• اسناد مقاومت
  • اسناد بین‌المللی
  • اسناد جنایت
  • فعالیت‌های کانون‌های شورشی
  • سایر زبانها
    • EN
    • AL
دوشنبه, شهریور ۳۰, ۱۴۰۵
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
شهادت-منیره-رجوی

گرامی باد خاطره مجاهد شهید منیره رجوی، سمبل 30هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده در سال 67

فروردین ۷, ۱۳۹۶
در مناسبتها

”اینها می‌خواهند انسانیت آدم را نابود کنند و باید با همین هم جنگید“

۷فروردین۱۳۶۸-۲۷مارس۱۹۸۹:

روز هفتم فروردین ۱۳۶۸، اعلام شد که منیره رجوی خواهر‌ کوچکتر مسعود رجوی، رهبر مقاومت، توسط دژخیمان خمینی به‌شهادت رسیده است

سازمان مجاهدین خلق ایران به‌همین مناسبت اطلاعیه‌ای منتشر کرد که در آن آمده است:

«رژیم زخم‌خورده خمینی پس از تسلیم‌شدن ناگزیر در جنگ ضدمیهنی و سرکشیدن جام‌زهر‌ آتش‌بس، وحشیانه به‌قتل‌عام زندانیان مجاهد خلق کمر بست… و رشیدترین فرزندان مردم ایران را، به‌خاطر هواداری از مجاهدین و ایستادگی بر سر مواضع انقلابی خود اعدام نمود. در میان این قهرمانان، مجاهد شهید، منیره رجوی، خواهر‌ کوچک رهبر مقاومت ایران، آقای مسعود رجوی، پس از ۶سال اسارت، توسط دژخیمان خمینی، تیرباران شد. اما برخلاف نیات لئیمانه خمینی که به‌نسل‌کشی مجاهدین روی آورده بود، در خون پاک مجاهد شهید منیره رجوی، خونهای تمامی مجاهدان قتل‌عام‌ شده در شکنجه‌گاههای خمینی، هر‌چه بیشتر با یکدیگر و در رهبری مقاومت عادلانه مردم ایران پیوند خورد و در مسیر رهایی خلق و میهن اسیر، جوشش و اوج تازه‌یی یافت. بدین‌ترتیب نام مجاهد شهید، منیره رجوی، به‌عنوان سمبل زندانیان قتل‌عام شده، در تاریخ خونبار مقاومت ایران به‌ثبت رسید. زن پاکبازی که به‌خاطر نسبت خانوادگی‌اش با برادر مجاهد مسعود رجوی، همراه با همسر و دو دختر خردسال ۳ساله و ۲ساله‌اش دستگیر شد و آنگاه تمام‌عیار قدم در طریق اشرف زنان مجاهد گذاشت. بیش از ۶سال در شکنجه‌گاه اوین تحت اسارت و شکنجه به‌سر برد و با مقاومتی سرسخت و استوار از پذیرش خواسته خمینی دژخیم، برای تخطئه رهبر مقاومت سر باز زد.

یاد و راه مجاهد شهید منیره رجوی و همه زندانیان مجاهد قتل‌عام‌شده سال ۶۷، گرامی باد».

مجاهد شهید منیره رجوی به‌هنگام اعدام، ۳۸سال داشت.

وی در سال۱۳۲۹ در طبس متولد شد و پس از پایان دوره دبیرستان، مدتی تحصیلات خود را در خارج ‌کشور ادامه داد. وی در زمان شاه، هنگامی که برادرش مسعود در زندانهای ساواک، محکوم به‌اعدام شده بود، همراه با برادر بزرگترش دکتر کاظم رجوی دست به‌تلاش گسترده‌یی برای نجات جان مسعود زد که منجر به‌تخفیف حکم اعدام او به‌ حبس ابد شد. در پاییز سال۶۰، رژیم آخوندی تمامی اعضای خانواده مسعود رجوی را دستگیر کرد و منیره مجبور به ‌اتخاذ زندگی مخفی شد. او در تابستان سال۶۱ همراه با همسر و 2فرزند خردسالش دستگیر شد و به‌مدت ۶سال زیر شکنجه‌های وحشیانه روحی و جسمی قرار گرفت اما هرگز تسلیم خواستهای رژیم ضدبشری آخوندی نشد

