رضا فلاحی شاهد قتل عام۶۷: از رئیسی در انگلستان شکایت خواهم کرد، تا زمانی که او را به محاکمه نکشیم، به فعالیت های خود ادامه خواهیم داد
در کنفرانس آنلاین مطبوعاتی مقاومت در ۵ تیرماه ۱۴۰۰، رضا فلاحی که به مدت یک دهه از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰ در زندانهای خمینی و خامنهای به سر برده ، طی سخنانی گفت، من رضا فلاحی هستم و در سپتامبر ۱۹۸۱ به جرم حمایت از سازمان مجاهدین خلق دستگیر شدم. من ۱۰ سال بعد در سپتامبر ۱۹۹۱ آزاد شدم. اکنون در انگلیس اقامت دارم.
من در میان بازماندگان قتل عام سال ۶۷ بودم که طی آن سی هزار زندانی سیاسی اعدام. هیچ یک از آنها از قبل به اعدام محکوم نشده بودند.
مراحل برنامه ریزی قتل عام سال ۶۷ حداقل یک سال قبل از اعدام ها آغاز شد. مقامات زندان در اواخر سال ۶۶ و اوایل سال ۶۷ اقدام به بازجویی مجدد، مواخذه و سپس طبقه بندی و تفکیک زندانیان بر اساس وابستگی سیاسی و مدت حبس زندانیان کردند.
به عنوان مثال ، در نیمه دوم دسامبر ۱۹۸۷ ، داود لشکری سرکرده زندان، از هر یک از زندانیان سئوالاتی را پرسید و بر اساس پاسخ های ما ، در طبقه بندی های “سفید” ، “زرد” و “قرمز” قرار گرفتیم. . محمد مقیسهای ، معروف به ناصریان ، که دادیار زندان گوهردشت کرج بود، از همه زندانیان خواست تا پرسشنامه های مفصلی را پرکنند. پس از مدتی تعدادی از زندانیان را از زندان گوهردشت به زندان اوین منتقل کردند.
رضا فلاحی شاهد قتل عام۶۷ در ادامه سخنانش گفت، شخصاً به خاطر دارم بلافاصله پس از پذیرش قطعنامه آتش بس شورای امنیت سازمان ملل توسط رژیم ایران، یک مقام قضایی در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت پرونده همه زندانیان خیلی زود بررسی خواهد شد.
پس از آن ورودی های زندان بسته شد ، برنامه های ملاقات خانوادگی و تماس های تلفنی هر دو هفته یکبار لغو شدند. پس از پایان قتل عام متوجه شدیم که حتی خانواده های ما حق نداشتند در بیرون درب زندان تجمع کنند و از آنچه در جریان است پرس و جو کنند. تغییرات مشکوکی در ملاقاتهای خانوادگی و موارد دیگر اتفاق افتاد. آنها حتی تعدادی از زندانیان را به دلیل مشکلات پزشکی از قبل با مرخصی شان توافق شده بود ، احضار کردند.
روند اعدام ها در ساعات اولیه یکشنبه ۳۰ ژوئیه سال ۱۹۸۸ میلادی با احضار برخی از زندانیانی که در طبقه بندی قرمز بودند، آغاز شد. هیچ یک از آنها دیگر به بند بازنگشتند. برخی از آنها همبندهای ما بودند.
من به کمیسیون مرگ احضار شدم که متشکل از چهار عضو بود: حسینعلی نیری قاضی شرع ، مرتضی اشراقی دادستان ، مصطفی پورمحمدی نماینده وزارت اطلاعات ، و ابراهیم رئیسی جانشین دادستانی. رئیسی به ویژه نسبت به من و سایر همبندانم خصومت نشان میداد.
در آن زمان من رئیسی را نمی شناختم. با این حال یکی از همبندانم که در کرج محکوم شده بود به من گفت که آن شخص ابراهیم رئیسی است و بنابراین چهره او را با این اسم مرتبط کردم.
ریاست جمهوری رئیسی به دلیل اطاعت بی چون و چرای او از خامنه ای و ولع او به قتل و سرکوب مخالفان بدون هیچ حسابرسی اتفاق افتاد.
میخواهم از این فرصت استفاده کنم و اعلام کنم که من یکی از افرادی هستم که از رئیسی در انگلیس شکایت خواهم کرد. می توانم به شما اطمینان بدهم که تا زمانی که او را به محاکمه نکشیم ، به فعالیت های قانونی خود ادامه خواهیم داد.








