در روزهای ۶ و۷ مرداد سال ۱۳۸۸ در حالیکه کمتراز دو ماه از آغاز قیام سراسری مردم ایران میگذشت، خامنه ای مزدوران عراقی را از طریق سردژخیم دست نشانده عراقی نوری مالکی نخست وزیر کثیف وقت به اشرف فرستاد تا با قتل عام اشرفیان، برای همیشه از دست مجاهدین خلاص شود و همچنین به جامعه جوشان ایران، پیام وحشت و ارعاب بفرستد.
آنروزها دشمن پلید با تصور این که قتل عام مجاهدان بی سلاح امری آسان است، گمان میکرد با این جنایت بزرگ میتواند حماسه پایداری یک خلق را به قربانگاه ببرد، اما قیام سرخ فام اشرفیان و فروغ پرغرور ایران/ با پایداری آرشان / و خون حنیفان و سیاوشان / جوشید و خروشید/ و رهبری مقاومت توانست با هوشیاری خارق العاده یک غیرممکن دیگر را در محاصرهٔ دشمنان و طیفی از مزدوران تشنه به خون مجاهدین، به بینه حقانیت / شاخص مظلومیت/ و الهام بخش مقاومت افتخار آفرین مردم ایران تبدیل کند.
سلام بر شهیدان حماسهٔ فروغ ایران در روزهای ۶ و۷ مرداد در اشرف جاویدان
قهرمانانی که با پیکرهای بی سپر/ به مصاف تیر و تبر دشمن ضدبشررفتند/ با پایداری سرخفام، همچون موجهای صخره شکن دشمن حقیر را در اوج ناباوری اش میخکوب کردند/ هم آوا با جاودانه فروغهای آزادی / هم پیمان با مجاهدان سربدار قتل عام به فتوای خمینی ضد بشر در آسمان میهن و تاریخ ایران درخشیدند.
حماسه فروغ ایران در ۶ و۷ مرداد در اشرف با ۷۲ روز اعتصاب و ۳۶ گروگان همراه بود که سرانجام مجاهدین و مقاومت ایران خامنه ای و مالکی را وادار کردند که آنها را در ۱۵ مهر ۱۳۸۸ آزاد کنند.
***
پیام به مجاهدین مستقر در سنگرها و مواضع و مقرها در اشرف – مسعود رجوی ۹ مرداد ۱۳۸۸
سلام به قهرمانان اشرف،
ساعت ۳ نیمه شب است . اولین فرصتی است که توانستم پیامی برایتان بنویسم. در حقیقت ۳۶ ساعت بعد از شروع حمله، بسیار ضروری می دیدم چند سطری بنویسم اما به تأخیر افتاد.
قبل از هر چیز، حال و احساسات شما را بخوبی میتوانم بخوانم، بفهمم و با گوشت و پوست حس کنم.
میدانم که چقدر گداخته و در حالت انفجار هستید.
میدانم که چقدر از جفا و خیانت و شقاوت که در حق اشرف روا داشته اند، میسوزید و میخروشید.
میدانم که تاب تحمل شهادتها و جنایتهایی را که در حق ما روا داشته اند، ندارید.
میدانم که خونتان به جوش میآید و سراپای وجودتان داغ و تب دار میشود و گاه به زمین و زمان برمیشورید و میخواهید با هر کس و ناکسی که با ما چنین کرده، دل خالی کنید.
میدانم که بارها و بارها مشتاقانه آرزو کرده اید که کاش به جای این یکی یا آن یکی شهید بودید.
میدانم که به سعادت و شرف و افتخار شهیدان غبطه میخورید.
میدانم که سراپای پیکرتان در گرما و طوفانِ خاک و در اثر ضربات مزدوران ارتجاع، لبریز از درد و رنج است.
میدانم که گاه میخواهید تمام وجودتان را در حنجره به فریاد تبدیل کنید.
این را هم میدانم که فیلم ها و تصاویر، هرچند دنیایی را تکان داده است، اما بهخدا سوگند بخش ناچیزی از واقعیت صحنه ها را منعکس میکند. تنها نوک کوه آهن و پولاد و نوک سلسله جبال عشق و ایمان را بازتاب میکند.
در عین حال، این را هم میدانم که سرشار از غرور و سرفرازی و شکوه و پایداری هم هستید.
در عین حال, با قلبها و ضمیرهای پاکتان احساس میکنید که در این سه روز، سقفهای بالا بلندی زدید که خیلی چیزها را چرخانده و آثار آن در آینده بارز میشود.
