خبرهای جعلی وزارت اطلاعات آخوندها در گزارشات «خبرنگاران و رسانه های دوست» نظام ولایت فقیه
نقش «خبرنگاران و رسانههای دوست» رژیم در شیطان سازی علیه مجاهدین
خبرهای جعلی وزارت اطلاعات آخوندها – رژیم آخوندی علاوه بر تبلیغات علیه مجاهدین در منبرها و رسانههای رسمی و تولید فیلمهای سینمایی، سریال و مستندهای سفارشی و همچنین انتشار مقاله و کتاب، از طریق شبکهها و طیف گسترده مأموران و مزدبگیرانش در داخل و خارج کشور در پوششهای گوناگون دیگر نیز، علیه مجاهدین لجنپراکنی میکند. تعداد پروژههای مطبوعاتی و تلویزیونی که رژیم در یکسال گذشته با به کار گرفتن «شبکه خبرنگاران دوست» در رسانههای اروپا و آمریکا علیه مجاهدین و استقرار آنها در آلبانی بهطور هماهنگ و برنامهریزیشده به اجرا درآورده و برای آنها هزینههای کلان کرده بیش از ۳۰ مورد است.
در همین رابطه، اطلاعیههای «کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت ایران» در سال گذشته چند بار شبکه «خبرنگاران دوستِ» وزارت اطلاعات را که با دریافت پول کلان، پروژههای لجن پراکنی در رسانههای غربی را به اجرا درآوردند، افشا کرده است. برخی از آنها با مراجعه سرزده به اشرف ۳ در آلبانی و با فیلمبرداری و عکسبرداری بدون اجازه و بهصورت غیرقانونی و مشکوک، حتی بهوسیله پهپاد، گزارشهایی آکنده از جعل و دروغ تهیه و پخش کردند.
بررسی «شبکه خبرنگاران دوست» فاشیسم مذهبی در رسانههای اروپا و آمریکا، سوابق این افراد، منشأ اتهامات آنها به مجاهدین، روشهای کار چرخه شیطان سازی رژیم و آبشخور سیاسی آن از موضوعات مقاله حاضر است. یک نمونه از پرداختهای دست و دلبازانه آخوندها را بوریس جانسون نخستوزیر انگلستان در نخستین سخنان خود در پارلمان این کشور افشا و به پرداختهای رژیم از طریق «پرس. تی.وی»، شبکه تلویزیونی رژیم در لندن به رهبر حزب کارگر، اشاره کرد.
بیدلیل نیست که در یکسال گذشته بیشترین لجنپراکنی علیه مجاهدین و مقاومت ایران در انگلیس و از طریق شبکه تلویزیونی کانال ۴ انگلستان و روزنامههای ایندیپندنت، گاردین، آبزرور و همچنین تلویزیون انگلیسی الجزیره انجامشده و رد پای سفیر رژیم و شخص ظریف در آنها غیرقابلانکار است. جالب اینکه هیچیک از این رسانهها در مقابل مطالب مجعول دستساز وزارت اطلاعات حاضر به انتشار جوابیهها و مدارک و اسناد مقاومت ایران نشدهاند. ظاهراً مبالغ دریافتی از طریق «پرس. تی.وی» و غیر آن، جایی برای اصل بیطرفی ژورنالیستی باقی نمیگذارد.
آخوندها همواره با اختصاص بودجههای کلان از اموال مردم ایران، از طریق شبکهها و عوامل و همدستان و پشتیبانان گوناگون تلاش میکنند با لجنپراکنی و پخش اطلاعات دروغ، رذیلانه ترین اتهامات را به مجاهدین و مقاومت ایران نسبت دهند. هدف، از یکسو، توجیه سرکوب و کشتار و قتلعام و از سوی دیگر، القای این دروغ بزرگ بهطرف حسابهای غربی است که مجاهدین بدتر از رژیم حاکم هستند. نتیجه اینکه این رژیم آلترناتیوی ندارد و نباید سرنگون شود و باید موردحمایت و استمالت قرار گیرد.
