مجاهدین خلق ایران هدف دروغ سازی وزارت اطلاعات
روایت وارونه از تاریخچه مجاهدین
برای خلاصی از کابوس سرنگونی

مجاهدین خلق ایران هدف دروغ سازی وزارت اطلاعات – در شماره قبلی از این سلسله مقالات ملاحظه کردیم که رژیم برای خلاصی از کابوس سرنگونی و مقابله با قدرت و پایگاه اجتماعی مجاهدین در داخل و اعتبار بینالمللی در خارج، تنها راه را در تروریسم و شیطان سازی میبیند و دیدیم که چگونه کارشناسان اطلاعاتی و ارگانهای شیطان سازی رژیم، از جعل و تحریف تاریخچه مجاهدین تحت عنوان ”جنگ روایت” نام میبرند و با اشاره به وجوه مختلف شیطان سازی رژیم از مجاهدین، بخش کوچکی از حجم عظیم تبلیغات رژیم در زمینه ساختن فیلم و به اصطلاح مستند را نشان دادیم. سپس وارد پهنه دیگری از این جنگ روایت یعنی صنعت جعل و دروغ با تألیف کتاب شدیم و بعد از بررسی آمار، دیدیم که دست اندرکاران آن شامل مؤلف و نویسنده وناشر؛ همگی شکنجه گران و ارگانها و دستاندرکاران سرکوب و کشتار هستند.
در مقاله حاضر افراد و اسنادی که به عنوان منبع در دروغپردازیهای وزارت اطلاعات علیه مجاهدین تحت عنوان کتاب به کار گرفته میشوند و محتوای این کتابها را مورد بررسی قرار می دهیم.
منابع صنعت تولید کتاب:
منابع کتابهای منتشره در باره تاریخچه مجاهدین، اساساً وزارت اطلاعات و سایر ارگانهای سرکوب و تروریسم رژیم است. به عنوان مثال، موسسهای اطلاعاتی تحت عنوان «موسسه مطالعاتی و پژوهشهای سیاسی» پس از چندین سال کار فشرده و متمرکز، کتاب موسوم به «سارمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام» که یک کتاب سه جلدی در ۲۲۲۸ صفحه را بیرون داد، توضیحات ناشر درمورد خودش، به اندازه کافی گویاست:

«موسسه کوشید تا با وزارت اطلاعات و دیگر سازمانهایی که به نحوی حافظ اسناد طبقه بندی شده رژیم پهلوی بودند، تعامل جدی آغاز کند… اینک موسسه با تجدید ساختار و تکمیل کتابخانه تخصصی تاریخ و گستردهتر ساختن تعاملات خود با مراکز اسنادی همچون سازمان اسناد ملی ایران، مرکز بررسیهای تاریخی وزارت اطلاعات، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مرکز اسناد ناجا، مرکز اسناد وزارت امور خارجه، مراکز اسنادی خارج از کشور و… از کلیه پژوهشگران در عرصه تاریخ نگاری برای همکاری و پژوهش در مورد بخشهای مغفول تاریخ معاصر به گرمی استقبال میکند». (سایت موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی-7اردیبهشت ۸۵)
این کتاب ها اساساً با استفاده از مجعولات دستساز وزارت اطلاعات و سایر ارگانهای سرکوب و تروریسم رژیم تولید شده و برخی یا مربوط به چند خائن مزدور، یعنی برگههای بازجویی و مطالبی است که در اتاقهای شکنجه شاه و شیخ نوشته شده، یا از تولیداتی تحت عنوان خاطـرات مزدوران خودفروخته و خائنانی بیرون کشیده شده که در زمان خمینی به شقیترین جلادان تبدیل شدند، از جمله عزت شاهی، احمد احمد، احمدرضا کریمی، احمد توکلی، جوادمنصوری و…

