• اسناد مقاومت
  • اسناد بین‌المللی
  • اسناد جنایت
  • فعالیت‌های کانون‌های شورشی
  • سایر زبانها
    • EN
    • AL
چهارشنبه, شهریور ۴, ۱۴۰۵
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
درسالروز پاسخ تاریخ به لاجوردی قصاب اوین – مسعود امیرپناهی

درسالروز پاسخ تاریخ به لاجوردی قصاب اوین – مسعود امیرپناهی

شهریور ۶, ۱۳۹۶
در مقالات و دیدگاهها

در هوایی که به تازه‌گی داغی مرداد ماه را پشت سر گذاشته بود، به سیاق ثابتٍ سلول انفرادی با قدم زدن، بقول زندانیان بلند بلند در حال تفکر بودم، که با سروصدا و رفت آمد غیر عادی پاسداران در راهروی‌بند رشته تفکراتم پاره شد! و پس از کمی مکث متوجه شدم که یک موضوع جدی در جریان است! آخر ضابطه اصلی و خدشه ناپذیر سلول انفرادی سکوت مطلق بود و نقض آن مستوجب تنبیهی سخت..! و وقتی از سوی پاسداران نقض می‌شد بیانگر یک تحول مهم..! آخر همه هیبت و کارایی سلول انفرادی به این بود که زندانی را در سکوت و تنهایی به نقطه شکست و یا حداقل به نقطه ضعف بکشانند تا در اتاق شکنجه آن را تکمیل و زندانی را در هم بشکنند…

 وقتی گوشم را به شکاف زیر درب چسباندم [۱] متوجه شدم که بیش از ۷ ۸ نفر در راهرو هستند و از آنجایی که درب  سلولها در سیکل نسبتا ثابتی باز و بسته می‌شد، یقین کردم که کسی برای بازدید آمده است. من در سلول شماره ۱۱ در سالن ۹ در طبقه دوم گوهردشت بودم. شهریور ۱۳۶۲ شش‌ماه بود که از ورودم به سلول انفرادی می‌گذشت. در این شش ماه بطور کامل با این سکوت به وحدت رسیده بودم و این بازدید در آن شرایط یک تحول بسیار بزرگ محسوب می‌شد. تا حدی مضطرب بودم زیرا هیچ ارزیابی از آنچه که در حال وقوع است نداشتم.

قبل از رسیدن هیأت بازدید کننده پاسداری برای چک وضعیت درون سلول از موضع حفاظتی دریچه کوچک سلول را باز کرد. من او را کامل شناختم او یکی از محافظان لاجوردی در اوین بود که در همه جا او را همراهی می‌کرد. بدون هیچگونه صحبتی به داخل سلول نگاه کرد و مرا هم برانداز کرد و به سراغ سلول بعدی رفت، اینجا بود که متوجه شدم که کسی برای بازدید آمده لاجوردی قصاب اوین است. خودم را آماده کردم که با او روربرو شوم با شناختی که از او داشتم می‌دانستم دنبال چیزی است اما در آن لحظه نتوانستم بفهمم که برای چه آمده چند لحظه بعد او به همراه محافظ‌ینش وارد اتاق شد. هیچگاه چهره کریه این هیولا که در فاصله ۲ متری من ایستاده بود را فراموش نمی‌کنم نامم را پرسید و گفت:

– حاضر به مصاحبه هستی؟

– گفتم مصاحبه! برای چی؟ من اصلا نمی‌دانم برای چه به انفرادی منتقل شدم؟

او رو به یکی از نفرات که به نظر می‌رسید دادیار اوین باشد صحبت کوتاهی کرد و گفت بله و رفت…!

از فردای رفتن لاجوردی همان طور انتظار میرفت تغییراتی شگرف رخ داد..! جیره غذایی به یک سوم کاهش پیدا کرد. تا یکسال بعد که لاجوردی از موضع دادستانی برداشته شد، به‌یاد ندارم که در سلول انفرادی حتی یک روز غذای سیر خورده باشم، روزنامه‌ها قطع شد، آن هم روزنامه‌های رژیم که تنها کانال ارتباطم با دنیای بیرون بود، قرآن و نهج البلاغه شخصی‌ام را گرفتند و پاسدار مربوطه گفت حاج آقا گفتند که شما منافقین با تفسیر آیات قرآن انگیزه می‌گیرید و به همین دلیل سر موضع می‌مانید…!

اینجا بود که پرده ابهامم کنار رفت و متوجه چیزی شدم که بارها به آن فکر کرده بودم اما نتوانسته بودم که آن را به یک فهم مشخص بالغ کنم. یادم آمد که لاجوردی همواره در سرکشی‌هایش به زندانها می‌گفت که مجاهدین را «اگر از جمعشان جدا کنی شش ماهه خواهند برید و من اگر به تعداد همه سلول انفرادی داشتم همه شما را  به انفرادی منتقل می‌کردم» این دیدگاه و تئوری را لاجوردی در زندان زمان شاه از نزدیک با مجاهدین تجربه کرده بود و می‌دانست که کار جمعی و تشکیلاتی مجاهدین رمز ماندگاری و همه پیروزیهای آنان است ضدیت لاجوردی با تشکیلات مجاهدین هم از این تجربه نشأت می‌گرفت. از نظر لاجوردی اتهام تشکیلات در داخل زندان بسا شدیدتر از بیرون زندان بود و بسیاری از مجاهدین را به دلیل تشکیلات در داخل زندان اعدام کرد در حالی که حکم زندان داشتند.

 او عقدهای ناکامی امام دجالش در محبوبیت اجتماعی و بویژه جذب جوانان را اینگونه بازتاب می‌کرد و ابلهانه امیدوار بود که به این ترتیب بتواند مجاهدین را درهم شکسته و از آنان تواب بسازد. به همین دلیل هم ساخت زندان گوهردشت که به زندان ۱۰۰۰ سلول معروف شده بود را در مهرماه سال ۱۳۶۱ به اتمام رساند[۲] و اولین دسته زندانیان را از زندان قزلحصار به گوهردشت منتقل کرد در حالی که طبقات پایین زندان گوهردشت هنوز در حال ساخت بود. همچنین در سال ۶۲ پروژه ساخت ۴۰۰  سلول انفرادی در زندان اوین موسوم به آسایشگاه را هم به همین منظور آغاز کرد.

لاجوردی ابلهانه تلاش کرد به موازات ساخت این دو زندان و با هدف محقق کردن تئوریش مبنی بر متلاشی کردن جمع مجاهدین در زندان و درپی‌آن درهم شکستن زندانیان مجاهد و رونق پروژه تواب سازیش، از آنجایی که بودجه و توان ساختن هزاران سلول انفرادی را نداشت. در یک اقدام ضد بشری تمامی زندان قزلحصار را به یمن وجود خائنین درهم شکسته‌یی بنام «تواب» به سلول انفرادی تبدیل کرد…!

همه زندانیان دهه شصت به خاطر دارند که بندهای عمومی زندان قزلحصار بین تابستان ۱۳۶۱ تا تابستان ۱۳۶۳به مدت دو سال به سلول انفرادی تبدیل شد…!

درب بندهای عمومی بسته شد، به توابین جنایتکار اختیاراتی داده شد تا با کنترل شبانه روزی اتاقهای بند هرگونه ارتباط زندانیان با یکدیگر حتی در درون سلول را در صحنه با ضرب و شتم پاسخ دهند، هر صحبت

دو نفره ممنوع و به معنی ارتباط تشکیلاتی قلمداد شده و مستوجب شدیدترین شکنجه‌ها بود. ایماء و اشاره و حتی سر تکان دادن ممنوع شده و تخطی از آن تنبیه در زیر هشت بند و سرپا ایستادن طولانی مدت همراه با ضرب و شتم را به همراه داشت. در خارج بندها اما فضا بسا وحشیانه تر بود قفس‌هایی برای کوچکترین ارتباط افراد با هم ساخته شد تا کسانی که از این قانون سرپیچی کنند را در آن محبوس نمایند. برخی از مجاهدین تا شش ماه در قفس‌ها شکنجه شدند… ساخت و بکارگیری واحدهای مسکونی جنایت علیه بشریت را به اوج رساند…

بلندگوهایی تفتیش عقاید و گوش دادن به اراجیف آخوندهای مرتجع اجباری و سرپیچی از آن شدیدترین شکنجه‌ها را درپی داشت…!

