ایرانیها و خیارشور!
– ما ایرانیها ذاتا آدمهای زیادهخواهی هستیم…
– چطور مگه؟
– عادت کردهایم همش خودمونو با خارجیها قیاس میکنیم، همش میخواهیم خودمون برسونیم به سطح اونا…
– منظورتون چیه؟
– آره دیگه! فکر میکنیم سبک زندگیمون، خورد و خوراکمون، پوشاکمون، ماشینمون، تفریحمون، سیاستمون، همهچیزمون باید مثل خارجیها باشه!
– قربون فکر نمیکنم اینطوری باشه! چگونه به چنین استنباطی رسیدین؟
– بابا خیارشور توی این مملکت گرون میشه، همه هوار میکشن که وا اسلاما! چرا توی تانزانیا خیارشور گرون نشده، اینجا شده… خب شده که شده، کمتر خیارشور بخورین. نمیمیرین که…
– مگر خیارشور گرون شده؟
– بابا شما هم… خب همینطوری گفتم خیارشور. منظورم اینه که کافیه هر جنسی گرون بشه، یه دفعه دیدی نصف مملکتو ملت به آتش کشیدن!
– به خاطر خیار شور؟
– نه احمق! بخاطر هر چیزی که گرون میشه!
– هر چیزی مثل خیارشور!
– بابا تو هم گیر دادی به خیارشور! غلط کردم گفتم خیارشور…
– راست می گی؟
– عزیز من، دلبند من، الاغ! مگه توی این مملکت نیستی؟
– خب هستم، چطور مگه؟
– ندیدی قیمت تخم مرغ گرون شد، ملت ۱۲۰ شهر رو به آشوب کشن. قیمت بنزین گرون میشه، صدها اداره حکومتی رو به آتش میکشن. آخه این چه رفتاریه؟ از کجا آوردیم این کارها رو؟
– به نظر شما از خارج آوردیم؟
– نه! … البته شاید هم!…
– چرا نه؟ چرا شاید؟
– نه به این خاطر که توی کدوم کشور شما چنین چیزی دیدین؟
– گرونی؟
– نه بابا! اینکه بخاطر گرونی این بلبشو راه بیفته! خب توی هر کشوری قیمتها بالا می ره! آب هم از آب تکون نمیخوره!
– البته در سایر کشورها هم آب از آب تکون میخوره، ولی آخه قبول کنین گرونی توی ایران مثل هیچ جای دیگه توی دنیا نیست!
– ای بابا! خب حالا ده شاهی کمتر یا ده شاهی بیشتر…
– اینطوری نیست قربون! از رهبر گرفته تا رئیسجمهور از پیش تعیین شده، تا نامزدهای از پیش شکست خورده، تا کف خیابون، همه اذعان میکنن که مردم مشکل معیشت دارن!
– خب دارن که دارن! مگه خود پیامبر هم مشکل معیشت نداشت! خب تحمل کرد!…!!!
– چرا اینقدر دراز دراز نگاه میکنی. درست میگم دیگه! خب حداکثر آدم تخم مرغ نمیخوره یا بنزین کمتر مصرف میکنه…
– مثلا تخم مرغ نخوریم چی بخوریم؟ نون هم گرون شده، برنج هم خارج از دسترس شده، گوشت هم رویا شده، مرغ رو نگو، روغن رو چی بگیم؟
– آهان! ببین! میگم همش خودمونو با خارجیها قیاس میکنیم، همینه ها!
– یعنی چی؟
– خب انگار ما هم مثل خارجیها باید این چیزایی که شما ردیف کردین رو بخوریم! مثلا صدر اسلام برنج بود؟ روغن بود؟ گوشت میخوردن؟ نون میخوردن؟
– پس چی میخوردن؟
– خرما!
– آخه قربون خرما هم قیمتش صد تا صد و پنجاه درصد گرون شده!
– فکر کنم تو اصلا حرف حساب حالیت نیست. قدرشناس هم نیستی و به جای تشکر هی نق میزنی!
– آخه…
– آخه نداره. نق میزنی دیگه! بدبختی اینه که این نق زدنهای ما ایرانیها فقط توی خورد و خوراک نیست!
– پس دیگه توی چی هست؟
– سیاست! توی سیاست هم مدینه فاضلهشون خارجه است!
– چطور مگه؟
– فکر میکنن توی ایران هم مثل اونجا باید انتخابات دو قطبی یا چند قطبی باشه؟
– خب مگه نباید باشه؟
– این بازیها رو بگذارین کنار! فتنه اسلام از اول دو قطبی شدن بود!
– خب پس معنی جمهوریت چیه؟
– معنی چی؟
– جمهوریت
– همین! ببین! شما هم اسیر بازی دشمنان اسلام شدین!
– آخه جناب، مگه خود خمینی نگفت جمهوری اسلامی؟ مگه نگفت میزان رای ملت است!
– چه کنم که سطح فکر شما اینقدر پایینه! معنی این جمهوری و این رای، اون جمهوری و اون رای نیست! معلومه شما هیچ علمی از مردمسالاری و جمهورین دینی ندارین!
– (با چشمهای از حدقه بیرون زده…) خب این چیزی که گفتین چی هست؟
– مردم سالاری دینی یعنی همه حرف ولی مطلقه فقیه را تایید میکنن و برای تایید آن میان پای صندوق رای!
– واقعا همه این کارو میکنن؟
– بدبختی همینه که این ایرانیها مثل شما نمیفهمن مردمسالاری دینی یعنی چه؟
– بعد که نمیفهمن چی میشه؟
– خدا به خیر کنه!
– بله؟!
– خدا به خیر کنه آقا، بیشتر از این نپرس!
– واقعا الآن میفهمم چرا ایرانیها به خاطر خیارشور هم که شده آشوب بپا میکنن!
از صاحب این قلم بخوانید:
روز جهانی – نمایشنامه کوتاه به قلم آرمان نفیسی
«سیرک دادگاه» جای مرغ پخته خالی! – آرمان نفیسی









