نوار صوتی دیدار آقای منتظری جانشین وقت خمینی با مسئولان قتلعام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ که در ۱۹ مرداد ۹۵ منتشر شد یک سند تاریخی محسوب میشود که هم تسلیمناپذیری و پایداری ستایشانگیز زندانیان مجاهد بر سر پیمانشان با مردم ایران را به قوی ترین صورت برجسته میکند و هم گواه انکارناپذیر مسئولیت سردمداران رژیم آخوندی در جنایت علیه بشریت و این نسلکشی بیسابقه است.
انتشار این نوار موج خشم، اعتراض، پرسش، و یک جنبش دادخواهی را در بین مردم ایران برانگیخته است. هراس از تزلزل فزاینده نظام و اصل ولایتفقیه در بین مردم و گسترش حمایت از مجاهدین سراپای این رژیم را به لرزه انداخته است.
اظهارات منتظری خطاب به اعضای چهارگانه هیئت مرگ که این قتلعام را «بزرگترین جنایت در جمهوری اسلامی» توصیف کرد و اذعان این چهار نفر که در حال کشتار زندانیان مجاهد هستند و برای ادامه آن برنامهریزی میکنند، هیچ تردیدی باقی نمیگذارد که عملکرد این چهار تن و شمار زیادی از سردمداران رژیم که دستاندرکار این جنایت بزرگ بودند با هر معیار و تعریفی جنایت علیه بشریت محسوب می شود. بنابراین جامعه بینالمللی موظف است آنها را در برابر عدالت قرار دهد. بهخصوص که این چهار نفر و دیگر مجریان قتلعام زندانیان سیاسی که در این جلسه به آنها اشاره شده از ابتدای حکومت آخوندی تاکنون در بالاترین مناصب قضایی، سیاسی و اطلاعاتی قرار داشتهاند. هماکنون پورمحمدی وزیر دادگستری روحانی، رئیسی یکی از بالاترین آخوندهای حکومتی، رئیس آستان قدس رضوی و از کاندیداهای جانشینی خامنهای است و نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات است.
در این نوار منتظری که به خاطر همین اظهارات از سوی خمینی عزل شد، خطاب به اعضاء کمیته مرگ متشکل از حسینعلی نیری (قاضی شرع)، مرتضی اشراقی (دادستان)، ابراهیم رئیسی (معاون دادستان) و مصطفی پورمحمدی (نماینده وزارت اطلاعات) می گوید «بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده و تاریخ ما را محکوم می کند به دست شما انجامشده و [نام] شمارا در آینده جزو جنایتکاران در تاریخ می نویسند» او تصریح میکند که «اینکه ما بیاییم بدون اینکه فعالیت تازهیی [از جانب زندانیان] باشد اینها را اعدام بکنیم معنی اش این است که… همه دستگاه قضایی مان غلط کرده است.»

انتشار نوار منتظری در بحبوحه کارزار سراسری خانوادههای شهیدان و زندانیان سیاسی به مناسبت بیست و هشتمین سالگرد قتلعام سال ۶۷، که در داخل و خارج کشور طنین گستردهیی پیداکرد، رژیم ولایتفقیه را از چشمانداز مکافات جنایات وحشیانهاش هراسان نمود.
واقعیت این است که با انتشار این فایل بسیاری حقایق از پرده برون افتاد و همه دروغها و جعلیات آخوندها و وزارت اطلاعات آن برای شیطان سازی از مجاهدین از زبان کسی که زمانی جانشین خمینی بوده رسوا شد. انتشار این نوار، سوخت شیطان سازی از مجاهدین رو نابود کرد.
تأکید منتظری دراینباره که از مدتها قبل وزارت اطلاعات روی این قتلعام سرمایهگذاری کرده بود و احمد خمینی «از سه-چهار سال قبل هی میگفت، مجاهدین از روزنامهخوان و مجلهخوان و اعلامیه خوانشان همه باید اعدام شوند»، شهادت دیگری درباره این واقعیت است که قتلعام سال ۶۷ یک جنایت برنامهریزیشده علیه بشریت و اباطیل رژیم حاکم و پادوهای آنکه میخواهند این قتلعام را نتیجه عملیات کبیر فروغ جاویدان قلمداد کنند و تقصیر جنایت را متوجه خود مجاهدین کنند، بر باد داد. یعنی این قتلعام برای بقاء رژیم بوده و بسیار پیش از فروغ جاویدان طراحی و برنامهریزیشده است.