ذکر چند نمونه از خبرهای جعلی وزارت اطلاعات آخوندها:
سیاستهای دیکتاتوری دینی که موجودیتش به شیادی و دروغ گرهخورده، در ارتباط با رسانهها و خبرنگاران خارجی، با هیچ دیکتاتوری کلاسیک دیگری قابلمقایسه نیست. ترفندهای رژیم در رابطه با رسانهها و مطبوعات، بهراستی حیرتانگیز و درعینحال حاکی از شدت ترس رژیم از تهدید اصلی است. نمونه زیر بیانگر روش کارهای دستگاه شیطان سازی رژیم در این زمینه است:

«آرمین عارفی، خبرنگار فرانسوی ایرانیالاصل مجله فرانسوی «لوپوئن» که سال گذشته به ایران سفرکرده بود، در مصاحبه با روزنامه فرانسوی «اوپینیون» در ۱۶ بهمن ۹۷ نحوه کنترل روزنامهنگاران در ایران را فاش کرد. وی میگوید:
«هر روزنامهنگاری که میخواهد به جمهوری اسلامی برود مجبور است که با یک آژانس نیمهرسمی کار کند که کارت مطبوعات صادر میکند و روزانه مبلغی از شما میگیرد و یک مترجم رسمی توی دست و پای شما میگذارد که مأموریتش ترجمه مکالمات شما با مخاطبین در ایران و همچنین گزارش کردن کوچکترین حرکت شما درصحنه است…
یکی از این افراد آقای نجاتی است که من در کتابم از او اسم میبرم و او به من اجازه داد که به جمهوری اسلامی برگردم. ولی وقتیکه بعد از ۹ سال که نگذاشتند به جمهوری اسلامی بروم، به دفترش رفتم، مرا زیر فشار میگذارد و به من بهنوعی میفهماند که مرا زیر نظر دارد. درنهایت من برای رسانهام که مجله «لوپوئن» است، به ایران رفتم ولی میدانستم که پشت سرم یکی هست که هر مقالهای را که مینویسم و کوچکترین حرکتی را که در محل میکنم، زیر نظر دارد… این فرد ترتیب ملاقات من با یک سری از مسئولین “ان.جی.او” های ایرانی را میدهد که اعضای سابق مجاهدین خلق هستند… او از من میخواهد که با این افراد دیدار کنم. من میگویم حاضرم اینها را ببینم، امّا تضمین نمیکنم که چیزی در مورد اینها بنویسم. در صورتی مینویسم که بتوانم نقطهنظر آنها [مجاهدین] در پاریس را هم داشته باشم، چیزی که نخواهم داشت [دسترسی ندارم]. در این موقع، آقای نجاتی از این کارت برای فشار روی من استفاده میکند: مقالهات در مورد مجاهدین خلق کجاست؟ بهت گفته بودم خوب است و برای “کیس” تو مفید است که چیزی راجع به آنها بنویسی!
من به او یادآوری کردم که چون نقطهنظر طرف مقابل را ندارم، نمیتوانم انجام بدهم و این بهنوعی تبدیل به یک شانتاژ بر سر مجاهدین خلق میشود. بعد از مدتی عصبانی میشوم و میگویم که من اینجا آمدهام که شغل خبرنگاریام را انجام بدهم، ازجمله برای دنبال کردن اخبار ایران و مسأله مجاهدین آخرین اشتغال ذهن من است…». (بیانیه سی و هشتمین سالگرد شورای ملی مقاومت ایران – فصل هفتم)
در یک نمونه دیگر، محمدحسین خوشوقت، مدیرکل اسبق مطبوعات و رسانههای خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد در دوران ریاست جمهوری خاتمی، به خبرگزاری رسمی رژیم میگوید:
«خانم امانپور یکبار در سال ۱۳۸۲ برای پوشش انتخابات مجلس، به ایران آمد. وقتی به آمریکا برگشت گزارشی منتشر کرد که در آن دروغپردازی و سیاه نمایی زیادی شده بود. من دستور دادم تا اطلاع ثانوی به ایشان اجازه فعالیت در ایران داده نشود. چند ماه بعد، ایشان درخواست کرد که مجدداً به ایران بیاید. ما به ایشان اعلام کردیم که از فعالیت در ایران محروم هستند. ایشان علت را از مجموعه ذیربط من در “ارشاد” پرسیده بود. به ایشان گفته بودند شما در سفر قبلیتان از اخلاق حرفهای فاصله گرفته بودید. ایشان پرسیده بود: الآن باید چهکار کنم؟
من گفتم به ایشان بگویید باید عذرخواهی کند و تعهّد دهد ازاینپس اخلاق حرفهای را در ارتباط با ایران رعایت کند. خانم امانپور هم این کار را کرد. یک تعهّد و عذرخواهی کتبی نوشت و برای ما فرستاد… این نامه اکنون در پرونده ایشان در اداره کلّ رسانههای خارجی وزارت ارشاد موجود است» («ایرنا»، خبرگزاری رسمی رژیم – ۲۳ دی ۱۳۹۷).