منیره رجوی در خاطره هم‌زنجیران ازبندرسته:

مجاهد شهید منیره رجوی را فقط به‌خاطر این‌که خواهر‌ «مسعود» بود به‌اتفاق همسر و دو فرزند خردسالش دستگیر کردند.

منیره در بیدادگاه رژیم به‌۲سال حبس محکوم شده بود و باید در سال ۶۳ آزاد می‌شد، اما هرگز آزادش نکردند و ۴سال بعد از پایان دوران محکومیتش، در قتل‌عامهای سال ۶۷ به‌دستور شخص خمینی، او را اعدام کردند.

آخوند نیری، حاکم‌شرع اوین، دنبال اعدام منیره بود و اصرار داشت که این‌کار در اسرع وقت صورت بگیرد.

۷سال مداوم با وارد کردن سخت‌ترین فشارها و شکنجه‌ها تلاش کردند تا او را درهم بشکنند و با وادار کردن او به‌موضع‌گیری علیه مقاومت و به‌خصوص علیه رهبری پاکباز آن، به‌جنبش ضربه ‌بزنند. دژخیمان خمینی از به‌کاربردن انواع شکنجه‌ها و رفتارهای ضدانسانی دریغ نکردند. دژخیمان پلید، ماههای متمادی، فرزند خردسالش را نیز زیر فشار قرار دادند. در برابر دیدگان این کودکان معصوم، مادرشان منیره و دیگر زندانیان سیاسی را شکنجه می‌کردند.

یکی از زندانیان سیاسی که منیره رجوی را در شکنجه‌گاه خمینی دیده است، می‌نویسد:

«یک روز که برای بازجویی به‌شعبه ۷ دادستانی رفته بودم، پشت در اتاق شکنجه در اوین، دو کودک ۵ساله و ۳ساله را دیدم که موهای بور و چهره‌هایی سفید داشتند. خیلی تعجب کردم که بچه‌هایی در این سن و سال، کنار اتاق شکنجه چه‌کار می‌کنند و چرا باید ناظر اعمال شکنجه‌گران باشند؟ مادرشان به‌سختی آرامشان می‌کرد و نمی‌دانست با آنها چه‌کار کند. نگهبان هم مدام آنها را دعوا می‌کرد و کتک می‌زد. در داخل اتاق، در یک فرصت مناسب، نام مادرشان را پرسیدم. او گفت: «من منیره رجوی هستم، جرمم فقط خواهر مسعود بودن است». منیره برایم تعریف کرد که او را با وجود دو فرزند خردسالش به‌سلول ۳۱۱ برده بودند. سلولی که فاقد آب و توالت و نور و کمترین امکانی بود. منیره گفت «طی مدتی که در سلول ۳۱۱ بودم، باید بچه‌ها را نظافت می‌کردم، به‌دستشویی می‌بردم، ولی نگهبانها در را باز نمی‌کردند و من نمی‌دانستم جواب بچه‌ها را چه بدهم.

