جلسه روز ۳۱ فروردین دادگاه محاکمه دژخیم حمید نوری به شهادت زندانی سیاسی سابق علیرضا امید معارف از شاهدان قتل عام زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت اختصاص داشت.
علیرضا امید معاف در بخشی از سخنانش گفت: ما تا صبح نخوابیدم و شبح مرگ در بند بود و میدانستیم که فردا همه ما را میکشند. صبح درها باز شد، معمولا قبلاً اگر پاسداری میآمد یک [لنگه] در را باز میکردند، این بار هر دو [لنگه] در را باز کردند و گفتند بیرون بیایید، بچهها سوال کردند که ما چشمبند به اندازه کافی نداریم، گفت شما دیگر چشمبند لازم ندارید، حولهها را ببندید، ما را به صف کردند، آمدیم بیرون از بند، من نمیدانم نفر چندم بودم، آنهایی که از جلو رفتند یک نفر از آنها سوال میکرد، نگاه کردم نشناختم، ولی چهرهاش در خاطرم ماند. فکر کنم نزدیک ۶ یا ۷ نفر رفته بود و یکی دو نفر به من مانده بود، این فرد روی میز نشسته بود، پرید پایین و گفت اینها میدانند، بعد سریع آمدند ما را به چند دسته تقسیم کردند و آن زمان ما را به یک سلولی بردند که حدود ۲۹ نفر آنجا بودیم. من شنیده بودم که اینها ۳۰ نفر ۳۰ نفر میبرند دار میزنند. شب در اتاق ماندیم، صبح ما را بیرون آوردند و شروع به زدن ما کردند، ناصریان آن چیزی که خودم دیدم یقه من را گرفته بود و میگفت که مرد باش… قبلا فرمهایی میدادند که تو باید جوابها را میدادی… ناصریان و چندتا پاسدار دیگر بودند که من ناصریان هم صدایش را میشنیدم و هم دیدم، داد میزد میگفت بگو بگو، بگو رژیم را قبول داری، مسلمان هستی… من خودم هیچی نمیگفتم، چیزی نمیشنیدم، ناصریان ناگهان هُلم داد، من افتادم روی زمین، ناگهان دیدم پایی روی گردنم است، من افتاده بودم چشمبندم کمی جابهجا شده بود، همان فردی که روز ۹ شهریور سوال میکرد همان بود، چهرهاش یادم آمد. دوباره ما را به سلول برگرداندند، یک جای دیگر بردند. من از بچهها پرسیدم کسی که آنجا سوال میکرد کیست؟ گفتند اسمش حمید عباسی است… من اولین بار بود که در آن سوال و جواب از دور دیده بودم و اینجا هم چهرهاش را دیدم، دیدم خودش است.








