• اسناد مقاومت
  • اسناد بین‌المللی
  • اسناد جنایت
  • فعالیت‌های کانون‌های شورشی
  • سایر زبانها
    • EN
    • AL
دوشنبه, شهریور ۹, ۱۴۰۵
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
سه گوهری که به هم پیوستند و سرچشمه شدند

سه گوهری که به هم پیوستند و سرچشمه شدند

سه گوهری که به هم پیوستند و سرچشمه شدند

شهریور ۱۴, ۱۳۹۹
در مناسبتها

سه گوهری که به هم پیوستند و سرچشمه شدند

سه گوهری که به هم پیوستند و سرچشمه شدند

به مناسبت آغاز پنجاه و ششمین سال حیات سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران

تکامل در بن‌بست نمی‌ماند.
هر دوره‌ای که به انتهای خود می‌رسد، در فشار و آشوب فرو می‌رود. گویی ارابه تکامل به سد سدیدی می‌خورد و متوقف می‌شود. گویی به بن‌بست می‌رسد.
آینده تیره و مبهم می‌نماید، و سکون مرگ‌آوری همه‌چیز و همه‌جا را فرامی‌گیرد. گویی جهان به سمت تباهی می‌رود. اما …
ناگهان در نقطه‌ای، به صورتی، پدیده‌ای نو خلق می‌شود. نوک پیکان می‌شود. سد را می‌شکافد، بن‌بست را می‌شکند، و ارابه را با شتاب به جلو می‌راند.
جهان جهش می‌کند، و آن پدیده آغازگر دورانی نو می‌شود.
سرچشمه می‌شود.
زمانی در گیرودار اولین مراحل پیدایش، و زمانی هم در تک و تاب رشد و تکثیر و گسترش.
در هر دوره‌ای به شکلی و با قوانینی، اما همیشه در حرکت و با جدال و جهش.

هسته اول جهان

لحظات اول بعد از مه‌بانگ به‌سرعت طی می‌شد.
ابعاد جهان بسیار ناچیز، حرارت فوق‌العاده بالا، و سرعت تحولات سرسام‌آور بود.
ذرات بسیار ریز ماده و انرژی همه‌جا را پرکرده بود: فوتون‌ها، الکترون‌ها، پوزیترون‌ها، …، و نهایتاً کوارک‌ها که بنا بود ماده اصلی جهان آینده را بسازند، زیرا سه کوارک می‌توانند در پیوند با یکدیگر پروتون و نوترون را به وجود آورند، و آن‌ها به همراه الکترون‌ها، اتم‌های همه عناصر را تشکیل بدهند. اما در آن سوپ داغ اولیه، ما به ازای هر کوارک، یک ضدکوارک هم به وجود می‌آمد که کوارک را نابود می‌کرد. زوج کوارک-ضدکوارک تنها صدمیلیونی‌ام ثانیه دوام می‌آورد.
جریان جدال ماده و ضدماده مستمر بود و بی‌انتها می‌نمود، که گویی جهان در بن‌بست یک تقارن مرگ‌آفرین فرورفته بود.
همه‌جا آشوب بود، که گویی هیچ ترتیب و قانونی در کار نیست. همه‌جا ظلمت بود، که گویی هیچ روشنایی در چشم‌انداز نیست.
گویی جهان در گام نخستین به بن‌بست رسیده بود. تا اینکه …
در مقطع یک‌صد هزارم ثانیه بعد از مه‌بانگ که حرارت جهان هزار میلیارد درجه بود، براثر یک تحول معجزه‌آسا، تقارن مرگ‌آفرین ماده-ضدماده شکست و از هر یک میلیارد جفت کوارک-ضدکوارک، یک کوارک بدون ضدکوارک باقی ماند. (۱) آن شکست تقارن آغاز غلبه ماده بر ضدماده بود، که نتیجه‌اش بعد از ۱۴ میلیارد سال، جهان باشکوه کنونی است که در قله تکامل آن «انسان رها» قرار دارد.
اما داستان به همین‌جا ختم نمی‌شود. در نیم‌قرن اخیر در جستجوی آن ضدکوارک گمشده بحث‌ها و تحقیقات زیادی صورت گرفت و نظریه‌های متعددی مطرح شد. تا اینکه در آستانه قرن جدید نظریه‌ای به نام «باریوجنسیس» که اولین بار در دهه ۱۹۶۰ ابداع‌شده بود (۲) به‌عنوان محتمل‌ترین توضیح علمی برای آن جهش بنیادی شناخته شد. بر اساس این نظریه، علت آن جهش این بود که در آن آشوب و جدال ماده و ضدماده، سه کوارک توانستند باهم پیوند بخورند و یک پروتون تشکیل بدهند، و وقتی پروتون خلق شد، دیگر هیچ ضدکوارکی نتوانست کوارک‌هایی را که باهم پیوند خورده بودند از هم جدا کرده و از بین ببرد. همین هسته سه کوارکی در سطح جهان آن دوران به‌مرور تکثیر شد، و وقتی عمر جهان به ۲۰۰ ثانیه رسید، اولین اتم هیدروژن سنگین (یا دوتریوم) خلق شد. آن سه کوارک با پیوند به یکدیگر، پیروزی قطعی ماده بر ضدماده را نوید دادند، و سرچشمه جهان ما شدند.

