اجلاس شورای ملی مقاومت ایران
در چهل و دومین سالگرد تأسیس شورا
قسمت اول
اجلاس شورای ملی مقاومت ایران – ۱۵ و ۱۶ تیر ۱۴۰۲
سخنرانی خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران
با سلام به اعضای محترم شورای ملی مقاومت؛ همچنین سلام به همهٔ دوستان و رفقا و خواهران و برادران گرامی که بهعنوان ناظر در این جلسه شورا شرکت دارند به همه شما خوشآمد میگم.
میخوام در آغاز این اجلاس، ادای احترام کنیم به خواهر عزیزم مریم علوی طالقانی عضو شورای ملی مقاومت که در آبان سال گذشته درگذشت. و همچنین درود میفرستم به مجاهد شهید، فرمانده افشین، عضو شورای ملی مقاومت، از فرماندهان تظاهرات بزرگ ۳۰خرداد، تظاهرات ۵مهر در سال۶۰ در تهران و از فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی ایران.
اجازه بدید که بهمناسبت قیام بزرگ ایران که رژیم ولایت فقیه را بهطور بازگشتناپذیری در موقعیت سرنگونی قرار داده، این اجلاس را به نام قیام ایران نامگذاری کنیم.
دوستان عزیز!
ما در آستانه سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت در سال۱۳۶۰ هستیم. در تیرماه.
همان جایگزین دموکراتیک و دیرپاترین ائتلاف سیاسی تاریخ ایران که صحت اصول و مبانی و مرزبندی هایش در قیامها یک بار دیگه درخشید و راهنمای مبارزه برای آزادی مردم ایران شد.
با درود به مسئول شورا که این بنای مرصوص را در عرصهٔ مقاومت و نبرد برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه استوار کرد. و با درود به تکتک شما که در همهٔ این سالها با همین اصول و پافشاری بر همین اصول، مدافعان و نگاهبانان این گنجینه ملی و میهنی بودهاید.
در فاصله اجلاس سال گذشته تابهحال یعنی در یکسال گذشته همه شاهد قیام بزرگی بودیم که سراسر ایران رو فراگرفت. و اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران را در نوردید.
تأثیرات وسیعی بر اوضاع ایران و همچنین معادلهٔ سرنگونی گذاشت و رویارویی میان جنبش مقاومت و رژیم حاکم را به مدار جدیدی رساند.
این قیام، شعار سرنگونی رژیم و کلمهٔ انقلاب را دوباره در جایگاه حقهٔ خودش نشاند،
– مرزهای میان جبههٔ خلق با شاه و شیخ را بیش از قبل استوار کرد.
– شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه، چه رهبر» به یک شعار فراگیر تبدیل شد و راهبند استبداد و استعمار.
در نتیجه سرقت قیام و انقلاب توسط جبهه ضدخلق نافرجام شد.
دوستان گرامی!
وقایع چند هفتهٔ اخیر که رژیم آخوندها برای محدودساختن مقاومت ایران به کار گرفتند و بهصورت واضحی دست به دامن دولتهای غربی شدند، واکنش به همین موقعیت این جایگزین دموکراتیک است.
کمتر زمانی مثل حالا وجود داشته که گردانندگان رژیم تا این حد رو، واضح و آشکار و قطعی به مردم ایران و دولتها و افکار عمومی بهخصوص افکار عمومی غرب بگن که تهدید موجودیتشان این مقاومت است. بگن که جایگزین حکومتشان این مقاومت است. بگن که این مقاومت را نیروی پیشبرندهٔ قیامها میدانند. و باید گفت که همه اینها از نتایج همان چالش حیاتیه که در برابر این رژیم ظاهر شده و آن اینه که ولایت فقیه راهحلی در مقابل قیامها ندارد.
بنابراین آخوندها مهمترین عنصر استراتژی ضدقیام را در مقابله و توطئه علیه مجاهدین و شورای ملی مقاومت و یاران متحد اونها پیدا کردهاند.
همه شنیدیم که مقامهای رژیم در این روزها بارها گفتند که در پشتپرده با دولتهای غرب، علیه مقاومت ایران بسیار مذاکره کردهاند.
