گواهان قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان۶۷- پروین فیروزان
خون قتل عام شدگان سال ۶۷ که با نام مسعود به طناب دار بوسه زدند، قابل مصادره کردن نیست
من پروین فیروزان هستم ۹سال و نیم به جرم هواداری از مجاهدین خلق در زندانهای اوین، قزلحصار و گوهردشت بودم .
بنام ۳۰ هزار گل سرخ آزادی صحبتام را شروع میکنم چون هر چه دارم از آنها و به پشتوانه خون آنهاست که من اینجا هستم و افتخار این را داشتم که پرواز سرفرازانه خواهرانم را در سال۶۷ شاهد باشم.
این پرواز وصفناپذیر نام مجاهد خلق را در سینه تاریخ ثبت کرد، آنقدر که الآن هیچکس جرأت نمیکند از نام آنها، از شرف آنها و از نام مجاهد خلق از نام مسعود رجوی سوءاستفاده کند، چون قطعیت و تضمین پیدا کرد که سرنگونی و آزادی مردم هم از همینجا رقم میخورد. به قول شهید عفت اسماعیلی یکی از شهدای قتلعام که میگفت چون مجاهدین حقانیتشان را در میدان اعدام و چوبههای دار و شکنجهگاهها اثبات کردند نه در کنج خانهها.
قتل عام مجاهدین در زندانها، یک موضوع خلقالساعه نبود، مزدور حلوائی رئیس گروه ضربت اوین و بعد دادیار زندان اوین شد، سال ۶۶ به تعدادی از خواهرانمان در اوین گفته بود، «من نسل شما رو میکشم» و هم او بود که از ۵ مرداد ۶۷ با قساوت و بیرحمی مجری این طرح بود. حلوائی و ناصریان [دژخیم مقیسهای] آن زمان دادیار زندان بودند و زندانیان مجاهد و مبارز را از بند به دادگاه هیئت مرگ و از آنجا آنها را برای اجرای حکم اعدام میبردند، در زندان گوهردشت نیز حمید عباسی که همین حمید نوری است و ناصریان، مجریان اعدام بودند
[در شروع قتلعام، برای اینکه اطلاعات این جنایت به بیرون درز نکند]،همان اوایل مرداد به بعد ما را به سلولهای انفرادی منتقل کردند، ملاقاتهای خانوادگی قطع شد. سلولهای انفرادی هم از همدیگر فاصله داشتند هیچکس نمیتوانست به دیگری مورس بزند، هیچ خبری از هم نداشتیم، ولی با همه این اوصاف اطلاعات قتلعام به قیمت زیرشکنجه رفتن افراد زیادی به بیرون از زندان منتقل شد و در سوم شهریور کمتر از یکماه بعد، مسئول شورای ملی مقاومت به دبیرکل ملل متحد نوشت که در زندانهای ایران اعدامهای گستردهای در حال وقوع است و جلو این اعدامها را بگیرید.
در کتاب «قتلعام زندانیان سیاسی» که ۲۰ سال قبل اطلاعات آن از شاهدان قتلعام جمعآوری و ثبتشده ، در مورد همین حمید عباسی هم نوشته شده که «حمید عباسی (که الآن به اسم حمید نوری شناخته میشود) در قتلعامها در خواندن فهرست و احضار بچههایی که میخواستند برای اعدام ببرند، همراه با ناصریان نقش فعالی داشت».
در رابطه با حمید عباسی یکی از بچهها در گزارشی نوشته بود حمید عباسی و مقیسهای به پاسداران میگفتند، بروید تند تند اینهایی که اعدامشدهاند از طناب دار بازکنید و آنهایی که نیمهجان هستند از پاهایشان بگیرید که زودتر [تمامکش] بشوند؛ یعنی همه اینها دستاندرکار و مجریان اعدامها بودند، خودم حمید عباسی را در زندان بعد از قتلعامها دیدم اینها چیز پوشیدهای نیست.
این اطلاعاتی که سازمان به دست آورده. همه اینها را با رنج و خون و شکنج به قیمت جانها و دستگیریهای زیاد به دست آورده و هیچکسی مثل این مزدور تشنه به خون [ایرج مصداقی] حق مصادره این اطلاعات ندارد و به اسم خودش نمیتواند به ثبت بدهد.
