بعد از دست بالا پیدا کردن رژیم از طریق مزدوران وابسته به خود در دولت عراق، جنگروانی علیه ساکنین اشرف افزایش بیسابقه پیدا کرد. از سال۱۳۸۲ فرستادن گروههای سازماندهی شدهای از مزدوران به عراق در دستور ارگانهای تروریستی و امنیتی رژیم آخوندی قرار گرفت. اوج این طرح جنایتکارانه راهاندازی سیرکی از مزدوران رژیم در اطراف اشرف بود که از سال۱۳۸۸ آغاز و تا قتلعام ساکنین بیدفاع اشرف در ۱۰شهریور۱۳۹۲ ادامه پیدا کرد.

جمعی از این مزدوران از زمستان۹۴ به اطراف لیبرتی اعزام شدند. این در حالی بود که لیبرتی در یک مکان بهشدت حفاظت شدهٔ اطراف فرودگاه بینالمللی بغداد قرار داشت و برای ورود به آنجا باید از چندین ایستگاه کنترلی، عبور میشد و تنها نفرات «سفارش شده» و مورد تأیید وزارت اطلاعات و نیروی قدس از چنین امکانی برخوردار بودند. اعزام این مزدوران نیز همانند اشرف۱، تحت پوش خانواده و بستگان مجاهدین، قبل از اقدامات تروریستی و موشک باران لیبرتی صورت گرفت. علت برگزاری سیرک مزدوران، کسب اطلاعات از نزدیک و زمینهسازی کشتار مجاهدین بود.



یکی از تروریستهای نیروی قدس، از سرکردگان لشکر۹بدر سپاه پاسداران خامنهای، محمدمهدی البیاتی بود که مدتی در دولت نوری مالکی نقش بهاصطلاح وزیر حقوقبشر عراق را داشت. وی بعدها در یکی از جلسات هابیلیان در سال۱۳۹۸ با عنوان «تاریخ شفاهی دههٔ۶۰» ضمن بیان جنایات باند تروریستی متبوع خود علیه مجاهدین در عملیات فروغ جاویدان، به همکاری تنگاتنک نیروی تروریستی قدس با وزارت اطلاعات، برای اعزام اکیپهایی از مأموران رژیم، تحت پوش و با سوءاستفاده از نام خانواده به اطراف لیبرتی، اعتراف کرد و گفت:
«زمانی که وزیر حقوقبشر عراق شدم، برای تحریک عواطف [مجاهدین] که در پایگاه لیبرتی بودند، در چند نوبت برای تحریک عواطف [مجاهدین]، خانوادههای آنها را از ایران به دم در پایگاه بردیم. [مجاهدین] در واکنش به این کار میگفتند، اینها خانوادههای ما نیستند، مجرم و جنایتکارند». (هابیلیان – ۶مرداد۱۳۹۸)

راهاندازی تورهای سیاحتی و زیارتی بهمنظور استخدام جاسوس و تروریست علیه مجاهدین
یکی از پهنههای تشبثات هابیلیان در عراق، راه اندازی تورهای زیارتی و سیاحتی برای سفر به ایران و مشخصاً شهر مشهد برای برخی سرکردگان حکومتی، وکلا، نویسندگان، خبرنگاران و شیوخ عراقی وابسته به رژیم بود. این سفرها که به صورت مجانی و هزینه کردن از جیب مردم محروم ایران انجام میشد، به منظور ارزیابی و استخدام مزدور جهت پیشبرد مأموریتهای تروریستی، پرونده سازیهای جعلی، شیطانسازی و جنگروانی علیه مجاهدین مستقر در اشرف بود. محتوای یکسان همه این نمایشهای اطلاعاتی، زمینهسازی کشتار مجاهدین و یا اخراج آنان از عراق بود. اهداف رژیم از این خاصه خرجیها از محتوای مطالب منتشره توسط هابیلیان بهخوبی آشکار است:


با شرکت مزدوران مهران کریمدادی و غلامرضا بهروزی (فروردین۱۳۸۵)