نقش رسانهها و خبرنگاران دوست رژیم در چرخه شیطان سازی:
آخوندها با چه طرح و روشی شیطان سازی از مجاهدین را پیش میبرند نقش رسانهها و خبرنگاران دوست در چرخه شیطان سازی از مجاهدین توسط رژیم چیست؟ رژیم ابتدا با پول و تطمیع یا تهدید خبرها و مطالب موردنظر خودش علیه مجاهدین را توسط خبرنگاران در رسانههای خارجی منتشر میکند، بعد مقامات رژیم و رسانههای حکومتی به این مطالب که تماماً به سفارش وزارت اطلاعات بوده، استناد میکنند و نهادهای بینالمللی و شخصیتها و مقامات خارجی را به آن، بهعنوان یک منبع بیطرف ارجاع میدهند و بهاینترتیب چرخه شیطان سازی علیه مقاومت و مجاهدین با هدایت آخوندها به گردش درمیآید. البته: «در بسیج شیطان سازی خامنهای، ارتش سایبری رژیم طی سال گذشته با تمام قوا علیه مجاهدین به کار گرفته شد و توئیت ظریف و اظهارات بعیدی نژاد، سفیر رژیم در لندن، پس از بسته شدن حسابهای اینترنتی رژیم که سعی داشتند به استناد اباطیل کانال ۴ انگلیس و شبکه الجزیره انگلیسی ورق را علیه مجاهدین، بهویژه در آلبانی، برگردانند، در مورد منشأ این مطالب جای تردید باقی نگذاشت.»
بعیدی نژاد در کانال تلگرامی خود صریحاً به این واقعیت که فوقا اشارهشده اذعان میکند:
«زمان کوتاهی پسازآن که آقای دکتر ظریف به واقعیت تلخ وجود شبکه گسترده تولید و تکثیر توئیتهای جعلی اشاره کردند، کانال چهار انگلیس و شبکه الجزیره برنامههای مستندی پخش کردند که چهره پنهان این واقعیت تلخ را افشا کرد» (خبرگزاری حکومتی ایسنا، ۲۵ شهریور ۱۳۹۷)
البته رژیم در جعل و دروغ و شیطانسازی آنچنان بیدنده و ترمز عمل کرد که در یک سال گذشته فقط در توییتر ۱۱ هزار و ۵۰۰ حساب آن بسته شد.
برای شناخت بیشتر کارکرد چرخه شیطان سازی رژیم با بهکارگیری شبکه خبرنگاران دوست خوب است به یک نمونه دیگر توجه کنیم:
در ۲۶ بهمن ۹۷، همزمان با ورود ظریف به آلمان برای شرکت در کنفرانس امنیتی مونیخ و دو روز بعد از تظاهرات شکوهمند هموطنان ویاران اشرف نشان در ورشو، مجله اشپیگل در یک رذیلت بیسابقه برای استمالت از فاشیسم دینی در ایران، شیطانسازی از مقاومت ایران را به مدار جدیدی ارتقا داد. آش دروغ و حِقد و کین علیه مجاهدین در این مطلب آنقدر شور بود که دادگاه فوراً در کمتر از یک هفته پس از ثبت شکایت (در روز ۱۵ مارس ۲۰۱۹ برابر با ۲۴ اسفند ۹۷) با صدور حکم (در روز ۲۱ مارس برابر با اول فروردین ۹۸) اشپیگل را محکوم کرد. جالب اینکه وزارت اطلاعات آخوندها در یک قاف احمقانه آنچه را که اشپیگل در ۲۶ بهمن ۹۷ منتشر کرد، ۲ ماه و ۲۰ روز قبل از آن در پنجم آذر ۹۷ در سایت «انجمن نجاست» اطلاعات آخوندها در کرمانشاه، تحت عنوان «سرگذشت غمانگیز یک جداشده» منتشر کرد و سایر سایتهای زنجیرهای اطلاعات آخوندها بلافاصله به بازنشر آن اقدام کرده بودند. (اینترلینک، آوا، یاران ایران و سلسله سایتهای انجمنهای موسوم به نجات در داخل ایران – ۵آذر۹۷).