نیروی شگفت‌انگیز

نیرویی که آن سه کوارک را به هم نزدیک کرد و پیوند داد نیروی است بسیار عجیب به نام «نیروی هسته‌ای قوی». این نیرو تنها نیروی بنیادی در طبیعت است که با افزایش فاصله قوی‌تر می‌شود، به‌نحوی‌که برای جدا کردن دو کوارک از یکدیگر آن‌قدر انرژی باید صرف کرد که خودش باعث تولید کوارک‌های جدید می‌شود. (۳) همین خصیصه عجیب و بی‌همتا باعث شده است که کوارک‌های یک پروتون (یا نوترون) را نتوان از یکدیگر جدا کرد. بشر همچنان در تلاش است تا به رازهای درون پروتون پی ببرد، زیرا فشار و نیرویی که در آن وجود دارد خارج از تصور است. همین نیروست که پروتون را پایدارترین ذره اولیه در هستی کرده است. هسته اول جهان باید هم‌چنین محکم و تجزیه‌ناپذیر می‌شد، زیرا قرار بود جهانی عظیم با ابعادی خارج از تصور بر روی آن بنا شود.
بقای آن هسته اول جهان، که متکی بر پیوند عناصر تشکیل دهنده آن بود، مستلزم جدال مداوم با ضدماده‌هایی بود که مستمراً به آن هجوم می‌آوردند، اما تاریخ چهارده میلیارد سال گذشته نشان داد که آن هسته نخستین، مسلح به آن نیروی شگفت‌انگیز، نه‌تنها یارای عبور از پرآشوب‌ترین دوران‌ها و عظیم‌ترین تحولات هستی را داشته است، بلکه توان رشد، تکثیر و غلبه بر ضدماده، و خلق عناصر و پدیده‌های نوتر و پیچیده‌تر برای پیشبرد کاروان عظیم تکامل به جلو را نیز دارا بوده است.

