روزی که مزدوران سیرک ولایت اعم از بریده مزدوران و خانوادههای وزارتی جلوی دروازه اشرف و در اطراف آن گلو پاره میکردند که «اشرف رو به خاک و خون میکشند» کمتر کسی باور میکرد که این تهدید، به واقعیت تبدیل بشود. اما روند طی شده، نشان داد که این خائنان و مزدوران، ابزارهای اصلی وزارت بدنام اطلاعات برای شناسایی و آمادهسازیهای اولیه بودند. در حین عملیات بهعنوان راهنما و در پایان نیز به توجیه این کشتار پرداختهاند. بدون بهکارگیری آنها، رژیم هرگز توان واردکردن چنین ضربه نظامی علیه مجاهدین مستقر در اشرف را نداشت.
قتل عام ۱۰ شهریور در اشرف که بهصورت یک شبیخون اجرا شد، هدف اول آن رهبری مجاهدین و ضربه جدی به تشکیلات سازمان بود. تکرار اتهامات وزارت ساخته علیه مجاهدین نظیر سکت و درگیری داخل اشرف به خاطر اختلافات درونی و… تماماً اتهامات کهنه و صدها بار مصرفشده و تکراری تنها زمینهسازی برای توجیه همین جنایت است. سران رژیم برای اینکه خود را از زیر فشار این قتلعام درببرند، آن را بهحساب جوانان عراقی و فرزندان انتفاضه شعبانیه گذاشتند. دولت دست نشانده عراق نیز که مسؤلیت حفاظت اشرف را به عهده داشت برای فرار از پذیرش مسئولیت این جنایت خود را به بیخبری زده و درنهایت تلاش کرد آن را یک نزاع داخلی جا بزند.
خامنهای نیز در یک تناقض آشکار از یکسو در ملاقات با طالبانی صحبت از توافق دوجانبه میکند و وزیر اطلاعاتش را برای هماهنگی با فالح فیاض به عراق میفرستد. پاسدار جنایتکار قاسم سلیمانی فرمانده وقت نیروی تروریستی قدس را یک هفته روانه عراق میکند و بعد هم در نشست مجلس خبرگان مدعی میشود این حمله ضربهای استراتژیک به مجاهدین فراتر از عملیات فروغ جاویدان است، در عین حال برای فرار از پاسخگویی آن را به جوانان عراقی! نسبت میدهد.
رژیم برای این عملیات که بقول خودش با هدف وارد کردن ضربه استراتژیک علیه مجاهدین به اجرا درآورد، یک خائن خودفروخته را در نظر گرفته بود، مزدوری به نام مسعود دلیلی که نقش اصلی را بعنوان راهنمای آدمکشان جنایتکار بعهده داشت. اما شستن دست رژیم از این عملیات جنایتکارانه، وظیفه و مسؤلیت خائنین و بریده مزدوران بود.
پس از این جنایت سبعانه، عناصر خائن و خودفروخته باز به صحنه آمده و برای توجیه این جنایت ننگین، در یک ننگیننامه با اسم و امضا دهها تن از آنها، از مالکی با عنوان «عالیجناب آقای نوری مالکی رئیسالوزرای عراق»، نام برده شده و از این عمل جنایتکارانه «نهایت سپاسگزاری و تشکر عمیق» را به عمل آوردند.
مزدور نفوذی ایرج مصداقی نیز به صحنه آمد و پا را فراتر از همه این مزدوران گذاشت و مدعی شد مسعود دلیلی را خود مجاهدین کشتهاند. این جنایت تنها یک نمونه از نقش خائنین در خدمت تروریسم و جنایت و کشتار رژیم است. در تمامی مراحل مختلف این عملیات ننگین اعم از شناسایی و گردآوری اطلاعات، تا زمینهسازی سیاسی و حتی در اجرای عملیات و ننگینتر از همه در شستن دستان خونین جلاد، این خائنین بودند که به مدد دشمن آمدند تا اسباب کار را فراهم کرده و با تمام قوا به این جنایتکاران مدد برسانند.








