان بودن برای چی زندان بودن اگر اعدام شدن چرا اعدام شدن و در چه تاریخی اعدام شدن این مال بعضیهاشونه شما از کمونیستها ۲۶ اسم دادید که کشته شدن اما متاسفانه از ایران هیچ استعلامی نشده که این افراد بودن یا نبودن چند نفر از این افراد گواهی فوت آوردن چون آقای قاضی اجازه نمیده که من اسم بیارم اسم نمیارم گواهی فوت آوردن با خودشون ؛ درسته جمهوری اسلامی قبول کرده اینها فوت کردن ولی علت فوتش نوشته نشده حالا باید از جمهوری استعلام بشه علت فوت اینها رو بنویس و من قبول دارم یه سری از اینها اعدام شدن نه در اون داستان قتل عام احتمال اعدام هست حالا چرا تو اون گواهی فوت ننوشتن اعدام من توضیح میدم بخاطر حفظ آبروی این خانواده ها چون من درجریان هستم زمانی که این خانواد ها مراجعه میکنن میگن گواهی فوت فرزندان ما رو بده میان درخواست میکنن اینجا ننویسید اعدام شده تو کشور مردم ما رو با چهره بد نگاه میکنن پس صحبتهامو خلاصه میکنم که شما خسته نشید اینها ادعاهای یکی از افرادخانوادگی این افرادی است که میگن فوت کرده ؛ بایداظهارات بقیه افراد خونوادشون رو گرفت که ببینیم آیا ادعای این افراد را قبول دارند یا ندارند من الان میتونم مثال خوبی بزنم
دادستان: چرا نخوان نوشته بشه که فرزندشون یا افراد خانواده شون اعدام شده
نوری :خیلی سوال خوبیه جمهوری اسلامی احترام میذاره به درخواست کسانی که اعضای خانواده شون اعدام شدن چون تو کشور ما با افرادی که اعدام شدن مردم و اداره ها متاسفانه خوب برخورد نمیکنن اگر این گواهی رو ببرن جایی تو اداره بدن که اعدام شده بعضی از کارمندهای اداره ها متاسفانه خوب برخورد نمیکنن
دادستان : چرا دلیلش چیه
نوری : این کار اشتباهیه که بعضی کارمندها انجام میدن من خودم نمی پسندم و موافق این حرکت نیستم خانواده ها درخواست میکنن که ننویسید اعدام شده فقط بنویسید فوت کرده که تو اداره ها ما رو اذیت نکنن
دادستان: اوکی شما این نتیجه گیری که کردید بیرون نگذاشتید که مجاهدین اعدام شدن وکمونیست ها هم میتونه اعدام شده باشن ؛احتمال اعدام هر جفتشون وجود داره
نوری : متوجه منظورتون نشدم
دادستان: این بحث رو کاملا منتفی نکردید که ممکنه عده ای در زندان اعدام شده باشن
نوری : بله
دادستان : خب پس استنتاج نتیجه نهایی این میشه که این افراد بخاطر وابستگی به مجاهدین یا سایر گروهها وتشکیلات های دیگر میتونن اعدام شده باشن
نوری: نخیر با این توضیحی که شما میگید نه ؛ بله اعدام شدن احتمال داره ولی نه بصورت قتل عام عمومی نه کشتاری که ادعا دارند؛ نه بخاطر تعلقاتی که به ام داشتن بخاطر جنایات و کشتاری که از مردم ایران کردن اعدام شده اند . نه بخاطر تعلقاتی که به ام داشتن هیچکس به خاطر تعلقاتی که به ام داشتن اعدام در ایران نشدن .