سایت هابیلیان در خبری از دیدار کسانی که تحتعنوان شورای اعیان عراق با یک تور آخوندی به مشهد برده شده بودند، با اشاره به اراجیف هاشمینژاد در آن نشست، در مورد ضرورت اخراج مجاهدین از عراق که خواست مبرم ولیفقیه بود، نوشت:
«امروز و در درجهٔ اول ثبات در عراق مهمترین مساله می باشد و یکی از ابزارهای رسیدن به این ثبات نیز مجازات و سپس اخراج [مجاهدین] از کشورتان میباشد. آبادانی و رفاه ملت عراق نیز پس از میسر شدن این امر باید در اولویت بعدی باشد»
«در پایان این مراسم… به سنت گذشتهٔ دیگر دیدارها، شرکت کنندگان در این مراسم نیز طومار بزرگ محکومیت و اخراج [مجاهدین] از عراق را امضا نمودند». (هابیلیان ۲۱آذر۱۳۸۶)
«جمعی از اصحاب قلم، هنرمندان و اساتید دانشگاه از کانون هابیلیان دیدار کردند. هاشمینژاد تصریح کرد: آمریکا ادعا میکند که برای ملت عراق دموکراسی به ارمغان آورده اما این چه دموکراسی است که با خواست ملت، رئیس جمهور و نخستوزیر عراق مبنی بر اخراج [مجاهدین] از این کشور مخالفت میکند؟». (هابیلیان۱شهریور۱۳۸۶)
دژخیم هاشمینژاد، در نمایشی که با عوامل عراقی رژیم تحتعنوان «جمعی از شیوخ عشایر بصره» به راه انداخته بود، هدف از این قبیل جلسات را اینگونه تعریف کرد: «امروز سران عشایر عراق می توانند بیشترین تاثیر را در مورد اخراج [مجاهدین]… از خاک کشورشان داشته باشند. مواضع مردم عراق قطعاً اخراج و یا نابودی این گروهها میباشد». (هابیلیان- ۸آذر۱۳۸۶)
هاشمینژاد در یک تور سیاحتی ـ زیارتی دیگر برای کسانی که آنها را «نمایندگان بصره در مجلس اعلا» مینامید، پرده از هدف و آرزوی آخوندها برای قتلعام مجاهدین برداشت و گفت:
«اگر آمریکا اندکی صداقت میداشت میبایست پایگاههای مجاهدین را نابود میکرد… مردم عراق باید رأسا اقدام به اخراج آنها نمایند… نمیتوانیم انتظار داشته باشیم تا دولت ها همه مشکلات ما را در مورد ترور و تروریسم حل و فصل کنند… اگر امروز ما نتوانیم خط نفاق را خنثی کنیم معلوم نیست در آینده بتوانیم از فرصتها استفاده کنیم». (هابیلیان ۳آبان۱۳۸۶)
«ابواصیل استاد دانشگاه بغداد در دیدار با هابیلیان گفت: ما از شما میخواهیم اسناد بیشتری از جنایات[مجاهدین] رادر اختیار ما قرار دهید تا به دادگاه های بینالمللی و دادگاه های عراق تحویل دهیم». (هابیلیان ـ ۲۶فروردین۱۳۸۷)
در نمونه های دیگری از اینگونه اقدامات، فردی به نام ولید الاعرجی که سایت هابیلیان وی را به دروغ عضو شورای شیوخ عشایر فلوجه معرفی میکرد، مأموریتهای محوله به خود توسط ارگان هابیلیان را اینطور تعریف میکند:
«ولید الاعرجی در دیدار با هاشمینژاد گفت: درمورد سازمان [مجاهدین] نیز در نظر داریم جلسات روشنگرانهای در عراق در مورد این سازمان و در سراسر عراق برگزار کنیم و برای این مهم به کمک شما و اسناد و مدارکی که در مورد [مجاهدین]در دست دارید نیازمندیم». ( هابیلیان ـ ۲۶تیر۱۳۸۷)
اقدامات هابیلیان تنها به ملاقات با مزدوران عراقی محدود نبود. هاشمینژاد همچون یک مقام رسمی دولتی با بالاترین مقامات دولتی عراق نیز ملاقات کرده و سیاستهای خامنهای را به آنها دیکته میکرد.

استفاده از فریب و نیرنگ برای سندسازی علیه مجاهدین
باند اطلاعاتی تروریستی هابیلیان بارها به اکیپهایی که آنها را تحتعنوان زیارت به ایران کشانده و در انتهای برنامه با تهدید و شانتاژ امضا یا بیانیهای علیه مجاهدین و قول همکاری علیه آنان را گرفته، رودست زده است.
در یک نمونهٔ مشخص، شبکه عرب زبان آخوندها بهنام الفرات متعلق به مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق به نقل از آقای ابراهیم باجلان رئیس شورای استان دیالی، خبر داده بود:
«۲۵ زن انتحاری در قرارگاه اشرف وابسته به سازمان خلق واقع درکوههای حمرین می باشند. وی [باجلان] گفت طی شش ماه گذشته بیش از ۱۴زن انتحاری خودشان را در استان منفجر کرده اند و اثبات شده است که برخی از آنها عراقی نبوده اند.» (شبکه عرب زبان رژیم موسوم به الفرات – ۲۹خرداد۱۳۸۷)
این درحالی بود که ابراهیم باجلان، پنج روز پیش از آن، در مصاحبهای با سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران، برحضور مجاهدین در عراق به عنوان یک سازمان سیاسی که تحت حمایت سازمان مللمتحد و قوانین بینالمللی قرار دارد تأکید و با تکذیب دروغپردازیهای رژیم آخوندی تصریح نموده بود:
«من هیچ صحبتی دایر بر اینکه مجاهدین علت آشوب دیالی هستند نکردهام و به آن اعتقاد هم ندارم». (سیمای آزادی- ۲۴خرداد۱۳۸۷)
در نمونهای دیگر، شیخ حمید عبید محسن الشیری دبیر شیوخ عام فلوجه، طی مصاحبهای خبر حضور عضوی از شورای شیوخ عشایر فلوجه در دیدار با سرکرده هابیلیان را تکذیب کرده و گفته بود:
« این خبر صحت ندارد هیچ هیئتی از شورای شیوخ شهیر فلوجه از تهران دیدار نکرده است و ما هیچ هیئتی به آنجا نفرستادیم… کسانی هستند که …از نام شورا سوء استفاده می کنند» (سیمای آزادی، ۲۱مرداد۱۳۸۷)
نافع عیسی، در خدمت هابیلیان و نیروی تروریستی قدس
سرکردهٔ هابیلیان در همکاری تنگاتنگ با قاسم سلیمانی و نیروی تروریستی قدس که پرونده عراق را در رژیم آخوندی در دست داشت، مأموریت جذب مزدوران محلی و تبدیل آنها به مهرههایی سرسپرده در جهت مقابله با مجاهدین در عراق را دنبال میکرد.
در سال ۲۰۰۹میلادی، یک اکیپ مزدور از عراق به تهران و سپس به مشهد فراخوانده شد. ابلاغ مأموریت حمله به اشرف با الگوی چماقداران در رژیم آخوندی به این اکیپ به سرکردگی ”نافع عیسی حسین الاماره“ توسط هابیلیان ابلاغ شد.
مواجب، ارتباطات و آموزشهای لازم در اختیار آنها قرار داده شد.
این اقدامات زمینهساز حمله به مجاهدین غیرمسلح در اشرف طی سالهای۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ بود که به شهادت و مجروح شدن دهها تن ازمجاهدین منجر شد.
نافع عیسی از سال۱۳۸۵ به استخدام نیروی تروریستی قدس درآمد و تا سال۱۳۹۰که نیروهای آمریکایی در عراق بودند، هرسال چندبار برای توجیه و گرفتن خط کار علیه مجاهدین به ایران سفر میکرد.
رابط نافع عیسی، حاج علی نویدی از مأموران اطلاعات در سفارت رژیم در بغداد بود.
