اشپیگل و ماجرای خبرنگار جاعل / موضعگیری سخنگوی مجاهدین
اشپیگل و ماجرای خبرنگار جاعل
اشپیگل و ماجرای خبرنگار جاعل – مجله اشپیگل در آلمان که پس از افشای تکاندهنده جعلیات خبرنگارش، بدترین و تلخ ترین ضربه زندگی رسانه ای ۷۰ ساله خود را تجربه میکند در صدد بررسی ها و تغییرات چشمگیر است. مقر اشپیگل در هامبورگ است و این موضوع را یکی از بدترین اتفاقات تاریخ خود خوانده است.
تیم سردبیری جدید اشپیگل که قرار است از ابتدای سال ۲۰۱۹ دست به کار شوند، شامل سردبیر اشتفن کلوس مان و معاون سردبیر دیرک کوربیو وایت در موضعگیری خود به تاریخ ۲۰ دسامبر ۲۰۱۸ در باره خبرنگار دروغپردازی که در ۷ سال گذشته مقالات زیادی در اشپیگل نوشته بود ، خاطرنشان کردند آنچه او نوشته اکثراً دارای بخشهایی است که ساخته و پرداخته خود او هستند و هرگز وجود واقعی نداشتند.
سردبیری جدید اشپیگل با عذرخواهی از عموم خوانندگان تصریح کرده است که ما اکنون برای اعتبار خود مبارزه میکنیم
کلاس رلوتیوس Claas Relotius حقه بازی کرده و ما هم اجازه دادیم که کلک بخوریم .
اشپیگل همچنین در یک گزارش ویژه 23صفحه یی در ۲۲ دسامبر در باره اینکه چگونه یکی از خبرنگاران برنده جایزه خبرنگاری اش سالها گزارشهای جعلی تنظیم می کرده تأکید کرده است که هر کاری را که لازم باشد برای احیای مجدد اعتبارش انجام می دهد…
در شب دوشنبه، ۳ دسامبر، رلوتیوس، که هفت سال برای اشپیگل کار می کرد و در یک سال و نیم گذشته به عنوان یک سردبیر مشغول به کار بود، برای دریافت چهارمین جایزه اش به برلین فراخوانده شد. هیئت داوران برای جایزه خبرنگاران آلمانی در سال ۲۰۱۸ بار دیگر بر این عقیده بود که او بهترین داستان سال را نوشته است،.. در حالیکه منابع او اصلاً روشن نبودند و احتمال دارد بسیاری از آن ساختگی باشد. اختراعات. دروغ. نقل قول ها، مکان ها، صحنه ها، شخصیت ها: همه جعلی بودند.
خوان مورنو نویسنده همکار همین خبرنگار که از سال ۲۰۰۷ در اشپیگل کار میکند، زنگ خطر را بصدا در آورد و در باره غیر واقعی بودن داستانهایی که رلوتیوس سرهم بندی کرده بود ، هشدار داد. مورنو با اینکار شغل خودش را هم به خطر انداخت و چند هفته جهنمی را از سر گذراند. زیرا همکارانش و سردبیران ارشد در هامبورگ ابتدا باور نمی کردند که رلوتیوس بیش از یک دروغگو نیست. برخی در اشپیگل تا اوایل دسامبر حتی معتقد بودند که مورنو متقلب واقعی است. رلوتیوس به طرز ماهرانه ای تمام شواهد به خوبی تحقیق شده مورنو را پراکنده میکرد، و مستمرا با روش های جدیدی از ایجاد تردید، و چرخاندن حقیقت به نفع خود پیش می رفت. تا اینکه، نهایتا، ترفندهای او دیگر کار نکرد و یکی از مدیران ارشدش همراه با معاون بخشی که در آن کار میکرد در برابر او محکم ایستادند و به او گفتند دیگر ماجرا تمام است و او را باور نمیکنند.
