به دنبال نامه ۴۰۰ خانواده ساکنان لیبرتی در اول آذر ۹۴ خطاب به دبیر کل سازمان ملل مبنی بر اعزام به عراق برای دیدار با بستگانشان در لیبرتی و ممانعت سفارت عراق در کشورهای متبوع خود سایتهای زنجیرهیی وزارت اطلاعات و عواملشان به سوزوگداز پرداخته و اقدام به توطئه و ترفندهایی برای مقابله با موج تقاضای دیدار خانوادههای مجاهدین ساکن لیبرتی که در کشورهای خارجی مقیم هستند، نمودند که در زیر چند نمونه از این ترفندها را میآوریم:
– «پروپاگاندای مجاهدین خلق است که هرگز ساکت نمیماند. این ماشین تبلیغاتی نامهیی ازآنچه خانوادههای ساکنان لیبرتی میخواند، به دبیر کل سازمان ملل بانکی مون منتشر کرده است. در این نامه… “خانوادههای ساکنان لیبرتی که ساکن اروپا و امریکا هستند”، شدیداً درباره جان فرزندان خود ابراز”نگرانی” کردهاند!». (سایت نجات رژیم ۱۸ آذر ۹۴)
– «بیانیه ۴۰۰ خانواری برای حمایت و ملاقات بستگانشان در لیبرتی!
البته اگر طبق ادعایی که مطرح کردهاید، شما خانواده افراد مستقر در لیبرتی باشید! خانواده یعنی بستگان درجهیک و طبق قوانین موجود در تمام کشورها شما قادر خواهید بود از طریق وکلای خود اقدام کرده و در کمترین زمان ممکن عزیز خود را از این گردابی که [مجاهدین] برای عزیزانتان درست کردهاند نجات دهید». (اینترلینک ۱۳ آذر ۹۴)
همانطوری که ملاحظه میشود سایتهای وزارتی «دلسوز» عواطف خانوادگی مجاهدین شده به دنبال توطئهها و ترفندهای رژیم آخوندی هستند و وارد اصل ماجرا که همانا محاصره ظالمانه چندین سالهیی که از طریق عوامل رژیم در دولت عراق و کمیته سرکوب اعمال میگردد نشدند و یا در پاسخ به این سئوال که چرا بسیاری از بستگان ساکنان لیبرتی را به جرم آخوند ساخته دیدار از اشرف یا ارتباط با مجاهدین و دیدار خانوادگی در اشرف، دستگیر و شکنجه و زندانی میکنند و به آنها اتهام «محاربه» زده و بعد هم حکم اعدام میدهند و نهایتاً دعوای اصلی یا صورتمسئله در این مورد چیست را بدون پاسخ میگذارند.
اینها سئوالاتی است که به پاسخ آنها میپردازیم و همچنین به این میپردازیم که چرا وزارت اطلاعات مستقیم و غیرمستقیم از طریق عوامل و گماشتهها و دم و دنبالچههایش به فکر نامهنگاری و سوءاستفاده از ارگانهای بینالمللی بهویژه کمیساریای عالی پناهندگان افتاده است؟!
به دنبال شکست اقدام تروریستی آخوندها در ۷ آبان ۱۳۹۴ به لیبرتی با شلیک ۸۰ موشک تقویتشده که قصدش نابودی مجاهدین بود، همچنین پس از نامه ۴۰۰ تن از اعضای خانوادههای مجاهدین لیبرتی به دبیر کل ملل متحد در اول آذرماه همین سال که نقشه کثیف آخوندها تحت عنوان خانواده را نقش بر آب کرد، وزارت اطلاعات برای جبران شکست و رسواییهایش از چند طریق وارد شد و دست به اقدام زد:
– اولاً افزایش فشار بر ارگانهای بینالمللی و بهطور مشخص کمیساریا برای سوءاستفاده از آنها علیه مجاهدین.
– ثانیاً، به راه انداختن خیمهشببازی رسوا و تکراری با شرکت مأموران وزارت اطلاعات تحت نام «خانوادههای مجاهدین» در عراق و آلبانی.
– ثالثاً، بسیج مزدوران برای نامهنگاری گسترده به کمیساریا.
– رابعاً «اعلام آمادگی برای گرفتن ویزا برای ”خانوادههای مجاهدین”» توسط مزدوران اطلاعات.
در سایت زنجیرهیی فراق وزارت بدنام که یکی از سایتهای اقماری وزارت اطلاعات است دراینباره آمده است:
«ما اعضای خانوادههای سازمان مجاهدین خلق… از سازمانهای حقوق بشری و کمیساریای عالی پناهندگان در عراق و آلبانی، خواهان حمایت، همکاری و رسیدگی به درخواستهای اعضای این کمپین راداریم و انتظار می رود دست یاری ما را بفشارید- کمپین خانوادههای سازمان مجاهدین خلق».