سنگ بنای جهانی نو

بعد از سرکوب قیام ۴۲ و سنگین شدن اختناق آریامهری، نیروهای سیاسی سنتی از نفس افتادند. دیکتاتور، سرمست از ضربه‌ای که به جنبش توده‌ها زده بود، سنگین‌ترین اختناق را حاکم کرده بود. جامعه در یک تعادل مرگ‌آفرین فرورفته بود.
همه‌جا سکون و یأس حاکم بود، که گویی هیچ حرکتی در کار نیست. همه‌کس را نخوت ترس و بی‌عملی فراگرفته بود، که گویی هیچ جسارت و تلاشی در چشم‌انداز نیست.
گویی جنبش آزادی‌خواهانه مردم ایران به بن‌بست رسیده بود. تا اینکه …
سه انقلابی موحد که شور آزادی در سر و شوق فدا برای خلقشان در دل داشتند، از درون آن ضربه و سرکوب برخاستند، باهم پیوند خوردند و پیمان بستند که تعادل مرگ‌آفرین حاکم را بشکنند و جامعه‌ای نو و آزاد، عاری از ستم و استبداد بنا کنند.
نیرویی که آن سه انقلابی موحد را به هم پیوند می‌داد نیروی بسیار عجیبی بود. نیرویی نادیده و ناشنیده. نیرویی که با گذر زمان و دوری مکان نه‌تنها ضعیف نمی‌شد، بلکه قوی‌تر و پایدارتر هم می‌شد. نیرویی که آن هسته را محکم و تجزیه‌ناپذیر کرده بود، تا حدی که با ضربه و فشار نه تنها ازهم‌پاشیده نمی‌شد، بلکه تکثیر هم می‌شد.آن نیرو، نیروی ایمان خلل‌ناپذیر به آرمان خلق و قطعیت تحقق آن بود که از مکتب ناب توحید و عاشورای پیامبر جاودان آزادی سرچشمه گرفته بود. آن‌ها با اتکاء به همین نیرو شالوده تشکیلات انقلابی نوینی را ریختند که بعد از بیش از پنج دهه نبرد بی‌امان با دو دیکتاتوری وحشی و خون‌ریز دوران، و بعد از عبور از هزاران ابتلا و امتحان، به نقطه امید مردم ایران برای رهبری قیام سرنگونی تبدیل‌شده است.
حقیقت این است که، بر اساس سنت آفرینش و قوانین تکامل، در تقدیر خلق ما بود که بعد از یک تاریخ طولانی از تحمل درد و رنج و سرکوب و ستم، جامعه‌ای نو بر پایه آزادی و با مناسبات ضداستثماری و ارزش‌های تکاملی بنا کند تا آغازگر جهانی نو برای نوع بشر باشد. آن سنگ بنایی که سه بنیان‌گذار کبیر ما در ایران بر زمین گذاشتند، همان بود که تاریخ در انتظارش بود: محکم‌ترین و پایدارترین ، تا بتوان بار و وزن تاریخ آینده را روی آن قرار داد.
بقای این سنگ بنا، که حیاتش با آرمان خلق گره‌خورده بود، مستلزم جنگ مستمر با عناصر ضدآرمان بود، که تنها باصداقت و فدا، و در اوجش با «وفای به پیمان با فدای بیکران» میسر می‌شد. بنیان‌گذاران ما آن را در ایران‌زمین کاشتند و با خون سرخ خود شستند و پاک کردند، و سپس به مسعود سپردند. از آن روز تا به امروز، به یمن رهبری او و انقلاب مریم و مجاهدت هزاران هزار صدیقی که با آن‌ها هم‌عهد شدند، تاریخ معاصر ایران در دو دیکتاتوری شاه و شیخ نشان داد که آن سنگ بنا، مسلح به آن نیروی شگفت‌انگیز، نه‌تنها یارای ایستادگی در برابر سنگین‌ترین ضربه‌ها، تندترین طوفان‌ها و شدیدترین جدال‌ها را دارد، بلکه توان رشد، تکثیر و غلبه بر ضدآرمان، و خلق ارزش‌ها و انسان‌های نوین برای پیشبرد و تحقق آرمان خلق را نیز داراست.

