اینجانب علی مدد صادقی این افتخار را داشتم که در عملیات ارتش آزادیبخش از زندان بزرگ رژیم آخوندها آزاد شده و توانستم بعد از مدت کوتاهی به ارتش آزادیبخش ملی ایران بپیوندم.
درزمانی که مهمان مجاهدین بودم، خیلی چیزها یاد گرفتم و تمام ارزشهای انسانی که رژیم آخوندی در جامعه نابود کرده بود را به چشم دیدم و فداکاریهای مجاهدین خیلی چشمم را گرفته بود و در حسرت این بودم که من هم یک روز خودم مجاهد شوم و البته این افتخار نصیبم شد و خیلی خوشحال هستم که توانستم دوشادوش برادران و خواهران مجاهدم در این مسیر ثابتقدم بمانم.
در سال ۱۳۸۳ بعد از جنگ آمریکا با عراق بود که دیدم رژیم به سراغ خانوادهام رفته و آنها را مجبور کرده بودند به دیدن من به عراق بیایند و قبل از آن نیز با انواع و اقسام دروغها ذهن آنها را پرکرده بودند که مجاهدین در چادر زندگی میکنند و چیزی برای خوردن ندارند و بروید بچههایتان را نجات بدهید و تا دلتان بخواهد از این مزخرفات بافته بودند. ابتدا یکی از برادرانم به دیدن من آمد که مدت ۳ روز در اشرف مهمان ما بود و بهرسم مهماننوازی هم جمع مجاهدین را دید و هم نقاط مختلف و دیدنی اشرف را به او نشان دادم. وقتی موزه و مزار شهدا را دید خیلی تحت تأثیر قرار گرفت و برایم تمام شیوههای کار دشمن برای شیطانسازی علیه مجاهدین را گفت که با چه ترفندهایی سراغ خانوادهها میروند تا آنها را علیه مجاهدین بکار بگیرند.
در همان زمان به خانوادهام گفتم من خودم این مسیر را انتخاب کردهام، به آنها گفتم هیچوقت به دام رژیم و شیطان سازیهای آن نیفتند و خانوادهام نیز گفتند که به تو افتخار میکنیم و خیلی هم خوشحال هستیم که پیش مجاهدین هستی. ولی این رژیم منفور آخوندی دست از سر خانوادههای مجاهدین برنمیدارد و مستمر آنها را تحتفشار قرار میدهد تا چند صباحی به حکومت ننگین خودش ادامه بدهد.
در عراق که بودیم تحت شکنجههای روانی آخوندها و با ۳۲۰ بلندگو شبانهروزی به مدت دو سال عربدهکشی میکردند تا ما را وادار به تسلیم کنند، ولی گفتیم هیهات و از سرنگونی این رژیم کوتاه نیامدیم. رژیم آخوندی که قصد نابودی ما را در عراق داشت، با بهکارگیری تمام توانش و کشتاری که در عراق راه انداخت، نتوانست هیچ غلطی بکند و حال با اوجگیری قیامها در داخل ایران، دست به هر جنایتی میزند و بازهم تمام تمرکز خود را برای توطئه علیه نیروی اصلی برانداز خود گذاشته است تا بقول خودش حتی شده یک نفر را از مجاهدین جدا کند. ولی کور خوانده است! ما مجاهدین قسمخوردهایم تا ریش و ریشه این رژیم را از بنیاد نکنیم دست از مبارزه نمیکشیم.
بعد از جنگ آمریکا و عراق، ما که در اشرف سرجمع شده بودیم، بارها برای مصاحبه پیش ارگانهای مختلف آمریکایی و عراقی رفتیم و بهصورت تکی با ما صحبت کردند. هدف آنها هم متلاشی کردن تشکیلات مجاهدین بود که از مجاهدین جدا شوید، ولی ما یک مرز سرخ داشتیم از آرمانمان دفاع کنیم که کردیم و همواره به آن افتخار میکنیم. هر فشاری هم بود تحمل کردیم و پیش دشمن سر خم نکردیم. ولی آن روزهای سخت را گذراندیم و رژیم که همه عراق دستش بود، نتوانست غلطی بکند و حالا به سراغ کشور آلبانی آمده است. درحالیکه رژیم و مزدورانش به دلیل کارهای تروریستی علیه مجاهدین در این کشور منفور هستند. دولت آلبانی سفیر و دیپلمات تروریستهای دیگرش را با قاطعیت اخراج کرده است. ولی چون رژیم بازهم چون با مجاهدین مشکل «بودونبود» دارد، مذبوحانه تلاش میکند تا توطئهای علیه مجاهدین بکند و در روزهای پایانی عمرش دست از جنایت و شیطانسازی برنمیدارد.
اخیراً در سایتهای وزارتی نامهای را دیدم که از طرف خواهرم نوشتهشده است که گویا من بهزور! در مجاهدین نگهداشته شدهام. زمانی که ۲۰ سالم بود انتخاب کردم با این آخوندها مبارزه کنم و بیش از سه دهه از انتخابم گذشته است. و خوشحالم که بر عهدی که با مردمم بستم وفادار ماندم و تا سرنگونی دشمن جنایتکار دست از هدفم نخواهم کشید. و این ترفندهای دژخیمان برایم رنگی ندارد و کسی را نمیفریبد.
هر کسی که عواطفی به اعضای مجاهدین داشته باشد، در مقابل دشمن و ترفندهایش میایستد، در جبهه مقابل رژیم و در خانواده بزرگ مقاومت قرار میگیرد. در ردیف کسانی که با قلمی و قدمی و دعایی مجاهدین را یاری و پشتیبانی میکنند. من هم با سربلندی و افتخار اعلام میکنم که خانواده من همین خواهران و برادرانی هستند که ۳۲ سال است همه فراز و نشیبها را دوشادوش و در کنار هم پشت سر گذراندیم و حالا در انقلاب مریم پاک رهایی، همه تن واحد شده و برای خیز نهائی که سرنگونی محتوم این رژیم است، آماده و حاضر به جنگ هستیم تا ریش و ریشه این آخوندهای کثیف را بکنیم و میهن عزیزمان ایران را از نو بسازیم. ما مجاهدین از همهچیز خود گذشتیم تا همهچیز را برای سعادت مردممان به ارمغان بیاوریم و انشاءالله دور نیست که این وعده را محقق نماییم.
علی مدد صادقی
مرداد ۱۳۹۹
در همین رابطه بخوانید:
کتاب خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع
دیدارخانوادگی یا تلاشبرای برپایی سیرکمزدورانارتجاع دراشرف۳
احمد هاجری لمپن چماقدار وزارت اطلاعات حکومت آخوندی در اشرف و لیبرتی
انجمن نجات وزارت اطلاعات ارگانی برای نفوذ و تروریسم تحت پوش خانواده







