در این روزها رژیم آخوندی و مزدورانش در تبلیغاتش بسیار درباره خطر مجاهدین صحبت میکند و تلاش دارد به هر شکل که شده جلوی پیشروی مجاهدین در جامعه را با اتهامات تکراری ۴۰ساله، بگیرد، ولی کور خوانده است.
جالب اینکه هر بار که کفگیر رژیم به تهِ دیگ میخورد، دنبال بازنشخوار خزعبلات کهنه و تکراری توسط مزدوران میرود که سناریوهای آن در وزارت اطلاعات تولید و در سایتهای مربوطه مصرف میشود و این دور باطل شیطان سازی سالیان است که علیه مقاومت مردم ایران دنبال میشود تا شاید راهی برای نجات این رژیم پیدا شود.
مزدور قربانعلی پوراحمدی که سالها است در همکاری با وزارت اطلاعات، به جاسوسی و خودفروشی مشغول است، پس از دیدار با خانوادهام، برای اینکه نرخ مزدوری خود را بالا ببرد، در یک دروغ آشکار مدعی شده است که جبار در دوران جنگ اسیر سربازان عراق شد و بعد عراقیان او را پیش مجاهدین فرستادند. درحالی که من هیچوقت اسیر عراقیان نشدم بلکه خودم آگاهانه انتخاب کردم به نزد مجاهدین بروم.
سازمان مجاهدین در آن زمان با تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران و عملیات موفق خود برای در هم شکستن ماشین جنگ و سرکوب رژیم آخوندی تلاش داشت تنور جنگطلبی رژیم و پاسداران را گل بگیرد، من در حالیکه سن قانونی برای رفتن به سربازی نداشتم و ۱۷ساله بودم ولی باهدف خروج از ایران و فرار از مرز با چند تن از دوستانم ازجمله رضا باقرآبادی که از قبل هوادار مجاهدین بود، داوطلبانه به سربازی رفتیم تا بتوانیم خودمان را به مرز برسانیم. رضای قهرمان بعدا در عملیات فروغ جاویدان به شهادت رسید.
هیچ نیروی انقلابی براساس فشار و اجبار، نه برپا نمیشود و نه میتواند برپا بماند. بویژه سازمان مجاهدین که تنها یک هدف دارد آن هم سرنگونی ارتجاع مذهبی حاکم بر میهنمان است و سالیان سال است ذرهای از این مسئولیت شانه خالی نکرده و بخاطر همین ایستادگی، زیر فشارهای طاقتفرسا قرار داشته است. آیا در این شرایط متصور است که کسی در اروپا به زور و جبر به مبارزه ادامه بدهد؟ چه کسی به جز مزدوران ابله و بریدگان خائنی چون محمود دهقان و حمید آتابای، خریدار چنین مزخرفاتی هستند؟
به مزدوران باید گفت دیگر عمر شما به سر آمده، همین روزهاست که خلق قهرمان در دادگاه خودشان پاسخ شما را بدهند که مجاهدین که بودند و شما که بودید.
در شرایطی که بیش از یکماه است قیام سراسری در تمام شهرهای ایران شعله میکشد و مردم با شعار «مرگ بر خامنهای» و «خامنهای قاتله – ولایتش باطله» زمین را زیر پای آخوندها و پاسداران به لرزه درآوردهاند، وزارت اطلاعات از طریق شعبه نجاست و مزدورانش، خانوادههای ما را در ایران تحت حاکمیتش با فشار و ارعاب و دروغ و رساندن اطلاعات غلط و گمراهکننده خام میکنند و به این وسیله آنها را دستاویزی برای شیطان سازی و دروغپردازی علیه مجاهدین کرده تا از روی آوردن جامعه ایران و بخصوص جوانان به مجاهدین که هرروز در حال گسترش است و جیغ رژیم را بلند کرده، جلوگیری کنند.
من هم از همینجا همصدا با مردم و جوانان قیامکننده در ایران به ولیفقیه ارتجاع و مزدوران و مأمورانش میگویم که «مرگ بر خامنهای» و «اسلحه خلق ما به سینه خائنان همیشه غرنده باد» و دور نیست روزی که مجاهدین به همراه خلق قهرمان و کانونهای شورشی کاخ سلطنت ولایتفقیه را واژگون کند و آزادی را برای ایران و ایرانی به ارمغان بیاورد.
ما در چند دهه مبارزه پیگیر و بیامان و با فدیه کردن ۱۲۰۰۰۰ شهید تحت رهبری برادر مسعود و خواهر مریم با عبور از سختیها و گذرگاههای پیچدرپیچ برای چنین روزی آمادهشدهایم و امروز شاهد هستیم که این تلاشها و سختیها چطور در پرتوی خونها و فداکاریها ثمره داده و این جوانان در داخل خاک میهن هستند که شعار میدهند «اینهمه سال جنایت مرگ بر این ولایت».
به خائنان و مزدوران جیرهخوار رژیم میگویم که بین ما و شما یک دریا خون است و دستان شما آغشته به خون تمام مردم ایران است، رژیم نفس آخر خودش را میکشد و شما مزدوران با این اقدامات نمیتوانید از سرنگونی ولایت سفیانی جلوگیری کرده یا آن را با تأخیر بیندازید.
در نامهنگاریها و مصاحبههای ساختگی وزارت اطلاعات خامنهای تحت عنوان خانواده؛ آنچه مضحک است، «دلسوزی برای» بهاصطلاح «آزادی و سلامتی» ماست این در حالی است که پاسداران جنایتکار هرروز جوانان و برادران و خواهران و پدران و مادران ما را در خیابانها دستگیر میکنند، به گلوله میبندند و اینترنت را میبندند تا مانع از گسترش اخبار جنایتهایشان بشوند.
اما؛ مطمئن هستم که خامنهای هر قدر بیشتر کشتار کند عمرش کوتاهتر خواهد شد و این شیطانسازیها علیه ما مجاهدین به جایی نمیرسد. آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. خامنهای و همه جنایتکارانش در دادگاه خلق قهرمان ایران مورد قضاوت قرار خواهند گرفت و مجازات خواهند شد.
جبار صباحی – آبانماه ۱۴۰۱









