یه مشت پیر فرتوت خطرناک
- آقاجان، یکمشت پیر فرتوت ازکارافتاده که هرچند روز یکبار یکیشان میمیرد، جمع شدند در تیرانا، الکی دلشان خوش است و شعار سرنگونی نظام رو میدهند!
- نه بابا کیها رو میگی؟
- بابا همونهایی که کرونا هم افتاده به جونشون، همینطوری دارد ازشان تلفات میگیرد! بهزودی کسی از اونها باقی نمیمونه!
- یعنی هم از کهولت دارند میمیرند هم از کرونا؟
- آره دیگه، قبرستانشان را بری ببینی، همینطوری هرچند روز یکبار چند تا قبر بهش اضافه میشه!
- یعنی شما رفتین خودتون دیدین؟
- خودم که نه! بر و بچههای سرباز گمنام را فرستادیم خبر بیارن!
- یعنی شما نگران این بودین که اینها مزاحمتی ایجاد کنند که سربازان گمنام را فرستادین؟
- چرا اینقدر خنگ بازی درمیاوری؟ نگران چی باشیم؟ مگر نگفتم اینها یکمشت پیرمرد و پیرزن ازکارافتادهاند که کاری از دستشان برنمیآید؟
- عذر میخواهم، ولی آخر سربازان گمنام را فرستادن به یک کشور دورافتاده در لنگ بالکان فقط برای بازدید از قبرستان یک جمعیت ازکارافتاده خیلی کار منطقی به نظر نمیرسه! بخصوص که هزینههای سربازان گمنامتان هم دو زار و ده شاهی نیست!
- خب میخواستیم مطمئن باشیم که اینها واقعاً بیخطرن برامون و همینطور هم شد!
- چرا فکر میکردین ممکن است خطری داشته باشند؟ مگر نگفتین که اینها جمعیتی ازکارافتادهان؟
- خب ازکارافتاده هستن، ولی بهشان دستور تشکیلاتی دادن که دو هزار نفرشان توی سولههایی در آلبانی جمع بشوند برای پمپاژ شایعه و اخبار جعلی در داخل ایران.
- شما که میگفتین بهزودی کسی از اینها نمیمونه پس چطور یه دفعه دو هزار نفرشان دارند فضای مجازی را قبضه میکنند؟
- اللهاکبر! آدم که اینقدر ملا لغتی نمیشه! حالا ما گفتیم «هیچکس». «هیچکس» که الزاماً معنیاش «هیچ کس» نیست.
- آهان ببخشید! پس منظورتان از «هیچ کس» دو هزار نفر بوده؟
- اگر واقعاً دلتان خوش میشود، بله! منظور همان دو هزار نفر بوده!
- خب، حالا مگر نمیگویید این دو هزار نفر پیر و ازکارافتادهان، یعنی شما که خیلی جوون دارین و اصلاً هم ازکارافتاده نیستین حریف اینها توی فضای مجازی نمیشین؟
- لاالاالالله! همهچیز رو باید جوید و گذاشت تو دهنتون؟ مگر نمیدونین اینها ۴۰ ساله کارشون فتنهگری علیه نظامه؟
- نه بابا! ۴۰ ساله دارند فتنهگری میکنن علیه نظام؟
- آره دیگه! قیام ۸۸ کار اینها بود. اول اینا شعارهایش را در سایتهاشون آوردن بعد مردم ریختن توی خیابون.
- یعنی مردم از اینها پیروی کردن؟
- نه مردم حالیشون نبود چکار میکنن. توی ۹۶ هم همینطور شد. طرحش مال آمریکا بود، پولش را سعودی داد، کارش را اینها کردن.
- عجب! یعنی یه مشت آدم پیر فرتوت آخر عمری ۱۹۰ شهر مملکت رو بهم ریختن؟
- پیر و ازکارافتاده هستن ولی مردم را فریب دادن.
- چطور؟
- یه سری شعارهایی دادن که مردم خوششون میاید. منم خوشم میاید.
- یعنی شما هم…
- نه احمق! دارم مثال میزنم…
- واقعاً عذرمیخواهم. خب ۹۶ که ۴ سال پیش بود…
- آخه ۹۸ هم بود. یه آمریکایی رفت باهاشون دیدار کرد، اونجا طرح ریختن. البته از قبل هم تدارک دیده بودن.
- شما هرچقدر بیشتر توضیح میدین، من بیشتر برایم سؤال میشه که اینها چه جور آدمهای ازکارافتاده هستن…؟
- خب همین دیگه، با همین چیزا آدمها را میفریبن!
- آهان! یعنی آدمها جذب اینها میشن؟
- کمکم داری روی اعصابم میرقصی! نه! آدمها را میخرن. یه قلم نگاه کنین همین قطعنامه کنگره آمریکا که ۱۱۳ نماینده آن همین چند روز پیش از استراتژی اینها حمایت کردن.
- خب؟
- خب همه اونها رو خریده بودن!
- نه بابا؟ یعنی اینقدر پول دارن؟ یه مشت آدم پیر فرتوت ازکارافتاده که یکییکی دارن میمیرن؟
- کاری نداره! سعودی بهشون میده!
- ولی من قبلاً شنیده بودم که آمریکا و شوروی و عراق بهشون پول میدن.
- بههرحال الآن سعودی میده
- یعنی سعودی به اینها پول میده که آمریکاییها رو بخرن!
- همینطوره!
- مگه عقل سعودی کمه که پول را به اینها بده که برن آمریکاییها رو بخرن؟ خب چرا خودش مستقیم آمریکاییها رو برای خودش نمیخره.
- … [سکوت معنیدار، اخم، چشمغره] برای همین سؤالت میتونم بسپارمت به قاضی صلواتی
- من معذرت میخواهم. واقعاً منظوری نداشتم و قصد تعرض به ساحت شمارا نداشتم.
- حالا شد یه چیزی، پس برو بنویس اینها یه مشت پیر فرتوت ازکارافتادهان که کرونا هم به جونشون افتاده و دارن یکییکی میمیرن و بزودی تموم میشن.
- بله چشم. همین مصاحبه را میزنم. تیترش هم میزنم «یه مشت پیر فرتوت خطرناک». خوبه؟
از این نویسنده بخوانید:









