حرص جنونآمیز مزدور نفوذی ایرج مصداقی
برای خودنمایی و مطرح شدن در رسانهها
با نعل وارونه علیه مجاهدین و مقاومت ایران
ایرج مصداقی مزدور نفوذی که زمانی نوچه لاجوردی در زندان اوین بوده و بیش از ۱۶۰۰ زندانی شیخ و شاه در این باره گواهی دادهاند برای پیشبرد مأموریتش از جانب وزارت اطلاعات در خارج کشور بهشدت نیازمند است که بهعنوان فعال حقوقبشر و یک فرد مطلع از زندانهای رژیم خود را در رسانههای فارسی زبان جا کند. او در شبکه برونمرزی وزارت اطلاعات تحت عنوان میهن تی وی میگوید:
«قبل از اینکه ما بخواهیم اینها را بایکوتشون کنیم این نکبتها ما را بایکوت کردند. حالا فکر میکنند که مثلاً ما برامون مثلاً مسألهای است که برویم بوق اینها را بگیریم تو دستمون… نفسی که داریم بهقول معروف حرام است، که اگر بخواهی بهخاطر یک بوق گرفتن از این رسانهها پا رو حق و حقیقت بگذاریم» (۱۷ مرداد ۱۴۰۳)
«گفتم مطبوعات ما دستمان تنها خالیه، تنهاییم… . آیا این رسانهها به وظیفه خودشان عمل کردهاند نه مطلقاً. مطلقا. نه بی بی سی نه صدای آمریکا نه ایران اینترنشنال» (۸ دی ۱۴۰۰)
«من ایرج مصداقی چهار روز در دادگاه استکهلم از صبح تا شب تا عصر یعنی تمام از ساعات اولیه صبح تا عصر من فقط شهادت دادم. چهار روز بهعنوان اولین نفر بهعنوان کسی که این دادگاه روی شهادت او و به ابتکار او تشکیل شده. آیا این رسانههایی که از صبح تا شب داشتند بهطور زنده این بهاصطلاح دادگاه رو پوشش میدادند یک دونه پوشش به من دادند؟ ندادند». (۳ آذر ۱۴۰۰)
برخی این عجز و التماس ایرج مصداقی را ناشی از خودشیفتگی افسار گسیخته و عقب مانده او میدانند که بهدنبال تکه استخوانی است که در رسانهها مطرح شود. اما واقعیت این است که او به وظیفهای که برای آن مأموریت دارد عمل میکند و برای اینکار نیاز به پوشش دارد.
او قبلاً این مأموریت را از عرش به فرش کشاندن مجاهدین عنوان کرده است. مزدور مصداقی که پیگیرانه همان خط خمینی و لاجوردی را دنبال میکنه در مورد شهدای قتلعام ۶۷ که اساساً از مجاهدین سر موضع بودند میگوید:
«به شرفم سوگند که یک دلیل داره برای خوشحالی که در کشتار۶۷ زنده ماندم میدونید آنم چیه؟ که خر و احمق از دنیا نرفتم. فقط یک دلیل، ببینید افتخار میکنم به مبارزهام. افتخار میکنم به ایستادگیم در مقابل رژیم نکبت اسلامی افتخار میکنم به لحظه لحظه بودنم با بچههای دهه شصت. تو زندانهای جمهوری اسلامی، افتخار میکنم به اونها اما اما امروز از صمیم دل خوشحالم و یک دلیل فقط خوشحالم و اینکه اونجا اعدام نشدم که احمق از دنیا برم. و نمونم و نبینم و نفهمم. و موندم و بودم و دیدم و فهمیدم». (۸ شهریور ۱۴۰۲)
خیانت پیشگی مزدور مصداقی در کتاب خاطرات وی نیز دیده میشود. او بهصورت کاملاً جدی و واقعی به محمد توانا بازجوی متخصصش که باید حکم آزادیاش را امضا میکرد گفته بود:
«من هیچ امیدی به فردای زندگیام ندارم… ما قربانی درگیری شما با سازمان شدیم… احساس میکنم در دنیایی زندگی میکنیم که در آن مبارزه مسلحانه دیگر جایی ندارد… چیزهایی در ذهنم اتفاق افتاده است و الکی حرف نمیزنم و بهلحاظ اعتقادی بریدهام»
مزدور مصداقی از یکطرف تلاش میکند که خودش را نماینده زندانیان سیاسی معرفی کند و چند صباحی که در زندان، شاگردی لاجوردی جلاد را میکرده بر سر نیزه کند و از طرف دیگر خائنانه سربدار شدن ۳۰هزار زندانی مقاوم و سر موضع را حماقت توصیف کرده و افتخار کند که جزو آنها نبود. از نظر او کسانی که مقاومت میکنند و در برابر جلاد تسلیم نمیشوند و اطلاعات خلق و پیشتازانش را به چند صباحی زندگی در این دنیا نمیفروشند احمق محسوب میشوند و کسانی که خیانت پیشه کردند عاقل.
اما همان قهرمانان سربدار و سر موضعی که ایرج مصداقی تلاش میکند از آنها در ضدیت با مجاهدین هویتزدایی کند آخوند پورمحمدی دژخیم عضو هیأت قتلعام چطور به ایستادگی حماسی آنها اعتراف میکند:
«دو سه بار میگفتیم آقا خانم این کاری که تو حرفهایی که داری میزنی حکم قبلیات باید اجرا بشه خواهش میکردیم میگفتیم نمیخواد ما رو قبول کنید اصلاً نمیخوام جمهوری اسلامی رو قبول کنید میگفتیم یک جمله به نفع امام نظام نمیخواهیم بگید اصلاً نمیخواهیم بگید ما مخالف نظامم تو با جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی موافقی یا مخالفی؟ الآن اگه مسعود رجوی تو تهران بود در زندان رو باز میکرد تو میجنگیدی با این مردم میگفت آره میجنگیدم، »(جیوه ـ گفتگو با پورمحمدی ۴تیر ۱۴۰۳)
در این برنامه پرونده به شمهای از مأموریتهای وزارت اطلاعات که توسط مزدور نفوذی ایرج مصداقی علیه مجاهدین و مقاومت ایران پیش برده شده پرداخته و آن را بررسی میکنیم.
حرص جنون آمیز مزدور نفوذی ایرج مصداقی برای خودنمایی و مطرح شدن در رسانهها