یکبار منیره را به‌خاطر این‌که در داخل بند به‌ بچه‌ها زبان انگلیسی درس می‌داد، به‌ بازجویی بردند. آن شب، او را به‌صورت وحشیانه‌یی زدند. طوری که وقتی برگشت تمام بدنش ورم کرده و کبود شده بود. پاهایش به‌اندازه یک متکا باد کرده و خونین بود. ولی او با روحیه شاداب همیشگیش آمد، در راهروی بند نشست و با آرامش تمام گفت: «امروز همه حرفشان این بود که چرا به‌بچه‌ها زبان انگلیسی یاد می‌دهم. گفتند تو داری آدمها را تربیت می‌کنی که وقتی از زندان آزاد شدند، بروند خارج پیش برادرت!». با آن که ارج و قرب خاصی در میان بچه‌ها داشت ولی هیچ‌وقت ذره‌یی غرور در او دیده نمی‌شد. آن‌قدر خاکی بود که کسی او را معرفی نمی‌کرد، هیچ‌وقت نمی‌شد فهمید که او خواهر ‌مسعود است. مهربانی او زبانزد همه بود. هر‌وقت از بازجویی برمی‌گشتی، اولین کسی که بالای سرت می‌آمد، منیره بود. بارها از او شنیدم که می‌گفت:

«اینها می‌خواهند انسانیت آدم را نابود کنند و باید با همین هم جنگید. باید هرچه بیشتر عاطفه‌هایمان را نثار کنیم».

و خودش شاخص عالیترین عواطف و روابط انسانی بود.

یکی دیگر از زندانیان از بندرسته درباره او نوشته است:

«در ۱۹اسفند سال ۶۳ بعدازظهر، منیره را به‌بازجویی بردند. ما خیلی نگران شدیم، که چرا دوباره بازجویی، آن‌هم بعد از دادگاه و ابلاغ حکم؟ منیره، شب برگشت. منتظر بودیم که بگوید کجا بوده است. گفت مرا به‌ملاقات اصغر برده بودند. او آرام آرام تعریف می‌کرد تا ما از شنیدن این خبر که اصغر در آستانه اعدام است، زیاد ناراحت نشویم. منیره تعریف می‌کرد که اصغر خیلی خونسرد و آرام بود. نماز خواند و به‌من وصیتهایش را کرد و گفت «من ۳روز روزه قرضی دارم. به‌کسی آزار نرساندم و همه بچه‌ها را هم دوست دارم. هیچ‌گونه خیانت به‌خلق و سازمان و همکاری با رژیم نکرده‌ام. من راهم را آگاهانه انتخاب کرده‌ام و سلام مرا هم به‌تمام بچه‌ها برسان. تو هیچ ناراحت نباش، امیدوارم خدا از من قبول کند». دژخیم، حاجی‌ مجتبی، مأمور اعدام که بالای سر آنها ایستاده بوده لحظه‌به‌لحظه ساعت خود را نگاه می‌کرده و می‌گفت، زود باشید ملاقاتتان را تمام کنید؛ ساعت ۹شب باید اصغر را اعدام کنم، نباید دیر بشود؛ حکم حاکم‌شرع را باید سر ساعت اجرا کنم و یک‌ربع دیگر باید اصغر را تیرباران کنم.

ما می‌دانستیم که قرار است روز بعد، خانواده اصغر به‌ملاقات او بیایند. ناخودآگاه صبح فردا در نظرمان مجسم می‌شد که خانواده اصغر به‌جای دیدار فرزندشان خبر اعدام او را دریافت می‌کنند.

اصغر روی یک دستمال، عکس ۲تا دختر را گلدوزی کرده بود و در گوشه دستمال نوشته و (دوخته) بود: «از طرف بابا اصغر و مامان‌ منیره» ؛ تا در روز ملاقات، این هدیه را به‌۲دخترش یادگاری بدهد.