سلاله اصیل خورشید

بن‌بست شکستن و سرچشمه شدن تنها از عنصری برمی‌آید که وجود و رابطه‌هایش بر اساس بالاترین ارزش‌ها و معیارها در هستی بناشده است و با قوانین خدشه‌ناپذیر تکامل انطباق فعال دارد، تا نیرویی از درونش برآید که بر ضدتکامل غلبه کند، سد دوران را بشکند، و راه را به‌سوی کمال بگشاید.
در میهن ما در ابتدای دهه ۱۳۴۰، حرکت‌های پراکنده و متفرق نیروهای سیاسی سنتی، چه مذهبی و چه غیرمذهبی، با همان سطح تشکل که در آن زمان ممکن بود، به سرفصلی رسید که دیگر کششی روبه‌جلو نداشت و نمی‌توانست در سطح رهبری موانع جنبش را کنار بزند و شرایط ذهنی یک قیام علیه استبداد سلطنتی را فراهم کند. اما شرایط عینی متوقف نشد، و در خرداد ۴۲ به‌صورت یک قیام فوران کرد. هرچند آن قیام سرکوب و خاموش شد، اما آتشی زیر خاکسترش باقی ماند که دیده نمی‌شد. آن آتش حقیقتی بود که تنها خود را به چشم نسل جدیدی از مبارزان محرم می‌دانست که خیالی جز آزادی خلقشان در سر نداشته باشند و برای رسیدن به آن از همه‌چیزشان بگذرند. محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی‌اصغر بدیع‌زادگان از همان نسل بودند. آن‌ها به عینه دیدند که مردم ایران برای دستیابی به آزادی حاضرند به فداکاری دست بزنند، اما رهبری ذیصلاحی نیست که شرایط ذهنی را فراهم کند و آن‌ها را از میان آزمایش‌ها و ابتلاهای یک مبارزه سخت با دیکتاتوری جبار پهلوی عبور دهد و به سمت پیروزی هدایت کند. همان شرط مکمل در دیالکتیک انقلاب اجتماعی.
اما چه چیزی باعث به وجود آمدن آن خلأ در رهبری جنبش شد؟ آیا کسانی که پا در این راه گذاشته بودند نمی‌دانستند که روزی می‌رسد که باید پای فدای مال و جان بیایند؟ آیا آن‌ها شاه و رژیم سرکوبگرش را نمی‌شناختند؟ آیا نسبت به آمادگی توده‌ها ذهنی بودند؟ آیا به مسئولیت خودشان آگاه نبودند که باید جنبشی را به سمت قیام و انقلاب رهبری کنند؟ … سه بنیان‌گذار ما به این سؤال‌ها و ده‌ها و صدها سؤال دیگر می‌اندیشیدند، زیرا روح عصیانگرشان نمی‌توانست در آن بن‌بست و اختناق آریامهری آرام بگیرد و کاری نکند، و مسئولیت سنگینی که در قبال آماده کردن شرایط ذهنی و آزادی خلقشان بر دوش می‌کشیدند نمی‌توانست پاسخ نگیرد. پس چه باید می‌کردند؟
الگوهای آرمانی، ستارگانی هستند که در گذرگاه‌های طوفانی تاریخ و آنجا که هجوم تردیدها به انسان‌ها امان دیدن و تشخیص درست پدیده‌ها و مسیر حرکت را نمی‌دهد، راه را نشان می‌دهند. (۴) برای بنیان‌گذاران ما این امام حسین بود که رمز شکستن بن‌بست‌ها را نشان داد: فدا و قربانی.
او به آن‌ها یاد داد که چگونه هیچ بن‌بستی را به رسمیت نشناسند، زیرا انسان بی‌نهایت توان فدا کردن و قدرت دگرگون کردن هر صحنه و محیطی را دارد. او خود در عاشورا پرشورترین صحنه فدای بیکران را خلق و جاودانه کرد، و تاریخ انسان را برای همیشه دگرگون ساخت. اما فدا برای چه چیزی؟ آیا تنها با شهادت مسئله حل می‌شود؟ آیا همین کافی است که افرادی ازخودگذشته و فداکار باشند که بتوانند در روز موعود در بدترین شرایط از همه‌چیزشان بگذرند؟ خیر، این به‌هیچ‌وجه کافی نیست. باید دید که فدا برای چیست و در چه جهتی است.
بنیان‌گذاران ما پاسخ این سؤال را نیز از سرور آزادگان گرفتند. در تاروپود تابلوی شکوهمند و جاودان عاشورا، و در گفته‌ها و حرکت‌های امام حسین قبل از آن روز پرغوغا، یک حقیقت بی‌همتا می‌درخشد:
پایه‌ای‌ترین ارزش در جامعه «آزادی» است، و بالاترین مرز سرخ، تجاوز به حریم آزادی است.
آزادی مبنای ضروری تکامل فرد و جامعه است، ودیعه‌ای الهی است که نشان از عنصر مسئولیت در انسان دارد، همان ویژگی ممیزه انسان نسبت به سایر موجودات که فقدانش معادل سقوط انسان است، زیرا «انسان در کادر قانونمندی‌ها، سنت‌ها و ضرورت‌ها، صاحب‌اختیار و اراده است، و لذا مسئول و وظیفه‌مند. … جدا شدن انسان از مسئولیتش، جدا شدن او از انسانیتش است». (۵)
در کل وجود، آزادی سمت یکتا و عمومی تغییرات همه پدیده‌هاست. از این حیث «تاریخ بشریت تاریخ رشد مداوم از قلمرو ضرورت به قلمرو آزادی است». (۶) و این درگرو «نبردهای همه‌جانبه انسان با سرنوشت» و با «تقدیر کوری است که بر ما حکم می‌راند… و این انسان آگاه و بیناست که روز بروز می‌خواهد خود را از قید تقدیرها و اجبارات کور رها کند، آزاد بشود و بر سرنوشت خودش حکومت کند، چه در زمینه‌های طبیعی و چه در قلمرو اجتماعی.‌» پس «سمت، رهایی‌ست! سمت، آزادی‌ست و تکامل!» (۷)
به این دلایل است که هیچ انسانی حق تجاوز به حریم آزادی را ندارد. این مرز سرخی است که هیچ‌گاه و تحت هیچ عنوان نمی‌توان و نباید از آن عبور کرد.
تجاوز به حریم آزادی مرز سرخی است که حسین‌ابن‌علی (ع) به خاطر حراست از آن با تمام توان در سخت‌ترین دوران «پیامبر جاودان آزادی» لقب گرفت. او عبور از آن را حتی برای آن‌هایی که در اردوی دشمن بودند مجاز نمی‌دانست:
«ای پیروان ابوسفیان، اگر در دنیا دین ندارید و از روز بازگشت ترسی در دل شما نیست، پس لااقل در دنیا مردمی آزاده باشید» (۸)
این ارزش و مرز سرخ همان آتشی بود که در زیر خاکستر قیام ۴۲ روشن مانده بود. حقیقتی که چشم محرمی می‌خواست تا رخ نماید، دل فراخی که تابش بیاورد، و روح شفافی که از خود به دیگران برای ساختن آینده‌ای درخشان عبورش دهد.
این حقیقت آن‌قدر بنیادی و تعیین‌کننده است که حنیف کبیر با دیدن آن توانست مرزبندی اصلی بین نیروهای متخاصم در مبارزه برای کسب آزادی در این دوران از تاریخ را کشف کند:
در پهنه سیاست و اجتماع، مرز بین حق و باطل، بین انقلاب و ارتجاع، بین خلق و ضدخلق، بین ظالم و مظلوم، و بین تکاملی و ضدتکاملی، از میان استثمارشونده و استثمار کننده می‌گذرد، و نه از میان این قوم و آن قوم، یا این قبیله و آن قبیله، یا این نژاد و آن نژاد، یا این خون و آن خون، یا این جنس و آن جنس، یا این مذهب و آن مذهب، یا این مکتب و آن مکتب ، ….و نه از میان باخدا و بی‌خدا.
بر اساس قرآن، همه این اختلاف‌ها و دسته‌بندی‌ها صرفاً برای این است که انسان مقایسه کند و به شناخت بهتری از خود، جامعه و تاریخ دست یابد، (۹) و « با بذل اراده آزاد یعنی مظهر تقوا، که ضابطه برتری‌های انسانی است، به نفی مظاهر حیوانی در خود و اجتماع مجاهدت ورزد» (۱۰) و همسو با حرکت تکاملی خود و جامعه‌اش گام بردارد. هیچ‌یک از این اختلاف‌ها و تنوع‌ها مانع حرکت به سمت آزادی نبوده و نیست، بلکه خود عامل شناخت و آگاهی انسان است، همان «آگاهی» که یکی از مبانی مسئول شدن اوست. آنچه مانع پیشرفت جامعه به سمت آزادی است، استثمار به صور گوناگون آن به معنی بهره‌کشی انسان از انسان به هر بهانه و عنوان است.