راستش را بخواهید، نه عراقی ها و نه آمریکاییها و نه هیچکس دیگر، این قسمت از توان و ایمان اشرف و مجاهدین را ندیده بود. سلام بر مریم رهایی که زادگان انقلابش، گوهران بیبدیل و تکیه گاهها و نوامیس آرمانی را اینچنین مُطهّر و درخشان و پرفروغ کرد.
خداوندا چه موقع میشود که در باره شما و ایستادگی تان گفتنی ها را بگویم. “یک سینه سخن دارم, گو شرح دهم یا نه؟”
بگذریم، و تشریح این را بگذاریم برای بعد. امشب فقط میخواهم چند نکته ضروری را با شما در میان بگذارم:
شک نکنید که یورش ارتجاع در اشرف و ایستادگی شگفت شما در این ۳ روز، در پیوند با قیام سراسری مردم ایران است. این را باید “حماسه فروغ ایران” خواند.
این هم یکی دیگر از اشتباهات بزرگ خامنه ای بود که دود آن به چشمش و به چشم مزدوران ارتجاع در عراق خواهد رفت. نه او و نه مالکی هرگز گمان این چنین ایستادگی و اینچنین درخشش جهانی را نمیکردند.
اکنون بنگرید که رژیم پلید آخوندی کجا را و چه چیز را در عراق سالم باقی گذاشته است؟ آیا از صدور تروریسم و ارتجاع و الگوی فاشیسم دینی جز توحش و غارت و سرقت که سراپای عراق را هم به خود آلوده است، انتظار میرود؟
با اینهمه شما، بی سلاح و بی دفاع, بی زره و حتی بی کلاه، از سر و دست و پا و از جان و روح و روان خود، سلاحی شگفت خلق کردید. با درد و رنجی بیکرانه و با اثری ماندگار و خاطرهای جاودانه.
آنقدر که در کمتر از ۲۴ ساعت، دقیقاً از وقتی که تیراندازی و کشتار با انتشار فیلم های صحنه در سراسر جهان برملا شد، صحنه، چرخیدن آغاز کرد. در این هنگام اشرف به خبر اول دنیا تبدیل شده بود. یک منبع موثق خبری گزارش کرد که در ۳۶ ساعت اول، رسانه های غربی و عربی دست کم ۳۶۰۰ خبر درباره اشرف منتشر کردهاند که در میان آنها بسیاری گزارشهای تکاندهنده وجود داشت.
از سیدنی تا اتاوا و از رُم تا واشنگتن هموطنان و بسیاری جریانهای سیاسی به جوش و خروش آمدند. هرگز در این سالیان ندیده بودم که خون شهیدان و ضرباتی که پیکر مجاهدان تحمل کرده است این چنین سریع صحنه را بچرخاند. آنقدر که دولت عراق مجبور شده سربازان را بیاورد و دست و پای آنها را بطور نمایشی گچ بگیرد و به شبکههای تلویزیونی رژیم (العالم و پرستیوی) نشان بدهد. بیچاره گمان میکند که ولی فقیه طلسم شکسته میتواند او را از مخمصه برهاند. اما این تازه شروع ماجراست. هرکس که توانسته باشد در برابر خمینی سینه سپر و قد علم کند از پس کپی چسبانهای دست چندم و حقیر او نیز برمیآید.
شگفتا که حماسه فروغ ایران، هم با قیام و هم با سالگرد قتل عام و هم با سالگرد فروغ عجین شده است و شما همه اینها را به یکدیگر پیوند زده و به نام خود مُهر کردید. پس مبادا به آنچه که انجام دادید و به آنچه چرخاندید و به آنچه باید در آینده محقق کنید کم بها بدهید.
به چشم دیدید که خودمان نقش تعیین کننده داریم و باز هم کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما
خوشا به تک تک شما که به عهد خود وفا کردید و باز هم بر پیمانی که برای پایداری ۸۸ بستید، استوار هستید و خواهید بود.
-به چشم دیدید که اگر اشرف بایستد جهان به ایستادگی برمیخیزد. خوشا صاحبان دستها و پاها و صورتها و کمرها و کتفهای آسیب دیده که هرچند جگر سوز و دلخراش است اما دست دشمن را کوتاه و روی او را کم کردند.
بعد از حماسه فروغ ایران و قیمتی که پرداختید میتوان و باید به پیروزی رسید، بشرط اینکه مجاهدین و هوادارانشان از اشرف تا سراسر جهان و داخل ایران قیمت ایستادگی را همچنانکه تا کنون پرداخته اند باز هم بپردازند.