علاوه‌بر گزارشهایی که خواهران مجاهد درباره منیره نوشته‌اند، یکی از زنان زندانی سیاسی مارکسیست در کتاب خاطراتش از زندان، در قسمتی از آن، راجع به‌منیره نوشته است:

«من ملاقات نداشتم و پول و لباسی دریافت نمی‌کردم. بچه‌های اتاق برای «سحر» [فرزند خردسال نویسنده] لباس می‌دوختند، با قیچی‌کردن لباسهای خودشان اسباب‌بازی درست می‌کردند. لباسهای کاموایشان را می‌شکافتند و با سنجاق‌قفلی، بافتنی می‌بافتند. اما علاوه براینها گاهی قوطی شیر، وسایل بهداشتی و پول در کارتن مخصوص سحر می‌دیدم، یا یکی ‌دوبار دیدم که پس از ملاقات، پستانک و جوراب بچگانه به‌همین‌صورت برای سحر می‌آوردند. چه‌کسی این‌کار را می‌کرد؟ … آن روز، روز ملاقات بود. بند، شور و هیجان ملاقات داشت. اما سحر که چند روزی بود پستانکش را گم کرده بود مرتباً بهانه می‌گرفت. او را بغل زده در راهرو راه می‌رفتم و برایش قصه می‌خواندم. منیره را برای ملاقات صدا زدند. موقع رفتن گفت که هر ‌دو کودکش مریم و مرجان، به‌ملاقاتش می‌آیند. سحر را بوسید و رفت. من هم‌چنان برای سحر قصه می‌خواندم. تا روی شانه‌هایم به‌خواب رفت. گروه‌های ملاقات‌کننده کم‌کم به‌بند بازگشتند. منیره هم برگشت. به‌اتاق رفتم. سحر را آرام در جایش خواباندم. منیره خوشحال بود و چادرش را تا می‌زد. یکی از هم‌اتاقیها پرسید راستی منیره، چرا مرجان را به‌گریه انداختی؟ چرا پستانک او را گرفتی؟ پستانکی در دست منیره بود و من چیزی مثل برق از ذهنم گذشت. منیره را در آغوش گرفتم. بغضی گلویم را می‌فشرد. این همه محبت خالصانه. منیره پستانک را از دهان دخترش می‌گرفت، جوراب او را درمی‌آورد. پول، شیر، اینها همه، کار منیره بود. او در جواب احساسات من گفت که این کمترین وظیفه است و این‌کار را به‌این دلیل علنی نمی‌کرده تا مرا دچار محذور نکند. حس احترام عمیقی به‌ او داشتم. اما فروتنی او اجازه نداد که ابرازش کنم.

بعد طی سالهای زندان حتی وقتی با هم نبودیم محبت او را احساس می‌کردم. و آخرین خداحافظی با او در سال ۶۷ جزء زیباترین و دردناکترین خاطرات من از زندان شد».(از کتاب یادهای زندان، نوشته خانم ف ـ آزاد، صفحه۶۰).

 

 

پرده‌ای‌دیگر از خوی‌درنده و ضدبشری «خمینی دجال»

آخوندجلاد مرتضی مقتدایی، سخنگوی شورای‌عالی قضایی
درزمان قتل‌عام مجاهدین در زندان‌ها، درسال۶۷:
در آن‌موقع درمورد اعدام‌ها «خمینی» به‌ما روحیه می‌داد

آخوند دژخیم مرتضی مقتدایی:
اعضای شورای عالی قضایی مستاصل شده‌بودند،
نمی‌دانستند چه کار بکنند، بناشد برویم خدمت امام،
خمینی تبسمی کرد و گفت
ادامه بدهید کارتان‌را، پیش ببرید! هیچ «وحشت» نکنید!

آخوندجلاد مرتضی مقتدایی ۱۲خرداد۹۹ درتلویزیون حکومتی شبکه خبر:

حضرت امام به ما روحیه می‌داد حضرت امام چند مرتبه جلسه‌ای پیش امام گرفته شد که واقعاً اعضای شورای عالی قضایی مستاصل شده بودند نمی‌دانستند چه کار بکنند بنا شد برویم خدمت امام بگوییم قضیه را خدمت امام. عرض شد که آقا، آمار هم دست دادیم آنجا، الآن چه تعداد رادیو در کل جهان ۲۴ساعت علیه جمهوری اسلامی دارد حرف می‌زند،
چقدر تلویزیون ها چقدر افراد و شخصیت‌های برجسته دنیا می‌آیند مصاحبه می‌کنند، صحبت می‌کنند علیه نظام جمهوری اسلامی ایران٬ چه کار می‌شود کرد؟! نمی‌شود پیش رفت با این اوضاع! اینها واقعاً جدی [است] ها! خدمت امام مطرح کردیم که با این حمله‌های، انواع حمله‌ها و هجمه‌ها علیه این نظام، آدم به بن‌بست گیر می‌کند، نمی‌شود پیش رفت!
خدا رحمت کند امام را، یک تبسمی کردند، فرمودند که از همین باید استفاده کرد، از همین که می‌بینید علیه این نظام اینجور هجمه دارد می‌شود، از همین بفهمید که پس اینجا یک خبری هست! اگر این نظام یک نظام مهمی نبود این همه هزینه اینها دارند در سطح جهان رادیو ها تلویزیون ها افراد می آیند، پس معلوم می‌شود، تعبیر امام این بود، فرمودند معلوم می‌شود اینجا یک خبری هست! همین را حفظ کنید … همین را حفظ کنید، ادامه بدهید کارتان را پیش ببرید هیچ وحشت نکنید! …
یک مطلب مهم‌تر از این، حالا اسم هم می‌خواهم نبرم، یکی از آقایان مراجع که ما همسایه هم بودیم، من از درب منزل آمدم بیرون، می‌خواستم بروم تهران برای همان شورای عالی قضایی، آن آقا داشت قدم می‌زد، از آقایان مراجع بود، در کوچه فضای بازی بود، ایشون داشت قدم می‌زد من را دید، سلام و احوالپرسی، گفتند که تهران می‌روی بله؟ ایشون به من نصیحت کرد که از این حمله‌ها، عرض کنم که زندان کردن ها و اعدامها پرهیز کنید! به من گفت پرهیز کنید! گفتم والله دستور امام هست ما تابع امام هستیم! گفت به امام بگویید ما نمی‌کنیم! فرمایش ایشان بود به من.

مجری تلویزیون حکومتی:

شما به امام بگویید نمی‌کنیم!

آخوندجلاد مرتضی مقتدایی:

بله! بگویید نه! صلاح نیست! بگید نمی‌کنیم! بگویید مصلحت نیست! به ما درس می‌داد که بروید به امام بگویید که وضع جوری هست که صلاح نیست اینجور! من گفتم والله خود امام فرموده‌اند که ادامه بدهید با قدرت! حتی این [مجاهدین خلق] آنهایی که سر موضع هستند امام تأکید می‌کرد آنهایی که سر موضع هستند که اگر امروز از زندان بیاید بیرون فردا انفجار ایجاد می‌کند، فرمود با اینها برخورد کنید! آنهایی‌شان که سر موضع هستند از موضع خودشان برنگشته‌اند با اینها برخورد کنید! این فرمایش امام بود به ما و همان‌طور که امام نظرشان بود ما اقدام می‌کردیم … قضاتی که سر کار بودند قانون دستشان بود، «نظر امام»، «رأی امام» توی دستشان بود و «بر طبق آن» اگر بنا بود اعدام، اعدام!، اگر اعدام نبود، زندان می‌دادند، شلاق می‌دادند…

جلاد قتل‌عام و سردژخیم قضائیه جلادان، ابراهیم رئیسی:
قهرمان مبارزه با مجاهدین، خمینی و کسانی مثل لاجوردی هستند!
[مجاهدین] کسانی هستند که به‌هیچوجه نباید به اینها امام مجال می‌دادند

متاسفانه یک سوال جدی این‌است
که چطور اینهارا از لیست درآوردند؟!
۱۷هزار نفر خیلی مسئله روشنی هست

آخوندجلاد ابراهیم رئیسی ۱۳خرداد۹۹ درتلویزیون حکومتی شبکه خبر:

جوانان امروز [مجاهدین] را نمی شناسند، [اینکه اینها] کی هستند اینها؟ چون اینها یک مقدار اطو کشیده شده‌اند

مجری تلویزیون حکومتی:

و خیلی هم معرفی نشده‌اند

آخوند جنایتکار و هیولای قتل عام زندانیان سیاسی درسال۶۷، ابراهیم رئیسی:

تو اروپا اطو کشیده خودشان را جلوه می‌دهند.. ۱۷هزار نفر، خیلی هم مسئله روشنی هست. متاسفانه یک سوال جدی این است که چطور تروریست هایی که تا دیروز توی لیست سیاه قرار داشتند، هم از ناحیه اروپایی ها هم از ناحیه آمریکایی ها، اینها جزو تروریست ها و لیست سیاه شناخته شده‌بودند، چطور به خاطر زد و بندهای سیاسی، اینها را از لیست سیاه در آوردند و الان دارند با اینها همکاری می کنند و به اینها پناه داده‌اند؟! ما جریان [مجاهدین] را بشناسیم که امام خوب اینها را شناختند… خوب اینها را نباید بهشان مجال داد. امام تا زمانی که به قول خودشان کوچکترین احتمالی می‌دادند که اینها بازگشت کنند و اینها بیایند به دامن ملت، نسبت به اینها در واقع لطف داشتند، در واقع قهرمان مبارزه با نفاق امام بزرگوارند و کسانی مثل شهید لاجوردی که خوب جریان نفاق را شناخت، کسانی مثل شهید کچویی و بسیاری از این عزیزان که خوب شناختند جریان نفاق را. اینها کسانی هستند که به هیچوجه نباید به اینها امام مجال می‌دادند و امام خوب اینها را می شناختند و در واقع آنچه می‌شود گفت،‌ تجلیل از مقام امام که جریان نفاق را و پلیدی را خوب شناختند و «خوب در این رابطه عمل کردند» و عزیزانی بسیاری که در این رابطه چه در سپاه، چه در کمیته ها، چه در دادگاههای انقلاب و چه در بخش های مختلف، انصافا آنچه که در رابطه با مبارزه با [مجاهدین] انجام داده‌اند، همه اش در جهت ایجاد امنیت برای مردم و برای جامعه بود.

آخوند ابراهیم رئیسی سردژخیم قضاییه جلادان،
بر سر قبر خمینی در سالمرگ دجال:
امروز حقوق اولیه انسان در آمریکا نابود می‌شود !
دنیا باید رفتار آمریکایی‌ها و حقوق مردم را ببیند!

روضه‌خوانی جلاد قتل‌عام زندانیان دست‌بسته سیاسی درسال۶۷
درباره هدایت کرونای‌ولایت توسط خامنه ای
و فواید استکبارستیزی!

ابراهیم رئیسی سرجلاد قضائیه خامنه ای و از سردمداران قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال۱۳۶۷، تلویزیون حکومتی شبکه خبر، ۱۳خرداد۹۹:

مردم دنیا ببینند رفتار آمریکایی‌ها با حقوق مردم رفتار آمریکایی‌ها با مردم کشور خودشان چه برسد به مردم عالم اینکه فریاد امام… بلند شد نسبت به استکبار ستیزی به ویژه نسبت به آمریکا و همواره رهبری بر این تاکید دارند که نسبت به استکبار باید روحیه استکبارستیزی… همیشه وجود داشته باشد ببینند چهره حقیقت استکبار را…
حقوق اولیه انسان در آمریکا دارد نابود می‌شود اما حقوقدانان و داعیه‌دار حقوق بشر فریاد بر نمی آورند که چگونه است که حقوق اولیه انسان در اینجا زیر پا گذاشته میشود امروز آمریکا دیگر نه به عنوان مدعی حقوق بشر به عنوان یک متهم باید محاکمه بشود در مجامع بین المللی دنیا چگونه حقوق اولیه انسان را زیر پا می‌گذارد و نابود می‌کند