همانگونه که بیانیه سی و هشتمین سالگرد شورای ملی مقاومت توضیح داده: «در ابتدای مقاله دیکته شده (!) در اشپیگل، فغان و فریاد حافظان و حامیان ولایت نفت و خون به آسمان رسید که ”اعضای دولت ترامپ از یک سکت سیاسی حمایت میکنند که خواهان سرنگونی رژیم تهران است”. سپس زن خبرنگاری به اسم لوئیزا هومریش که ماهها در ایران بین ”دختران معاویه” و ”راهیان
نور” با سربند سبز مشغول آموزشهای بسیجی و اکنون شاگرد آشپز اشپیگل شده بود، گزارش میکرد که ”در کنار یک جاده در شمال غربی آلبانی، مردان وزنان عجیبی در حال آماده شدن برای سرنگونی رژیم ایران در یک اردوگاه هستند. گفته میشود که سه بار در هفته بسیاری از آنها تمرین میکنند که گلوها را با چاقو از هم بدرند، دستها را بشکنند، چشمها را با انگشت از حدقه دربیاورند و دهانها را پاره کنند”».
از عجایب دیگر اینکه ۱۰ روز پس از اجرایی شدن تحریم نفتی رژیم در ۱۳ آبان ۹۷، اشپیگل طی نامهای به نمایندگی شورا در آلمان سؤالاتی آکنده از افترا و دروغ ارسال کرده و خواهان پاسخ شده بود. متعاقباً نمایندگی شورا در آلمان پاسخهای مفصّل و مستدل همراه با مجموعهای از اسناد برای اشپیگل ارسال کرد، امّا هیچ اثر و فایدهای نداشت زیرا دستور چاپ آن اباطیل همراه با پولهای کلان، از طرف وزارت اطلاعات صادرشده بود. هرقدر هم نمایندگی شورا از سردبیر اشپیگل پرسید که «اولسی یازچی»، مزدور سفارت رژیم ایران در آلبانی، در کنار زن خبرنگار اشپیگل در ورودی و اطراف اشرف ۳ چه میکرد؟ به آن پاسخی داده نشد. تا اینکه دادگاه در روز اول فروردین ۹۸ حکم محکومیت علیه اشپیگل صادر کرد و آن را موظّف نمود طی ۲۴ ساعت آن اراجیف و افترائات را حذف کند و حق بازنشر آنها را نیز ندارد و الاّ برای هر مورد نقض با ۲۵۰ هزار یورو جریمه نقدی یا ۶ ماه حبس روبهرو میشود. (از فصل هفتم بیانیه سی و هشتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت.)

حال برای روشنتر شدن چرخه شیطان سازی از مجاهدین بد نیست نگاهی داشته باشیم به استقبال رژیم آخوندها از افترائات اشپیگل به نقل از بیانیه سی و هشتمین سالگرد شورای ملی مقاومت: «مقاله ۱۶ فوریه ۲۰۱۹ (۲۶ بهمن ۱۳۹۷) اشپیگل مورد استقبال وسیع رسانههای حکومتی قرار گرفت. خبرگزاری مهر آخوندی و روزنامه خراسان با تیتر ” تمرینات مجاهدین در آلبانی هفتهای سه بار بریدن گلو با چاقو”، خبرگزاری فارس سپاه پاسداران و خبرگزاری میزان قضاییه جنایتکار آخوندی و پایگاه خبری حامیان و صدها رسانه حکومتی دیگر با تیترهای مشابه، مقاله اشپیگل را به فارسی رله کردند.
