با پیروزی انقلاب ضد سلطنتی که خمینی با نیروهای آزاد شده از این انقلاب مواجه شد اولین کارش فراهم کردن زمینه های سرکوب انقلابیون واقعی و مجاهدین بود. باین منظور بایستی سرپوشی برای آن ایجاد میکرد که جنگ با عراق، بهترین بهانه بود.
خمینی در در ۱۹ فروردین ۵۹ در پیام تلویزیونی به مردم عراق گفت که بپا خیزند و حکومتشان را سرنگون کنند. همچنین در پیامی به ارتش عراق مبنی بر قیام برای سرنگونی حکومت و مبادرت به اقدامات تحریک آمیز خودش، بانی شروع جنگی گردید که ۸ سال آنرا ادامه داد.
خمینی جنگ را نعمت الهی میدانست ، اما چرا؟ پاسخ را در یک کلام جواد منصوری، اولین فرمانده سپاه پاسداران اینگونه توضیح میدهد: «اگر جنگ نشده بود انقلاب اسلامی از بین رفته بود، با جنگ بود که توانستیم ضدانقلاب داخل رو سرکوب کنیم، گروهکها رو سرکوب کنیم.»
بله ،از کوچکترین مطالبه صنفی و مطالبه حقوق حقه کارگران و زحمتکشان گرفته تا حداقل آزادی بیان و اجتماع به این بهانه سرکوب شد . جنگ خانمانسوزی که فقط در طرف ایرانی یک میلیون کشته و زخمی (و به قول رفسنجانی) هزار میلیارد دلار خسارت به جای گذاشت ، جنگی که حالا بسیاری از سردمداران رژیم از جمله محسن رضایی اعتراف میکنند که از خرداد ۶۱ و خروج نیروهای عراقی از خرمشهر میتوانست پایان یابد ، جنگی که به قول شمخانی «تنها نیرویی که خواستار پایان اش و برقراری صلح بود، مجاهدین بودند»، همان مجاهدینی که با عملیات ارتش آزادی، خمینی را وادار به سرکشیدن «زهر آتش بس کردند»