به عنوان نمونه منابع به اصطلاح منحصر بهفرد کتاب قطور و سه جلدی «سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام» که با توضیحات مفصل و بازار گرمی ، به عنوان پایه مورد استفاده قرار گرفته، به اعتراف کیهان آخوندی مورخ ۳۰ خرداد ۸۶ :
«برای نخستین بار از میان دهها هزار صفحه سند و پرونده خارج و منتشر شده است».
البته روشن است که منظور از « دهها هزار صفحه سند و پرونده» چیزی جز پروندههای متهمان و دستگیرشدگان و اوراق بازجویی نیست؛ یعنی افتخار پژوهشگران وزارت اطلاعات آخوندی این است که پایه این کتاب دستچینی است از برگههای بازجویی که اغلب آنها به خون دست و پای نویسندگانش در زیر شکنجههای قرونوسطایی،آغشته است.
یعنی آنچه که قربانیان در زیر شکنجه بنا به خواست جلادان گفتهاند، مرجع اصلی کتابهای کذایی شده است. اعم از اوراق بازجویی زمان شاه که در اختیار اخلاف دژخیمان ساواک شاه یعنی جلادان آخوندی قرار دارد یا اوراق بازجویی که در زیر شکنجههای آخوندی تولید شده است. سایتهای وزارتی هم به این حقیقت، اینگونه اعتراف میکنند:

«نویسنده کتاب ”از مجاهدین تا منافقین” به محتوای کتاب و منابع اصلی در تدوین آن اشاره کرد و افزود: در این اثر از دو منبع اطلاعاتی شامل اخبار و اسناد و خاطرات خود افراد حاضر در گروهک استفاده کردهام.»(هابیلیان – ۱۵ اردیبهشت ۹۳)
طرفه این که نه تنها منابع این به اصطلاح کتابها مزدوران و ماموران و گماشتگان وزارت بدنام هستند بلکه حتی در رونمایی آنها نیز رسماً سرکردگان وزارت اطلاعات شرکت و آن را در سایت رسمی وزارت بدنام نیز تبلیغ می کنند تا هیچ ابهامی در باره منشأ و متولی و سفارش دهنده آن باقی نگذارد.
البته رژیم به این هم بسنده نکرده و همانگونه که صفاءالدین تبرائیان مؤلف کتاب خوابگردها به صراحت اعتراف کرده؛ به «نهادهای اطلاعاتی و نظامی و امنیتی عراق» نیز متوسل شده است:

«بخش سوم کتاب شامل اسناد و مدارک است که تمامی محصول اسناد و مدارک نویافته ای است که از نهادهای اطلاعاتی و نظامی و امنیتی عراق به دست آمده ..». (خبرگزاری آریا رژیم– ۲ اسفند ۹۳)
به این ترتیب روشن شد که منابع مجعولات منتشر شده توسط رژیم تحت عنوان کتاب علیه مجاهدین، ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی خود حکومت آخوندی و برخی عناصر خودفروخته و خائن و درهم شکسته هستند.
برای نمونه یکی از نویسندگان اسمی این به اصطلاح کتابها که توسط همین مرکز جعل وتحریف موسوم به مرکز اسناد منتشر شده را بررسی می کنیم:
مأمور وزارت یا کتاب نویس؟!
یکی از محصولات صنعت دروغ مرکز جعل و تحریف، موسوم به مرکز اسناد، کتابی است موسوم به «مجاهدین در آیینه تاریخ» که به اسم یکی از مأموران برون مرزی وزارت اطلاعات در آلمان بهنام «علیاکبر راستگو» نوشته شده است