شماری از اعضای مجلس ارتجاع مانند اللهیار ملکشاهی رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی، با استناد به گزارش اشپیگل ادعا کردند سازمان مجاهدین در قلب اروپا تمرین ترور میکند. این قبیل ادعاها برای رفعورجوع و تحتالشعاع قرار دادن تروریسم افسارگسیخته آخوندها در کشورهای اروپایی بسیار موردنیاز رژیم بود… ابعاد شیطانسازی و رذیلت آخوندی بهراستی بهتانگیز است. بدون تردید و طبق تمام تجارب اشرف و لیبرتی، شیطانسازی، تروریسم و کشتار را به دنبال دارد. پیکر خونفشان مجاهدین و دستهای خونین آخوندها و کارگزاران و مبلّغان و مأموران و مزدوران آنها پنهان کردنی نیست؛ واقعیتی که در ماجرای دستگیری اسدالله اسدی، دیپلمات تروریست حکومت آخوندی، در همین آلمان در تابستان ۹۷ در جریان توطئه تروریستی علیه گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس بار دیگر به اثبات رسید.»
البته اوج استیصال سرکردگان رژیم آخوندی در قبال اعتلای روزافزون مقاومت ایران و دلیل این تشبثات ذلیلانه برای مقابله با مجاهدین را بهخوبی میتوان از خلال سوزوگدازهای آنها دید. ازجمله پاسدار شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت رژیم، گفته بود: مجاهدین «پاسخ مناسب را از جایی که نمیدانند، دریافت خواهند کرد»
و یا آخوند روحانی نیز به رئیسجمهور فرانسه شکایت برد و گفت: «ما از دولت فرانسه میخواهیم که علیه این گروهک تروریستی اقدام کند» (۱۲ دی ۱۳۹۶).
روزنامه فیگارو در ۱۴ دیماه ۹۶ به یکی از این تشبثات ذلیلانه اینگونه اشاره میکند: «روحانی بار دیگر داستان مجاهدین را پیش میکشد. حسن روحانی از امانوئل ماکرون خواسته است علیه مخالفان در تبعید وی دست به اقدام بزند». فیگارو افزود: «در الیزه گفته میشود: هیچ گفتگویی با ایرانیها نداشتهایم که طی آن در نقطهای موضوع مجاهدین به رخ ما کشیده نشود».
البته دروغپردازی و خصومتهای دیوانهوار رژیم علیه مجاهدین که به تروریسم و کشتار منتهی میشود، همزمان با قیام دیماه ۱۳۹۶ شدّت گرفته بود. خامنهای در ۱۹ دی ۹۶ با تأکید بر اینکه قیام توسط مجاهدین سازماندهی شده و از ماهها پیش برای آن برنامهریزی کرده بودند، تهدید کرد که «این کار بی تقاص نخواهد ماند» و گفت: «باکسانی که هیجانی وارد ماجرا شدهاند، چه دانشجو چه غیر دانشجو، باید صحبت و روشنگری کرد، اما حساب [مجاهدین] جداست».
بنابراین بهروشنی میتوان دریافت که چرا رژیم در مهلکه بحرانهای سرنگونی، برونرفت خود را در شیطانسازی و تروریسم یافته و علاوه بر مزدوران لباس شخصی و مأموران اپوزیسیون نما در به کار گرفتن دیپلماتهایش در بمبگذاری نیز تردید نمیکند. رژیم شاه هم در مرحله پایانی چارهای جز چماقداری و گلوله و تانک و سرکوب نظامی نمییافت.
حال خوب است به یک نمونه دیگر یعنی تکرار شرمآور دروغهای فاشیسم دینی علیه مجاهدین و تکرار اتهامات رد شده توسط دهها دادگاه بینالمللی علیه مقاومت ایران در سایت ان بی سی آمریکا هم نگاهی هرچند گذرا داشته باشیم.