دادستان: فهمیدم ؛ یعنی فکر میکنید حتی اعدام چپیها هم با همین منطق بوده؟ یعنی شما فکر میکنید چپیها هم شامل همین منطق میشن
دژخیم -اجازه بدید با بله و نه جواب ندم که به مشکل برنخوریم کمونیستها هم بله اعدام شدن از سال ۶۰ به بعد اعدام شدن هرسال هم اعدام شدن اما نه این قتل عام وداستانی که ساخته شده ؛ بله اعدام شدن
دادستان: بزعم شما چرا این افراد اعدام شدن بخاطر تعلق خاطر یا وابستگی به گروههای چپ بوده یا چیزهای دیگه
نوری: پس ببینید من گفتم که اعدام شدن؛ کمونیستهای هم بعضیهاشون مثل ام عملیاتهای مسلحانه داشتن نه همه گروههای کمونیستی بعضی از اونها هم عملیات مسلحانه داشتن
…………………
پس در یک جمله کل صحبتهامو توضیح بدم از افراد و اعضا گروهکهای کمونیستی هم اعدام شده اند نه بخاطر تفکرات سیاسی و یا گروهکی بخاطر عملیاتهای مسلحانه که بخاطر عملیات مسلحانه که مثل گروهک ام داشتن
دادستان: اوکی حالا یکسری عکس داشتم میخواستم نشون بدم تا جایی که به اعضای سازمان مجاهدین و گروههای چپی برمیگرده ما یکسری مدارک کتبی داشتیم که ارائه دادیم اینجا کردیم از جمله لیستی هست لیست اعدام شدگان که اینجا معرفی کردیم اینا رو در شرح ماوقع بطور کلی اول کار مطرح کردیم
یک لیستی هست مال ایران تریبوناله که تقریبا ۴۵۰۰ اسم توش هست بیشتر از ۴۵۰۰ تا که این لیست تهیه شده هوادارن مجاهدین هستن و یه بخشی هم چپیها شما حتما مطلع هستید هم درشرح ما وقع گفتم هم درتحقیقات مقدماتی همه همش اومده حالا این یک نامه است در مورد مجاهدین درمورد اعدامیهای مجاهدین ما یه لیستی داریم که عملا رو هم گذاشتیم و تنظیمش کردیم این مال کیه مال سازمان پناهندگان ایرانی در تبعید است اینا رو من در شرح ماوقع بهش پرداختم بعد گفتی اینا رو هم توضیح دادی که چپیهایی هم هستن که اعدام شدن بعد این لیستی هست از کتاب سیاه که ما اینجا آوردیم همه ا ینها رو دادستانی آورده تو ضمیمه ای و سی تنظیم کرده گذاشته اونجا الان شما بحث اینو کردی که عده ای اعدام شدن دلایل اعدام رو هم بزعم خودتون گفتید سوالم مشخصا از شما اینه که فکری دارید سر این قضیه که این اسمهایی که در این لیستها اومدن این اسمها از کجا اومدن سر از این لیستها در آوردن ؛ چون صحبت میشه که اینها تو این قطع کوتاه اعدام شدن اگر نظری دارید اگر نظری ندارید که حرفی نیست این اسمها چطور سر از این لیستها در آوردن
نوری: نظر دارم خیلی هم نظر دارم
دادستان :حالا نظر داری نظر یک بحث دیگه است خوب میتونی خیلی هم نظر داشته باشی ولی من بیشتر میخوام بدونم که بزعم شما این اسمها قضیه اش چطوری ؛چطور میتونن سراز این لیستها در اورده باشن؛ من بیشتر صحبتم سر اینه
نوری: بله خدمت شما توضیح میدم خیلی از این لیستها دروغه اصلا واقعیت نداره اصلا وجود خارجی ندارن اصلا معلوم نیست که این افراد اصلا وجود دا شته باشن اصلا وجود خارجی ندارن
دژخیم نوری :همه اش دروغه واقعی نیست ساختگیه اما بعضی از این افراد بله اعدام شده اند نه در قتل عام نه در کشتار ۶۷ بعضیها در کشتار ۶۷ کشته شده اند و در قتل عام ۶۷ من قتل عام ۶۷ و کشتار ۶۷ رو تایید میکنم نه در زندانهای ایران بلکه در جبهه جنگ. این کشتار ۶۷ در استان کرمانشاه بله اتفاق افتاد بله اینها اونجا قتل عام شدن و یکسری از این افراد توی اون اسامی هستن .خیلی ممنون از وقتی که به من دادید
دادستان: خب حالابه زمان قبل از دستگیری شما ۲۰۱۹ به اون زمان برگردیم .شما قبل از اون آیا اصلا اطلاع داشتین که یک همچین ادعاهایی هست از طرف خانواده کسانی که خانواده های مجاهدین کسانی که فرزندانشون اعدام شده باشن یا بالاخره اگه از یک همچین چیزهایی از یک همچین ادعاهایی شما مطلع بودین قبل از اینجا یعنی قبل از دستگیریتون ؟ خب حالا برگشتین سر کارتون یک چیزهایی می شنوین دال بر ملاقاتها و این جور چیزها .یک چیزهایی هم می شنوین داستانهایی می شنوین که یک گویا اعدامهایی صورت گرفته فلان و اینها در زندانهای ایران ؟
دژخیم نوری :نه .خواهش می کنم حرف توی دهن من نذارین .خواهش کردم .اسمی از اعدام من نگفتم گفتم یک چیزهایی شنیدم در خصوص ملاقات که ملاقاتها می گن اینطوری شده قطع شده .
