• اسناد مقاومت
  • اسناد بین‌المللی
  • اسناد جنایت
  • فعالیت‌های کانون‌های شورشی
  • سایر زبانها
    • EN
    • AL
چهارشنبه, شهریور ۴, ۱۴۰۵
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
اگر بمب در ویلپنت پاریس منفجر میشد- پرویز خزایی

اگر بمب در ویلپنت پاریس منفجر میشد- پرویز خزایی

اگر بمب در ویلپنت پاریس منفجر میشد! – پرویز خزایی

اسفند ۲۳, ۱۳۹۹
در مقالات و دیدگاهها

اگر بمب در ویلپنت پاریس منفجر میشد!

این روزها، پس از محکومیت تمامیت سیستم امنیتی رژیم، از صدر تا ذیل، در دادگاه آنتورپ بلژیک، و گواهی مقامات اروپا، مبنی بر دخالت رهبران رژیم، از همه جناح‌ها، در این توطئه تروریستی، دیدیم که هم آخوند روحانی، وهم ظریف و ماله کشان وزارت خارجه رژیم، می‌خواهند ثابت کنند که:

الف. خود مجاهدین خلق عامل این کار بوده، و خودشان درگیر یک بازی برای برهم زدن رابطه رژیم مافیایی با غرب بوده‌اند. رجوع شود به گفته‌های خطیب زاده سخنگوی وزارت خارجه آخوندی.

ب. یا نه، حالا که لو رفته است و این کلان بازی رژیم شکست‌خورده است، پس من آخوند روحانی و دولتم این موضوع را نمی‌دانسته‌ایم. ظریف شاه دلیلی که آورد این بود که: مگر آدم دیوانه است که در هنگام سفر رسمی این کار را انجام دهد؟

جالب این است که، ترکه‌های زیر دهل مافیای خامنه‌ای در خارج، هم درست همین استدلال را، درحالی‌که رگ گردنشان در شرف ترکیدن است، فریاد می‌زنند:

ازجمله مزدور مصداقی، حالا که بمب منفجرنشده و برنامه شکست‌خورده است، همین روزها قسم و آیه می‌خورد که روحانی از ماجرای این بمب‌گذاری بی‌خبر بوده است. او دقیقاً همین عبارت ظریف که «مگر آدم دیوانه است…» را دقیقاً کپی می‌کند.

علاوه بر این او با نهایت روان‌پریشی، فریاد میزند که مسعود رجوی از خدا می‌خواسته است این بمب منفجر شود!!. باری بمبی، قوی و مهیب، برای ترور رئیس‌جمهور منتخب دوران گذار، و صدها پارلمانتر و مقام بالای دولتی و سیاسی و هزاران ایرانی و غیر خارجی، از بیش از چهل کشور. این را میگویند وقاحت و دریدگی یک مزدور بی‌همه‌چیز

 و آن دیگری، آن یارو، وکیل فرسوده، و بدبخت، بقول انگلیسی‌ها، «لوز کانون»، یعنی توپخانه لقی که بی‌برنامه و بدون کنترل شلیک می‌کند، می‌گوید که (خوب گوش کنید!!): هفتادوپنج درصد این کار، کار خود مجاهدین بوده، یعنی آن سه مزدوری که در لایه‌های دور هواداری نفوذ کرده بودند، را به‌حساب سازمان مجاهدین می‌گذارد و می‌شوند هفتادوپنج درصد قضیه، اما خامنه‌ای و دستگاه جهنمی فاشیستی و اطلاعات و وزارت تحت ریاست آخوند علوی یعنی وزیر اطلاعات روحانی می‌شوند ۲۵ درصد و معلوم نیست چرا این قضاییه بی‌انصاف بلژیک این‌همه در حق آن‌ها ظلم کرده است.

