در سی و چهارمین جلسه دادگاه نمایشی با ۱۰۴ پرونده علیه سازمان مجاهدین خلق و مقاومت ایران، رژیم جنایتکار حاکم بر میهنمان بار دیگر چهره کریه خود و قضاییه قرون وسطاییاش را به نمایش گذاشت. این محاکمههای غیابی، که به دستور خامنهای و با هدایت قاضی منصوب او، دهقانی، برگزار میشود، جز تلاشی مذبوحانه برای شیطانسازی علیه مجاهدین و سرکوب روحیه مقاومت مردم ایران نیست، سیرکی که نه تنها از چهره واقعی رژیم پرده برمیدارد، بلکه ترس عمیق آن از خیزش کانونهای شورشی و خشم مردم به ستوه آمده را برملا میکند.
سیرک قضائی و استراتژی شیطانسازی
رژیم آخوندی، که بیش از چهار دهه با سرکوب، اعدام، و قتلعام مردم ایران را به گروگان گرفته، از دو سال پیش با راهاندازی دادگاههای نمایشی علیه مجاهدین، سعی دارد با پروندهسازی حقوقی و بهرهگیری از مزدورانی که عنوان “اعضای سابق” را یدک میکشند، وجهه این سازمان را تخریب کند. این دادگاهها، همزمان با انتشار مستندهای جعلی، تبلیغات دروغین رسانههای حکومتی و خطبههای حکومتی،، فقط نشانه استیصال رژیماند.
آخوندک قاضی دهقانی، حتی ایرانیان ساکن اروپا را تهدید کرده که از شرکت در نشستهای مقاومت خودداری کنند، گویی این رژیم ورشکسته میتواند هزاران کیلومتر دورتر، ایرانیان آزادیخواه را مرعوب کند. تهدیداتی مضحک که تنها بیانگر ترس رژیم از گسترش نفوذ بینالمللی مقاومت ایران است.
اهداف پنهان رژیم از این نمایش قضایی
این دادگاهها دو هدف عمده را دنبال میکنند:
- شیطانسازی علیه مجاهدین خلق برای کاهش حمایتهای مردمی از این سازمان در داخل کشور.
- اعمال فشار بر دولتهای خارجی به منظور محدودسازی فعالیتهای مقاومت در خارج از کشور.
اما استقبال گسترده جوانان ایرانی از استراتژی کانونهای شورشی، و عملیات میدانی آنها در سراسر کشور، این تلاشها را بیاثر کرده است. مردم ایران که از هرگونه مسیر مسالمتآمیز محروم شدهاند، بهدرستی دریافتهاند که راه رهایی از این رژیم جنایتکار، قیام و سرنگونی است.
بیاعتباری قضائیه در برابر حقایق مقاومت
قوهی قضائیه رژیم، که کارنامهای سیاه در نقض حقوق بشر دارد، خود متهم به نسل کشی و جنایت علیه بشریت است. بهویژه گزارش جاوید رحمان، گزارشگر ویژه پیشین سازمان ملل متحد، که قتلعام ۱۳۶۷ را «جنایت علیه بشریت» خوانده است، سندی انکارناپذیر بر این حقیقت است. با بیش از ۷۰ بار محکومیت بینالمللی به دلیل نقض حقوق بشر، این رژیم مشروعیتی برای برگزاری هیچ دادگاهی ندارد.
اعدامهای گسترده و بیوقفه، از جمله ۱۶۹ اعدام در اردیبهشت ۱۴۰۴ – معادل یک اعدام در هر چهار ساعت – تلاشی مذبوحانه برای ارعاب نسل شورشگر است. اما این جنایات بهجای خاموش کردن صداها، انگیزهی مردم برای مبارزه و سرنگونی را تقویت کرده است.
شکست پروژهی شیطانسازی و آیندهی مقاومت
تمامی تلاشهای رژیم برای ضربه زدن به مقاومت، نهتنها ناکام مانده، بلکه به رسوایی بیشتر آن انجامیده است. کانونهای شورشی با عملیاتهای هدفمند خود در سراسر ایران، مشروعیت رژیم را به چالش کشیدهاند و مورد استقبال گسترده نسل جوان قرار گرفتهاند.
تهدیدات آخوندک قاضی دهقانی علیه ایرانیان خارج از کشور، تنها پرده از وحشت رژیم در برابر تأثیرگذاری جهانی مقاومت برمیدارد..
رژیمی که چهار دهه با جنایت و سرکوب حاکم بوده، هیچ راه گریزی از سرنوشت محتوم خود ندارد. شورشگران جوان و کانونهای پیشتاز، مسیر سرنگونی را با شجاعت ادامه میدهند و نوید پایان دیکتاتوری را با خود دارند.









