نبردپیروز چلچراغ و درهمشکستن ماشین جنگوسرکوب
نبردپیروز چلچراغ و درهمشکستن ماشین جنگوسرکوب
دراین عملیات بزرگ، مراکز فرماندهی و استحکامات سنگین و گسترده سپاه و ارتش زبده تحتامر خمینی در منطقه معروف به دژ تسخیرناپذیر مهران سقوط کرد.
این، درحالی بود که تمامی ارتفاعات و نقاط استراتژیک مهران تحتکنترل نیروهای دشمن قرار داشت.
مهران آزاد شد
وقتی خبر پیشروی ارتشآزادیبخش و فتح شهر مهران برروی وایر خبرگزاریها منعکس شد، این فقط پیشروی مهم نظامی و انبوه اسیران و غنائم این نبرد نبود که توجهات را بهخود جلب میکرد، بلکه بهموازت آن، حضور زنان رزمندهیی که برای اولینبار درصفوف مقدم نبرد جنگیده بودند، موجب شگفتی همگان شد.

به دعوت ارتشآزادیبخش، یک هیأت ۴۰نفره از خبرنگاران رسانههای بینالمللی، برای بازدید از پیشرویهای ارتشآزادیبخش وارد شهر مهران شده واز صحنه نبرد، فیلم و عکس و گزارش تهیه کرده با فرماندهان و رزمندگان ارتشآزادیبخش گفتگو و مصاحبه بهعمل آوردند. درسازمان رزمی چلچراغ، فرماندهی دو تیپ رزمی و نیز بسیاری از گردانها و دستههای رزمی بهعهده زنان بود.
نبرد چلچراغ در راستای سیاست صلح و آزادی مجاهدین و مقاومت ایران، و در ادامه هفت سال تلاش مستمر این مقاومت علیه سیاست جنگطلبی خمینی صورت گرفت، و در اوج همه آن تلاشها، توانست طلسم جنگطلبی رژیم را درهم بشکند و خمینی را که سالها با شعار ”جنگ جنگ تا آخرین خشت خانههای ایران“ حرث و نسل ایران را بهنابودی کشانده بود، درهراس از سرنگونی توسط ارتشآزادیبخش، ناگزیر از پذیرش آتشبس و پایاندادن بهجنگ ضدمردمی نماید. پیشاز آن، خمینی، هر صدای اعتراضی را بهبهانه جنگ و با برچسبهایی مثل ”ستون پنجم دشمن“ درگلو خفه میکرد و جنگ را سرپوش اختناق و سرکوبی مردم در داخل ایران ساخته بود. او ایران را در تنور جنگ میسوزاند، شهرهایش را ویران میکرد و جوانان ایرانی را همچون گوشت دم توپ، با وعده بهشت، و با دجالگریهایی همچون ساختن امام زمان قلابی و ظاهرکردن در جبههها، فریب میداد و بهمیدانهای مرگ میفرستاد تا بتواند اعتراضات مردم را بهاین ترتیب خفه کند و از پاسخ به خواستهای برحق آنان که آزادی، عدالت و نان و مسکن بود، طفره برود. خمینی بهاین ترتیب تمامی ایران و مردم ما را در طلسم جنگطلبی خود اسیر و مسحور کرده بود.
لرز و رعشه خمینی پس از فتح مهران توسط ارتش آزادیبخش ملی
سرتیپ پاسدارجنایتکار، احمد فتوحی، ازسرکردگان جنگ ضدمیهنی خمینی:
اشغال کردن مهران همان و لرزیدن دل «ولی امر» همان!
خمینی درجماران فرمانده سپاه را خواسته بود و گفته بود «چه شد مهران؟»
شروع کردند جنجال: «امروز مهران فردا تهران!»