اما به نظر من درست به‌عکس برنامه‌ریزی سفر روحانی طوری تنظیم‌شده بود که با این انفجار هم‌زمان باشد. حالا اگر بمب منفجر می‌شد وقایع زیر اتفاق می‌افتاد:

  1. آخوند شیاد روحانی، دریک کنفرانس مطبوعاتی پرمشتری و هیاهو در سراسر اروپا، می‌گفت که؛ ببینید که این‌ها خودشان علیه همدیگر بمب‌گذاری می‌کنند. تضادهای درونی مجاهدین خلق به اوج رسیده و دارند همدیگر را تصفیه و قتل‌عام می‌کنند؛ بنابراین بیخود به ‌نظام مقدس جمهوری اسلامی خرده نگیرید. هیچ آلترناتیوی در کار نیست
  2.  این تقصیر شما غربی‌هاست که سال‌ها به مجاهدین اقامت داده و اجازه داده‌اید فعالیت کنند… حالا این‌ها امنیت کشورهای خودتان و مردم و مقاماتتان را به خطر انداخته‌اند. هزاران بار به شما نگفتیم که دست آن‌ها را باز نگذارید؟ این‌ها در عراق هم این کار را کردند و از بین خودشان عواملی برای حمله موشکی و هوایی به آن‌ها اقدام کردند ووووو
  3. احتمالاً برای تقویت این توجیه و این سناریو، آن سه نفر مزدور به ایران می‌رفتند و در کنفرانس مطبوعاتی می‌گفتند که ما جزو رهبران مجاهدین بودیم و ما میدانیم که این انفجار از درون خودشان انجام‌شده و یک سری رد و آدرس هم می‌دادند و می‌گفتند ما سه نفر هم به این نتیجه رسیدیم که به ”نظام مقدس ” بپیوندیم و از این ”گروه جهنمی ” جدا شویم؛ و از نظام اسلامی می‌خواهیم که بما پناهندگی داده و ما را در کنف رحمت خود قرار دهند و بر گناهان ما قلم عفو بکشد… و متعاقباً، همانطورکه اسدالله اسدی به آن‌ها قول شفاهی و کتبی داده بود، بروند پیش خامنه‌ای و جایزه بسیار بیشتری بگیرند…

نکته ظریف اینکه عارفانی قرار بوده است روز بعد از جنایت به ترکیه برود و لابد از ترکیه به ایران و سعدونی و نعامی همان شب قرار بوده در شهر لیژ بلژیک نزد اسدی بروند برای برنامه‌ریزی مراحل بعدی.در چارچوب همین سناریو مسعود خدابنده، مزدور تمام‌عیار وزارت اطلاعات به همراه مزدور شارلاتان به خلاف همیشه در همان ساعت‌هایی که قرار است بمب منفجر شود باهم در یک تلویزیون فارسی‌زبان حاضر می‌شوند، هدف این بوده که بعد از انفجار همین سناریو که درگیری داخلی بوده است را جا بیندازند. پس آیا تأییدیه‌های این انگشت‌شمار مزدور خودفروخته، که نشانی‌های هر سه‌شان را در بالا دادم، مکمل و همسو و همکار برنامه و توجیهات خامنه‌ای و آخوند روحانی، برای هردو سناریو، نبوده و نیستند؟!

این انگشت‌شمار تبلیغات‌چیان خارج کشوری، از میان چندین میلیون ایرانی وطن‌دوست و دور از میهن، هر وقتی‌که کسی از خیل فرهیختگان و یاران مقاومت پاسخ دندان‌شکن به تهمت‌ها و ناسزاگویی‌های آن‌ها به مقاومت، می‌دهند، میگویند این مسعود رجوی است که این‌ها را می‌نویسد و یا میگویند که ببین که ما (به‌ویژه مزدور شارلاتان)، چقدر مهم هستیم که این‌همه در مورد ما می‌نویسند!.

 آهای بدبخت‌ها بروید ببینید، در تاریخ مقاومت‌های سازمان‌یافته، چه تف و لعنت‌هایی که در رسانه‌ها و رادیوها و اعلامیه‌های مخفی و غیر مخفی، آن روز از طرف اعضا و هواداران این مقاومت‌ها، نثار مزدور شارلاتان‌های آن روزگار نمی‌شد. آیا این جای خوشحالی دارد، که از خیانت و رذالت شما، مردم اعلام تنفر و انزجار می‌کنند؟.