اما همانطور که تاریخ گواهی داد هیچ یک از این جنایتهای ضدبشری لاجوردی قصاب اوین که فقط مشابه شخصیت وی را با مسامحه می‌توان با آیشمن[۳] مجری راه حل نهایی هیتلر مقایسه کرد، نتوانست رؤیاهای خمینی و رژیم ولایت فقیه در مورد نابودی مجاهدین را محقق کند. اگر چه لاجوردی با کینه ضد انقلابیش در صدد بر اندازی نسل مجاهدین بود تا جایی که حتی به کودکان مجاهد هم رحم نمی‌کرد [۴] اما نه تنها مجاهدین نابود نشدند بلکه هر چه بیشتر رشد کردند .

تصادفی نبود که علی اکبر اکبری قهرمان خلق که لاجوردی را به سزای اعمالش رساند، از نسلی بود که در زمان وقوع این جنایتها حتی به دنیا نیامده بود. بله…! این پاسخ تاریخ به امثال لاجوردی و خمینی است که آرزوی نابودی مجاهدین را به گور بردند.

مسعود امیرپناهی

پاورقی

————————————————–

[۱]درب سلول انفرادی در زندان گوهردشت یک فاصله ۱.۵ ثانتی متری با کفپوش زندان داشت. اگر زندانی با زندانبان کاری داشت حق در زدن نداشت زیرا که ضابطه سکوت مطلق نقض میشد به همین منظور یک فلش مقوایی در سلول بود که بیرون گذاشتن فلش مقوایی از این شکاف به این معنی بود که زندانی با زندانبان کاری دارد. همچنین این شکاف امکانی برای زندانی ایجاد میکرد که بتوانیم راهرو و سلول مقابل را البته به سختی ببینیم و از طریق نور داخل اتاق و به وسیله مورس نوری با سلول مقابل ارتباط برقرار کنیم

[۲] ساخت زندان گوهردشت در اواخر سال1355 شروع شد و در دوران انقلاب ضدسلطنتی بهگفته افراد محلی حدود 75درصد آن ساخته شده بود. بعد از انقلاب ضدسلطنتی تا اواخر سال1359 ساخت این زندان متوقف شده بود، دراواخر سال59 بودجهیی به آن اختصاص داده شد. در مهرماه سال1361 ساختمان زندان کامل و آماده بهرهبرداری شد. پس از این بود که بسیاری از زندانیان قزلحصار و سایر زندانها به این زندان منتقل شدند.

این زندان که اساسا بصورت سلولهای انفرادی ساخته شده دارای ۲۴ بند در ۸ بلوک سه طبقه است. بین هر بلوک یک حیاط قرار دارد. که برای هواخوری زندانیان در نظر گرفته شده است. در هر بند 40سلول انفرادی وجود دارد که دو سلول آخر حمام هستند. سه بند از بندهای 24گانه بندهای عمومی هستند که دراین بندها هر دو سلول را تبدیل به یک سلول کرده و درهای چوبی برای آن گذاشته اند. این سه بند در طبقه سوم سه بلوک جنوبی است. با این حساب 21بند در این زندان هست که سلولهای آن انفرادی است. در داخل هرسلول یک توالت فرنگی استیلی و یک روشویی وجود دارد که نیازی به بیرون رفتن زندانی از سلول وجود نداشته باشد.

[۳]آیشمن از افسران ارشد اس اس مجری راه حل نهایی هیتلر در هولوکاست است. اگر چه او فرمانده و مجری جمع آوری تمامی یهودیان اروپا و انتقال آنان به اردوگاههای مرگ تحت عنوان «راه حل نهایی» بود اما تفاوت او با لاجوردی در این بود که آیشمن هیچگاه شخصا نه کسی را شکنجه کرد و نه کسی را به قتل رساند. اما لاجوردی خود شخصا هم در شکنجه و هم قتل مجاهدین و مبارزین حضور فعال داشت.

