• اسناد مقاومت
  • اسناد بین‌المللی
  • اسناد جنایت
  • فعالیت‌های کانون‌های شورشی
  • سایر زبانها
    • EN
    • AL
یکشنبه, شهریور ۱, ۱۴۰۵
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
یک پیشنهاد «صلح جویانه»! - ب. فراهانی (قسمت اول)

یک پیشنهاد «صلح جویانه»! - ب. فراهانی (قسمت اول)

یک پیشنهاد «صلح جویانه»! – ب. فراهانی (قسمت اول)

دی ۲۹, ۱۳۸۶
در مقالات و دیدگاهها

«…صحنهٔ بسیار رقت انگیزی است! روزانه عابران و مسافران شاهدند که خیابانها، جاده‌ها، . . . پر از گداهای مؤنثی است که با سه، چهار یا شش بچه در لباس‌های مندرس مصرانه از هر رهگذری درخواست صدقه می‌کنند … همه متفق‌القول‌اند که این تعداد باورنکردنی بچه در وضعیت اسفناک کنونی مملکت یک نابسامانی بسیار بزرگ دیگر بر مشکلات موجود اضافه کرده است . . . نوزادی که تازه بدنیا آمده تا حدود یکسالگی از شیر مادرش تغذیه می‌کند و تقریباً هیچ هزینهٴ اضافی برای جامعه به بار نمی‌آورد . . . و دقیقاً در همین سن است که من پیشنهاد می‌کنم آنها را به جای اینکه سربار والدینشان و یا یتیمخانه‌ها باشند و تا آخر عمر نیازمند غذا و پوشاک باشند،کاری کنیم که خودشان به تأمین غذا و حتی پوشاک هزاران نفر دیگر کمک کنند . . . از یک نوزاد سالم در یکسالگی غذایی بسیار خوشمزه، مغذی و مقوی می‌توان تهیه کرد، چه به‌صورت آبگوشت، چه سرخ کردنی، چه کباب و چه آب پز، و من شک ندارم که اگر قورمه و یا راگو هم از آن تهیه شود به همان اندازه لذیذ خواهد بود…» (۱)

این جملات قسمت‌هایی از یکی از برجسته‌ترین آثار طنز سیاسی در ادبیات اروپا با عنوان «یک پیشنهاد حقیرانه» به قلم جاناتان سویفت، کشیش، سیاستمدار و طنزنویس شهیر قرن هجدهم ایرلند و نویسندهٴ داستانهای معروف «سفرهای گالیور» است. سویفت این طنز را در سالهایی منتشر کرد که مردم کشورش از یک طرف گرفتار فقر و قحطی بودند، و از طرف دیگر ظلم و استثمار مالکان بزرگ مضاف بر اشغالگران انگلیسی بر شانه‌هایشان سنگینی می‌کرد.

داستان از زبان یک اقتصاددان به‌اصطلاح خیَر و نخبهٴ ایرلندی نقل شده است که هدفش حل «مسألهٴ اصلی» گریبانگیر ایرلند در آن سالهاست. وی با تظاهر به همدردی با فقرا، یک طرح پیشنهادی برای حل مسألهٴ فقر ارائه می‌دهد که بر اساس آن مردم فقیر بجای اینکه در خیابانها گدایی کنند و در تأمین معاش فرزندانشان مستمراً با مشکل روبه‌رو شوند، باید بچه‌هایشان را تا یکسالگی تغذیه و پروار کنند، و آنموقع آنها را به قصابی‌ها بفروشند تا گوشت این کودکان را برای خورده شدن توسط افراد ثروتمند در معرض فروش قرار دهند، و از پوست آنها نیز برای دوختن کفش، دستکش، و… استفاده کنند. در اینصورت علاوه بر حل مسألهٴ فقر و مشکل کمبود غذای ثروتمندان، هم با بیکاری مبارزه می‌شود و هم رشد جمعیت کودکان فقیر که به‌زعم این «نخبهٴ خیّر» سربار جامعه محسوب می‌شوند تحت کنترل در می‌آید. سپس وی به تشریح جزئیات این طرح و مزایای آن می‌پردازد، و از زوایای مختلف و با محاسبات دقیق آمار جمعیت و هزینه و غیرو از این طرح دفاع می‌کند، و پیش‌بینی می‌کند که مردم فقیر به‌شدت از آن استقبال کنند!

