هرکس که وضعیت ایران را پیگیری کند میداند که مقاومت مردم ایران و جوشش خون بیش از ۱۲۰ هزار شهید از پاکترین، داناترین و آگاهترین فرزندان مردم آن، کسانی که خونشان بهناحق و با ظلم و جور بر زمین ریخته شد، رژیم آخوندها را بهتدریج در سراشیب سرنگونی و سقوط قرارداد، طوری که شعارها و طرح و برنامههایی را که خمینی طی این سالیان با فریب و نیرنگ و دروغ بنیان گذاشته بود را کنار بگذارند، در ورای تمامی این جنایتها و رذالتها، حقیقت اصیلی نیز وجود دارد، مقاومتی ریشهدار در قلوب مردم ایران و در اعماق زمان و تاریخ ایران که محصول بیش از ۱۰۰ سال فداکاری، قربانی و سلسلهای از فرماندهان و رهبران تاریخی در پشتوانه خود است، از جنبش مشروطه به رهبری ستارخان تا انقلاب دمکراتیک نوین مردم ایران …، هرکس وضعیت ایران بخصوص وضعیت آخوندهای حاکم و امامان جمعه آن را پیگیری میکند، از میزان وحشتی که آخوندها از شورش و عصیان مردم ایران و ترس و وحشتی که از سرنگونی و سقوط رژیمشان دارند بهویژه بعد از سیلیهایی که مقاومت ایران در این سال به آنها نواخته، بهخوبی آگاه است.
با این پیشینه، بهر میزان احساس میکنند طناب بر گردنشان فشردهتر میشود و در تنگنای بیشتری قرار میگیرند و بحرانهایی که در آن بسر میبرند بیشتر میشود، به خراب کردن چهره نویسندگان عراقی و عرب مخالف دخالتهایشان در امور کشورهای عربی، پناه میآورند.
من یکی از همین نویسندگان هستم که آخوندهای (حاکم بر) ایران هیچ مزدوری از مزدورانش یا هیچ زبالهای یا هیچ برگ زردشدهای که از شجره بزرگ مردم ایران یعنی شجره مجاهد خلق، در بهارش و در پائیز بیحاصلی که بر آنها گذشته بر زمین ریخته و یا کسانی که آنها را رد کرده یا استخدام نکردهاند و نه همچنین هیچیک از سیاستمداران مزدور دزد عراقی را، از دست نداده مگر اینکه آنها را به حرف وادارند و به آنها دیکته کنند علیه صافی الیاسری حرف بزند …
آخرین چیزی که از من در سایتهایشان منتشر کردهاند این است که من کار با سازمان را ترک کردهام. درحالیکه چنین اتفاقی نیفتاده و آنهایی که (کارهای) مرا دنبال میکنند میدانند که من در سال گذشته فقط یک قلم کتاب بسیار بزرگ مستندی که مزخرفات رژیم ایران را افشاء میکند بنام «اباطیل الباطل» را منتشر کردهام کما اینکه روزانه در سایتهای دوست و همچنین در صفحه فیسبوک مقالاتی مینویسم که تنگناهای آخوندها را افشاء و از مقاومت ایران حمایت میکند.
امروز در منطقه ما دو محور وجود دارد که در مقابل یکدیگر قرارگرفتهاند. در یکطرف رژیم فاشیسم ضد مذهبی حاکم بر ایران است که محور بنیادگرایی و افراطیگری در منطقه است و همه نیروهای خبیث، مستقیم یا غیرمستقیم در گرداگرد آن قرار دارند، از حزبالشیطان تا داعش تا قصاب دمشق یا مالکی و … و در طرف دیگر هم مجاهدینی است که همه آزادیخواهان عرب در کنار آنها و متحدان آنها هستند. آنها آزادی مردم ایران و خوشبختی مردم منطقه را میخواهند، آنها بیشترین احترام را برای برادران عربشان قائلاند، من در ۱۰-۱۵ سال کار فشرده با آنها، هرگز رگهای از تعصب مذهبی و قومی در آنها ندیدم، برای آنها آزادی ایران و منطقه از شر آخوندهای حاکم بر ایران، اولویت مطلق است. به همین خاطر است که برای جبهه مقابل، حتی تبلیغ دروغین اینکه صافی یاسری یا فلان برادر عرب از مجاهدین فاصله گرفته است… به مصداق «وصف العیش، نصف العیش» بسیار مهم است! چون هر عربی که در کنار مجاهدین قرار میگیرد، در جبهه آزادی و در جبهه مقابل افراطگرایی ایستاده است.
این دلیلی است که بسیاری از عوامل و مزدبگیران در طول این سالها مستمر به من حمله کردهاند اما در طی پانزده سال گذشته جز ناامیدی چیزی نصیبشان نشده است.
در آخر میگویم: تمامی اسامی و تمام مزدورانی که به من حمله میکنند، برای من هیچ ارزشی ندارند، آنها هر اسمی که داشته باشند و به هر کشوری که تعلق داشته باشند، جیرهخوار رژیم آخوندی هستند که علیه منافع مردم ایران و مردم منطقه کار میکنند. من همچنان یک عراقی وفادار و یک قلم شفاف که آخوندها و دخالتهایشان در عراق با مزدورانش، از بالاترین آنها تا آخرین آدمفروش، افشاء میکند باقی خواهم ماند.
صافی الیاسری –17آوریل2017