دادستان : خب وقتی برگشتین سرکارتون در مورد ملاقاتها چی شنیدید ؟
دژخیم نوری : خدمت شما توضیح می دم .من همونطور که قبلا خدمت شما عرض کردم هر روز ما زندانی توی اتاقمون صدا می کردیم من از مرخصی برگشته بودم من هر روز زندانی صدا می کردم یکی دوبار یک چیزهایی زندانیا در مورد ملاقات می گفتن من حساس نبودم که نظر من رو جلب می کرد .ما طبقه دوم ساختمون مرکزی زندان بودیم زندانیا رو از پله می آوردن طبقه بالا تو قسمت دادیاری .سری قبل گفتم دیگه که ما دادیاری اول راهرو بودیم مدیر زندان انتهای راهرو بعد دیدم زندانیا با دمپایی خیسن و برفه و دارن تو راهرو سر صدا می کنن بعد دیدم شوخی می کنن متلک میندازن بعد دیدم یکیشون که اومد تو اتاق حالا تو راهرو بود یا تو اتاق یادم نیست بعد گفت اونجا کشته نشدیم نزدیک بود اینجا کشته بشیم گفتم چی میخواستی بگی داستانش چون طولانیه خلاصهش میگم گفت چند وقت پیش ملاقات ما رو قطع کردن بحث طولانیه خیلی خلاصه اش می خوام بکنم بعد گفت که تو زندان اینطوری بود که ام قرار بود از مرز حمله کنه به ایران و زندانیها هم با ام که خارج از کشور بودن توی همون هماهنگ شده بودن با هم و قرار بود که زمانی که ام حمله میکنه اینها هم از درون زندان حمله کنن پاسدارها رو بکشن ازدر زندان خارج بشن توابها این داستان رواطلاع دادن به مامورین که این قراره یه حملهای بشه اگر حمله شد زندانیها میخوان همه از زندان حرکت کنن پاسدارها رو بکشن از در زندان خارج بشن توابها به مسولین اطلاع دادن تلویزیونها رو جمع کردن ملاقاتها رو قطع کردن یک چیز دیگه هم گفت من دارم حدود صحبتشونو میگم بعد گفت که دیگه زندانیها متوجه نشدن که ام به ایران حمله کرده زندانیها نتونستن حمله کنن که پاسدارها رو بکشن و از در زندان خارج بشن و گفت خدا رو شکر که این اتفاق نیفتاد اگر زندانیها این کار رو میکردن و از در زندان میخواستن خارج بشن خب پاسدارها و مامورین احتمالا به اینها حمله میکردن و با اسلحه اینها رو میکشتن ولی چون نفهمیدن حمله نکردن به پاسدارها هیچکی هم کشته نشد بعد ملاقاتهای ما رو شروع کردن .
دادستان: خب حالا یک سری سوال دارم درمورد این داستانی که این زندانی برای تو تعریف کردش و گفتی که قرار بود یک مبارزه مسلحانه بشه در زندان
دژخیم نوری :نخیر حرفهای منو قرار شد شما نظر خودتون رو نگین . مبارزه مسلحانه نه.از در زندان خارج می شن پاسدارها از شما خواهش می کنم این کلمات رو دقیق چیز کنید که بعد به مشکل نخوریم .
دادستان: خیلی خب این داستانی که شما الان بازگو کردی کجایی ؟ تو کدوم زندانی که این اتفاق افتاده ؟منظورت که زندانهای دیگه هم این اتفاق افتاده یا تو کجا هستی کدوم زندان ؟
دژخیم نوری : من فقط در زندان اوین بودم هر چی که تعریف میکنم از زندان اوینه این شخصی هم که دارم صحبت می کنم در زندان اوین بود فقط اوین
دادستان: میدونی چه وقتی بود همه این اقداماتی که انجام دادن از جمله قطع کردن تلویزیون و اینایی که الان توضیح دادی کی از لحاظ زمانی این کار رو کردن .
نوری: دقیقشو نمیدونم از مرخصی که برگشتم خیلی در این مورد فکر کردم دقیق نمیدونستم سال ۶۷ یا ۶۸ است فکر کردم سال ۶۷ بود اون داستانی که تعریف میکرد منظورش همون عملیات فروغ جاویدان و عملیات مرصاد بود تمام چیزهایی که گفتم حرفهای ایشونه ها من نه تاییدش میکنم نه ردش میکنم من فقط حرف یه زندانی رو دارم تعریف میکنم……………..
دادستان: حالا وقتی که برگشتی وضعیت چه جوری بود آیا تلویزیون بود زندانیها ملاقات داشتن یعنی وضعیت مثل وضعیت معمول بود همونطور که همیشگی بود یا فرق داشت ؟
دژخیم نوری :معمولی معمولی من دادیاری بودم تلویزیونای ما رو که جمع نکرده بودن ما تو اتاق دادیاری تلویزیون نداشتیم
دادستان: ما داریم راجع به زندانیها صحبت میکنیم وضعیت اونها چطور بود
نوری: معمولی بود ما تو دادیاری بودیم
دادستان: بله شما اونجا بودی ولی گفتی که تماس داشتی با زندانیها بعد از اینکه از مرخصی برگشتی .
نوری: تماس نه .اونها رو صدا می کردیم می اومدن پیش ما .بله .