سویفت با این نوشته می‌خواست با وارونه‌گویی طنز آمیز و نیشدار اما به غایت سبعانه و شوکه آور، نشان‌ دهد که اعضای طبقهٔ حاکمه می‌خواهند چنین القاء کنند که مسألهٴ اصلی جامعه وجود مردم فقیر و خراب شدن چهره شهرهایشان است و نه حکومت ستمگری که مسبب این فقر و فلاکت است. به همین دلیل راه‌حل‌هایی هم که ارائه می‌دهند، با همهٔ استدلال‌های به ظاهر متقن و محاسبات دقیق، از اساس نقض غرض است، زیرا همان کودکانی که قرار است به‌عنوان نسل آینده نجات داده شوند قربانی می‌شوند تا چیزی که توسط این اقتصاددان به اصطلاح نخبه «مسألهٴ اصلی» فرض می‌شود حل شود. او هم‌چنین می‌خواهد نشان دهد که به‌اصطلاح «نخبگان» جامعه و «دلسوزان» کشور در طبقه حاکمه، با همهٔ ظواهر جنتلمن مآبانه و متمدن نمایانه‌، تا آن حد شقی و بی‌رحم‌اند که برای بقای خود و طبقهٔ شان حتی حاضرند کودکان مردم را بدرند و با لذت تمام ببلعند.

امروز که نزدیک به ۳۰۰ سال از آن سال‌ها می‌گذرد و جامعه انسانی پیشرفت‌های شگرفی در زمینه احقاق حقوق انسان‌ها و حق حاکمیت مردم کرده است، ما به طرز چندش آوری با نمونهٴ دیگری از راه‌حل به سبک اقتصاددان سویفت مواجهیم که به همان درجه مسخره و در عین حال سبعانه است. اینبار موضوع بجای فقر و استثمار در ابتدای قرن هجدهم در ایرلند، جنگ و صلح در ابتدای قرن بیست و یکم در ایران و منطقه است. اما تعجب نکنید که در این مورد هم، به سیاق آن طنز تلخ، راه حلهایی که «نخبگان» درون و بیرون نظام برای حل «مسألهٴ اصلی» ، یعنی جلوگیری از جنگ در منطقه و نجات مردم ایران از شر آمریکایی‌های جنگ‌طلب ارائه می‌دهند، اول از همه خود آخوندها را نجات می‌دهد تا تسمه بر گردهٴ همان مردم مظلوم محکم‌تر کنند و منطقه را بیشتر از گذشته به خاک و خون بکشند و در آتش جنگ و تروریسم بسوزانند. و به سیاق اقتصاددان سویفت، همانهایی را که داغشان را به سینه می‌زنند و برایشان تحت نام «نجات کشور و منطقه» و «صلح جهانی» نسخه می‌پیچند، به بیرحمانه‌ترین وجه قربانی ماندگاری دستگاه حکومت فاشیست آخوندها می‌کنند.

در این‌جا باید ببینیم که چه انگیزه‌ای پشت این نوع پیشنهادات «صلح‌جویانه» قرار دارد؟

وجه اشتراک و وجه تمایز

اگر فاصلهٔ زمانی و تفاوتهای تاریخی و اقلیمی را ندیده بگیریم و به محتوای این دو پیشنهاد نگاه کنیم، خواهیم دید که بین پیشنهاد «حقیرانهٔ» اقتصاددان سویفت و پیشنهاد «صلح‌جویانه» ای که با کساد شدن بازار مماشات و تشدید تضاد بین آمریکا و رژیم آخوندی توسط چپاولگرانی که منافع خود را در خطر می‌بینند دوباره بعد از ۱۲سال مطرح می‌شود (۲)، نقاط اختلاف ظاهری و نقاط اشتراک محتوایی زیادی وجود دارد. با اینحال می‌توان روی یک نقطه اشتراک اصلی و یک نقطه اختلاف اصلی بین این دو انگشت گذاشت.