نافع عیسی مأموریتهای خود علیه اشرف و ساکنانش را بارها به زبان آورده بود. از جمله روز ۱۷اردیبهشت۱۳۹۰ در تلویزیون رسمی آخوندها، گفت:
«این گروهک تروریستی شیطان هستند حتی اگر از این جایی که هستند به منطقه دیگری منتقل شوند مشکل حل نمیشود و مشکل همچنان باقی است… تا وقتی که به نظر من اینها اخراج نشوند و یا اگر در عراق حضور دارند به دست دستگاه قضایی محاکمه نشوند وضعیت همچنان ادامه خواهد داشت… بدون تردید مردم به اردوگاه اشرف حمله میبرند و آنان را بر سر اعضا و کسانی که در آن هستند خراب میکنند».
یکی از اقدامات نافع عیسی، سازماندهی تهاجم وحشیانه مزدوران اجیرشده به اشرف در تاریخ ۱۷دی۱۳۸۹ بود. در این تهاجم، ۱۷۶تن (شامل۹۱زن مجاهد خلق) مجروح شدند. مزدور نافع عیسی فردای آن روز بلافاصله برای دریافت مواجب به کرمانشاه و از آنجا به قم و تهران شتافت.
نوری مالکی نخستوزیر سابق و جنایتکار عراق و از اعضای نیروی تروریستی قدس، زمانی که در عراق در حاکمیت قرار داشت شخصاً نافع عیسی را بهعنوان رئیس یک مؤسسه پوششی به نام «کمیته حمایت از متحصنان اشرف» منصوب کرده بود.
منظور از «متحصنان» همان سیرک ولایتفقیه در اطراف اشرف تحت نام خانواده بود که از ۱۹بهمن۸۸ تا ۱۵دی۹۰ به مدت ۶۶۷ روز، با ۳۲۰بلندگو و تهدید شبانهروزی مجاهدین، یک شکنجه روانی بلاوقفه را علیه مجاهدین پیش میبرد و نهایتاً به قتلعام اشرف در دهم شهریور۱۳۹۲ منجر شد.


و به همراه محسن حکیم- هتلی در تهران وهمراه با هادی عامری از فرماندهان ۹بدر


نمایشات جنگروانی علیه مجاهدین در عراق با همکاری وزارت اطلاعات و سفارت رژیم در بغداد
برگزاری تجمعاتی تحتعنوان سمینار، نمایشگاه و بهکارگیری مزدوران عراقی در فضای مجازی برای تبلیغ و جنگ روانی علیه مجاهدین به زبان عربی همراه با استفاده از خائنین و بریدگانی که به استخدام دستگاههای امنیتی رژیم آخوندها درآمده بودند بخشی از فعالیتهای شیطانسازی هابیلیان علیه حضور مجاهدین و شهر اشرف در کشور عراق بود.
دبیرخانهٔ شورای ملی مقاومت در تاریخ ۱۱آبان۱۳۸۹، اقدامات سرکوبگرانهٔ ابلاغ شده به نوری مالکی علیه مجاهدین اشرف در عراق را افشا نمود. در این اطلاعیه آمده بود:
«نوری مالکی پس از سفر به ایران، و بنا بر دستورالعملهایی که پاسدار سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی رژیم آخوندی به او داده است، اقدامهای سرکوبگرانه و محدودیتهای ضدانسانی جدیدی را بر ساکنان اشرف اعمال میکند… براساس دستورات سعید جلیلی به مالکی، قرار است از ۱۱آبان۱۳۸۹ یک نمایشگاه عکس علیه مجاهدین در خیابان فلسطین بغداد برگزار شود. برگزار کننده یک مزدور شناخته شده اطلاعات آخوندی بهنام احلام المالکی است. وی تحت پوش مؤسسهیی به نام بلدی کارمی کند. همه عکسها و الزامات نمایشگاه توسط … هابیلیان آماده شده و سفارت رژیم در بغداد آنها را چاپ کرده و در اختیار احلام المالکی گذاشته است … در شهریور ماه گذشته احلام مالکی به همراه علی زهیری و جبار معموری دو مزدور دیگر یک شو مشابه در خالص به راه انداختند که با محکومیت و نفرت مردم و نیروهای ملی مواجه شد. … متعاقباً احلام مالکی در هماهنگی با سفارت و عدنان سراج یک مزدور دیگر رژیم و تحت کنترل مستقیم حاج علی نویدی و فلاح شیبانی از سفارت یک جلسه سخنرانی درکاظمیه علیه مجاهدین برگزار کرد. تعدادی از مأموران اطلاعات که در ورودی اشرف مستقر هستند برای سخنرانی به این جلسه برده شدند».