خمینی چند بار پرسید «قصه مهران چی هست که اینقدر جنجال میکنند؟»
حالا فشار روانی جوری بود که «رهبر» را «دغدغهمند» کرده بود
تلویزیون حکومتی شبکه سه آخوندی، ۱۸اردیبهشت۹۹:
سرتیپ پاسدارجنایتکار، احمد فتوحی، ازسرکردگان جنگ ضدمیهنی خمینی:
منطقه مهران را برای سومین بار اشغال کردند! اشغال کردن همان و لرزیدن دل «ولی» همان! آنموقع حضرت امام در جماران، وقتی جنجال تبلیغاتی شدید رادیوهای بیگانه و رسانهها را رصد میکرد، فرمانده وقت سپاه را خواسته بود و گفته بود «چه شد مهران؟» یک جورهایی [پرسیده بود] «چه شد مهران؟» آنطرف هم چه خبر بود؟ شروع کرد جنجال «امروز مهران فردا تهران!» …
… با این بهاصطلاح تحلیل و فرایند، که جای حساسی دست گذاشته بود، گرفته بود و قابل مانور بود و تبلیغ هم میکرد. از آنطرف هم ما سرازیر شدیم به سمت گرمای شدید تابستان
مجری تلویزیون حکومتی شبکه۳ آخوندها:
ماه رمضان و انرژی تحلیل رفته و تابستان و…؟!
سرتیپ پاسدارجنایتکار، احمد فتوحی، ازسرکردگان جنگ ضدمیهنی خمینی:
سه جبهه دیگر هم ما درگیر بودیم.
مجری تلویزیون حکومتی شبکه۳ آخوندها:
و فشار روانی رسانهای؟!…
سرتیپ پاسدارجنایتکار، احمد فتوحی، ازسرکردگان جنگ ضدمیهنی خمینی:
حالا فشار روانی هم که جوری که دیگه «رهبر انقلاب» را «دغدغهمند» کرده بود!
مجری تلویزیون حکومتی شبکه۳ آخوندها:
یعنی امام چند بار پرسیده بودند که «مهران چی شد؟»!
سرتیپ پاسدارجنایتکار، احمد فتوحی، ازسرکردگان جنگ ضدمیهنی خمینی:
آره که «قصه مهران چی هست که اینقدر دارند رویش جنجال میکنند؟»
درجریان عملیات چلچراغ که در جبههیی بهطول 50کیلومتر و عمق 20کیلومتر، در منطقه حومه مهران صورت گرفت، ارتشآزادیبخش، با عملیاتی برقآسا که تاکتیک ”پرش شیر“ نامیده میشد، مراکز کلیدی و فرماندهی نیروهای دشمن مستقر در عمق منطقه را که درعینحال در آمادهباش صددرصد بهسر میبردند بهتصرف درآورد. در این عملیات که با شرکت 22تیپ رزمی و پشتیبانی ارتشآزادیبخش صورت گرفت، رزمندگان آزادی بهتمامی اهداف ازپیشتعیینشده بهمیزان 100درصد دست یافتند. آنها ضمن فتح شهر مهران، مراکز یک تیپ و دو لشکر جنگافروز و سرکوبگر مسلح بهپیشرفتهترین سلاحها را با کلیه گردانهای رزمی و پشتیبانی، کلیه قرارگاهها، مراکز، استحکامات، تسلیحات و تجهیزات آنها، بهتصرف درآوردند.
بهاینترتیب فتح مهران درعینحال که پیام پایان جنگ و درهمشکستن اراده جنگافروزانه خمینی را میداد، برای دوست و دشمن، پیام یک چرخش بزرگ در اوضاع و تعادلقوا را نیز بههمراه داشت.
در عملیات مهران بیشاز ۱۵۰۰تن از نیروهای دشمن که درمیان آنها تعدادی از فرماندهان ارشد قوای رژیم نیز حضور داشتند خود را بهارتشآزادیبخش تسلیم کردند. اسیرانی که البته در فاصله چند هفته بهفرمان رهبرمقاومت آزاد شده و بهایران برگشتند، و گروهی از آنان نیز پساز آزادی، و بهدنبال آشنایی با مجاهدین و مناسبات آنها و با وقوف بهماهیت جنگطلب و ضدمردمی رژیم آخوندی، داوطلبانه حضور در صفوف رزمآوران آزادی را انتخاب کردند.
دو تن از افسران ارشد ارتش رژیمخمینی پساز اسارت گفتند: «وقتی در اتاق عملیات، خبر رسید که تهاجم را ارتشآزادیبخش آغاز کرده همه دچار شوک شدند. همه میدانستند که عملیات موفق خواهد شد و آن طرفی که مسلماً شکست خواهد خورد خود ما هستیم». آنها همچنین بهاین حقیقت اذعان کردند که: «برای آنچه ارتشآزادیبخش انجام داد در ارتش کلاسیک بهنیرویی معادل یک سپاه (6لشکر) نیاز هست».