وجه اشتراک اصلی آنها این است که در معادلهٔ توازن محتوای هر یک از آنها یک پارامتر هست که اگر آنرا معکوس کنیم، جهت‌گیری محتوایی آن پیشنهاد نیز معکوس می‌شود. در مورد طرح اقتصاددان نخبهٴ سویفت، اگر کلمه «بچه» یا «کودک» یا «نوزاد» را با کلماتی مثل «بره» یا «گوساله» عوض کنیم، آن‌وقت این پیشنهاد از ماهیت ضدانسانی خودش خارج شده و به یک طرح معقول و قابل بررسی تبدیل می‌شود. یعنی از مرحلهٔ پذیرش ذهنی عبور می‌کند و وارد مرحلهٔ یافتن راههای عملی می‌شود. علت این است که هم‌چنانکه سویفت نشان می‌دهد، برای خواص، تا آنجا که به حفظ منافعشان برمی‌گردد تفاوتی بین نوزاد یک فقیر و گوساله و بره وجود ندارد، و چه بسا خوردن نوزاد مرجح‌تر هم باشد، زیرا اولاً کمیاب‌تر است، و ثانیاً باعث کاهش تعداد افراد فقیر می‌شود تا منظرهٔ شهرها را خراب نکنند.

حالا اگر همین روش را در مورد پیشنهاد «صلح جویانه» بکار بگیریم و در معادلهٔ «صلح با رژیم حاکم بر ایران» بجای رژیم فاشیسم مذهبی، یک حکومت مردمی و دموکراتیک بگذاریم، آنگاه حرکت صلح جویانه از حالت مدد رسانی به یک رژیم سفاک و ضدبشری برای تداوم جنایتها و جنگ‌افروزیهایش خارج می‌شود و به یک حرکت عمیقاً انسانی در جهت حفظ سنتهای دموکراتیک و تحقق اصل «حاکمیت مردم بر مردم» در می‌آید، و به عبارت دیگر صدو هشتاد درجه تغییر محتوا می‌دهد. علت این است که برای مدعیان این صلح دروغین، رژیم خمینی چه بسا مطلوب‌تر از یک رژیم مردمی است، زیرا راه آمدن با آن یا اسم در کردن تحت عنوان به‌اصطلاح «اپوزیسیون» آن برای حفظ منافع حقیرشان بسیار ساده‌تر و مرجح‌تر است تا یک حکومت مردمی که اولاً باج به هیچ شغالی نمی‌دهد، و ثانیاً در آن از مردم کت بسته، عاجز و بی‌صاحب خبری نیست تا از آنها سواری بگیرند.

اما یک وجه تمایز اصلی هم بین پیشنهاد سویفتی با نمونه‌های وطنی (و فرا وطنی) امروزی آن وجود دارد، و آن درجهٔ فریبکاری و دجالیت نهفته در طرح اخیر است. چرا که ویژگی طنز سیاسی این است که با استفاده از وارونه‌گویی، یعنی دقیقاً معکوس مفهوم مورد نظر نویسنده، و بیان طعنه‌آمیز بر مبنای ضعفهای قصه گو (در این‌جا اقتصاددان نخبه) که خودش نمی‌فهمد که چقدر مزخرف می‌گوید ولی خواننده به‌خوبی می‌فهمد، پیامش را به خواننده منتقل می‌کند. به عبارت دیگر، تناقض را بسیار صریح و عریان بیان می‌کند تا خواننده از طریق آن به محتوایی که مد نظر نویسنده است راه یابد.

اما در سیاست برخلاف طنز، آنها که ریگی به کفش دارند سعی می‌کنند که تناقض را پنهان نگهدارند تا منافع طرف یا طرف‌های مشخصی حفظ و تأمین شود، و وقتی این پنهان‌کاری به جانوری به‌نام ”آخوند خمینی صفت ”می‌رسد، به درجه «رفیع» دجالیت ارتقاء پیدا می‌کند، به نحوی که با قطعیت می‌توان گفت که سویفت هر چقدر هم به تخیل خارق‌العاده‌اش فشار می‌آورد امکان نداشت بتواند پدیده‌ای شبیه به این جانور دوپا با این میزان از دجالگری را تصور کند. با همین دجالگری سیاسی یا ”دجال‌مداری“است که رژیم در تلاش است تا با پیچاندن پرچم سفید صلح بدور خودش و پوشاندن آن همه جنایت و پلیدی در زیر آن، چنین وانمود کند که در عین حال که در داخل می‌زند و می‌بندد و سر می‌برد و سنگسار می‌کند و دار می‌زند، و فحشا و اعتیاد می‌پراکند و فقر می‌گستراند، خودش خیرخواه و همدرد و در جبهه مردم است و این نیروی خارجی است که دشمن مردم ایران است. به همان سیاق که داغ مردم عراق و سوریه و یمن و لبنان را به سینه می‌زند اما آنها را با بمباران، محاصره غذایی، بمب‌گذاری، حمله توسط مزدوران هار و وحشی هر جا که هستند منفجر و تکه تکه می‌کند، خانه‌هایشان را بر سرشان خراب می‌کند، ویروس و میکروب بیماری‌های کشنده و هزار بلا و بدبختی دیگر بر سرشان آوار می‌کند. حال آنچه که آخوندها به‌عنوان دشمن خارجی در کشورهای منطقه کرده‌اند تنها یک هزارم آن چیزی است که طی چهل سال به‌عنوان «ولی مردم» در داخل ایران بر سر مردم آورده‌اند، و با اینکار روی هر دشمن خارجی را از پیش سفید کرده‌اند.