در همین رابطه دژخیم محمدجواد هاشمینژاد به عراق اعزام شد. وی در این نمایش سفارشی رژیم در بغداد ترتیب داده شده بود، شرکت کرده و گفت:
«در ایران بیش از ۱۲هزار نفر و در عراق بیش از ۲۵هزار نفر از فرزندان دو ملت توسط [مجاهدین] به شهادت رسیدهاند… بر خود لازم میدانم… از دولت محترم عراق به خاطر مبارزه بیامان با [مجاهدین]… تشکر و سپاسگذاری کنم.» (هابیلیان ۲۰آبان۱۳۸۹)
در ۲۵ شهریور۱۳۸۹، نیز سفارت رژیم در بغداد، بعد از حمایت ۴۸۰هزار تن از اهالی دیالی از مجاهدین ساکن اشرف، دست به واکنش دیگری دست زد و بعد از دو ماه بسیج ایادی خود در شورای پشتیبانی خالص وابسته به تروریستهای مالکی و مزدوران منفور ۹بدر و همه امکانات خود در دیالی و بغداد اقدام به برگزاری شوی مسخره نمایشگاه عکس علیه مجاهدین خلق ایران تحت نام «طاعون سیاه» در سالن ورزش و جوانان شهر خالص (در نزدیکی اشرف) نمود.
تابلوها و عکسهای این بهاصطلاح! نمایشگاه را هابیلیان تهیه کرده و همراه با ۳۰هزار دلار توسط سفارت رژیم در اختیار احلام مالکی، عدی خدران (سرکرده جوخه های مرگ نیروی قدس) و آخوند جبار معموری (با سابقه بیست سال حضور در حاکمیت آخوندها) قرار داده بود. این تشبث، بهدلیل بی نتیجه ماندن کارزار کثیف و فضاحت بار مزدوران اعزامی وزارت اطلاعات رژیم در ورودی اشرف صورت می گرفت. تصاویر تولیدی هابیلیان با محتوایی عفن، فاسد که فرهنگ مبتذل و زن ستیزانه آخوندها را بازتاب می داد خشم مردم محلی را برانگیخت. شورای شیوخ استان دیالی و همچنین رهبران ائتلاف العراقیه این اقدام را یک عمل منحط ضد اخلاقی، غیرقانونی، غیرعراقی، ضدملی و سازماندهی شده توسط یک ارگان امنیتی نظام آخوندی بهنام هابیلیان توصیف کردند و با نصب پلاکاردهایی در شهر خالص این شوی مبتذل آخوندی را محکوم ساختند.
فضاحت نمایشگاههای هابیلیان در بغداد و خالص و محتوای بهغایت ضداخلاقی و مستهجن آنها، باعث موجی از اعتراض در عراق شد و نمایشگاه دیگری که برای برگزاری آن در کردستان عراق برنامه ریزی شده بود، به همین خاطر لغو گردید.

روزنامه الدستور عراق ۱۳ژانویه۲۰۱۱ در اینرابطه نوشت:
«نمایندگان دولت منطقه کردستان روز چهارشنبه حمایت خود را از برگزاری سمینار و نمایشگاهی که سازمان ”بلدی“در شهر اربیل با هدف «افشای اقدامات سازمان مجاهدین خلق ایران» در عراق ترتیب داده بودند پس گرفتند که منجر به لغو این سمینار شد…»
«گزارشگر ”اصوات العراق“ مشاهده کرد که کنسول [رژیم] ایران نیز در سالن سمینار حاضر شده است ولی بعد از اینکه مطلع شد که سمینار بهدلیل عدم حمایت دولت منطقهای لغو شده است سالن را ترک کرد».