و البته روشنه که در این معاملات و مذاکرات همه چیز را به تاراج میدن. پس بیعلت نیست که دولتهای غرب، همین رژیم اعدام و قتلعام رو با همه دردسری که برای اونها داره، همین بانی تروریسم دولتی و همین استبداد دینی را بهسود خودشون میبینند. بنابراین خواستار بقای آن در مسند قدرت هستند.
شورای ملی مقاومت ایران که اصول، شعارها، طرحها، مصوبات و برنامهاش را با حفظ ارزشها و جوهر خون عزیزترین یارانش در میدان نبرد سخت و طولانی با استبداد مذهبی نوشته، در برابر ارتجاع آخوندی و همزادانش، قاطعانه دفاع میکند.
از برنامهٔ شورای ملی مقاومت در پنج مهر سال ۱۳۶۰
طرح خودمختاری کردستان ایران
طرح آزادیها و حقوق زنان
و طرح جدایی دین و دولت
تا طرح جبههٔ همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی در ۱۳ آبان۱۳۸۱
همهٔ آنچه را که گفتم شورای ملی مقاومت، پیمانهای خودش با مردم ایران میداند و برای جامه عمل پوشاندن به این چشماندازها و سرنگونی استبداد مذهبی و استقرار یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین از دولت، مبارزهٔ خللناپذیر خودش را با تمام قوا به پیش می بره و در این مسیر آماده و حاضره.
با تشکر از همه شما، موفق و پیروز باشید.
مهناز سلیمیان-دبیر ارشد شورای ملی مقاومت:
با تشکر از شما. من سلام و درود میفرستم به شما و به همه اعضای شورای ملی مقاومت. و همچنین یاران و ناظرینی که در این جلسه شرکت دارند. و همچنین برگزاری پیروزمند و خیرهکننده این کهکشان رو. چه تظاهرات چه. اجلاسهایی که در این چند روزه بود. به همه دستاندرکاران و یاران این مقاومت تبریک میگم.
همانطور که الآن داشتن توضیح میدادن واقعاً ناممکن رو ممکن کرد در این اجلاس شورا از فرصت استفاده میکنیم که صحبت دوستان را بشنویم. همچنین گزارشاتی داریم از فعالیتهای داخل کشور کانونها. گزارشی از نمایندگی شورا در آمریکا و همچنین کمیسیون خارجه و کمیسیون قضایی. انشاالله که این جلسه با تلاش جمعی و رعایت زمانبندیها بهخوبی برگزار بشه تعدادی از دوستان از قبل اجازه گرفتند که صحبت بکنند.
از آقای فیلابی درخواست میکنم که صحبتشون رو شروع بکنند بفرمایید
پهلوان مسلم اسکندر فیلابی-قهرمان کشتی ایران-صاحب بازوبند پهلوانی و مسئول کمیسیون ورزش
خانم رجوی
گرمترین سپاس و درود بر شما که امسال واقعاً شاهکار کردید، و کهکشان کهکشانها را خلق نمودید.
آنهم در میان طوفانی از توطئهها، نا جوانمردیها، انواع و اقسام مارکها و اتهامات به مقاومتی که تنها جرمش این است که مقابل آخوندها حاضر نیست سرخم کند.
با سپاس از مسعود و شما و تمام شیرزنان و دلاورمردان اشرف۳ و یاران اشرفنشان و همرزمانمان در شورای ملی مقاومت ایران.
شماها یادگار قهرمانان ملی و میهنی ایران و تضمین کننده استقلال و آزادی ایران عزیز ما هستید.
امسال تظاهرات ما در این کهکشان بسیار تاریخی بود،
ارتجاع و استعمار با نقشههای شومشان میخواستند مانع از برگزاری این کهکشان شوند.
تا اعلام کنند هر مقاومتی را با سازش و فروش منابع ایران و تهدید تروریستی میتوانند منکوب کنند.
