دیکتاتوری آخوندی در مواجهه با سازمان مجاهدین خلق، سالهاست که درگیر تناقضات آشکاری در سیاستها و اقدامات خود است. این تناقضات، که ریشه در هراس عمیق رژیم از نفوذ اجتماعی و تشکیلاتی مجاهدین دارد، در اظهارات مقامات، نمایشهای قضایی و بهرهگیری از بریده مزدوران نمود یافته است.
هراس رژیم از مجاهدین: ریشه تناقضات
خامنهای در مراسم سالمرگ خمینی در ۱۴ خرداد ۱۴۰۴، نظام خود را در معرض توطئهها و دشمنیهای بیسابقه توصیف کرد. این اظهارات، همراه با سخنان حسن خمینی که از تمسخر و تحریف شخصیت خمینی توسط مردم گلایه داشت، نشاندهنده نگرانی عمیق رژیم از تأثیرگذاری مخالفان، بهویژه مجاهدین خلق، بر افکار عمومی است. دری نجفآبادی، وزیر پیشین اطلاعات، نیز مجاهدین را تهدیدی دیرینه دانست که از ابتدای انقلاب ضربات سنگینی به رژیم وارد کردهاند. این اظهارات، هرچند در ظاهر به دشمنیهای خارجی اشاره دارند، در باطن ترس از پایگاه اجتماعی مجاهدین در داخل ایران را آشکار میسازند.
رژیم از یک سو مدعی است مجاهدین هیچ پایگاهی در جامعه ایران ندارند، منفورند و از بین رفتهاند. تناقض آشکار اینجاست که، اگر مجاهدین فاقد پایگاه اجتماعیاند، چرا رژیم برای مقابله با آنها صدها کنفرانس و سمینار در کشورهای مختلف برگزار میکند؟ چنانچه کاظم غریبآبادی، معاون قوه قضائیه، در اظهاراتی اذعان داشت «در گذشته تصور میشد نیازی به نام بردن از مجاهدین نیست، اما از سال ۱۴۰۰ فشارهای بینالمللی علیه کشورهایی که میزبان این سازمان هستند، شدت گرفته است» و محمد دهقان، معاون حقوقی رئیسی، نیز از آرای صادره در دادگاههای رژیم سخن گفت که بهمنظور استرداد اعضای مجاهدین از اروپا طراحی شدهاند. این اقدامات نشاندهنده هراسی عمیق از نفوذ سازمان در داخل و خارج از ایران است.
بریده مزدوران: ابزار رژیم در جنگ روانی
یکی از بارزترین نمودهای تناقضات رژیم، استفاده از بریده مزدوران برای لجنپراکنی علیه مجاهدین است. این افراد، در خارج از کشور با ظاهری آراسته و بهعنوان مخالفان سابق سازمان معرفی میشوند، و در داخل ایران با چهرهای حزباللهی در دادگاههای نمایشی رژیم ظاهر میشوند. عیسی آزاده، که خود را از فرماندهان سابق مجاهدین معرفی کرد، نمونهای از این افراد است که از پاریس به تهران آورده شد تا علیه همرزمان سابق خود شهادت دهد. بهزاد علیشاهی نیز، که مدعی فرار از ایران به دلیل بدرفتاری حزباللهیها بود، در دادگاهی در تهران علیه مجاهدین سخن گفت. این دوگانگی در استفاده از مزدوران، نشاندهنده تلاش رژیم برای بهرهبرداری چندمنظوره از این افراد است.
رژیم این مزدوران را گاه بهعنوان چهرههای سیاسی در خارج معرفی میکند، گاه در عراق برای شکایت از رهبری مجاهدین به کار میگیرد، و گاه در نمایشهای قضایی برای توجیه سرکوب بیشتر به خدمت میگیرد. اما این بازی کثیف، که با هزینههای سنگین مالی و اطلاعاتی همراه است، در نهایت به تحقیر همان مزدوران منجر میشود. برای مثال، علی اکرامی در گفتوگویی تلویزیونی به حماقت خود اعتراف کرد، و علی بیگلری از زندگی تلخ و بدون شغل خود پس از بازگشت به ایران سخن گفت. این تحقیرها، که گاه جلوی دوربینهای رژیم انجام میشود، نشاندهنده بیارزش بودن این افراد برای نظام است.
دادگاههای نمایشی و جنگ روانی
دادگاههای نمایشی رژیم، مانند جلسهای در ۸ خرداد ۱۴۰۴، نمونه دیگری از تلاشهای متناقض برای سرکوب مجاهدین است. در این دادگاهها، مزدورانی مانند منصور نظری و جمال امیری بهعنوان شاهد ظاهر شدند، اما وکیل تسخیری خود رژیم، مجید حاجیمحمدی، شهادت آنها را به دلیل متهم بودن خودشان به مشارکت در جرایم سازمان زیر سؤال برد. این تناقض، که حتی در درون نظام نیز مورد انتقاد قرار میگیرد، نشاندهنده ضعف ساختاری این نمایشهاست.
رژیم سالهاست که از این مزدوران برای جنگ روانی علیه مجاهدین استفاده میکند. از تجمعات علیه مجاهدین در ایران و عراق گرفته تا مدیریت سایتهای لجنپراکنی و حتی استفاده از بلندگوهای جنگ روانی در اطراف اشرف، این افراد ابزار اجرای سیاستهای رژیم بودهاند.
اما نتیجه این اقدامات چه بوده است؟
اظهارات مقامات رژیم خود گواه نفوذ و قدرت سازمان مجاهدین خلق است. زیدآبادی از خطر ورود ۴۰ تا ۵۰ هزار نیروی تشکیلاتی مجاهدین در صورت بروز آشوب سخن گفت. پاسدار هادی مرادپیری از وجود ۷۰ هزار عضو رسمی و ۴۰۰ هزار سمپات مجاهدین خبر داد. صادق کوشکی نیز، با اذعان به فعالیت کانونهای شورشی بدون دریافت پول از سازمان، بهطور غیرمستقیم به انگیزههای قوی این نیروها اشاره کرد. حتی سایت الف، متعلق به احمد توکلی، هشدار داد که غفلت از شکافهای اجتماعی میتواند جوانان را به سوی گفتمان مجاهدین سوق دهد.
پس به عیان میبینیم، تلاشهای متناقض رژیم، که با هزینههای هنگفت و تحقیر عوامل خود رژیم همراه بوده، نتوانسته نفوذ اجتماعی و تشکیلاتی مجاهدین را مهار کند.
پرسش پایانی این است: آیا این تقلاهای ضد و نقیض در آینده نتیجهای برای رژیم خواهد داشت؟ شواهد نشان میدهد که تا زمانی که رژیم به سرکوب داخلی و جنگ روانی خارجی ادامه میدهد، اما پایگاه اجتماعی مجاهدین را نادیده میگیرد، این تلاشها جز ناکامی و رسوایی بیشتر برای نظام نتیجهای نخواهد داشت.
فلاکت دیکتاتور و مزدورانش