ازاین‌روست که این مرزبندی تنها مرزبندی اصیل و واقع‌گرا در تکامل اجتماعی است، و یگانه مرزبندی است که خصلت بالنده دارد و فرابرنده و رها کننده است. علت این است که تنها مبارزه متکی بر این مرزبندی و برای رهایی انسان از استثمار است که عنصر مسئولیت را در او شکوفا و بارور می‌کند، و بجای ایجاد تفرقه و تشتت در جامعه و تحلیل بردن نیروهای حرکت دهنده تاریخ، آن‌ها را متحد می‌کند تا جامعه را به‌سوی آزادی فراگیر و دائمی، که مبنای تکامل آن است، حرکت دهند.
این مرزبندی اصیل است، یعنی اصلی است و فرعی نیست، پس یکتاست. قائم‌به‌ذات و نامشروط است، یعنی وجودش به وجود و عامل دیگری غیر از خودش وابسته نیست، پس بی‌همتاست. پیوسته و فراگیر است، یعنی شکاف و استثناء برنمی‌دارد، پس به اعتبار خودش پایدار و پابرجاست.
هر مرزبندی دیگری فاقد اصالت در مبارزه اجتماعی است، یعنی فرعی است. یکتا نیست و متعدد است. قائم به غیر و مشروط است و مشمول تعبیر و تفسیر به رأی، پس متشتت است. به همین اعتبار ناپایدار و متزلزل است، یعنی خصلت میرنده دارد و ذاتاً انحرافی و ضدتکاملی است، پس واپس‌گرا و فروبرنده است. به همین دلیل است که توده‌ها را از مبارزه با تضاد اصلی جامعه و از مسیر آزادی دور می‌کند، به حاشیه می‌برد و به انحراف می‌کشاند. انسان‌ها را از یکدیگر دور می‌کند و در خود فرومی‌برد، و درنهایت در انقیاد این یا آن ستمگر و دیکتاتور اسیر می‌کند.
بنیان‌گذاران ما با اتکاء به این مرزبندی توانستند به عالی‌ترین تبلور آرمان آزادی، حقیقت دوران و مقصد تاریخ در این زمان، و شاخص و معیار درستی یا نادرستی هر فکر، عمل، مسیر و حرکت اجتماعی دست یابند و بر اساس آن، سنگ بنای دورانی نو در مبارزه برای آزادی در میهنمان را برجای گذارند: «جامعه بی‌طبقه توحیدی».
به‌واسطه همان سنگ بنا، که آن‌ها در آستانه شهادتشان به مسعود، و از طریق او به بقیه مجاهدین به امانت سپردند و رفتند، و به‌واسطه وفاداری بی‌بدیل مسعود به تعهدی که به بنیان‌گذاران داد تا این شاخص ایدئولوژی توحیدی در زمان ما را به نسل‌های بعدی مجاهدین بیاموزد و در عمل انقلابی سازمان در میدان مبارزه برای آزادی پیاده کند، اعتقاد عمیق به آزادی و اصالت آن جزو هویت مجاهدین و روح جاری بر هر عمل و حرکتشان شده است.
از همین روست که مجاهدین در مبارزه برای آزادی و فدا کردن درراه آن هیچ مانع و تضادی را به رسمیت نمی‌شناسند، و هیچ ضعف و سستی و تردیدی را به خود راه نمی‌دهند، زیرا به هیچ نیرو و عاملی که به هر میزان با آزادی و مسیر تکامل اجتماعی زاویه داشته باشد مشروط نیستند تا آن‌ها را به سازش و تسلیم، یا کنار آمدن با وضع موجود، و یا استحاله و از شکل و محتوا خارج کردن آرمان و اهدافشان بکشاند.
چنین پایبندی بی‌شکافی به پرنسیپ‌های مبارزاتی و اصول خدشه‌ناپذیر تکامل، که در عمل نیز موجب صحت پیوسته خطوط و مواضع مجاهدین در مبارزه با دو دیکتاتوری خون‌ریز و پایداری مشی مبارزاتی‌شان طی بیش از نیم‌قرن شده است، از همان محکم‌ترین و پایدارترین سنگ بنا که سه گوهر بنیان‌گذار ما پی نهادند سرچشمه می‌گیرد.
«سلاله اصیل خورشید آزادی»، که ایران فردا را بر رویش خواهیم ساخت، و فصل جدیدی در تاریخ ایران، منطقه و جهان خواهیم گشود.

