وارونهنمایی از قاسم سلیمانی ترفند اطلاعاتی جبهه خلافت و ولایت ارتجاع برای جبران ضربه کمرشکن خامنه ای – برنامه پرونده
وارونهنمایی از قاسم سلیمانی ترفند اطلاعاتی جبهه خلافت و ولایت ارتجاع
درجریان خیزشی که از 21دیماه98 در تهران و سایر شهرها به پا شد مردم خشمگین عکسهای پاسدار دژخیم قاسم سلیمانی را پایین کشیدند، تخریب کردند، به آتش می کشیدند یا آن را لگد کوب می کردند. تا پیش از این آخوندها بسیار تلاش می کردند با فضاسازی و کشاندن جماعتی به خیابان، چهره جنایتکار قاسم سلیمانی را بزک کنند تا یک تصویر به اصطلاح مردمی و میهنی از او بسازند. اما خیزشی که از 21دی ماه98 از دانشگاه و از سوی آگاهترین اقشار آغاز شد این بساط شعبده بازی ولی فقیه ارتجاع را بالکل به هم زد. چرا که شعارها، پس از مرگ بر خامنهای، علیه سپاه جهل و جنایت پاسداران و سردژخیم آن، یعنی شخص قاسم سلیمانی بود و عکس های او بود که به آتش کشیده میشد.
قاسم سلیمانی ماشین ترور و جنگافروزی و صدور بنیادگرایی رژیم آخوندی را بهمثابه یک دولت و یک کشور حامی تروریسم پیش میبرد. شکل گرفتن نیروهای جهنمی مثل داعش و القاعده در دو دهه گذشته، اساساً متأثر ازرژیم آخوندی و همین ماشین سرکوب و صدور ترور و بنیادگراییاش بود. قاسم سلیمانی و جنایتکارهای مثل او بودند که به نمایندگی از ولی فقیه ارتجاع یا بهطور مستقیم امثال داعش رو تغذیه و کمک میکردند و یا زمینهسازی برای بهوجود آمدن آنها کردهاند. این جریانات ارتجاعی و وحشی از یک دستگاه و از یک ریشه بهوجود آمدهاند؛ با این تفاوت که قاسم سلیمانی پشتگرم به یک حکومت و کشوری با امکانات رژیم بود.
قاسم سلیمانی یا نیروی تروریستی قدس، نقش بلاجایگزینی برای خامنهای ایفا کرده است. که بالاترین کارکردش رویارویی آن با مقاومت و اشرف و مجاهدین در عراق بوده است.
از سال ۱۳۷۶ تاکنون نیروی تروریستی قدس در هر جنایتی در عراق یا در کشورهای خارجی علیه مجاهدین موتور محرک بوده است. محاصرهٔ پزشکی در اشرف و لیبرتی که ۲۷ شهید بهجا گذاشت، ۷ حمام خون که ۱۴۱ شهید و حدود ۱۵۰۰ مجروح، به جای گذاشت همراه با دهها عمل تروریستی دیگر که انبوهی مجروح و خسارت ایجاد کردند، زد و بندهایی که در عراق علیه مجاهدین با دولت عراق و با طرفهای ثالث کرد؛ همهٔ اینها طرح های نیروی تروریستی قدس بوده و توسط شخص قاسم سلیمانی به پیش برده می شد.