سخن آخر را هم به نقل از پدر مرحومم بزنم. او می‌گفت که یک کدخدای دهاتی ببوی لک زبان، (یک شاخه زبان کردی که زبان دوم لرستان است)، پیش پدرم بلوف می‌آمده که، اولاً پسرش صحبت افسرهای ارتش و ژاندارمری است، و می‌گفته: «کورم بیسه گلماشته و گرد افسرل قسه مکی» که معنی فارسی آن این است که؛ پسرم گماشته شده است و با افسرها حرف میزند و رفت آمد می‌کند، که به‌غلط می‌گفت گلماشته، که به زبان کردی- لکی، یعنی پارچه‌ای گل‌کاری شده که لحاف و تشک را در آن می‌پیچند.

باری آن کدخدا یک‌بار در خیابان پسرش را نشان داد که در کنار یک افسر ژاندارمری ایستاده بود. گفت: «سیل بکه کورم دیری و گرد افسره قسه مکی، بچو بوین» ببین پسرم داره با افسره حرف میزنه برو ببین. من آهسته رفتم نزدیکشان، دیدم که یک ستوان دارد به او فحش می‌دهد که چرا بچه من را به همراه همسرم، که می‌رفت خرید، کول نگرفتی، فلان فلان شده و حالا داری تو خیابان پرسه می‌زنی! برگشتم به کدخدا گفتم بلی شنیدم. او که داشت به پسرت بدوبیراه می‌گفت…! که بروی خودش نیاورد.

 آن کدخدا درباره خودش هم می‌گفته فقط با تیمسار فرمانده کل ژاندارمری لرستان، صحبت و رفت‌وآمد دارد، (بخوانید فقط مسعود رجوی جواب او را می‌دهد)!!. پدر می‌گفت، والله دروغ چرا من یک‌بار، هم او را با یک تیمسار ندیده بودم. یک روز که پدرم با او در خیابان راه می‌رفته واو مرتب بلوف می‌زده است، از چراغ‌قرمز عبور می‌کند. پدرم گفت من که، هنوز منتظر سبز شدن چراغ عابر پیاده بودم، دیدم یک پاسبان راهنمایی، که درجه گروهبان سومی داشت، رفت یقه این کدخدا را گرفت و یک چک محکم زد توی گوش او، (بخوانید تودهنی‌هایی که یاران این مقاومت به این شارلاتان و نوچه‌هایش می‌زنند)

 گفت وقتی من عابر پیاده را طی کردم و پیشش رسیدم، ازآنجایی‌که، سخت از این سیلی خوردن پیش من تحقیرشده بود درحالی‌که دستش را روی گونه سرخ‌شده‌اش گذاشته بود، برای جبران این ضربه روحی و حیثیتی به من گفت:

«مزانی یه کی بی؟». میدانی او کی بود؟

من گفتم «نه نزانم کی بی» نه نمی‌دانم کی بود

 گفت: «تیمساربی»؛ تیمسار بود!!

برگرفته از سایت همبستگی ملی

از صاحب این قلم بخوانید:

محکومیت شدید یک دیپلمات تروریست و سه مزدور در دادگاه بلژیک، وحشت مرتبطین «محسوس و نامحسوس» نظام از سرنوشت مشابه – پرویز خزایی

پرواز قهرمان بهزاد معزی و کر هماهنگ شرکای یقه بازاری و کراواتی – پرویز خزایی

جنگ صلیبی با اسلام بجای جنگ ضدفاشیستی – پرویز خزایی

پرویز خزایی ـ خشم و کین یک مزدور دهن دریده علیه دکتر هزارخانی

خویشاوندان عقیدتی‌وسیاسی خائن‌نروژی و یک‌نکته از کنفرانس‌جهانی علیه‌ مجازات‌اعدام دراسلو، از پرویز خزایی

پرویز خزایی: ممجواد ظریف- دلال پشت شهرداری و نرخ مبادله گروگان با تروریست

پرویز خزایی: فهرست یونیفورم پوشان داخلی وخارجی

پرویز خزایی: نظام زمین کش

پرویز خزایی: آهای ای رنه دکارت !

پرویز خزایی: دم شیر یا دم ابتر خامنه ای

پرویز خزایی: کی باید کوتاه بیاد؟

پرویز خزایی: سنگر دراز زمان، و درازای زبان

پرویز خزایی: آهای ای خامنه ای خر‍ پول و ای هموطن قیام افتخارآفرین امروز روز پرشگون سی ام دی است!