دادستان: خیلی خب تو گفتی یه زندانی رو صدا کردی اومد پیشت نشست و اونها رو تعریف کرد واست همه اینها که تعریف کردی که قرار بوده یک اتفاقی توی زندان بیفته ولی اون اتفاق نیفتاد واینها رو زندانی برای تو تعریف کرد .و اینها از بیرون هماهنگ شده بودن قرار بوده اینها بیان داخل و زندانیهای داخل نگهبانها رو بکشن از جلوی اینها رد شن با هماهنگی از بیرون .خب این اطلاعاتی که تو کسب کردی رفتی برای همکارات تعریف کنی ؟
نوری: زندانی که برام گفت یک چیزی توی ذهنمه رفتم به حاج آقا گفتم حدودشو یادمه گفتم حاج آقا یه زندانی یک همچین چیزی میگه ملاقاتها قطع یک چیزی به حاجی گفتم
دادستان: یعنی نرفتی به رییست بگی که ریسک این وجود داشته بوده که قرار باشه شورش بشه در زندان یا علاقمندم نبودیکه بفهمی این جریان چی بوده ؟
نوری: من همینو توضیح میدم شما فقط .داشتم همینو می گفتم . من خیلی آدم ساده ای بودم مثل بچه ها زودحرفو به رییسم گفتم و باید هم میگفتم این تو ذهنم بود میز حاجی اون گوشه گوشه بودولی اینها تو ذهن من بود گفتم حاج آقا یک زندونی داره اینطوری می گه ملاقاتها اینطوری بوده اونطوری بوده یه داستانی واسه حاجی خلاصه اش رو گفتم خدا رحمتش کنه آقای حداد بود یه حرف زشتی زد تو ذهنم یه چیز بدیه گفت که یه چیزی گفت بعد گفت کی بوده کی گفته اینها حدودشه ها من گفتم هیچی حاج آقا هیچی هیچی چون ترسیدم برای اون زندانی الان درد سر درست بشه من زودحرفمو جمعش کردم همه اینها که میگم حدودیه مال ۳۳ سال پیشه ولی یادمه که رفتم به حاجی گفتم .
دادستان:خب الان وقت ناهاره ولی این قسمت رو تموم کنیم گفتی که از اونهایی که توبه کرده بودن گزارش رد شده بوده به اون مسئولینشون نزدیکترین باصطلاح شخصی که با تو کار میکرد یعنی خود دادیار اون هم حتما آگاه بوده یعنی حتما از این مساله آگاه بوده که قرار بوده پرسنال زندان رو بکشن
نوری: مسئولین رو که گفتم مسئولین زندان رو گفتم رئیس زندانو و پاسدارها و … ولی اینکه احتمال داره دادیار هم با خبر بوده احتمال داره این احتمال رو میشه داد ولی چون من نبودم فقط حرف اون زندانی روگفتم البته یکی دوباردیگه هم اینجور چیزها رو شنیدم ها من همه رو صادقانه دارم میگم و خودم هم میدونم که هرچی کمتر حرف بزنم بهتره ولی میخوام داستان کلا مشخص باشه .
متن دادگاه ۲۹ نوامبر ۲۰۲۱- جلسه عصر
دادستان: خوب حمید توضیح تو در مورد اینکه ما به اینهایی که اتفاق افتاده بهش میگیم کشتار مردم وشما میگید اصلا کشتار مردمی وجود نداشته اتفاق نیفتاده تو زندانها اینجا تو دادگاه اینجوری تعریف کردید حالا صبر کن سوال رو بپرسم و تو میگی مجاهدین خودشون از خودشون این داستان ساختگی رو دراوردن. آیا اینی که میگی این اطلاعاتی که میگی بنظرتو ساختگین اینارو قبل از نوامبر ۱۹ داشتی یعنی قبل از دستگیری خودت داشتی؟نظرت اون موقع اینجوری بود؟
نوری: به این شکلی که داستان ساخته شده
نوری: بله از لحاظ من همه اش دروغه و ساختگیه. من شک ندارم، سوال دوم شما اینه که آیا قبل از دستگیری اینرا بهش رسیده بودی یا الآن. من توی ایران که بودم حقیقتش یک مقدار شک داشتم، ۹۹ درصد مطمئن بودم که این داستان ساختگی است و غیر واقعیه و یک نمایشنامه است ولی حقیقتش یک درصدهمیشه ته دلم این شک بود،… تا اینکه این مشکل برای من درست شد. این دو سال این سختی که کشیدم، این مطالعاتی که کردم، این کتابهایی که خوندم، این لیست ها را که دیدم، با هم مقایسه کردم، دیگه اون یک درصد هم برای من حل شد و صددرصد یقین دارم که این داستان کلا ساختگیه و فقط یک نمایشنامه است.
