قیام آتشین مردم ایران حکومت آخوندی را بشدت به لرزه انداخته و خامنهای با بکارگیری دستگاه سرکوب نظامی و اطلاعاتی و امنیتیاش تلاش میکند تا برای نجات رژیمش از ورطه سرنگونی راهی پیدا کند. دستهای آشکار و پنهان وزارت اطلاعات آخوندی که در طول سالیان با انتشار اطلاعات غلط، دست اندرکار شیطان سازی و تخریب چهره مقاومت مردم ایران است، اکنون همه ذخایر خود از گذشته و حال را در بستر رسانهها و شبکه های مجازی به میدان آورده تا بتواند با بکارگیری آنها در مهندسی سرکوب و باصطلاح در «جنگ ترکیبی» به زعم خودشان نیروی موثر قیام را مورد هدف قرار دهند.
در این برنامه پرونده به نمونهی درس آموزی از بکارگیری یکی از این ماموران اطلاعاتی که سالها تحت پوشش «جدا شده» از مجاهدین به شیطانسازی علیه مقاومت ایران مشغول است، پرداخته شده است: مزدور کریم حقی منیع.
مجاهدین از سالها پیش در معرض بالاترین حملات بویژه حملات سایبری و جنگ کثیف روانی توسط وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و سایر ارگانهای رژیم قرار داشته اند. هدف این حملات تخریب چهره مقاومت و نقش بلاجایگزین آن در نبرد سرنگونی است. بیش از دو دهه است، مجاهدین ترفندهای مختلف ارگانهای اطلاعاتی رژیم از جمله بکارگیری ماموران وزارتی تحت عنوان «منتقد» و «جدا شده از مجاهدین» و «مخالف سیاسی» را افشا کردهاند.
این مزدور سالها در زرورق مخالف رژیم تلاش میکرد ماموریت اصلی خود را بپوشاند، زمانی که دو دهه پیش توسط مقاومت ایران افشا شد، همنوا با همپالکیهایش جیغ بنفش سرمیداد که مجاهدین میخواهند با مارک وزارتی منتقدین خود را از صحنه خارج کنند. اما گذر زمان بر صحت افشاگریهای مقاومت ایران مهر تایید گذاشت و این مزدور خودفروخته که هماکنون از سینهچاکان خامنهای و پاسداران جنایتکار است و در بحبوحه قیام خونین مردم ایران، شعار حفظ نظام به هر قیمت را سرمیدهد، رسوا شده است.
نمونه حاضر الگویی از تاکتیک های جنگ روانی دستگاه اطلاعاتی رژیم و مزدورانی است که در هر رنگ و لباسی، ماموریتشان تخریب مقاومت ایران است و امروز نیز در بحبوحه قیام سرنوشت ساز مردم ایران بایستی هوشیار عناصر مشکوک تحت عنوان مخالف رژیم باشیم.
مأمور وزارت اطلاعات کریم حقی از معدود کسانی بود که درجریان قیام یکپارچه مرد م ایران علیه خامنهای پس از قتل مظلومانه مهسا امینی، به دفاع تمام عیار از قاتلان مردم ایران بلند شد. حقی رودرروی جوانان شورشی، برای دفاع از قاتل سی هزار زندانی سیاسی و دفاع از دژخیم قاسم سلیمانی، سرسپاری خود به ولی فقیه ارتجاع را ابراز کرد.
خوشخدمتی به دستگاه سرکوب و جنایت آخوندها توسط کریم حقی، نهایت مسیر مزدوریایست، که مقاومت ایران از سه دهه پیش آنرا افشا کرده بود.
هرچند دستگاه امنیتی نظام ولایت فقیه، همیشه کوشش داشته با لودگی و فراربهجلو، با متهم کردن مجاهدین به اینکه بیجهت به افراد و جریانات مارک «اطلاعاتی بودن» می زنند، این افشاگریها را لوث کرده و از تأثیراتش کم کند، اما واقعیت، نهایتا خودش رو تحمیل میکند و پنهان کردنی نیست.
مأمور بدنام وزارت اطلاعات آخوندها، کریم حقی که در روزهای قیام، سر به پای «گارد ویژه انتظامی آخوندها» می ساید، پیش از این، با قسم و آیه مدعی بود «از مخالفین جمهوری آخوندی است» و «همکاری با وزارت آخوندها»، مارکی است که مجاهدین به او زدهاند.
سایر مأموران رژیم نیز به سیاق فرار به جلو، همواره تلاش کردهاند روشنگریها و افشاگریهای مقاومت ایران را مطابق با مأموریت دریافتی از سوی رژیم و اجرای خط وزارت اطلاعات، خنثی و بیاثر سازند.
رویکرد مرتبطین ایرانی وزارت اطلاعات درخارج کشور هم درست مشابه همین مزدوران است. کسانی که تلاش میکنند، خود را مخالف رژیم جلوه دهند، اما ارتباطاتشان با مزدورانی چون کریم حقی، مسعود خدابنده، ایرج مصداقی و حسن حیرانی و… بهخوبی نقش آنها را در پروژههای وزارت اطلاعات آخوندی برملا میکند.
مزدور کریم حقی نیز سالها تلاش کرد خود را مخالف رژیم جلوه بدهد و مجاهدین را متهم میکرد که چون منتقد آنها است، به او مارک وزارتی میزنند! اما در گذر زمان مجبور شد نقاب از چهره برداشته و ماهیت واقعی خود را نمایان کند. وی برای ابراز سرسپردگی به ولیفقیه ارتجاع، آنچنان از قتل عام جوانان و نیروهای شورشی به دفاع پرداخته که برای شناخت حضیض ذلت و مزدوریاش همین یک جمله کافی است: «اگر برای حفظ نظام ولایت فقیه لازم باشه، حتی باید چند میلیون رو اعدام کرد تا نظام پابرجا بمونه». بله در بررسی تنها همین یک نمونه، درسهای مبارزاتی زیادی هست برای کسی که درد آزادی میهن داشته باشه و بخواهد حقیقت امر را بداند.
چنگ درچنگ بودن مجاهدین با اطلاعات بدنام آخوندی، به آنها تجارب و درک و شناختی داده، که صحت و حقانیت اونها در گذر زمان و تجربه مبارزاتی، مثل همین مورد، روز به روز بیشتر اثبات میشود.