که گشتاپوی آخوندی یک سایت و تشکل پوششی به اسم ”آوا” نیز در آلمان به نام او راه اندازی کرده است. مهمترین وظیفه این مأمور خارج کشوری وزارت اطلاعات, فعالیت علیه مجاهدین و مقاومت در ارتباط با سفارت رژیم است. جاسوسی و جمعآوری اطلاعات مخالفین بخصوص هواداران مجاهدین برای وزارت اطلاعات، چاپ و نشر اکاذیب علیه مجاهدین, مراجعه به ارگانهای بینالمللی جهت سمپاشی ولجن پراکنی علیه مقاومت ایران، ازجمله مأموریت های این مزدور میباشد
این همان مأمور پیشانی سیاهی است که در جریان یکی از مأموریت های محوله وزارت، خبر دستگیریش، در ۲۴ تیر ۱۳۸۷ توسط مجله آلمانی اشپیگل منتشر و سپس مشخص شد او برای جاسوسی علیه مجاهدین به بغداد رفته بود.
اشپیگل در گزارش خود، در مورد علیاکبر راستگو و سایت آوا از سایتهای زنجیره یی وزارت اطلاعات نوشت:
«علی آر. (یعنی علی راستگو) عضو فعال انجمن آواست که در کلن دفتر دارد و با مجاهدین خلق مبارزه میکند».

در این راستا، مزدور علی اکبر راستگو، جهت شرکت در توطئههای مختلف رژیم علیه مجاهدین درخارج از آلمان و آمادهسازی توطئه و کشتار ساکنان اشرف، در هماهنگی با نیروی تروریستی قدس از هیچ رذالتی کوتاهی نکرده است.
بعد از قتلعام مجاهدین در ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ در اشرف، مزدور علیاکبر راستگو به همراه مشتی دیگر از مأموران اطلاعات آخوندها اقدام به شستن دستهای جلاد و پاک کردن خنجر او کردند. آنان در نامهای خطاب به مالکی تحت عنوان «عالیجناب آقای نوری مالکی رئیسالوزرای عراق»، «نهایت سپاسگزاری و تشکر عمیق» خودرا از قاتلان مجاهدان دست بسته و بیسلاح به عمل آوردند.
نامبرده در خرداد ۸۶، با گردآوردن تعدادی از مأمورین وزارت اطلاعات در سالن فیاپ پاریس؛ با چاقو و پنجه بکس و گاز اشکآور به جان پناهندگان و ایرانیان مخالف افتاد و دستکم ۶ تن از آنان را مجروح نمود.
این مزدور اطلاعات آخوندها, در سال ۱۳۷۵ از سفارت رژیم در آلمان پاسپورت گرفت و همراه با یکی از دیپلمات تروریستهای رژیم در سفارت بنام عباسی به ایران رفت. عباسی یکی از دو دیپلمات تروریست اخراجی از کشور آلمان است که بعدها به دلیل دست داشتن در توطئهٌ تروریستی علیه رئیسجمهور برگزیدهٌ مقاومت در جریان اجتماع ایرانیان در دورتموند آلمان، از این کشور اخراج شد وی در این سفر شخصاً تمامی مسائل خروج و تردد راستگو را، در فرودگاه فرانکفورت حلوفصل کرد. در فرودگاه مهرآباد نیز او را از در ویژه, بدون بازرسی چمدان و وسایل خارج کرده و با یک خودرو ویژه وزارت اطلاعات به یکی از خانههای امن این وزارتخانه در تهران منتقل نمود.
راستگو به مدت ۲ هفته در ایران بود و برای اینکه تردد او به ایران لو نرود، عمداً به شهر زادگاهش بابل نرفت. طی این مدت، یک هفته را برای آموزشهای اطلاعاتی در تهران و یک هفته نیز در نوشهر بسر میبرد.
بدلیل این قبیل اقدامات جاسوسی و زمینه سازی تروریسم مزدورانی نظیر راستگو بود که اداره حراست از قانون ساسی آلمان در گزارش سالانه که در تاریخ 13تیرماه ۹۶ منتشر کرد به گوشههایی از فعالیتهای وزارت اطلاعات و سفارت رژیم آخوندی در سال2016 نمود. این گزارش که توسط وزارت کشور آلمان تنظیمشده، تصریح میکند که:
«سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران هدف اصلی فعالیتهای جاسوسی رژیم و وزارت اطلاعات و نیروی تروریستی قدس در آلمان هستند.»
مجاهدین خلق ایران هدف دروغ سازی وزارت اطلاعات – محتوا!؟ یا فحش و ناسزا!
حال پس از پرداختن به آمار و ارقام و منابع و منشأ صنعت جعل و تحریف آخوندها تحت نام کتاب، نگاهی هم به محتوای این کتابها بیندازیم:

«معرفی کتاب مروری بر تاریخچه و تفکرات سازمان مجاهدین خلق (مجموعه آنچه گذشت جلد اول)
”اگر سازمان مجاهدین خلق ایران را مهمترین سازمان سیاسی در سالهای دهه پنجاه و شصت ایران بدانیم، سخن به گزافه نگفتهایم…”.
متن بالا چند خط اول مقدمه کتاب “مروری بر تاریخچه و تفکرات سازمان مجاهدین خلق“ نوشته وحید خضاب بود. وحید خضاب در کتابش، تاریخچه و اصول نظری این سازمان را از زمینههای تأسیس آن تا عملیات فروغ جاویدان، یعنی از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۶۷ روایت و بررسی کرده است. تمرکز نویسنده بر مسائل نظری سازمان بدان جهت است که در کتب فراوانی که درباره مجاهدین خلق به نگارش درآمده، این بخش عمدتاً مغفول مانده یا در بحث از آن به کلیات اکتفا شده است، کلیاتی که به قول خضابی در برخی موارد بیشتر رنگ فحش و ناسزا داشته تا نگاه علمی. این اثر منبع خوب و کاملی برای سیر در سرشت سازمان مجاهدین خلق است که کاملاً علمی و به دور از سطحینگری و تنبلی علمی نوشته شده است». (پایگاه اطلاعرسانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور- نشست نقد و بررسی کتاب «مروری بر تاریخچه و تفکرات سازمان مجاهدین خلق» – ۲۸ بهمن ۹۶)
بنابراین طبق گفته وحید خضاب نویسنده این کتاب، قبل از کتاب او، هر چه در مورد سازمان مجاهدین خلق تحت عنوان کتاب منتشر شده فحش و ناسزا بوده و نه نگاه علمی.
حالا ببینیم بقیه کارشناسان ضد مجاهد رژیم در مورد کتاب همین فرد، وحید خضاب، چه می گویند:
«نشست نقد و بررسی کتاب “ٍمروری بر تاریخچه و تفکرات سازمان مجاهدین خلق“… با حضور اسماعیل جانعلیپور، مدیرکل فرهنگی نهاد، وحید خضاب، نویسنده اثر، محمد صادق کوشکی، منتقد اثر و جمعی از اعضای کتابخانه پیروزی تهران، در سالن کنفرانس این کتابخانه برگزار شد. این نویسنده… گفت: آثار منتشر شده درباره سازمان معمولاً در کنار شعارزدگی، فاقد متن و روایتی یک دست هستند. این آثار معمولاً آثاری یکطرفه هستند که به اتفاقات تاریخی از دیدگاه مقابل نپرداختهاند و حتی دارای غلطهای بسیار زیادی در روایت هستند… به همین دلیل به فکر ارائه کتابی با روایتی یک دست درباره این سازمان افتادم.
در ادامه این نشست محمد صادق کوشکی… گفت:“… نویسنده در مقدمه کتاب ادعا کرده که این اثر برخلاف سایر آثار منتشر شده در این موضوع که اغلب نگاهی کلی، یکطرفه و حتی غلط به این موضوع داشتهاند، بیشتر به مسائل علمی برپایه گستره منابع مورد مطالعه پرداخته است که عملاً چنین چیزی در کتاب دیده نمیشود“. وی ادامه داد:… خواننده با دیدن عنوان تصور میکند که با مطالب جدیدی در کتاب مواجه خواهد شد، اما پس از خواندن متوجه میشویم که نه تنها مطالب جدید در کتاب ارائه نشده، بلکه میتوان آن را گلچینی از ۲ یا ۳ کتاب منتشر شده در این زمینه دانست. به طوری که اگر مطالب ارائه شده در کتاب “سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام“ را از این کتاب بیرون بکشیم، چیزی حدود ۱۵۰ صفحه از این کتاب ۲۸۰ صفحهای حذف خواهد شد. وی افزود: بسیاری از اطلاعات ارائه شده در این کتاب که گاه تا ۱۰ صفحه نیز میرسد، فاقد ارجاع به منبع اصلی است…
محمد صادق کوشکی ادامه داد: همچنین برخی از اطلاعات ارائه شده در این اثر به طور فاحشی غلط است و چون ارجاعی برای این اطلاعات ارائه نشده، ما نمیدانیم که این اشتباهات دقیقاً از کجا نشأت گرفته است؛ مانند اینکه در بخشی از کتاب آمده که ۱۶ هزار نفر توسط سازمان کشته شدند که این عدد غلط است و بر اساس آمار رسمی موجود تعداد کشته شدگان توسط سازمان مجاهدین خلق به ۱۲ هزار نفر میرسد.».
(نهاد کتابخانههای عمومی کشور – نقد و بررسی کتاب مروری بر تاریخچه و تفکرات سازمان مجاهدین خلق» – گفتگو با محمدصادق کوشکی – ۲۸ بهمن ۹۶)
مستخدمین خارجی رژیم در جنگ روایت علیه مجاهدین
وحشت روزافزون رژیم آخوندی از اعتلای موقعیت مجاهدین و مقاومت ایران در عرصه بین المللی و متقابلاً رسوایی و انزوای رژیم آخوندی چه بر اثر افشای پروژه مخفی اتمی و چه بر اثر افشای نقض حقوق بشر و صدور تروریسم رژیم، آنها را مجبور کرده تا برخی قلمزنهای خارجی را با پولهای کلان استخدام و به میدان بیاورند تا همان جعلیات و اباطیل ساخته و پرداخته وزارت اطلاعات را این بار از طریق آنها و تحت عنوان کتاب منتشر کنند.
برخی از این مستخدمین خارجی که اکثرا قلمزنهای بیمقدار و بدنامی هستند و به ایران تحت حاکمیت آخوندها سفر کرده و حضوراً توسط وزارت اطلاعات توجیه و از کیسه مردم ایران، رسیدگی و تأمین مالی شدهاند از جمله عبارتند از: آلن شوالریاس، آنتونی گسلر، یودیت نورینگ، یان استوک، استیون حسن، ایان هاورت، نیکولا پده و…
برخی از آنان نیز در نمایشهای خیابانی یا تجمعات سفارشی مأموران وزارت اطلاعات در خارج کشور شرکت داشته و علیه مجاهدین دروغپردازی کردهاند.