دادستان:خیلی خب پس جواب تو اینکه که بله قبل از اینکه دستگیر بشی هم آگاه بودی از این مسئله. چه وقت متوجه شدی فهمیدی، آگاه شدی که این ساختگیه؟که داستان را از خودشون درآورند؟ آیا کسی برای تو اینجوری تعریف کرده که این ساختگیه یا اینکه چه جوری به این نتیجه رسیدی خودت که اینجوریه؟
نوری: خدمت شما عرض میکنم از همون اوائل که این صحبتها مطرح شد میدونستم دروغه میدونستم ساختگیه چون من خودم تو زندان بودم دیگه اگه چیزی بود و یا اتفاقی افتاده بود صددرصد من متوجه میشدم … یکی دو تا برنامه تلویزیونی از سیمای ام دیدم آقای رئیس میگه اسمشونگو ام بعد یکی دو تا این برنامه رو دیدم … خود بخود گهگاه من این داستانومیشنیدم و هی روزبروز متوجه میشدم که این داستان ساختگیه
…………………….
دادستان: خوب آیا رژیم ایران بطور آشکار برا همه توضیح داده که جریان اینجوریه گفتن برا همه رسمی؟ بالاخره همه شکایت کردن به گوش اونا رسیده که همه ادعا میکنن که اونا این کشتار رو مرتکب شدن بنابراین به نفع خود اونها هم هست که بیان قشنگ برا همه بطور آشکار توضیح بدن که اینا صحت نداره بلکه خود مجاهدینه پشت این قضیه
دادستان: پس یعنی آدم باید از جای دیگه شنیده باشه این مطلب را درسته؟ فقط از تو نه از جای دیگه ای، از کس دیگه ای، از مقامات دیگه ای .
حمید نوری: اینها همه اش نظرات شماست.من با بله و خیر جواب نمیدهم. حالا توضیح میدهم. اصلا چنین داستان و نمایشنامه ای اتفاق نیافتاده که بخواد جمهوری اسلامی اظهار نظر کنه. و تمام کسانی که در خصوص این نمایشنامه صحبت کرده اند همه افراد ضد انقلاب ایران و گروهکهای سیاسی بودند.واگر سازمانهای بین المللی هم در این خصوص اظهار نظر کرده اند سازمانهای کاملا وابسته و ضد انقلاب ایران بودند. که در رأسشان این گروه ام بوده است. جمهوری اسلامی دلیلی ندارد که جواب اینهمه مزخرفات و اراجیف ضد انقلابیون را بده.اگر بخواهد صبح تا شب به اینجور مسائل توضیح بده باید تمام کارش را تعطیل کنه فقط صبح تا شب به این جور ادعاهای دورغین جوابگو باشه……
دادستان: خوب میروم سر سئوال بعدی اینکه چرا شخص تو . چرا مجاهدین فقط و فقط به شخص تو گیر بدهند؟
بذار یک کم توضیح بدهم اول من که من چی جوری فکر میکنم. چون بهرحال تو برای ما توضیح دادی که کار میکردی توی زندان توی اوین کاری میکردی.اگر این داستان ساختگیه از خودشان در آوردند چرا نیامدند یک شخصی را انتخاب بکنند که توی گوهر دشت کار بکنه؟البته میدونم تو نمیتونی به این جواب بدی.گفتم شاید بخواهی یک جوابی داشته باشی حالا.
نوری: قرار شد از طرف من شما جواب ندید. جواب دارم خیلی هم جواب خوبی دارم. اینکه چرا اینها با شخص من این داستان را درست کردند
نوری: و من را ادعا دارند، این یک گروه ضدانقلاب ایرانه، و قصدش براندازیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایرانه و چهل سالم هست که این ادعا را داره و این تصمیم را داره و هزاران نفر از نیروهای خودش را به کشتن داده و هزاران نفر هم از مردم بی گناه و مظلوم ایران را به شهادت رسانده
بعد از آنتراکت
دادستان: …. میگه منو آوردند توی راهرو بیرون یک فرعی یکی یکی می آوردند و یکی یکی میفرستادند می بردن جلو پیش یه میزی که اونجا ازجمله کسایی که بودند ناصریان و عباسی نشسته بودند بعد ازش می پرسن که عفو میخوای یا نمیخای.جوابی داری در این مورد بدی؟
نوری: بنام خدا بله جواب دارم دروغ میگه دروغ میگه ….
دادستان: هشتم مرداد از جمله کسایی که گفته تو رو دیده و فعال بودی نصرالله مرندیه که آدما زندانیا رو می آوردی بیرون و حسین فارسی هم میگه که تو فعال هستی توی این راهرو برو بیا داری جوابی داری به این بدی؟
حمیدنوری: بله آره دروغگویند دروغ میگن …همشون دروغ میگن
دادستان: بعد تاریخ بعدی یکشنبه ۹ مرداد … حسین فارسی گفتن که تو اومدی دنبال زندانیا بندای اونا زندانی آوردی بیرون اونجا یک ضرب و شتمی هم رخ میده و تو وایستاده بودی نگاه میکردی نظارت داشتی و گفتن که شما در راهروی مرگ هم فعال بودی در رفت و آمد بودی و اینا رو فریدون نجفی آریا و علی ذوالفقاری گفتن .چیزی هست بخوای جواب بدی ؟
حمیدنوری: بله خیلی چیز دارم که بگم ولی خیلی خلاصه میگم دروغ میگن من ۹ مرداد بیمارستان نجمیه تهران بودم در مرخصی بسر میبردم …………….