خبر جعلی إن بی سی نیوز نمونه دیگری از خبرهای جعلی وزارت اطلاعات آخوندها:
خبر جعلی در إن بی سی نیوز و استقبال رسانههای حکومتی از خبر جعلی إن بی سی نیوز (ان بی سی، ۱۷ اکتبر ۲۰۱۹)، آخرین نمونه از سلسلهای از مقالات ان بی سی است که اتهامات کهنه شده و بهطور جهانی بیاعتبار شده علیه گروه اصلی اپوزیسیون، مجاهدین خلق ایران را تکرار کرده است.
کینتوزی مقام سابق وزارت خارجه آمریکا علیه مجاهدین:

یکی از منابع اصلی مقاله ان بی سی، دانیل بنجامین است. این اولین بار نیست که ان بی سی از بنجامین، یک مقام سابق وزارت خارجه و مخالف اصلی و هیستریک کارزار موفق به چالش کشیدن نامگذاری تروریستی سازمان مجاهدین در ۷ سال پیش، نقلقول آورده است.
البته همانگونه که پیشبینی میشد؛ دروغهای ان بی سی نیوز و دانیل بنجامین علیه مجاهدین درست یک روز بعد بهسرعت در ۳۴ رسانه رژیم مورد استقبال قرار گرفت شیطان سازی از مجاهدین توسط بنجامین و دیگر مبلغان رژیم ایران مقدمه تروریسم افسارگسیخته ملایان، سپاه پاسداران و نیروی تروریستی قدس است. اقدام دیپلمات تروریست دستگیرشده اسدالله اسدی برای بمبگذاری در گردهمایی پاریس و توطئه بمبگذاری و انفجار در آلبانی نمونههای آن هستند. اف بی آی و وزارت امنیت باید ارتباطات این افراد با رژیم ایران و عوامل آن را تحت نظر بگیرند.
پسازآنکه ارگانهای مسئول در فرانسه، آلمان و بلژیک یک طرح تروریستی توسط تروریستهای رژیم ایران را خنثی کردند و شماری از تروریستها ازجمله یک دیپلمات باسابقه رژیم آخوندی را به جرم بمبگذاری گردهمایی بزرگ مقاومت در تیرماه سال گذشته در ویلپنت دستگیر کردند، ان بی سی با تکرار طوطیوار حرفهای وزیر خارجه رژیم جواد ظریف نوشت که این عملیات ممکن است یک عملیات انحرافی بوده و احتمال دارد رژیم درگیر آن نبوده باشد. ان بی سی همان زمان از بنجامین نقل کرد «یک داستان ساده در این مجموعه وجود ندارد». وی با نادیده گرفتن اینکه یک بهاصطلاح دیپلمات باسابقه رژیم در این عملیات تروریستی دستگیرشده بود، سعی کرد مسئولیت رژیم در این عملیات را پردهپوشی کند و گفت این ممکن است یک «عملیات خودسرانه» بوده باشد. البته چند هفته بعد، دولت فرانسه و متعاقباً اتحادیه اروپا اعلام کردند که بالاترین مقامات وزارت اطلاعات درگیر این عملیات بودند و معاونت امنیت داخلی وزارت اطلاعات و دو مقام ارشد آن را به خاطر نقششان در لیست تروریستی قراردادند؛ اما نهان بی سی مقالهاش را تصحیح کرد و نه بنجامین اظهاراتش را پس گرفت. امری که در جانبداری ان بی سی تردیدی باقی نمیگذارد.
البته شخصیتهای عالیرتبه و دوحزبی آمریکایی که از مجاهدین و مقاومت ایران حمایت میکنند نیز از کینتوزی دانیل بنجامین بیبهره نیستند. حمله به شخصیتهایی از قبیل رودی جولیانی و مایکل موکیزی با کارنامه درخشان آنها، بخشی از کارزار شیطان سازی رژیم آخوندی علیه مجاهدین است که توسط اصحاب مماشات مانند دانیل بنجامین رله میشود. کسی که از قبل با مجاهدین خصومت داشت و این خصومت بعد از شکست سنگینی که در حذف برچسب تروریستی از مجاهدین خورد، مضاعف شد.