تا اعلام کنند که کسی را یارای مقابله با آنها نیست، میخواستند با جلوگیری از برگزاری تظاهرات اقتدار پوشالی خودشان را به رخ مردم ایران بکشند. ولی شما با فداکاری با رهبری خودتان و با تلاش خستگیناپذیر همه توطئهها را بر سر رژیم خراب کردید واقعاً دست مریزاد.
ما به شما و رهبری شما افتخار میکنیم، من امروز حرف مسعود رو بهتر درک میکنم که چرا هنگام انتخاب شما گفت ما به سمت دشمن یک موشک استراتژیک فرستادیم.
ایرانزمین با وجود شما و مسعود به آزادی و آبادی میرسد.
کسی که در سختترین شرایط در فضای ناامیدیها چنین امیدهایی خلق میکند، میتواند میهن و مردم محنتزده ایران را با وجود همه تخریبهایی که آخوندها کردهاند آباد نماید.
این تظاهرات که باید گفت بزرگترین تظاهرات ما بود جمعیتش نه تنها در میدان ووبان بلکه در تمام خیابانهای وصل به این میدان موج میزد، و هر ناظری را به شگفتی میانداخت.
سنگاندازی برای جلوگیری از برگزاری این تظاهرات نتوانست ذرهیی خلل درعزم شرکتکنندگان ایجاد کند.
هواداران این مقاومت در مکتب رهبرانشان هر کدام به تنهایی یک مبارز بینظیر هستند، که تحت هیچ شرایطی از براندازی رژیم منحوس کوتاه نمیآیند.
خانم رجوی!
تظاهراتی که امسال در پاریس داشتیم علاوه براینکه شیخ را هدف قرار داده بود، همزمان افشاگر شاهپرستان و بچهشاه هم بود. همانها که از ایجاد موانع برای این مقاومت اظهار خوشحالی میکردند، و به این وسیله ماهیت ضد ملی و ضدایرانی خودشان را خوب نشان دادند، بهراستی اینروزها که اشرف سه هم در معرض توطئهها قرار داشت، مواضع همه اشخاص و گروهها نشان میداد کدام در جبهه خلق هستند و کدام ضدخلق.
اشرف سه که مرکز شیرزنان و جوانمردان ایرانی است باز هم معیار مرزبندی بین حق و باطل است.
در پایان اجازه میخواهم یاد دکتر هزارخانی عزیز همرزم فقیدمان را که تا پایان عمرهمواره بر سر عهد و پیمانش با شما و مسعود بود گرامی بدارم. استحکام او در مواضع شورایی بهخصوص علیه شیخ و شاه برای ما الگویی بود. یادش گرامی باد. و با تشکر از شما
مهدی سامع – مسئول کمیسیون صنایع، سخنگوی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران
اعضای محترم شورای ملی مقاومت ایران، خانم مریم رجوی رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، دوستان عزیز.
در ابتدا درود میفرستم به زنان و مردان سرزمین آفتاب و باد که طی نزدیک به ۱۰ماه شورانگیزترین حماسهها را آفریدند.
با درود فراوان به جوانان شورشگر و زنان قهرمان که پیشتاز قیامهای جاری بودند.
ادای احترام میکنم به خانواده شهیدان و درود میفرستم به زندانیان سیاسی.
گرامی میدارم یاد و نام شهیدان انقلاب رهاییبخش مردم ایران و بهویژه به شهیدان انقلاب جاری و بهخصوص فرمانده افشین.
دوستان عزیز، خواهران برادران، رفقای گرامی
اجلاس کنونی یکی از سیاسیترین جلساتی است که طی یک سال گذشته در گوشه کنار جهان برگزار شده، اما من میخواهم چند کلمه حرف غیرسیاسی بزنم.
من کشوری را سراغ ندارم که انباشت تضادها، چالشها و گسلها در آن به میزانی باشد که در ایران کنونی وجود دارد.
اگر دوستان و رفقا و خواهران و برادران سراغ دارند مرا آگاه کنند.
از میان انبوه تضادها من پنج نکته غیرسیاسی، اجتماعی البته میشمارم که در همین لحظه نیز ابر بحرانند.
۱-بیکاری
از میان جمعیت ۸۰میلیونی ایران تنها ۲۲میلیون کار میکنند.
