عبدالرسول ابراهیمیان، شاهدی دیگر از قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
بدترین شکنجه «شوک الکتریکی» بود، انگار میلیونها سوزن در تمام بدنم وارد میشد،
این را یکی از بازداشت شدگان قیام ۹۸ میگوید،
«اگر حرف نمی زدم و مقاومت می کردم ولتاژ را بالا میبردند، وقتی ولتاژ را زیاد می کردند، تمام بدنم بشدت میلرزید، و در کل بدنم سوزش شدید و وحشتناکی حس میکردم و از دماغم خون می آمد، این شکنجه به سلامت روانی و جسمی من آسیب های ماندگار وارد آورد، هنوز هم نمی توانم شبها بخوابم و سردردهای عجیب دارم.»
این بخشی از گواهی یکی از بازداشت شدگان قیام آبان ۹۸ است آن هم از یک نمونه از شکنجه های اعمال شده توسط دژخیمان رژیم آخوندی در زندانها و بازداشت گاهها که عفو بین الملل در یکی از گزارش هایش ثبت کرده،
حالا تصور کنید یک زندانی که سالها در زندان های رژیم محبوس هست چه درد و رنج و چه شکنجه هایی باید تحمل کرده باشد
و یک لحظه هم تصور کنید بر سر یک زندانی که ۱۷ سال را در سیاه چالهای رژیم گذرانده باشد، چه آمده است؟
گفتگویی داریم با عبدالرسول ابراهیمیان به مدت که ۱۷ سال را در زندانهای مختلف رژیم آخوندی گذرانده ، رسول همچنین از شاهدان قتل عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در تابستان ۶۷ است.
عبدالرسول ابراهیمیان: «از اینکه می توانم دقایقی از گلهایی که در سال ۶۷ پرپر شدند تا اینکه نام پاک مجاهد خلق همچنان بر تارک قیام و مقاومت خلق قهرمان ایران بدرخشد ، تشکر می کنم
من از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۸ در زندانهای ارومیه ، خوی ، تبریز و اصفهان به سر بردم و در این مدت شاهد جنایات بسیاری از طرف رژیم برعلیه جوانان این وطن بودم که تنها خواسته آنها آزادی وطن و آینده روشن و سعادتمند برای مردم بود.
کمی دورتر بروم از مشاهدات خودم در زندان اصفهان بگویم ، من نزدیک ۴۰ روز در زندان اطلاعات سپاه به نام کمال اسماعیل درست کنار شکنجه گاه در انفرادی بسر می بردم ، در مدت این ۴۰ روز حتی یک روز نشد که شکنجه و تازیانه و انواع و اقسام وسایلی که برای سوزاندن یا شکنجه زندانیان استفاده می شد قطع بشود، و فریاد زندانیان هر ۲۴ ساعت به گوش من می رسید،فریاد خواهران ، مادران ، نوجوانان ، پدران … فاصله آنقدر نزدیک بود که من حتی صدای زندانیان و شکنجه گران را می شنیدم ، همه چیز نشانگر یک جنگ بود ، رویارویی دو صف از یک طرف مقاومت برای تسلیم نشدن و از یک طرف دژخیمی که به زانو در می آمد. وقتی هم به راهرو ها می آمدم متوجه میشدم نفرات زیادی که شکنجه شده بودند با پاهای ورم کرده میدیدم که بعضا پاها از شدت شکنجه ترکیده بود و خون همه جا را گرفته بود.
در هواخوری یا حمام که تردد می کردم ، شعارهایی با خون از طرف زندانیان نوشته شده بود،
گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده سرنگون باید رفت
و بسیار از این خاطرات داشتم در همان ۴۰ روز ، نشانگر حماسه درخشان از مقاومت زیر شکنجه بود.
البته بعد از اینکه از زندان کمال اسماعیل مرا بردند ، به یک زندان بزرگتر که من در سلول ۷۴ بودم ، حتی وقتی من با یک نفر اصفهانی در همان سلول هم زندانی شدم خودش هم نمیدانست که این مکان کجاست؟ در حقیقت یک زندان مخفی بود که مدت ۸ ماهی که من در آنجا بودم هیچکس نمیدانست که در کجاست؟ که البته از ترددات و رفت و آمدها مشخص بود که زندانیان زیادی در آنجا هستند و بعضا صدای فریاد و شکنجه شدن زندانیان به گوش می رسید که قسمتی از بازجویی ها در آنجا انجام می گرفت.
بعد از این مدت ، من از زندان اصفهان به زندان ارومیه منتقل شدم و چند سال تا سال ۶۶ در این زندان بودم ، در مقطع ۶۶ تعدادی از سایر زندانیان را جدا کردند ، آنجا یک سری محدودیت ها برای ما ایجاد می کردند که همیشه اعتراض می کردیم که چرا به ما امکانات نمیدهید که در جواب می گفتند این هم از سر شما زیادی است خدا را شکر کنید که زنده هستید، حکم همه شما اعدام است هر لحظه اگر دست ما باشد همه شما را می کشیم…»
خاطرات تکاندهنده مجاهد خلق عبدالرسول ابراهیمیان از ۱۷ سال زندان در این کلیپ بشنوید
برخی مستندات قتل عام زندانیان سیاسی در سایت افشاگر:
گام بزرگ بین المللی برای دادخواهی از خون شهیدان قتل عام ۱۳۶۷
فراخوان بین المللی برای جلوگیری از تخریب مزار شهیدان قتل عام در خاوران
گواهان قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان۶۷- پروین فیروزان
گواهان قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان۶۷- پروین پوراقبالی
گزارشی از قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ – شهادت محمود رویایی
این کلیپ از سایت سیمای آزادی برگرفته شده است.