عملیات بزرگ چلچراغ، بهیمن خون پاک 67شهید قهرمان موفق شد بهتمامی هدفهای ازپیشتعیینشده خود دست یابد و صفحه جدیدی در تعادلقوای بین خلق و خمینی بگشاید.

اسامی شهدای عملیات چلچراغ:
ستاد فرماندهی ارتشآزادیبخش ملی ایران، اسامی قهرمانان شهید و پاکبازی را که هر یک چراغ تابندهیی فراراه رهایی خلق درزنجیرشان بودند و درجریان عملیات چلچراغ و آمادگیهای مربوط به آن به شهادت رسیدند بدینشرح اعلام کرد:
مجاهدشهید ولی رستمی
مجاهدشهید محمد انشائی
مجاهدشهید علی پیروزخواه
مجاهدشهید فرید خیامینژاد
مجاهدشهید سیمین داداشزاده
مجاهدشهید علیرضا اَژدرکش
مجاهدشهید جعفر تقویقرهآغاجی
او از فیلمبرداران ”سیمای مقاومت“ بود که حین تلاش و مجاهدت جسورانه برای ثبت صحنههای حماسهی پیروز چلچراغ و رزمآوری قهرمانان ارتشآزادیبخش، سرفرازانه به شهادت رسید.
مجاهدشهید سیدمحمدحسن برهانی
مجاهدشهید حمیدرضا ترکپور
مجاهدشهید غلامرضا زنگوئی
مجاهدشهید علی غلامی
مجاهدشهید شکری کاوندی
مجاهدشهید عادل کشمشی
مجاهدشهید رضا ملاعلی
مجاهدشهید حجتالله پرتوی نوروزمحله
مجاهدشهید محمد دوستی
مجاهدشهید نادر دهستانی کلاگر
مجاهدشهید مسعود رجائی جعفرآباد
مجاهدشهید عباس طاهریون
مجاهدشهید یدالله طرمزدیان قاسمی
مجاهدشهید ژاله فلاح
مجاهدشهید فرحناز میرفندرسکی
مجاهدشهید عبدالله نوروزی
مجاهدشهید اکبر فتوت
مجاهدشهید مصطفی همتی
مجاهدشهید غلامرضا صالحی
مجاهدشهید محمد صیادی
مجاهدشهید مرتضی گنجهای
مجاهدشهید فرزاد آقازاده نیری
مجاهدشهید محمدمهدی احمدیفر
مجاهدشهید علیاصغر بهزادی
مجاهدشهید مجتبی زمانی
مجاهدشهید قاسم سرایدار
مجاهدشهید محمدرضا صالحیار
انقلابی شهید محمدحسن گلستانهزاده
انقلابی شهید سیاوش سلطاننیا
مجاهدشهید احمدعلی عباسورده
مجاهدشهید هوشنگ فضلی
مجاهدشهید سید ابراهیم میراحمدی
مجاهدشهید علیرضا رستگارمحمدزاده
مجاهدشهید علیاکبر مشهدیحیدری
مجاهدشهید جلالالدین موسویتیرآبادی
مجاهدشهید محمود یساول
مجاهدشهید عبدالله ابراهیمزاده
مجاهدشهید سیدمحمد باقرزاده ثانی
مجاهدشهید ایرج رجبعلیزاده
مجاهدشهید خسرو نیکطالعان
مجاهدشهید اکرم زارعکهن
مجاهدشهید خسرو کاوهنژاد
مجاهدشهید فرشید احمدنژاد
مجاهدشهید نوذر علائی
مجاهدشهید نادر واحدیمقدم
مجاهدشهید متین بزرگزاده
مجاهدشهید محرم حسیننژاد
مجاهدشهید محمود عبادی تمرین
مجاهدشهید بتول عبدی
مجاهدشهید مجتبی غفاری
مجاهدشهید جلیله فروتن مقدم
مجاهدشهید محمدرضا یوسفپورنوید
مجاهدشهید زری بابائی
مجاهدشهید زهرا همتی
مجاهدشهید فریبال بازیار
مجاهدشهید آذر نورعلی
مجاهدشهید مسعود سماکار
مجاهدشهید صابر جاهدشیران
مجاهدشهید محمدحسین معینالذاکرین
و مجاهدشهید سعید عمادزاده از کادرهای حفاظت جانشین فرماندهی کل ارتشآزادیبخش خواهر مجاهد مریم رجوی که به اعتبار مسئولیت والایش _ حفاظت از رهبری عقیدتی خود – در صدر ستارگان فروزان ”چلچراغ رهایی“ میدرخشد. مجاهدشهید سعید عمادزاده درجریان آمادهسازیهای مربوط به قبلاز عملیات به شهادت رسید و خون پاکش را فدیهی رهایی خلق و میهنش نمود.