رلوتیوس جایزه خبرنگاران آلمان را در چهار مناسبت مختلف دریافت کرده و بوسیله سی ان ان “روزنامه نگار سال” خوانده شده بود . اکنون اما مدیریت بخشی که در آن در هامبورگ کار میکرد میگوید که بخاطر این رسوایی احساس “مرگ در خانواده” اشپیگل را دارد.
رلوتیوس به عنوان نویسنده یا نویسنده همکار ، ۵۵ مقاله اصلی در اشپیگل منتشر کرده بود. او همچنین برای گاردین در انگلیس و نوی زوریخر در سوئیس و بسیاری نشریات در آلمان مقاله و گزارشهای مجعول مینوشت.
اکنون سردبیران میگویند ، تمایل ما که حتی داستانهای باور نکردنی را درست در نظر بگیریم، تا زمانی که حد اقل باورکردنی به نظر برسند، تقریبا بی حد و مرز است. این پایه و اساس موفقیت رلوتیوس بود.
بعنوان مثال رلوتیوس اذعان کرده است که ماجرای انتقال زندانی یمنی به گوانتانامو بطور کامل جعلی بوده است…
او میگوید گزارشهایی را که ساخته و پرداخته خود اوست با کمک فیسبوک و استفاده از یوتیوب و گوگل و ویکیپدیا درست کرده است. ادعای مصاحبه او با بسیاری افراد در نوشته هایش کذب محض بوده و آنها میگویند هرگز در عمرشان چنین کسی را ندیده و با او گفتگو و مصاحبه ای نداشته اند. این در حالی است که در گزارشهایش آنقدر در جزییات فرو میرفت که برای خواننده جای کمترین تردیدی باقی نمیگذاشت. از قبیل زنی که برای تماشای یک اعدام در آمریکادر خانه را می بندد، کلید را سه بار در قفل میچرخاند ، یک بلیط دو سره برای رفتن از میسوری به تکزاس به قیمت ۱۴۱ دلار خریداری میکند، در زمان مصاحبه در اتوبوس یک بلوز سفید بر تن و یک صلیب بر گردن دارد ، انجیل را هم که باز میکند جلد آن از فرط استفاده زرد رنگ و صفحاتش چروک هستند، سپس قسمت بیست و چهارم را باز میکند….
اشپیگل در ادامه خاطرنشان میکند : همه چیز در این گزارش عالی است. اما غیرواقعی است. هیچ بخشی از آن واقعیت ندارد. خبرنگار هیچگاه همراه زنی برای دیدن اعدام به آمریکا نرفته است. خبرنگار هیچگاه با زن مورد بحث در اتوبوس سفر نکرده و هیچگاه هم مشترکاً با او به انجیل نگاه نکرده است. بلکه داستان را سراپا خودش ساخته و تمامی چهل هزار و دویست و هفتاد و سه کلمه در اشپیگل اکتبر ۲۰۱۸ در صفحات ۵۸ الی ۶۳ جعل و دروغ است!
اکنون این خبرنگار میگوید در حین نوشتن خودش هم خنده اش میگرفته و به خودش میگفته: «واقعاً؟ ! از این یکی دیگر قصر در نخواهی رفت!».
علاوه بر این ، به نوشته اشپیگل این آقای خبرنگار، ایمیل ها را هم دستکاری میکرده و در فیسبوک صفحات گمراه کننده میگذاشت. در یک نمونه جالب توجه دیگر وقتی که مدیر بخش عکس یک نفر را به این خبرنگار نشان میدهد که خبرنگار مدعی دیدار و مصاحبه با او بود ، در حالیکه مصاحبه و دیداری وجود نداشت اما خبرنگار به نحوی غرا و حیله گرانه از کار خودش دفاع کرد و با قبول برخی نقائص جزیی در کارش توپ را به زمین همکاری انداخت که فهمیده بود چنین مصاحبه و دیداری هرگز وجود نداشته است.