ولی میدانید [مصداقی] چرا این کار میکند؟ فقط برای سفیدسازی خودش! هم اکنون درخشش صاعقهوارش جنبش دادخواهی در کانونهای شورشی و در خیابانهای تهران همهجا گیر شده، او بزعم خودش میخواهد این درخشش را از بین ببرد، زهی خیال باطل. [مصداقی] بهناحق اسم زندانی سیاسی را با خودش حمل میکند این لقمه حرام را مجاهدین هرگز نمیگذراند از گلوی او پایین برود.
الآن شروع کرده به هتاکی به زندانیان سیاسی سابق، براستی؛ زندانی اسم نیست زندانی یک نفر نیست زندانی یک رسم است، زندانی ارزشهای یک مقاومت را حمل میکند مقاومتی که ریشه در تاریخ صدساله ایران دارد و نقطه انگیزش همه ما زندانیان سیاسی بودند. ای ننگ و تف بر این فرد که دارد چکار میکند و تحت پوش این نام برای خودش اسمورسمی میخرد که سوابق و عملکرد فعلی خودش را سفیدسازی کند و بعد تلاش دارد نام جنبش دادخواهی را اینطوری مصادره کند.
مزدور مصداقی اسم من و اسم یک سری دیگر زندانیان سیاسی سابق را ردیف کرده و ما را در برابر تعیین تکلیف با رهبریمان قرار داده بود!، این کار مرا یاد صحنهای مشابه در زندان؛ توسط حمید عباسی و مجتبی حلوایی انداخت، زمان قتلعامها آنها هم زندانی را در دوراهی انتخاب بین اینکه مجاهدین آری یا نه قرار میدادند، الحق که مصداقی شاگرد آنها است و همان کار را میکند. مصداقی از نسل همان حمید عباسی و بدتر از پاسدار و قاتلتر از حمید عباسی است.
به چه حقی خون شهدا خون شهدایی که با اسم مسعود رجوی بر چوبههایدار بوسه زدند را میخواهی مصادره کنی؟ رجوی یک آرمان است رجوی کسی است که جان خودش را فدای این مردم و انسانیت و شرافت هر ایرانی کرده و در برابر سبعیت رژیم خمینی علیه بشریت ایستاده است.
یادم هست اشرف فدایی؛ شهید قتل عام همیشه این کلام برادر مسعود را زمزمه میکرد که بیچاره شبپرستان با سلاله خورشید و با نسل ایمان چه خواهند کرد و میگفت «من سوگند خوردهام با نام مسعود رجوی میرم و اعدام میشم» ما شاهد بودیم او و دیگر شهدا با نام مسعود رجوی رفتند جاودانه شدند.
میخواهم به تواب تشنه به خون [ایرج مصداقی] بگویم، زهی خیال باطل! که این جنبش دادخواهی را مصادره کنی؛ نمیتوانی و هرگز نخواهی توانست، ما سوگند خوردهایم از قطره خونی از شهدا بهویژه خون شهدای قتلعام کوتاه نیاییم. نهتنها نمیبخشیم، و فراموش نمیکنیم بلکه مصببین و دستاندرکاران آن را به عدالت خواهیم سپرد.
در آخر به یاد مجاهد شهید ناهید تحصیلی میخواهم یک جمله خیلی قشنگ را که همیشه میگفت، تکرار کنم ، ناهید میگفت، «بهارریشه درخاک دارد» و من میخواهم به او و بقیه شهدا بگویم، ای مجاهدینی که از پیش ما پروازکردید شما چون ریشههایی در ایران زمین بهار پیروزی و آزادی را بارور میکنید و الان خون شما درکانونها شورشی و در جوانهای شجاع و دلیر که همچنان راه سرنگونی را به پیش میبرند، جاری است.
توضیح:
نوشته بالا، صحبتهای پروین فیروزان در یکی از برنامههای ارتباط مستقیم سیمای آزادی است، که از گفتار به نوشتار تبدیل شده است.
در این باره بیشتر بخوانید:
بیانیه «۱۴۰۴» زندانی سیاسی درمورد یاوهگوییهای ایرج مصداقی- سری هجدهم با «۹۱» امضای افزوده