گفتگو با اعضای هیئت مرگ که در ۲۴ مرداد ۶۷ کمتر از سه هفته پس از شروع قتلعام صورت گرفت بار دیگر بهوضوح کثرت هولناک شمار اعدامشدگان را فاش میکند و بر تمام فریبکاریهای رژیم برای کتمان ابعاد این جنایت خط بطلان میکشد.
منتظری ازجمله توضیح میدهد که: «در (زندانهای) شهرها همه کارها را کردند و… در اهواز خیلی افتضاح بوده» است.
در چنین شرایطی ضروری است مروری بر جنگ روانی ناظر بر قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و نمونههایی از دروغپردازیهای مأموران و مزدوران وزارت اطلاعات برای شستن دستهای تا مرفق آلوده به خون خود، از این جنایت هولناک داشته باشیم.
اعترافات آمران و عاملان به قتلعام زندانیان سیاسی
قتلعام زندانیان سیاسی یک نسلکشی شقاوتآمیز
گرچه سردمداران و کارگزاران کنونی رژیم آخوندی که همان آمران و عاملان جنایت قرن یعنی قتلعام زندانیان سیاسی در ایران هستند، تلاش میکنند با سکوت ۲۸ ساله و بستن دهانها از آثار آن جنایت تاریخی بگریزند، اما تاریخ چنین فرصتی را به آنان نخواهد داد. خامنهای، رئیسجمهور وقت رژیم آخوندی طی اعتراف صریح به قتلعام زندانیان سیاسی, که در ۱۵ آذر ۶۷ از رادیو رژیم پخش شد میگوید:
«مگر ما مجازات اعدام را لغو کردیم؟ نه! ما در جمهوری اسلامی مجازات اعدام راداریم برای کسانی که مستحق اعدامند… این آدمی که توی زندان، از داخل زندان با حرکات منافقین که حمله مسلحانه کردند به داخل مرزهای جمهوری اسلامی… ارتباط دارد، او را به نظر شما باید برایش نقلونبات ببرند؟ اگر ارتباطشان با آن دستگاه مشخصشده، باید چکارش کرد؟ او محکومبه اعدام است و اعدامش هم میکنیم. با این مسئله شوخی که نمیکنیم».
رسانههای رسمی رژیم از تلویزیون تا روزنامههای حکومتی وسیعاً توبه و ندامت شاگرد جلاد اوین سعید شاهسوندی را پخش میکردند تا این جنایت را به گردن قربانی بیندازند ازجمله روزنامه اطلاعات در تاریخ ۲۲ خرداد ۶۸ یعنی کمتر از یک سال از آغاز قتلعام زندانیان سیاسی به نقل از این شاگرد جلاد در مصاحبه با خبرنگاران خارجی نوشت:
«شاهسوندی اعتراف نمود که سازمان با زندانیان هوادار خود درتماس بوده و برایشان خط فکری القاء میکرده است. او افزود این ارتباط عمدتاً از طریق پیامهای کتبی و رادیویی بوده است».
هاشمی رفسنجانی، رئیسِ وقت مجلس رژیم آخوندی یک روز بعد از خامنهای در تاریخ ۱۶ آذر ۶۷ طی سخنانی که آنهم از رادیو رژیم پخش شد چنین میگوید: «افرادی هستند که خیانت میکنند، مستحق مجازاتند خوب مجازات اعدام میشوند. بنا داشتند در کشور یک کار تخریبی وسیع را انجام بدهند، خوب آنها مجازات شدند».
بهطور عام از سال ۶۰ بحث قتلعام همواره مطرح بوده و همه زندانیان سیاسی به یاد دارند که لاجوردی، گیلانی، نیری و همه دستاندرکاران زندان این موضوع را بارها گفته بودند. از همان سال ۶۰ لاجوردی و همه سردمداران رژیم بارها و بارها روی این نکته تأکید کرده بودند که شما [زندانیان سیاسی] از زندان افقی خارج میشوید! و این اصطلاح را همه زندانیان رژیم که بین سالهای ۶۰ تا ۶۷ در اوین و قزلحصار و گوهردشت بودند خوب به خاطر دارند که مشخصاً اشاره آشکار به قتلعام بود.
