جنگ یا مماشات؟ پرسش محوری سرنوشت ایران
جنگ ۱۲ روزه اخیر میان اسراییل و ایران، بار دیگر پرسش اصلی را پیشروی همگان گذاشت: آینده مردم ایران چه خواهد شد؟ راه رهایی از سلطه رژیم فاشیستی مذهبی چیست؟
تجربه این جنگ، بدون هیچ ابهامی نشان داد که تهاجم نظامی خارجی، نه راهحل است و نه پاسخی پایدار برای تغییر بنیادین در ایران. همانطور که سیاست مماشات چند دهه گذشته نیز، نهتنها رژیم را مهار نکرد بلکه با تغذیه این هیولای مذهبی، به بقای آن کمک کرد. دول غربی با نقاب «مذاکره و دوستی»، در عمل به عمر حکومت ولایت فقیه افزودند و آشکارا به منافع ملی مردم ایران و صلح منطقهیی و جهانی خیانت کردند.
راه حل سوم: برآمده از مردم، ریشهدار در مقاومت
در برابر دو راه بنبست جنگ و مماشات، راهحل سوم قرار دارد: تغییر دموکراتیک به دست مردم ایران و مقاومت سازمانیافتهشان. راهی که خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران، سالها پیش بر آن تأکید کرده است. راهحلی که بر استقلال، خودباوری و نیروی درونی جامعه ایران تکیه دارد؛ نه بر دخالت بیگانگان.
همانطور که رهبر مقاومت، مسعود رجوی، تصریح کرده است: «کس نخارد پشت ما، جز ناخن انگشت ما.» این اصل بنیادین، تبلور استراتژیای است که تنها بر اراده و اعتماد مردم ایران استوار است.
در سیاست خارجی نیز همین اصل راهگشاست: ادامه خط مصدق در «موازنه منفی»، اما با تفسیری فعال، که در آن اولویت با شکوفایی حاکمیت مردم و توسعه دموکراتیک کشور است.
پشتوانه تاریخی: از مشروطه تا اشرف
نگاهی به تاریخ مبارزات مردم ایران نشان میدهد که همواره این ملت، با تکیه بر نیروی خود، در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی ایستاده است؛ از مقاومت ستارخان در تبریز و دلیران تنگستان، تا پایداری رزمندگان اشرف و لیبرتی در برابر ماشین سرکوب رژیم. این تجربهها، بستر تاریخی راهحل سوم را شکل دادهاند.
سرنگونی: هدف بیواسطه و غیرقابل جایگزین
راهبرد تغییر دموکراتیک، در کانون خود بر سرنگونی رژیم تمرکز دارد. در غیاب این هدف، شعارهایی چون «نه جنگ» و «نه مماشات» عملاً به بازیچه نیروهای فرصتطلب و اصلاحطلبان قلابی تبدیل میشود. هرگونه پرهیز از مرزبندی قاطع با رژیم و داعیههای انحرافی آن، تنها به تداوم دیکتاتوری کمک میکند. این طرز فکر شکلی از اپورتونیسم سیاسی است که مرزبندی میان مدافعان واقعی انقلاب با اصلاحطلبان قلابی و حامیان راهحلهای انحرافی را آشکار میکند.
شعار راهگشا و شفاف «نه جنگ، نه مماشات؛ تغییر دموکراتیک به دست مردم و مقاومت ایران» مرز میان راهحل واقعی و آلترناتیوهای قلابی را روشن میسازد. هر واژهاش، برآمده از چهار دهه مبارزه سازمانیافته، پرهزینه و خونین است.
شواهد عینی از پایبندی به راه حل سوم
- کارزار حذف نام مجاهدین از فهرستهای تروریستی: نتیجه یک نبرد سیاسی و حقوقی درخشان به رهبری خانم رجوی که مشروعیت مقاومت مردم ایران را به رسمیت شناساند.
- مخالفت با جنگطلبی رژیم در دهه ۶۰: با شعار «صلح و آزادی»، مجاهدین در برابر جنگافروزی خمینی ایستادند و ترفند صدور بحران به منطقه را افشا کردند.
- فداکاریهای عظیم انسانی: با ۱۲۰ هزار شهید، نیممیلیون زندانی سیاسی، و تشکیل ارتش آزادیبخش ملی و شبکه گسترده کانونهای شورشی، این جنبش نماینده واقعی خواست آزادی مردم ایران بوده است.
- افشای پروژه اتمی رژیم: مقاومت ایران با ارائه مستندات دقیق، برنامه مخفیانه و شوم آخوندها برای ساخت بمب اتمی را برملا کرد و نقش کلیدی در جلوگیری از دستیابی رژیم به آن داشت.
پایان مماشات، پایان توهم
دستاورد سالها تکیه بر جنگ یا مماشات، چیزی جز فروپاشی اخلاق سیاسی، فریب افکار عمومی و تقویت دیکتاتوری مذهبی نبوده است. اکنون، پس از تجربه دردناک جنگ دوازدهروزه، باید یکصدا اعلام کرد: تنها تغییر بهدست مردم و مقاومت ایران، راه واقعی است.
انقلاب ایران ریشه در تاریخ پرشکوه یک ملت آزاده دارد. ملتی که در برابر هیچ سلطهگری – نه شاه، نه شیخ – زانو نزده و نخواهد زد. این مردم، با فرزندانشان در کانونهای شورشی و مقاومت سراسری، حق دارند و میتوانند سرنوشت ایرانزمین را رقم بزنند و این زیباترین وطن را از لوث دیکتاتوری مذهبی و سلطنتی برای همیشه پاک سازند.
م. صادقی
۱۹ تیر ۱۴۰۴
راه حل سوم: تغییر دموکراتیک به دست مردم و مقاومت ایران