قسمتی از پیام مسعود رجوی در هلاکت قاسم سلیمانی ۱۳دی۹۸:

قبلا گفته بودیم که آخوند رئیسی و پاسدار سلیمانی باید به لاجوردی و صیاد شیرازی ضمیمه شوند و چنین خواهد شد. لعنت خدا و خلق برهمه آنها باد و در رأس‌شان خامنه ای خلیفه ارتجاع

[شعار پرطنین مردم  به‌جان‌آمدن ایران درتظاهرات مردمی:‌ مرگ برخامنه ای!]

تنها جواب، شیخ آتش است
و به سردژخیم جلاد، آخوند ابراهیم رئیسی:
قضائیه جلادان، مقدمتان خونباران! این جنایتکار باید همچون لاجوردی و صیاد شیرازی به‌خاطر قتل زندانیان کیفر ببیند. بند از بند این رژیم باید گسست و چنین خواهد شد…
به مأموران و مزدوران اطلاعات و گشتاپوی دینی در داخل و خارج ایران هشدار می‌دهیم:
تمامی پرونده ها و ارتباطات و وجوه دریافتی آنها برملا خواهد شد. بدون شک در برابر عدالت و قانون قرار میگیرند. دست داشتن در خون مجاهدین و فرزندان رشید این میهن کیفری سخت و سنگین دارد. قبل‌از سرنگونی رژیم، تسلیم اراده خلق شوید! از جنایت‌ها و پلیدی‌های خود درخدمت به این رژیم، علیه مقاومت و انقلاب نوین مردم ایران دست بشویید. از سرنوشت ساواکی‌های شاه عبرت بگیرید. گمان نکنید که با هفت خطی و هفت رنگی می‌توان از کیفر جنایت و شقاوت در امان ماند.
و پیام‌به خلق اسیر و مردم دردمند و روندگان راه شهیدان، از سی خرداد سال ۶۰ تا قیام آبان، به ارتش بیکاران و گرسنگان:

چشم انداز سرنگونی و آزادی روشن‌تر و درخشان‌تر می‌شود، اما باید قیمت بدهیم. کس نخارد پشت ما، جز ناخن انگشت ما. ملت ایران سرنوشت را با رنج و خون فرزندان رشیدش می‌نویسد. به کمک کانون‌ها و جوانان شورش‌گر بشتابید!

برای آشنایی‌بیشتر نسبت‌به جنایت انجام‌شده علیه بشریت توسط دژخیمان خمینی خون‌آشام، به‌لینک زیر مراجعه کنید:

فایل صوتی آقای منتظری در گفتگو با هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی درسال۱۳۶۷

بیانیه عفو بین‌الملل در محکومیت دفاع مصطفی پورمحمدی از قتل‌عام زندانیان سیاسی درسال۱۳۶۷

 

 

 

درهمین رابطه بخوانید:
خانم مریم رجوی: گماشتن جلاد قتل‌عام در رأس قضائیه آخوندها واکنش وقیحانه خلافت دینی به اوجگیری جنبش دادخواهی است

جنبش دادخواهی، نظام قتل‌عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام ۶۷

فراربه‌جلو، لودادن و شاخ‌زدن دژخیمان نظام به همدیگر همزمان با بالاگرفتن جنبش دادخواهی

ابراز سوزش آخوند جلاد ابراهیم رئیسی از هلاکت مزدوران حکومت و وحشت از جنبش دادخواهی

دستگیری خانواده شهیدان در سی امین سالگرد قتل عام ۶۷ در وحشت از جنبش دادخواهی

جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷ – موسسه اطلاعاتی هابیلیان، مدافع جلادان دهه ۶۰

ساخت فیلم های سفارشی علیه مجاهدین ،وحشت خامنه ای از جنبش دادخواهی و استقبال مردم از مجاهدین