موسوی اردبیلی، قاضیالقضات وقت رژیم آخوندی در تاریخ ۱۵ مرداد ۶۷ طی مصاحبهیی که از رادیو رژیم پخش شد دراینباره گفت: «قوه قضاییه در فشار بسیار سخت است… که چرا اینها اعدام نمیشوند باید از دم اعدام بشوند. دیگر از محاکمه و آوردن و بردن پرونده محکومین خبری نخواهد بود».
هفتهنامهٌ لبنانی المستقبل در تاریخ ۶ اسفند ۶۷, به نقل از محتشمی وزیر کشور وقت رژیم آخوندی مینویسد:
«دولت ایران رسماً و تقریباً با غرور و تکبر اعلام میکند که کلیه زندانیان سیاسی که در زندانهای کشور بودند، اعدامشدهاند. وزیر کشور رژیم ایران، علیاکبر محتشمی درباره زندانیان سیاسی در زندانهای ایران با خونسردی میگوید: ”برای اینکه یکبار برای همیشه ترتیب این کار (اپوزیسیون سیاسی داخلی) داده شود،”تمامی کسانی که دستگیر شدند و کسانی که به آنها پیوستند، اعدامشدهاند».
ولایتی وزیر خارجه وقت رژیم آخوندی هم گفته بود: «در این کشور کسانی که (اقدام به مبارزه مسلحانه میکنند) باید کشته شوند و این قانون است… زندانیانی که در ماههای اخیر اعدامشدهاند مجاهدین خلق بودهاند».
روزنامه فرانسوی لوپوئن در تاریخ ۱۷ بهمن ۶۷ و گزارشگر کانال دوی تلویزیون بیبیسی در تاریخ ۲۴ بهمن ۶۷ به نقل از لاریجانی معاون وزیر خارجه مینویسد: «لاریجانی در پاسخ به این سؤال که ”چند اعدام از این نوع از زمان آتشبس وجود داشته است؟” گفت: ”من دقیقاً نمیدانم. هزار نفر دو هزار نفر چیز زیادی نیست! ما افرادی را در زندان داشتیم که متهم به فعالیت مسلحانه علیه کشور بودهاند. آنها در انتظار بودهاند و هنوز هم هستند ”».
روزنامه فرانسوی لوموند ۱۱ اسفند ۶۷ نوشت: «…خمینی دادستان انقلاب، موسوی خوئینیها را احضار کرد تا به وی ابلاغ کند که ازاینپس تمام مجاهدین، که در زندانها یا جاهای دیگر هستند، باید بهمثابه محارب باخدا محسوب گردیده و درنتیجه کشته شوند…»
روزنامه روزنامه جمهوری ۱۳ مرداد ۷۸ به نقل از آخوند مهدی کروبی نوشت: «منافقان زندانی که بر سر موضع خود ماندند، به سزای اعمالشان رسیدند. منافقان محاربی که میبینیم که عدهیی از ایشان بر مواضع باطل خود پافشاری میکنند».
روزنامه آریا سال ۷۷ نوشت: «قتلهای زنجیرهیی به اعدامهای سال ۶۷ برمیگردد و ازآنجا باید دنبال شود!؟». به دنبال آن خاتمی شیاد بهعنوان رئیسجمهور آخوندها، دستور بستن روزنامه آریا را که ازقضا به باند خودش وابسته بود، صادر کرد. علت این بود که این روزنامه در جریان جنگ و جدال باندی که آن زمان بر سر قتلهای زنجیرهیی بالاگرفته بود، با نوشتن مطلبی در باره قتلعام زندانیان سیاسی تمامی آمران و عاملان ازجمله آنانی را که مانند خود خاتمی ماسک اصلاحطلبی بهصورت زده بودند، درخطر قرار داده بود.