یکی دیگر از اقدامات دانیل بنجامین علیه مجاهدین جلوگیری از اجرای حکم دادگاه استیناف ناحیه واشینگتن در ژوییه در ۲۰۱۰ درزمانی بود که وی مسئول بخش ضد تروریسم وزارت خارجه بود که البته حکم مندیمس در اول ژوئن ۲۰۱۲ وزیر را مجبور کرد ظرف ۴ ماه مجاهدین را از لیست خارج کند. وزیر به ناگزیر در آخرین روزهای این مهلت یعنی ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۲ مجاهدین را از لیست خارج کرد؛ و یکبار دیگر بنجامین در کینتوزیاش علیه مجاهدین یک ضربه و تودهنی سنگین خورد.
مزدوران وزارت بدنام، منابع اتهامات و خبرهای جعلی وزارت اطلاعات آخوندها:
منابع اتهامات «شبکه خبرنگاران دوست» رژیم، مأموران وزارت اطلاعات تحت نام «اعضای سابق مجاهدین» و یا «اعضای جداشده» میباشند. درواقع این شبکه بخشی از کمپین شیطان سازی از مجاهدین توسط آخوندها میباشد که توسط این افراد تحت عنوان خبرنگار اجرا میشود بهعبارتدیگر خبرنگاری پوشش کمپین شیطان سازی از مقاومت ایران توسط این «شبکه خبرنگاران دوست» است که در معامله با رژیم آخوندی خریداریشده و فعالیت میکنند و بخشی از چرخه کمپین شیطان سازی رژیم از مجاهدین است،


تعدادی از مزدورانی که در شبکه خبرنگاران دوست به سفارش وزارت بدنام بازیگر صحنه هستند: مصطفی محمدی همان مأموری است که با دریافت ویزا از سفارت مالکی در تهران به عراق میرفت و با تعداد دیگری از مزدوران رژیم به مدت دو سال (فوریه ۲۰۱۰ تا دسامبر ۲۰۱۱) با ۳۲۰ بلندگو مجاهدین را در اشرف شکنجه روانی میکردند)، سعدالله سیفی (اکنون در خدمت اطلاعات آخوندها در کرمانشاه بسر میبرد)، حسن حیرانی، حسن شهباز، منوچهر عبدی، احسان بیدی، عادل اعظمی، غلامرضا شکری، بتول سلطانی، زهرا معینی، زهرا باقری، فرشته هدایتی میباشند که در اطلاعیههای کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت همراه با اسناد و اسامی بکار گرفتهشده در این برنامهها فاش شدهاند.
دژخیم فلاحیان، وزیر پیشین اطلاعات آخوندها در ۱۸ تیر ۱۳۹۶ در یک مصاحبه تلویزیونی گفته بود: «وزارت اطلاعات برای جمعآوری اطلاعات، پوشش لازم دارد چه در داخل چه در خارج. ما یک مأمور اطلاعاتی را نمیفرستیم آلمان یا آمریکا بگوید من از وزارت اطلاعات هستم، پوشش کارِ بازرگانی یا خبرنگاری لازم است».
گزارشهای سالانه اداره حراست از قانون اساسی آلمان و گزارشهای سالانه سرویس امنیت هلند از سال ۱۹۹۷ نیز گواه این واقعیت است که هدف اصلی وزارت اطلاعات در خارج کشور، شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق است و این وزارتخانه تلاش میکند با استخدام اعضای سابق از این سازمانها اطلاعات جمعآوری نموده و با پخش اطلاعات دروغ علیه مجاهدین آنها را تضعیف و بیاعتبار کنند.
در پایان تأکید بر این نکته ضروری است که استقبال گسترده رسانههای رژیم آخوندی ازجمله خبرگزاری سپاه پاسداران (فارس) و خبرگزاری نیروی تروریستی قدس موسوم به تسنیم از مقالات و گزارشهای «شبکه خبرنگاران دوست» وزارت اطلاعات، بخشی از همان چرخه شیطان سازی از مجاهدین و مقاومت ایران است که زمینهساز تروریسم علیه مجاهدین است. خدمت گذاری به پدرخوانده تروریسم و دادن ابزار بیشتر برای سرکوب مردم و مقاومت ایران بسیار شرمآور است.
خبرهای جعلی وزارت اطلاعات آخوندها