سلام بر آنان روزی کهزاده شدند و روزی که در طلب آزادی خلق محرومشان سلاح بهدست گرفتند و روزی که حیات جاوید یافتند.
در میان این ستارگان پرفروغ رهایی، دو انقلابی مارکسیست، شهدای پرافتخار محمدحسن گلستانهزاده و سیاوش سلطاننیا بهچشم میخورند که اگرچه دارای ایدئولوژی مجاهدین نبودند، اما به ندای مجاهدین برای پیوستن به صفوف ارتشآزادیبخش پاسخ مثبت دادند و آنچنانکه شرف انقلابیشان حکم میکرد، به تعهدات و مسئولیت خود در قبال سرنوشت این خلق و میهن در زنجیر، وفا کردند. آنان در صفوف ارتشآزادیبخش و دوشادوش مجاهدین به میدان نبرد شتافتند و در مصاف با دشمنترین دشمن مردم ایران سرفرازانه جان باختندء. یادشان گرامی و راهشان پررهرو باد.



کمرشکنشدن ماشین جنگ و سرکوب
نبرد چلچراغ، صرفنظر از شگفتیهای نظامی آن، بهخاطر شکستن کمر ماشین جنگی رژیم در جنگ خانمانسوز هشتساله ایران و عراق، اوج پیروزی بود. چراکه این عملیات بهعنوان نقطه اوج نبردهای ارتش آزادی، یکسال پساز تأسیس خود، مردم ایران را از شر جنگی که فقط خمینی، و آخوندها و سرکردههای رژیمش بر آن اصرار میورزیدند خلاص کرد. جنگی با یک میلیون کشته و دو میلیون معلول و مجروح و متجاوز از ۱۰۰۰میلیارددلار خسارت یعنی بیشاز سه برابر همه درآمدهای نفتی ایران در طول قرن حاضر. جنگی که بسیاری از شهرهای ایران را به ویرانه تبدیل کرد.
ازجمله قربانیان این جنگ بایستی از450هزار دانشآموزی یاد کرد که بهگفته وزیر آموزش و پرورش خمینی و آخوندخاتمی (وزیر ارشاد وقت رژیم) بر روی میدانهای مین فرستاده شدند. و رفسنجانی از آنها بهعنوان سرباز یکبارمصرف یاد میکرد.
پانزده روز قبلاز عملیات چلچراغ یعنی در در 12خرداد67، خمینی برای مقابله با اوضاع درهمشکسته نیروهایش در جبههها، رفسنجانی را بهعنوان جانشین فرمانده کل قوا در همه امور جنگ منصوب کرده بود و آشکارا از «دادگاه نظامی زمان جنگ» و «تنبیه متخلف در هر رده» سخن گفته بود. اما از هنگامیکه ارتشآزادیبخش، شهر مهران را تصرف کرد و زبدهترین نیروهای زرهی رژیمخمینی دربرابر رزمندگان ارتش آزادی بیشاز چند ساعت دوام نیاورد، معادلات نظامی در جبههها همگی بر ضد خمینی و بهسود ارتشآزادیبخش شتاب گرفت.
و چنین بود که خمینی در 27تیرماه67، در میان بهت و حیرت همگان اعلام کرد که قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را رسماً میپذیرد.
رفسنجانی در توجیه علت پذیرش آتشبس گفت
«پذیرش قطعنامه متکی بهخیلی چیزهاست که فعلاًً بهخاطر اینکه عمده آنها از اسرار نظامیــ سیاسی هستند، نمیتوانم توضیح بدهم».