نقش کثیف مأموران و مزدوران برای شستن دست آمران و عاملان جنایت بزرگ قرن
تلاشهای ننگین و کثیف مأموران و مزدبگیران رژیم که توسط اطلاعات آخوندی تحت عنوان «عضو سابق مجاهدین»، یا «محقق» و «روزنامهنگار» به صحنه فرستاده شدند، هرگز نمیتوانند دستهای خونآلود جلادانی را که آمران و عاملان این جنایت بیسابقه بودند، پاک کنند و آنچنانکه آخوندها خواستند، این جنایت بزرگ علیه بشریت را به گردن قربانی یعنی مجاهدین بیندازند.
در این رابطه سایت ایران دیدبان که سایت وزارت اطلاعات آخوندی است در تاریخ ۱۰ مرداد ۸۶ در سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی چنین مینویسد:
«… همهساله در این روزها دستگاه تبلیغاتی مجاهدین… به جاروجنجال و هیاهو درباره اعدام اعضای این گروه در سال ۱۳۶۷ میپردازد و امسال با شدت بیشتری مشغول این امر است…»
در همین رابطه مأموران و مزدوران رژیم آخوندی در خارج کشور نیز در جهت همین خط وزارت اطلاعات یعنی تعویض جای جلاد و قربانی! بیکار ننشسته و به تکرار همان اراجیف منتها در ماسک اپوزیسیون، مشغولند.
وحدت عمل مزدوران خارج کشوری با رژیم آخوندی! برای تعویض جای جلاد و قربانی!
مزدور استیجاری نوریزاده میگوید:
«بعد از پایان جنگ، خمینی فرستاد دنبال مهدی بازرگان که بیایید دولت وحدت ملی درست کنید، درست جایی که بازرگان داشت مشورت میکرد و میخواستند دولت وحدت ملی درست کنند، مجاهدین حمله کردند، نتیجه چی شد؟ ۲۷۰۰ نفر از خودشان را به کشتن دادند و اون قتلعام وحشتناک سال ۶۷ در ایران راه افتاد، اصلاً نیروهای ملی، ملی مذهبیها اون نیروی معتدل پسزده شدند و به زندان افتادند. تبعیت رژیم اضافه شد… وحشیگری رژیم اضافه شد، اون قلعوقمعها که شاهدش بودید و اون جوانها که در زندانها قتلعام شدند…». (تلویزیون ایران ۲۵ اردیبهشت ۸۵)
مزدور استیجاری یعنی نوریزاده به کثیفترین صورت طوری وانمود میکند که گوئی این رژیم میخواست استحاله شود! ولی این مجاهدین بودند که با عملیات فروغ نگذاشتند!
الآن بعد از ۲۸ سال دیگر همهچیز روشنشده که اگر رژیم اهل اصلاحات بود تابهحال هزار بار میتوانست این کار بکند!
مأمور بدنام وزارت اطلاعات کریم حقی برای پاک کردن دستان خمینی و بقیه آخوندها از چنین جنایت بزرگی میگوید:
«در رابطه با علل و انگیزههای دست زدن جمهوری اسلامی… نظریههای مختلفی وجود داره…یک نظریه که قویتر از نظریههای دیگه به نظرمی آد بحث عملیات مرصاد یا فروغ جاویدان است… ولی ازنظر فرد من محتملترین این نظریات که درواقع رژیم را ترغیب کرد که این کار را بکنه همان عملیات کودکانه… مجاهدین تحت عنوان فروغ جاویدان یا مرصاد بود».
شاگرد جلاد اولین سعید شاهسوندی هم برای عوض کردن جای جلاد با قربانی در رابطه با قتلعام سال ۶۷ میگوید:
«انگیزه و زمینه مساعد در این حرکت جنایتکارانه و این کشتار وسیع را درواقع به شکلی من میتوانم بگویم سازمان مجاهدین با حمله خودش فراهم کرد. که درواقع جناح سرکوبگر جمهوری اسلامی برای حذف رقیب دست به یک چنین حرکتی زد و درواقع حرکت سازمان مجاهدین زمینهساز شد ولی این مسئله را من میتوانم اینطور بیان کنم عملیات فروغ جاویدان باعث شد که جمهوری اسلامی به کشتار زندانیان بیگناه به این معنی که با قانونهای جمهوری اسلامی با همان مصوبات – درست یا غلط- داشتن دوره محکومیتشان را میگذراندند…».