پرویز خزایی- سخنی کوتاه از آنروز

پرویز خزایی- مارک تواین، انتخابات و انترناسیونال گیج و ویج ها

پرویز خزایی- لزوم خلع ید از خامنه ای و شرکا از داخل منطقه و ناله دلواپسان خلع ید در خارج منطقه

پرویز خزایی- رای به تاکید وفا و فرمانبرداری از«رهبران الهی»

پرویز خزایی: موجی در موجی می بندد، برافسون شب می خندد…

پرویزخزایی: رژیم هراسان و دلواپسان نظام ولایت

پرویز خزائی، نماینده شورای ملی مقاومت درکشورهای اسکاندیناوی، دراجلاس آغاز چهلمین سالگرد تأسیس شورا

پرویز خزائی:‌ شارلاتانی درهتل لاله گشتاپو

پرویز خزائی:‌ چند نکته مختصر درباره قیام ملت ایران علیه فاشیسم خمینی

پرویز خزائی: یادداشتی کوتاه برای این روزها شماره یک

اشتراک کنیدتوئیتپیناشتراک کنیدبفرستبفرست

مطالب مرتبط

سخنرانیهای رضا موسوی و آرش مومنی در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانیهای رضا موسوی و آرش مومنی در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۶, ۱۴۰۵
سخنرانی گیسو شاکری در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی گیسو شاکری در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۶, ۱۴۰۵
سخنرانی مهندس حسین فرشید در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی مهندس حسین فرشید در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۵, ۱۴۰۵
سخنرانی فریدون ژورک در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی فریدون ژورک در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۵, ۱۴۰۵

آخرین مطالب

آمریکا پنج سرکردهٔ سپاه پاسداران را هدف قرار داد؛ پاداش ۱۰ میلیون دلاری برای اطلاعات

آمریکا پنج سرکردهٔ سپاه پاسداران را هدف قرار داد؛ پاداش ۱۰ میلیون دلاری برای اطلاعات

شهریور ۳, ۱۴۰۵

وزارت خارجه آمریکا در چارچوب برنامه «پاداش برای عدالت» اعلام کرد برای دریافت اطلاعات درباره سرکردگان اصلی سپاه پاسداران رژیم...

اعدام ۱۱ زندانی در ۲۸ مرداد و ۶ زندانی  در اول شهریور | اعدام زندانی قیام مجید آدینه در زندان مرکزی کرج

اعدام ۱۱ زندانی در ۲۸ مرداد و ۶ زندانی  در اول شهریور | اعدام زندانی قیام مجید آدینه در زندان مرکزی کرج

شهریور ۳, ۱۴۰۵

اعدام ۱۱ زندانی در روز ۲۸ مرداد و ۶ زندانی  در روز  اول شهریور اعدام زندانی قیام مجید آدینه در...

پیوستن زندان نور به کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته صد و سی و پنجم و گسترش این کارزار به ۶۱ زندان مختلف

پیوستن زندان نور به کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام” در هفته صد و سی و پنجم و گسترش این کارزار به ۶۱ زندان مختلف

شهریور ۳, ۱۴۰۵

بیانیه کارزار سه شنبه های نه به اعدام در هفته صد و سی و پنجم، روز سه شنبه ۳شهریور  ۱۴۰۵منتشر...

«از اکرم تا هزاران اکرم، بازگرداندن چهره انسان از پشت دیوار شیطان سازی» ــــــ ایرج عابدینی

«از اکرم تا هزاران اکرم، بازگرداندن چهره انسان از پشت دیوار شیطان سازی» ــــــ ایرج عابدینی

شهریور ۲, ۱۴۰۵

روایت پریناز پرتو از اکرم، دستمایه‌ای است برای ایرج عابدینی تا از هزاران زن و مردی بنویسد که چهره انسانی‌شان...

ما را دنبال کنید

درباره ایران افشاگر

سایت "ایران افشاگر" افشا کننده مزدوران و ماموران وابسته به وزارت بدنام اطلاعات آخوندی و طرح ها، توطئه ها و ترفندهای پشت پرده فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان ایران است.

📧 تماس با ما

پیوندها

سایت مریم رجوی
سایت مجاهدین خلق ایران
سایت شورای ملی مقاومت
سایت همبستگی ملی
سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • صفحه ویژه
  • مزدوران را بشناسید
به نسخه موبایل بروید