نوری: ………..در یه جمله هرچهارتایی شون مثل بقیه همه دروغ میگن …
دادستان : …. تاریخها اینان : دهم، دوازدهم، چهاردهم، پانزدهم، هفدهم، هجدهم ،بیست ، بیست و یکم و بیست و دوم و ۲۵ مرداد.حالا آیا موضع تو همینه همینی که الان در مورد اون چند نفر دیگه گفتی در مورد همه اینها هم تو این تاریخها اینه که همه شون دروغ میگن و تو اونجا نبودی؟
نوری: صد در صد دروغ میگن …
دادستان: ۶ نفر گفتند در تاریخ ۱۰ مرداد شما را آنجا تو آن راهرو دیدند و تازه انتخاب هم میکردی که توی این راهرو کدوم زندانی بره پیش این هیئت. اگه نگاه کنین اینجا شماره یکی که الان تصویر را می بینی اسامیشون اینجا نوشته شده سه نفرگفتن که دیدند که شما فعال بودین
دادستان: تو این راهرو در رفت و آمد بودی. جوابی هست بخوای بگی
حمیدنوری:بله بله . خیلی از شما ممنونم ………… نصرالله مرندی ۵۶ تا مورد در مورد ایشون من نوشتم….
دادستان: من دیگه باید قطع کنم ما راجع به ۱۰ مرداد داشتیم صحبت میکردیم ازت راجع به ۱۰ مرداد پرسیدم
دادستان: ولی تو دیگه راجع به این تاریخ حرف نمیزنی رفتی جلو
نوری: خوب اینها رو دارن میگم که این افراد دروغگوئن…
دادستان: فهمیدیم نظر شما را که به نظر شما همشون دروغ میگن…..
دادستان: بعد ببینید این روایت آزادی که آغاز کار صحبت کردید گفتید مجاهدین نقش عمده ای در قتل عام ۲۰۰۰۰۰ تا ایرانی داشته منظورتون میتونین برای من بگین منظور از این قضیه چی بود؟
حمیدنوری: بله حتما میگم .نگفتم مستقیم گفتم هم مستقیم هم غیر مستقیم… گروه M از سال ۱۳۵۹ با جمهور اسلامی و امام خمینی شروع کرد به مخالفت. ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۵۹ رژیم متجاوز صدام به ایران حمله کرد عوض اینکه اینها برن تو جبهه ها با رژیم صدام بجنگند شروع کردند به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران، جمهوری اسلامی رو تضعیف کردن. سال ۶۰ هم که اعلام جنگ مسلحانه کردند … شروع کردن به کشتن مردم ایران بعدش هم سال ۶۴ از فرانسه دیگه رفتند عراق از فرانسه بله رفتن عراق دیگه مستقیما وارد جنگ با ایران شدند به رژیم متجاوز صدام خیلی کمک کردند مردم ایران خیلی از این بابت از دست این گروه M ناراحت شدن بعد جاهای مهم واطلاعاتی ایران را همه رو به رژیم صدام لو دادند تمام کار ترجمه رژیم صدام را که فارسی بلد نبود اینها کارهای ترجمه شو انجام دادن تا سال ۶۷ این فعالیتشون ادامه داشت از نظر من هرکس که در جنگ ایران و عراق به شهادت رسیده این گروه M نقش بسیار موثر و تاثیر گذاری داشته …
دادستان:شما راجع به برادرتان قبلا صحبت کردید ولی شما مرگ برادرتان را یعنی سازمان مجاهدین را متهم به مرگ برادرتون میکنید؟
نوری: نه نخیر. میگم نقش داشته، در بشهادت رساندن حدودا ۲۰۰هزار ایرانی. اما ۱۷ هزار نفر ایرانی را خودشون مستقیما بشهادت رساندند و تکه تکه کردند و خودشون قبول دارند نه اینکه قبول نداشته باشند من بخواهم احساساتی حرف بزنم، خودشون قبول دارند و افتخار هم میکنن.
دادستان:یعنی شما منظورتون اینکه که توی حمله ای که ۱۳۶۷ شده بود مجاهدین با دولت عراق همکاری کرده بود؟
نوری: نخیر. اون زمان جنگ تمام شده بود. ایرانیها تو جشن و پایکوبی بودن. خمینی ختم جنگ را اعلام کرده بود. ارتش عراق و ارتش ایران اسلحه ها رو به زمین گذاشته بود. سرتاسر مرز ایران و عراق ببخشید همه رادیو را روشن کرده بودند بزن و برقص راه انداخته بودند. سوم مرداد مردم ایران را غافلگیر کردند،خودشون حمله کردند. کشتار ۶۷ را اول اینها انجام دادند. دوست دارم به حرف منهم توجه کنید. قتل عام ۶۷ درسته نه در زندانهای ایران بلکه در استان کرمانشاهان. مردم کشور من را اینها قتل عام کردند. عید قربان. پس خودشون حمله کردند از کشور عراق، ارتش عراق هیچ دخالتی نداشت چون در آتش بس بودیم دوتا کشور. این نظر شخصی حمید نوریه.