[۴] در سایت زیتون خاطره‌یی از سولماز ایکدر که با گروهی در سال ۱۳۹۱ با موسوی اردبیلی در قم ملاقات داشتند درج شده که در این خاطره اوج شقاوت لاجوردی از سوی موسوی اردبیلی که در دهه شصت رئیس دیوان عالی رژیم بود بیان شده است. اردبیلی در بازدید از اوین میگوید :«با اصرار از لاجوردی خواسته بود تا قفل در یک اتاق را باز کند. ”در اتاق که باز شد، چند لحظه سیاهی مطلق بود، بعد چشم‌هایی دیدم، چندین جفت، که مثل چشم گربه در تاریکی می‌درخشید. لاجوردی توضیح داد که این‌ها بچه‌های زنان زندانی سر موضع هستند.” کودکانی که یا در زندان به دنیا آمده بودند و یا در نوزادی به همراه مادر خود بازداشت شده بودند.

اردبیلی در پاسخ به چشم‌های متعجب ما توضیح داد: «لاجوردی گفت اینجا نگهشان داشته‌ایم تا پاک شوند و از زندانیان تاثیر نگیرند»

 

در این رابطه بخوانید:

منیژه حکیم‌زاده -لاجوردی جلاد اوین، آنگونه که من از نزدیک شاهدش بودم

لاجوردی جلاد اوین – منیژه کشمیری

اشتراک کنیدتوئیتپیناشتراک کنیدبفرستبفرست

مطالب مرتبط

سخنرانیهای رضا موسوی و آرش مومنی در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانیهای رضا موسوی و آرش مومنی در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۶, ۱۴۰۵
سخنرانی گیسو شاکری در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی گیسو شاکری در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۶, ۱۴۰۵
سخنرانی مهندس حسین فرشید در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی مهندس حسین فرشید در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۵, ۱۴۰۵
سخنرانی فریدون ژورک در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی فریدون ژورک در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۵, ۱۴۰۵

آخرین مطالب

آمریکا پنج سرکردهٔ سپاه پاسداران را هدف قرار داد؛ پاداش ۱۰ میلیون دلاری برای اطلاعات

آمریکا پنج سرکردهٔ سپاه پاسداران را هدف قرار داد؛ پاداش ۱۰ میلیون دلاری برای اطلاعات

شهریور ۳, ۱۴۰۵

وزارت خارجه آمریکا در چارچوب برنامه «پاداش برای عدالت» اعلام کرد برای دریافت اطلاعات درباره سرکردگان اصلی سپاه پاسداران رژیم...

اعدام ۱۱ زندانی در ۲۸ مرداد و ۶ زندانی  در اول شهریور | اعدام زندانی قیام مجید آدینه در زندان مرکزی کرج

اعدام ۱۱ زندانی در ۲۸ مرداد و ۶ زندانی  در اول شهریور | اعدام زندانی قیام مجید آدینه در زندان مرکزی کرج

شهریور ۳, ۱۴۰۵

اعدام ۱۱ زندانی در روز ۲۸ مرداد و ۶ زندانی  در روز  اول شهریور اعدام زندانی قیام مجید آدینه در...

پیوستن زندان نور به کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته صد و سی و پنجم و گسترش این کارزار به ۶۱ زندان مختلف

پیوستن زندان نور به کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام” در هفته صد و سی و پنجم و گسترش این کارزار به ۶۱ زندان مختلف

شهریور ۳, ۱۴۰۵

بیانیه کارزار سه شنبه های نه به اعدام در هفته صد و سی و پنجم، روز سه شنبه ۳شهریور  ۱۴۰۵منتشر...

«از اکرم تا هزاران اکرم، بازگرداندن چهره انسان از پشت دیوار شیطان سازی» ــــــ ایرج عابدینی

«از اکرم تا هزاران اکرم، بازگرداندن چهره انسان از پشت دیوار شیطان سازی» ــــــ ایرج عابدینی

شهریور ۲, ۱۴۰۵

روایت پریناز پرتو از اکرم، دستمایه‌ای است برای ایرج عابدینی تا از هزاران زن و مردی بنویسد که چهره انسانی‌شان...

ما را دنبال کنید

درباره ایران افشاگر

سایت "ایران افشاگر" افشا کننده مزدوران و ماموران وابسته به وزارت بدنام اطلاعات آخوندی و طرح ها، توطئه ها و ترفندهای پشت پرده فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان ایران است.

📧 تماس با ما

پیوندها

سایت مریم رجوی
سایت مجاهدین خلق ایران
سایت شورای ملی مقاومت
سایت همبستگی ملی
سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • صفحه ویژه
  • مزدوران را بشناسید
به نسخه موبایل بروید