(ادامه دارد)

پاورقی ها:

(۱)«یک پیشنهاد حقیرانه» – نوشته جاناتان سویفت به سال۱۷۲۹میلادی

(۲)مشابه این جار و جنجال فریبکارانه در سال۱۳۸۶ در دور دوم ریاست جمهوری بوش مطرح شد. همان زمان رهبر مقاومت طی پیامی این ترفند رژیم جنگ‌افروز آخوندی را افشاء کرد (مراجعه شود به ”جنگ یا صلح با فاشیسم مذهبی؟» به تاریخ ۷آبان ۱۳۸۶ در سایت مجاهد).

یک پیشنهاد «صلح جویانه»! – ب. فراهانی (قسمت اول)
اشتراک کنیدتوئیتپیناشتراک کنیدبفرستبفرست

مطالب مرتبط

سخنرانیهای رضا موسوی و آرش مومنی در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانیهای رضا موسوی و آرش مومنی در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۶, ۱۴۰۵
سخنرانی گیسو شاکری در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی گیسو شاکری در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۶, ۱۴۰۵
سخنرانی مهندس حسین فرشید در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی مهندس حسین فرشید در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۵, ۱۴۰۵
سخنرانی فریدون ژورک در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی فریدون ژورک در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۵, ۱۴۰۵

آخرین مطالب

مسعود رجوی - ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ (۱)

مسعود رجوی – ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ (۱)

شهریور ۱, ۱۴۰۵

خاتمی چهارچنگولی به ”تفاهم‌نامه“ چسبیده اما نمی‌داند برای کینگ مجتبی و دستگاه ولایت این خودکشی از ترس مرگ است راهکار...

مسعود رجوی - ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ (۲)

مسعود رجوی – ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ (۲)

شهریور ۱, ۱۴۰۵

خاتمی چهارچنگولی به ”تفاهم‌نامه“ چسبیده اما نمی‌داند برای کینگ مجتبی و دستگاه ولایت این خودکشی از ترس مرگ است راهکار...

مسعود رجوی - ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ (۳)

مسعود رجوی – ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ (۳)

شهریور ۱, ۱۴۰۵

خاتمی چهارچنگولی به ”تفاهم‌نامه“ چسبیده اما نمی‌داند برای کینگ مجتبی و دستگاه ولایت این خودکشی از ترس مرگ است راهکار...

مسعود رجوی - ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ (۴)

مسعود رجوی – ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ (۴)

شهریور ۱, ۱۴۰۵

خاتمی چهارچنگولی به ”تفاهم‌نامه“ چسبیده اما نمی‌داند برای کینگ مجتبی و دستگاه ولایت این خودکشی از ترس مرگ است راهکار...

ما را دنبال کنید

درباره ایران افشاگر

سایت "ایران افشاگر" افشا کننده مزدوران و ماموران وابسته به وزارت بدنام اطلاعات آخوندی و طرح ها، توطئه ها و ترفندهای پشت پرده فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان ایران است.

📧 تماس با ما

پیوندها

سایت مریم رجوی
سایت مجاهدین خلق ایران
سایت شورای ملی مقاومت
سایت همبستگی ملی
سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • صفحه ویژه
  • مزدوران را بشناسید
به نسخه موبایل بروید