48ساعت بعداز آن، خمینی بهشکست تاریخی و ذلتبار خود در جنگافروزیش اعتراف کرد و گفت:
«قبول این مسأله برای من از زهر کشندهتر است. پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم.اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود و از هر آنچه گفتم، گذشتم و اگر آبرویی داشتم با خدا معامله کردم».
صلح و آزادی، شعار استراتژیک مقاومت
در ادامه همین سیاست بود که شورای ملی مقاومت در اسفند ۱۳۶۱ طرح صلح پیشنهادی خود را منتشر کرد. انتشار این طرح، رژیم آخوندی را بیشازپیش برای پایاندادن بهجنگ تحتفشار قرار میداد.
با انتشار طرح صلح شورای ملی مقاومت، افکار عمومی بینالمللی هرچه بیشتر علیه جنگطلبی خمینی و بهسود سیاست صلح مقاومت برانگیخته شد. طرح صلح شورا حمایتهای بسیاری ازجمله حمایت بیشاز 5هزار حزب و سندیکا و شخصیت سیاسی، پارلمانی، دولتی و اجتماعی از کشورهای اروپا، کانادا، آمریکا و نیز کشورهای آسیایی را بهخود جلب کرد.در راستای افشای نیات خمینی از ادامه جنگ ضدمیهنی، مقاومت ایران چندین پراتیک تبلیغاتی و تظاهرات علیه جنگ را ازجمله در مهر۱۳۶۳، و فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۴ توسط واحدها و هستههای مقاومت در داخل ایران بهطور سراسری برگـزار نمود.
در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۴ بهدعوت شورای ملی مقاومت، تظاهرات علیه جنگ و برای صلح و آزادی در 13کشور اروپا، هند و آمریکا برگزار شد. در این پراتیکها، بسیاری از پرسنل میهنپرست ارتش نیز فعالانه شرکت داشتند. این فعالیتها هرچه بیشتر فضای اجتماعی را علیه جنگ خانمانسوز برانگیخت و مردم زیر اختناق جرأت کردند صدای اعتراض خود را بلند کنند. فرار سربازان از جبهههای جنگ افزایش یافت و ریزش نیروهای رژیم سیر تصاعدی پیمود. رژیمخمینی که دائماً در تدارک حملهها و تهاجمات جدید جنگی بود، بهمرور توان بسیج خود را از دست داد. بهعلاوه حملههای بیفرجام خمینی در جنگ با عراق، با دههاهزار کشته و تلفات، انزجار اجتماعی را نسبت بهجنگ نامشروع خمینی گسترش داد.
در این نبرد، ارتشآزادیبخش بیشاز دو میلیارددلار انواع تسلیحات را بهغنیمت گرفت که ۱۵۶ تانک و توپ و زرهپوش و بیشاز ۶۰ موشکانداز و همچنین بیشاز ۲۰۰ خودرو و هزاران قبضه سلاح و انواع تجهیزات و مهمات را شامل میگردید.
در سالگرد نبرد کارساز چلچراغ بهروان پاک شهیدان والامقام این نبرد که درحقیقت، شهیدان صلح و رهایی هستند درود میفرستیم و حماسه دلاوری و فداکاری این قهرمانان آزادی را گرامی میداریم.
«هیچکس! هیچکس! [هیچگروهسیاسی، درحاکمیتوبیرونازآن] غیراز [مجاهدینخلق] درداخلکشور وجودندارد که بعداز [عقبنشینی قوای دولت عراق از] خرمشهر اطلاعیه ویا بیانیهای دادهباشد که جنگ باید خاتمه پیدا کند!»
درهمین رابطه بخوانید:
آتش خاموشیناپذیر عملیات کبیر فروغ جاویدان و لرزه سرنگونی درنظام ولایتفقیه
قسمت اول – مجاهدین خلق، ستون پنجم یامیهنپرست ؟! – و اینگونه جنگ آغاز شد…
سلسله مطالبی تحت عنوان «آیا جنگ رژیم ایران با عراق اجتناب ناپذیر بود؟»
زوزههایوحشت بیپایان خامنه ای ازسلسلهعملیات ارتشآزادیبخش ملیایران