ب. فراهانی
اشرف ۳ –شهریور ۱۳۹۹

پانوشت‌ها:

۱ – «تاریخچه حرارتی کیهان»، دائره‌المعارف اخترشناسی و فیزیک نجومی،انتشارات نیچر انگلستان، سال ۲۰۰۲.  

۲ – در سال ۱۹۶۷ آندره ساخاروف، فیزیکدان و ناراضی شهیر روسی سه شرط ضروری برای پیوند کوارک‌ها به یکدیگر و تشکیل ذراتی مانند نوترون و پروتون (که جزو دسته‌بندی باریون‌ها هستند) را کشف کرد و آن را در نظریه‌ای به نام «باریوجنسیس» (به معنی تکوین باریون‌ها) ارائه داد.

۳ – «نیروی هسته‌ای قوی» یکی از چهار نیروی بنیادی طبیعت است که در فاصله‌های بسیار نزدیک عمل می‌کند و عملکردش در نظریه «میدان‌های کوانتمی کرومودینامیک» به نظم کشیده شده است. قدرت آن ۱۳۷ برابر نیروی الکترومغناطیس، و صد تریلیون تریلیون تریلیون برابر نیروی جاذبه است (۱۰ با ۳۸ صفر). این نیرویی است که کوارک‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد. با دور کردن دو کوارک پیوند خورده از یکدیگر، میزان این نیرو افزایش پیدا می‌کند، و در نقطه‌ای به‌اندازه شگفت‌انگیز ۱ تن می‌رسد.

۴ – «و او کسی است که ستارگان را برای شما قرار داده تا در تاریکی‌های بیابان و دریا راه یابید» – سوره انعام، آیه ۹.

۵ – از سخنرانی مسعود رجوی در دانشگاه تهران تحت عنوان ‌« حکومت علی علیه‌السلام و قانون اساسی دولت اسلام ”پرتویی از سوره قدر” » – آبان ماه ۱۳۵۸

۶ – نقل‌قول از مائو. بدیهی است که هر انقلابی راستین که در مبارزه برای آزادی صادق و به آرمان خلقش وفادار است، همین مضمون و هدف یکتا در تکامل اجتماعی را درصحنه عمل انقلابی تجربه می‌کند و به آن متعهد می‌شود.

۷ – مسعود رجوی، همان مأخذ.

۸ – کلام امام حسین رو به لشکریان دشمن در کربلا که به سمت خیمه‌گاهش یورش می‌بردند.