اوج‌گیری جنبش دادخواهی و کشمکش باندهای حکومتی بر سر فیلم‌سازی خامنه‌ای تحت عنوان مستند قائم مقام

«جنبش دادخواهی»، پاره کننده نقاب چهره «مرگ‌آفرینان»

اوج‌گیری جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷ و اعتراف های ناگزیر آخوند دژخیم علی فلاحیان به نسل کشی و قتل عام مجاهدین به حکم خمینی جلاد

فراخوان برندگان جوائز نوبل به محاکمه عاملان قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، حمایت از جنبش دادخواهی شهیدان قتل‌عام ۶۷

وحشت خامنه‌ای از گردهمایی بزرگ ایرانیان و بالا گرفتن جنبش دادخواهی شهیدان قتل‌عام و تشبثات مذبوحانه در پاریس برای عوض کردن جای جلاد و قربانی

 

 

 

اشتراک کنیدتوئیتپیناشتراک کنیدبفرستبفرست

مطالب مرتبط

اول شهریور، سالگرد هلاکت لاجوردی سر جلاد اوین، در سال ۱۳۷۷

اول شهریور، سالگرد هلاکت لاجوردی سر جلاد اوین، در سال ۱۳۷۷

شهریور ۱, ۱۴۰۵
به گواهی اسناد: ۲۸ مرداد کودتای سیاه شاه و شیخ و استعمار

به گواهی اسناد: ۲۸ مرداد کودتای سیاه شاه و شیخ و استعمار

مرداد ۲۸, ۱۴۰۵
قیام ملی ۳۰تیر ۱۳۳۱ روز تجلی اراده خلق و پیروزی بر ننگ تسلیم در برابر شاه و شیخ

قیام ملی ۳۰تیر ۱۳۳۱ روز تجلی اراده خلق و پیروزی بر ننگ تسلیم در برابر شاه و شیخ

تیر ۳۱, ۱۴۰۵
سالگرد زهر خوردن خمینی و قبول آتش بس در جنگ ضدمیهنی ـ ۲۷تیر

سالگرد زهر خوردن خمینی و قبول آتش بس در جنگ ضدمیهنی ـ ۲۷تیر

تیر ۲۷, ۱۴۰۵

آخرین مطالب

مسعود رجوی - ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

مسعود رجوی – ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

شهریور ۳۰, ۱۴۰۵

محله‌محوری و مسجد‌محوری پزشکیان! یابومحوری بچهٔ شاه! پزشکیان می‌گوید «می‌توانیم با بهره‌گیری از ظرفیت حکمرانی محله‌محوری و مسجد‌محوری، بسیاری از...

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت (۱)

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت (۱)

شهریور ۲۹, ۱۴۰۵

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت خبر داد وزارت بدنام اطلاعات عوامل خود در خارجه را موظف کرده است...

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت (۲)

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت (۲)

شهریور ۲۹, ۱۴۰۵

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت خبر داد وزارت بدنام اطلاعات عوامل خود در خارجه را موظف کرده است...

ستاد اجتماعی مجاهدین

ستاد اجتماعی مجاهدین

شهریور ۲۸, ۱۴۰۵

ستاد اجتماعی مجاهدین اعلام کرد: کلیپ قدیمی پخش شده در روز جمعه ۲۷شهریور از مشهد، به تاریخ ۱۹دی، با شعار...

ما را دنبال کنید

درباره ایران افشاگر

سایت "ایران افشاگر" افشا کننده مزدوران و ماموران وابسته به وزارت بدنام اطلاعات آخوندی و طرح ها، توطئه ها و ترفندهای پشت پرده فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان ایران است.

📧 تماس با ما

پیوندها

سایت مریم رجوی
سایت مجاهدین خلق ایران
سایت شورای ملی مقاومت
سایت همبستگی ملی
سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • صفحه ویژه
  • مزدوران را بشناسید
به نسخه موبایل بروید