۲-آب
سرزمین آفتاب و باد از خشکسالی رنج میبرد.
۳- اختلاف طبقاتی
کمسابقهترین و یا بهجرأت باید گفت بیسابقهترین اختلاف طبقاتی در طول تمام تاریخ ایران اکنون در ایران وجود دارد.
۴ -نقدینگی و به تبع آن تورم که زندگی مردم را به فلاکت کشیده
و پنجم حجاب اجباری.
این پنج چالش، پنج بحران، زندگی اکثریت مردم ایران را با خود به نوعی درگیر کردهاند.
من از تبعیضهای مذهبی، تبعیض جنسیتی، تبعیض ملی، از فقدان آزادیها، از زندانیان سیاسی، از کشتارها حرفی نزدم تا موضوع را در محدودهای که میخواهم نتیجه بگیرم تنظیم کنم.
من از این صحبت میخوام نتیجه بگیرم اگر حکومت ایران به تمام خواستههای قدرتهای خارجی تن بدهد، و اگر قدرتهای خارجی به تمام خواستههای رژیم تن دهند، هرگز نمیتوانند شرایط انقلابی کشور ما را تغییر دهند.
اینها پایههایی است که کشور ما را در آستانه نه انقلاب که پیروزی انقلاب قرار داده.
این بحرانها هر یک راهحلهایی دارد که نه از عهده رژیم برمیآید و نه میتواند با تزریق پول حل شود.
خطاب به ایران پرستان و اسلام پناهانی که منتهای لطفشان در مورد مردم ایران فقیر پروری و دادن چند روز نذر به مردم ایران است، باید گفت که بیدار باشید و یا باید گفت که بخوابید آرام.
خامنهای دارد کشور را ویران میکند و نه کردستان، نه لرستان، نه بلوچستان و نه آذربایجان و نه خوزستان، که اصفهان نیمی از آن در حال نابودی است.
دچار پریشانی نشوید ایران یک جنبه لیوان خالیش بود که گفتم، اما لیوان یک قسمت پر هم داره قسمت پرش را من در روز شنبه یکم ژوئیه در پاریس دیدم.
برگزار کنندگان مراسم ما همیشه میدونند که من نافرمانم حرفهای اونا رو گوش نمیکنم، ومعمولاً در جایی که باید باشم نیستم، و در روز شنبه هم همینطور بود.
میگشتم البته این بهخاطر هوا و هوس نبود این بهخاطر نیازی بود که من دارم که بدونم چه خبر هست.
به هرحال در میان جمعیت بودم گویی که گردانهایی از جنگ برگشتند پیروز و احساس خستگی نمیکردند، نمیدونم چرا؟
و میگفتند، میخندیدند، میرقصیدند حرفهای مختلف میزدند برای من تعجبآور بود میدونستم خوب بهرحال شادند، میدونستم که خب شرکت میکنند پرشورند، شعار میدند، ولی این عدمخستگیشون او نهم در یک چنین پیکاری برای من تعجبآور بود.
حرفهای زیادی میزدند که ما پیروز میشیم یاد دوتا رویداد افتادم وقتیکه فیدل کاسترو و چه گوارا در کوههای سیراماستارا رسیدن به آن مرکز امن، فیدل گفت که ما پیروز شدیم.
بعد گفتند چهطوری پیروز شدیم ما حالا به کوه اومدیم اینجا گفت نه همینکه اراده کردیم و این قله را فتح کردیم پیروز شدیم.
و روزی که لنین را از دانشگاه قازان یا کازان اخراج کردند اون ژاندارمی که دم در بود بهش گفت که جوان با مشت به دیوار میکوبی. گفت میدانم اما دیوار پوسیده است و خواهد ریخت.
دوستان عزیز، خواهران، برادران، رفقا من اونجا مزمزه میکردم یعنی در تظاهرات که یک حرفی رو بزنم ولی دیدم شاید جالب نباشه ولی اینجا میگم.
میخواستم اونجا بگم موفق شدیم پیروز شدیم اما شرایط سخته و شب دراز است و البته قلندر بیدار. موفق باشید
ادامه دارد