مزدوران خارج کشوری وزارت اطلاعات در یک کر هماهنگ با آخوندهای جنایتکار تلاش میکنند که قتلعام زندانیان سیاسی را به عملیات فروغ جاویدان مرتبط کنند! این همان منطق کثیفی است که میخواهد از طریق آن جای جلاد و قربانی را عوض کند، میخواهد بگوید که دست از مبارزه بردارید تا جلاد هم نکشد! اینجاست که دم خروس رژیمی بودن اینها بیرون میزند! چون از این حرف این نتیجه گرفته میشود که پس باید به این رژیم با همه جنایاتش تن داد! این همان مأموریتی است که وزارت اطلاعات همه مأموران و پادوهای شبکههای داخل و خارج کشور خود را روی آن کوک کرده و میکند.
البته این دیگر برای همه روشنشده است! چراکه جدای از شهادت همه شاهدین یعنی زندانیان بازمانده قتلعامهای سال ۶۷ چه مجاهد و چه غیر مجاهد، بهوضوح روشن بود که این قتلعامها قبل از عملیات فروغ جاویدان تصمیمگیری، طراحی و زمینهسازی شده بود!
طبقهبندی زندانیان بهعنوان زندانی خطرناک و غیر خطرناک، جابهجائیها زندانیان در تهران و به دنبال آن در شهرستانها، تقسیم زندانیان قزلحصار به گوهردشت و اوین بر اساس حساسیتهای امنیتی، جابجایی در کادرهای زندان، موضعگیریهای پیدرپی مهرههای رژیم که میگفتند «اگر تقی به توقی بخوره با یک نارنجک ترتیب شمارا خواهیم داد», همه و همه مبین همین واقعیت است.
همان موقع عفو بینالملل با استناد به گزارشهایی که از زندانهای مختلف در تمامی نقاط ایران ازجمله رشت، سنندج، مشهد، اصفهان و شهرهای دیگر دریافت کرده بود اعلام کرد که: «قتلعام زندانیان سیاسی یک سیاست از پیش تعیینشده و هماهنگ بوده و در بالاترین سطوح دولت موردتوافق قرارگرفته است»
خمینی بعد از پذیرش آتشبس باید به شکلی جامعه را کنترل میکرد. چراکه از روز اول بقای خودش را روی سرکوب و جنگ سوار کرده بود. بنابراین وقتی یک پایه بقایش فرومیریزد برای کنترل جامعه باید که در جنایت حد شکنی کند تا جلوی هرگونه اعتراض مردمی علیه ۸ سال جنگ خانمانسوز را بگیرد. خمینی با قتلعام زندانیان سیاسی میخواست از پاسخ گوئی به ۸ سال دجال گری و شعار جنگ جنگ تا پیروزی فرار کند! و انتقام خودش را از سازمانی بگیرد که جام زهر پذیرش آتشبس را به حلقومش ریخت.
حالا در شرایطی که در خطیرترین سرفصل مبارزه رهاییبخش مردم ایران، مجاهدان آزادی ستان با ایستادگی بر سرنام و آرمان و خطمشی اصولیشان سهمگینترین آزمایش حیات این مقاومت در دهههای اخیر را پشت سر گذاشتهاند و با صبر و پایداری پرشکوهشان، بزرگترین دستاوردها و پیروزیهای این مقاومت را رقمزدهاند و آخوندها را در سراشیب سرنگونی انداختهاند، اصالت و حقانیت این مقاومت و این نبرد تاریخی روشنتر از همیشه اثبات میشود.
جوشش آن خونهای پاک که ۲۸ سال پیش مظلومانه در اعماق سیاهچالهای آخوندها به خاک ریخت پشتوانه و تضمین نبرد پرشکوه رزمآوران مجاهد در طی سالهای گذشته بود.
حقیقتاً که نابودی این رژیم در حیات این مقاومت است و در این جنگ مرگ وزندگی پیروزی ازآن مردم و مقاومت ایران است.
تا آنجا که به مردم ایران برمیگردد، هر چند سال که سپری شود از خواست خود درباره محاکمه یک به یک سران رژیم بر سر این قتل عام دست برنخواهند داشت.
ملل متحد و شورای امنیت باید ترتیبات سیاسی و حقوقی محاکمه بینالمللی سران این رژیم به اتهام جنایت علیه بشریت را فراهم کنند.