و سرانجام:
بدیهی است علت این تلاش جنون آمیز و تولید این حجم عظیم تبلیغات سرسام آور و انتشار بیش از ۵۲۶ جلد کتاب علیه مجاهدین، وحشت بی حد و حصر رژیم از مجاهدین و مقاومت ایران است. مقاومتی که در اوج اعتلا و مشروعیت داخلی و بینالمللی است و هر روز مدار جدیدی را در این مسیر در مینوردد. در مقابل، ولی فقیه و دیکتاتوری آخوندی در سراشیب سرنگونی است. رژیمی که پس از نزدیک به ۴ دهه قتل عام و کشتار به آخر خط رسیده و درمانده و رسوا بخاطر تمامی جنایتهایی که در حق مجاهدین کرده اند، تلاش می کنند تا با اقدامات بهاصطلاح فرهنگی و روایت جعلی از مجاهدین برای سرکوب و تروریسم بازهم بیشتر زمینه سازی کنند تا شاید راه حلی برای برون رفت نظام از بن بست لاعلاجی که دچارش شده پیدا کنند؛ اما نسلی که از کشتارها، محاصرهها و شیطانسازیها و موشکبارانها جسته، قطعاً آنقدر حقانیت و توانمندی دارد که این بار نیز تشبثات ذلیلانه را با سرپنجه قوی خود در هم بپیچد و حقیقت را در معرض دید مشتاقان استقلال و آزادی ایران قرار دهد!