دادستان: شما در بازجویی پلیس تون دقیقا به این صورت نگفتید، توی بازجویی شماره ۸ که ۲۰ فوریه ۲۰۲۰ شده من دوست داشتم از اون بازجویی برایتان بخوانم. صفحه ۱۶۷، چون این یک بند خیلی طولانی هم هست
دادستان: متاسفانه اونا تقسیم نکردند به جملات کوتاه تر و یا بهرحال عبارتهای کوتاه تر. ولی توی یک جایی وسط صفحه هست که میگه
قاضی: بفرمایید
دادستان: ببین من میخوانم سطر چهارم از آن بند را،نوشتید گفتید که این مجاهدین اینها جمع شدند توی عراق و کمک کردند کشوری را که به کشور اونها حمله کرده بود و هر دفعه ای هر دفعه ای که عراق حمله میکرد اینها اونها رو کمکشون می کردن این گروه کوچک آنها را کمکشون میکرد،مشورت بهشون میداد و اینا. من الآن خیلی مختصر میگویم که شما بدونید این گروه کوچک یا گروهک کیه. گفتید یک دانه عملیات اینها انجام دادند با همکاری دولت،ارتش عراق و با همدیگه مشترکا یک عملیاتی انجام دادند،بعد مونده بودند که اسم اینرا چی بگذارند بالاخره به این نتیجه رسیدند که اسمش را گذاشتند حمله، بعد حالا میگید اسم این چیزا اسم این حرکت اینها را میخواهید حمله بگذارید نمی دونم تجاوز، هرچی که بخواهی بگذاری فرقی نمیکنه، مهم عملیه که اینها انجام دادند و اون عمل اینه که اینها با دشمن همدست شدند و حمله کردند به خاک کشور خودشان و به مردم خودشان و هرکی را هم سرراهشون بود کشتن. بعد اینها هرچی را سر راهشون بود زدند خراب کردند یعنی سر راهشون هرچی بود به خرابی تبدیل کردند چون امیدشون این بود که بزودی بتوانند کل کشور را بگیرند. ببینید این یکی از اون نمونه هاییه که شما اونجا گفتید که اینها مجاهدین و ارتش عراق دست بدست هم کردند و بطرف ایران حمله کردند یعنی ایران را مورد حمله قرار دادند…..
دادستان: اگر من درست فهمیدم باشم نظر شما این بود که آقای منتظری شروع میکنه مخالفت کردن بعد ایشون میگید دسترسی به همه زندانها داشت و شروع کرد به مخالفت کردن منظورتون چیه؟
نوری:شما تفسیرتون اشتباه س … منتظری از طرف حضرت امام مسئول زندانها بود عفو تمام زندانیها در اختیار منتظری بود قائم مقام رهبر هم بود دوتا نماینده داشت تو زندان اوین دوتا آخوند بودن خیلی آدمهای ساده ای بودن اسمشون آقای خلخالی و آقای انصاری بود … همینطوری این افراد گروه ام رو از زندانها آزاد میکردن امام هم دخالت نمیکرد
نوری: ولی مسئولین زندان راضی نبودند آقای منتظری خیلی آدم ساده ای بود تا سال ۶۶.۶۵ همین کار رو ادامه داد …راحت گول میخورد . سال ۶۶.۵۶ شد این جریان ادامه پیدا کرد تا برادر داماد ایشون رو گرفتند. برادر دومادشو اعدام کردند ایشون شروع کردند کم کم به مخالفت این داستان ادامه پیدا کرد سال ۶۷ یه مقدار دیگه خودشو نشون داد این مخالفت. سال ۶۸ دیگه خمینی عوضش کرد برش داشت دیگه .
دادستان: آخه مخالفت میکرد مخالفت با چی میکرد؟
نوری: مخالفت آدم ساده ای بود خیلی آدم ساده ای بود هرکه هرچه بهش میگفت قبول میکرد
دادستان: ولی صحبتم اینه مخالفت باچی میکرد مخالف چی بود این؟
نوری: مخالف مخالفت نه خیلی به این گروهک خوشبین بود خیلی خوش بین بود جمهوری اسلامی میدونست داره این اشتباه میکنه ولی از زمانی که دیگه برادر دومادشو کشتند تقریبا دیگه مخالفت هاشو علنی کرد.