در یک نمونه دیگر همین خبرنگار در گزارش خود نوشته بود که سوژه مورد مصاحبه او ،عبارات ”قدرت“ و ”افتخار“ را پشت دستش خالکوبی کرده بود. ولی دستهای سوژه هیچ خالکوبی نداشت و خبرنگار هرگز با سوژه هایی که ادعا میکرد، ملاقاتی انجام نداده بود. خبرنگار فقط از عکسها، پستهای فیس بوک، کلیپهای یوتیوب، استفاده می کرد و از روزنامه های قدیمی و وبلاگهای مبهم، ملات قرض می گرفت.
آقای خبرنگار همچنین از خوانندگان اشپیگل برای کمک به کودکان یتیم سوری پول جمع میکرد اما پولها به حساب شخصی او ریخته میشد و هیچگاه به کودکان سوری نرسید. اشپیگل در این خصوص شکایت کرده و یک دادخواست کیفری به دادگستری آلمان در این باره ارائه کرده است.
از سوی دیگر ریچارد گرنل سفیر آمریکا در آلمان طی نامه ای به سردبیر اشپیگل ، از سمت گیری نهادینه اشپیگل علیه پرزیدنت ترامپ شکایت کرده و خواستار یک تحقیق مستقل در این باره شده است.
سخنگوی مجاهدین گفت:
«افکار عمومی اکنون با مشتی از خروار و اندکی از بسیار، از ۴ دهه دروغ و لجن پراکنی علیه مجاهدین و مقاومت ایران آشنا میشود. ادعای انفجار حرم امام رضا و کشتن کشیشان مسیحی توسط مجاهدین و منتسب کردن قتل عام مجاهدین در اشرف در سال ۹۲ به «تصفیه و درگیری درونی» و ادعای رذیلانه «مرگهای مشکوک» در درون مجاهدین که توسط عوامل و مزدوران اطلاعات آخوندها دامن زده میشد، در این شمار است.
در ۸ ماه اول سال ۹۷ نیز، رژیم آخوندها و شبکه خبرنگاران دوست نظام ، با دریافت پول کلان، فقط در روزنامه های غربی ۱۸ پروژه لجن پراکنی علیه مجاهدین و مقاومت ایران به اجرا در آورده است.
این علاوه بر تولید انبوه کتاب و فیلم و مقاله و یاوه سرایی وقفه ناپذیر مزدوران در داخل و خارج کشور است که ترس و وحشت بیپایان رژیم را از قیام و سرنگونی و جایگزین دمکراتیک و مستقل، نشان میدهد.»
تعجب آور اینکه جوابیه ها و تکذیب نامه های مکرر مجاهدین در سال قیام، حتی در یک مورد نیز توسط رسانه های مزبور از قبیل کانال ۴ انگلیس و ایندیپندنت و الجزیه انگلیسی و گاردین منتشر نشده که به روشنی حاکی از دریافت پول کلان است.
در ماه شهریور شرکت توئیتر ۷۷۰ حساب توئیتری متعلق به رژیم ایران را بست . همزمان فیسبوک و اینستاگرام و گوگل نیز حسابهای مشابه مربوط به رژیم را بخاطر پخش اطلاعات و تبلیغات دروغ و گمراه کننده بستند.
متعاقباً در ۲۵ مهر (۱۷ اکتبر ۲۰۱۸) شرکت توئیتر یک میلیون و صد و بیست و سه هزار توئیتهای این حسابها را منتشر کرد که بخش قابل توجهی از آن شیطان سازی و دروغپردازی علیه مجاهدین به چندین زبان بود.
همچنانکه در اطلاعیه کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت به تاریخ ۸ آبان ۹۷ آمده است :
توییتهای افشاشده این حقیقت را بهخوبی روشن میکند که رژیم برای قالب کردن دروغهایش از پوشش خبرنگاری و «خبرنگاران دوست» استفاده میکند.
واشینگتن پست ۱۷ اکتبر نوشت:
«اطلاعات جدید توییتر نشان میدهد که (کاربران رژیم) ایران تحت عنوان خبرنگاران خارجی خود را پنهان کرده بودند تا پیامهای سیاسی را در اینترنت پخش کنند».
بیشتر بخوانید
اشپیگل و ماجرای خبرنگار جاعل