محمدجواد هاشمینژاد در ملاقات دیگری با «عادل عبدالمهدی» نخستوزیر سابق عراق از تلاشهای عوامل نیروی تروریستی قدس در عراق برای اخراج مجاهدین از این کشور تقدیر کرد. «عادل عبدالمهدی» نخستوزیر وقت عراق که دست نشانده حکومت آخوندها بود اعتراف کرد که به تنهایی از پس انجام این مأموریت برنمیآمده و این نتیجه تلاشهای همه نخست وزیران سابق و سرکردگان عراقی وابسته به رژیم آخوندی بوده است. (خبرگزاری حکومتی مهرـ ۱۹فروردین ۱۳۹۸)

در رابطه با آرزوهای رژیم آخوندی برای نابودی و متلاشی کردن مجاهدین در عراق، مصطفی کواکبیان از نمایندگان وقت مجلس ارتجاع گفته بود:
«باید هر چه سریعتر بین دولت ایران و عراق توافقی مبنی بر اخراج [مجاهدین] از عراق صورت گیرد… در این میان دیپلماسی ایران باید بسیار فعالتر و جدیتر عمل کند، بدین معنی که دستگاه سیاست خارجی ایران باید به عراقیها اینگونه بیان کند که اگر دو کشور ایران و عراق چنانچه بهدنبال روابط خوب و دوستانه هستند، مثلا باید ظرف دو ماه [مجاهدین] از این کشور اخراج شوند».
کواکبیان در ادامه، نقش و وظیفهٔ دژخیمان هابیلیان را به این صورت فرموله کرد:
«در این قضیه هم من معتقدم در مجامع بینالمللی گروههایی مثل کانون هابیلیان باید به شدت فعال باشند و این مسئله را از طریق دستگاه سیاست خارجی پیگیری کنند، تا بتوانند از این طریق، دوگانگی سیاست غرب در مبارزه با تروریسم را بیشتر نشان دهند». (هابیلیان- ۶تیر۱۳۷۸)
پاسخ مردم عراق به رژیم و مزدورانش در عراق
بهرغم همهٔ اقدامات توطئهگرانه و نقشههای شریرانه آخوندها، پایداری پرشکوه مجاهدین در اشرف و لیبرتی قبل از هر چیز واقعیت اصالت و ریشههای حقیقی مجاهدین در جامعه ایران و رابطه عمیق آنها با مردم عراق را منعکس میکرد که خزعبلات آخوندها و تروریستهای آنرا به پشیزی نمیخریدند.
مردم شریف عراق بارها در بیانیههای مختلف، موضع و آرای خود در مورد رژیم آخوندی و در مورد مقاومت ایران را به روشنترین صورت اعلام کرده بودند. صدور بیانیهٔ مردم عراق با ۵میلیون ودویست هزار امضا در حمایت از مجاهدین در تیر۱۳۸۵، بیانیهٔ ۲۰۰تن از رؤسا و شیوخ عشایر در ۱۵استان عراق، نامهٔ ۶۰۰شخصیت عراقی که خواستار تعطیلی سفارتخانه رژیم آخوندی در خاک عراق شده و بر ضرورت حضور سازمان مجاهدین خلق در عراق تأکید کرده بودند و همچنین ادعای دروغین کشته شدن ۲۵۰۰۰نفر از مردم عراق بهدست مجاهدین، پاسخ کوبنده و گویای خود را در امضای بیانیه ۳میلیون تن از شیعیان جنوب عراق که در آن خواستار خلعید و اخراج رژیم آخوندی شده و حضور مجاهدین را برای آیندهٔ عراق ضروری اعلام کرده بودند، خود گویای واقعیت آن روز جامعهٔ عراق بود.


سلسله مطالب فوق ششمین قسمت از فعالیتهای هابیلیان را بهعنوان یکی از شعب اطلاعاتی- امنیتی رژیم علیه مجاهدین را بهطور اجمالی بررسی کرد.
ادامه دارد
قسمتهای پیشین این سلسله:
آشنایی با ارگان اطلاعاتی ـ امنیتی هابیلیان تحت پوش «انجمن غیر دولتی»
معرفی شعبه اطلاعاتی- امنیتی هابیلیان – قسمت دوم
معرفی شعبه اطلاعاتی-امنیتی هابیلیان – قسمت سوم
معرفی شعبه اطلاعاتی-امنیتی هابیلیان – قسمت چهارم
معرفی شعبه اطلاعاتی-امنیتی هابیلیان – قسمت پنجم