دادستان: ببینید من میخوام بدونم اونچیزی که این آدم رو نسبت به شما میگید خوشبین بود به این گروهک یا چیه این بود چه خوشبینی داشت که دیگران نداشتند یعنی مخالفتی که این میکرد سر چی بود خوشبینی نسبت به این گروه سر چی بود ؟
نوری: این شخصیت ذاتیش اینطوری بود آدم ساده ای بود خیلی راحت گول میخورد
دادستان: آیا به این معنا بود که ایشون میخواست مجاهدین را اعضای مجاهدین رو آزادشون کنه، به این خاطر در اختلاف با رهبر می افته؟
نوری:این شکلی نه ولی خیلی خوشبین بود، هرکس که میگفت من دیگه مخالفتی با جمهوری اسلامی ندارم زود عفو میداد از زندان آزادش میکرد،فوق العاده آدم ساده ای بود.
دادستان:یعنی من از بحثهای شما اینجوری میفهمم که شما می گین که این فتوایی که نوشته شده ادعا میشه، شما میگویید که این فتوا رو منتظری خودش نوشته با این حساب، درسته؟
نوری: نه شما نظر خودتونه، حرف توی دهن من نگذارید. الآن توضیح میدهم.
دادستان:ببین من اینجوری فهمیدم بحث شما را، پس این چیه قضیه فتوا من بحث شما را اینجوری فهمیدم.
نوری: اول بگم شما اشتباه متوجه شدید، الآن توضیح میدهم،اصلا این چیزی بنام فتوا نیست، این یکی از این لفظ هایی که همین گروه ام انداخته توی دهن مردم.
دادستان:نه ببینید شما اینها را توضیح دادید، میدونیم اینها را، ولی این بالاخره فتوا، نامه هرچی که میخواهید اسمش را بگذارید کی نوشته این رو؟
نوری: نامه؟من نمیدونم. استناد میکنم به خود کتاب منتظری. من اون کتاب را هم قبول ندارم. معلوم نیست کار خودش باشه. چون حرفهایش با مصاحبه اش فرق میکنه. این نامه ایه که منتظری پخش کرده، خودش هم توی کتابش نوشته که یک نامه ایه که من نمیدونم مال کیه، منتسب به امام خمینیه. صفحه ۶۴۵ کتابش. پس این نامه نمیتواند بعنوان یک مستند واقع بشه. چرا؟ چون اصل این نامه وجود نداره، یک کپیه، یک کپیه، هیچ ارزشی نداره، بعنوان یک مستند تاریخی نمیشه از این استفاده کرد. بعنوان یک سند قوی نمیشه ازش استفاده کرد.
دادستان:خب آخه پشت سرش هم پشت سر این فتوا هم یک چیزی هست که من اینرا در شب ما وقع هم توضیح دادم، «بی۱» صفحه ۱۳۳، چون اونجا پسر خمینیه که می پرسه، این چیزیه که من الآن اسمش را میگذارم فتوا،اون اینجا میپرسه میگه آقاجون آیا کسانیکه همین الآن توی زندان نشستند مجازاتشون را هم دارند میکشند،اینها هم شامل این می شوند؟
دادستان: بعد اونجا خمینی جواب میده تمام کسانیکه در سر موضعشون هستند و سازمان مجاهدین را حمایت میکنند باید کشته بشند بعدم که این مهر خمینی رو میبینه آدم .خب من سوالم حالا اینه در مورد پشت صفحه این این نوشته در مورد اون چی میگین نوشته پشت صفحه اش چی میگین
حمید نوری: میشه اون صفحه اولم همزمان بندازید ؟ این نامه رو نمیشه …
دادستان: منظورتون چیه صحفه اول فتوا رو داری میگی
حمید نوری: حالا همینو توضیح میدم بعد میرم سراغ دومیش. همه حرفم اینه که این یه نامه است خود منتظری هم قبول نداره که از طرف امام خمینیه، به یه به عنوان یک مستند رسمی در یک دادگاه بین المللی نمیشه از این استفاده کرد به چند دلیل اول از این برگه کپیه اصلش نیست اون برگه اول مهر نداره تاریخ هم نداره، این برگه دومم تاریخ نداره مهر داره مسئله داره.
رییس دادگاه: آقای ساندر میگه ببینید دیگه بحث اینجا دادگاه رو برای امروز جلسه امروز خاتمه میدیم بعد چکار میکنیم کی جمع میشیم اینجا دوباره مجدد چهارشنبه چهارشنبه ساعت ۹ خداحافظ همگی.
محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتل عام ۶۷ در سوئد – جلسه دوشنبه ۸ آذر – کلیپ برگرفته از سایت سیمای آزادی
در این رابطه بخوانید:
محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتل عام ۶۷ ـ سومین جلسه بعد از بازگشت از دورس به استکهلم
محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتل عام ۶۷ در سوئد – دومین جلسه دادگاه بعد از بازگشت از دورس به استکهلم