۹ – « ای مردم ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید، در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست، بی‌تردید خداوند دانای آگاه است» – سوره حجرات، آیه ۱۳

۱۰ – از کتاب «راه حسین»، صفحه ۴۰

درهمین رابطه بخوانید:

پنجاه وششمین سال حیات سازمان مجاهدین خلق ایران مبارک باد

آغاز پنجاه و ششمین سال تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

آشنایی با مجاهدین

آغاز پنجاه و پنجمین سال تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران مبارک باد

ادای سوگند خواهر مجاهد زهرا مریخی، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران

سه گوهری که به هم پیوستند و سرچشمه شدند

تگ‌ها: مجاهدین در آلبانی
اشتراک کنیدتوئیتپیناشتراک کنیدبفرستبفرست

مطالب مرتبط

اول شهریور، سالگرد هلاکت لاجوردی سر جلاد اوین، در سال ۱۳۷۷

اول شهریور، سالگرد هلاکت لاجوردی سر جلاد اوین، در سال ۱۳۷۷

شهریور ۱, ۱۴۰۵
به گواهی اسناد: ۲۸ مرداد کودتای سیاه شاه و شیخ و استعمار

به گواهی اسناد: ۲۸ مرداد کودتای سیاه شاه و شیخ و استعمار

مرداد ۲۸, ۱۴۰۵
قیام ملی ۳۰تیر ۱۳۳۱ روز تجلی اراده خلق و پیروزی بر ننگ تسلیم در برابر شاه و شیخ

قیام ملی ۳۰تیر ۱۳۳۱ روز تجلی اراده خلق و پیروزی بر ننگ تسلیم در برابر شاه و شیخ

تیر ۳۱, ۱۴۰۵
سالگرد زهر خوردن خمینی و قبول آتش بس در جنگ ضدمیهنی ـ ۲۷تیر

سالگرد زهر خوردن خمینی و قبول آتش بس در جنگ ضدمیهنی ـ ۲۷تیر

تیر ۲۷, ۱۴۰۵

آخرین مطالب

مسعود رجوی-۸ شهریور ۱۴۰۵ (۱)

مسعود رجوی-۸ شهریور ۱۴۰۵ (۱)

شهریور ۸, ۱۴۰۵

مسعود رجوی-۸ شهریور ۱۴۰۵ پیام کودکانه بچهٔ خامنه‌ای در اختتامیه هفته «وحدت اسلامی» در مشهد و فراخواندن حکام کشورهای عربی...

مسعود رجوی-۸ شهریور ۱۴۰۵ (۲)

مسعود رجوی-۸ شهریور ۱۴۰۵ (۲)

شهریور ۸, ۱۴۰۵

مسعود رجوی-۸ شهریور ۱۴۰۵ پیام کودکانه بچهٔ خامنه‌ای در اختتامیه هفته «وحدت اسلامی» در مشهد و فراخواندن حکام کشورهای عربی...

مسعود رجوی-۸ شهریور ۱۴۰۵ (۳)

مسعود رجوی-۸ شهریور ۱۴۰۵ (۳)

شهریور ۸, ۱۴۰۵

مسعود رجوی-۸ شهریور ۱۴۰۵ پیام کودکانه بچهٔ خامنه‌ای در اختتامیه هفته «وحدت اسلامی» در مشهد و فراخواندن حکام کشورهای عربی...

فعالیتهای ضد اختناق شورشگران در زاهدان با پیام سرنگونی و جمهوری دموکراتیک

فعالیتهای ضد اختناق شورشگران در زاهدان با پیام سرنگونی و جمهوری دموکراتیک

شهریور ۷, ۱۴۰۵

در ادامه فعالیتهای ضد اختناق و خفقان حاکم بر میهنمان، روز جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ کانون‌های شورشی و شورشگران در...

ما را دنبال کنید

درباره ایران افشاگر

سایت "ایران افشاگر" افشا کننده مزدوران و ماموران وابسته به وزارت بدنام اطلاعات آخوندی و طرح ها، توطئه ها و ترفندهای پشت پرده فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان ایران است.

📧 تماس با ما

پیوندها

سایت مریم رجوی
سایت مجاهدین خلق ایران
سایت شورای ملی مقاومت
سایت همبستگی ملی
سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • صفحه ویژه
  • مزدوران را بشناسید
به نسخه موبایل بروید