یا شعبه وزارت اطلاعات موسوم به بنیاد سحر در تاریخ ۷ آذر ۹۴ از طریق مأموران پیشانی سیاه خودش به صحنه آمده و برای صدور تأییدیه برای دادن ویزای عراق به خانوادههای مجاهدین اعلام آمادگی کرده است:
«بنیاد خانواده سحر بهتمامی خانوادههایی که در آمریکا و اروپا مایل به سفر به عراق برای دیدار با عزیزان خود در اردوگاه لیبرتی هستند اعلام می دارد که حاضر به انجام هرگونه همکاری و دادن تأییدیه برای اخذ ویزای عراق میباشد. خانوادهها می توانند در این خصوص با بنیاد ارتباط برقرار نموده و مشخصات درخواست ویزای خود را اعلام نمایند تا در این زمینه اقدامات لازم صورت گیرد».
این در شرایطی است که به خانوادههای واقعی ساکنان لیبرتی نهتنها ویزای عراق داده نمی شود بلکه هر خانوادهیی از ایران هرگونه تماس یا ارتباطی با ساکنان لیبرتی ایجاد کند، دستگیر و زندانی و حتی اموالی اگر به اسم مجاهدی هنوز وجود داشته باشد یا به ارث برده باشد، طبق حکم رسمی مصادره میگردد، حال چگونه است که وزارت اطلاعات اینقدر دلسوز و دلواپس عواطف خانوادگی مجاهدین شده و قصد دارد برای خانوادههای واقعی آنها تأییدیه ویزا از عراق صادر کند؟! سئوال این است که با کدام اختیارات قانونی چنین تأییدیهیی صادر میشود؟! واقعیت این است که ولیفقیه ارتجاع بعد از شکست تهاجم وحشیانهاش با پرتاب ۸۰ موشک تقویتشده به لیبرتی در ۷ آبان ۹۴ به حربه دیگری متوسل شده که همانا سوءاستفاده از ارگانهای حقوق بشری و مشخصاً کمیساریای عالی پناهندگان علیه مجاهدین خلق ایران است و برای پیشبرد این پروژه نامشروع وزارت بدنام اطلاعات تمامی پادوها و مزدورانش را به خط کرده است، به یک نمونه دیگر توجه کنید:
«… از همه خانوادهها در داخل و خارج کشور…که به تمام جمعیتها و سازمانهای بینالمللی و حقوق بشری و ارگانهای ذیربط حقوق خانواده و نهادهای دولتی این کشورها از نزدیک دسترسی دارند… میخواهد که فعالانه در این کمپین مشارکت کرده و با تمام امکانات… در… رساندن آنها به ارگانها و طرفهای مخاطب و ارائه راهنماییهای لازم و پیشنهادها یاری رسانند…» (سایتهای زنجیرهیی وزارت اطلاعات ۱۱ دی ۹۴)
ملاحظه میشود که اینیکی از روشهای رذیلانه وزارت اطلاعات آخوندی است که بعد از جمعبندی شکستهای قبلی بهطور گسترده دست بکار شده و به همه مزدورانش نیز همین خط را داده و اسم آن را هم «مهندسی چهره» مجاهدین گذاشته است. به عبارتی همانند «مهندسی انتخابات» که آخوندها با دروغ و دغل و رأی سازیهای نجومی کارشان را پیش میبرند و فرد موردنظر خود را از صندوقهای رأی بیرون میکشند، اینجا نیز با دروغ و جعلیات، قصد شیطان سازی چهره مجاهدین را داشته تا آن را طوری که موردنظر رژیم و خلیفه ارتجاع باشد، جلوه بدهند.
اکنون به جمعبندی و راهکارهای آخوندها و انعکاس آن دریکی از سایتهای وزارت بدنام اطلاعات برای مقابله با اعتلای سیاسی مجاهدین در خارج و گسترش اقبال اجتماعی آنها در داخل کشور توجه کنید که بهوضوح اعتراف میکند که رژیم درهمشکسته آخوندی در هماوردی با مجاهدین و مقاومت سرفراز مردم ایران متحمل شکست شده است:
«...ترسیم سازوکاری تبلیغاتی برای هجْمه مناسب به [مجاهدین] و مهندسی چهره ایشان برای مردم اروپا لازم به نظر میرسد… مسئلهیی که دراینبین میتواند موردتوجه قرار بگیرد، طراحیهایی است که باید در مواجهه با [مجاهدین] مدنظر قرار میگرفت و مغفول مانده است…ظرفیت خانواده اعضای فریبخورده حاضر در سازمان در اروپا نیز مغفول مانده است که میتواند برگ برندهیی برای تبیین چهره واقعی یک فرقه تروریستی باشد...» (موسسه راهبردی دیدهبان آخوندی ۳۰ تیر ۹۴)

شیطان سازی چهره مجاهدین و مقاومت مردم ایران توسط مأموران اطلاعات تحت عنوان خانواده مجاهدین در اروپا یکی از راهکارهای آخوندها برای مقابله با آنها است. این رهنمود و راهکار سر نخ فعالیتهایی است که در چند مدت اخیر چه در داخل کشور و چه در خارج کشور شاهد آن بودهایم، اما پیشاپیش روشن است که هر کاری بکند، جز بر شرف و افتخار مجاهدین و مقاومت ایران اضافه نمیکند و حاصلی جز رسوایی و فضاحت بیشتر برای خلیفه زهر خورده ارتجاع ندارد و ناچار به اعتراف میباشند، توجه کنید:
«...طی سالهای اخیر ازجمله تنها اقدامات قابلتوجهی که برای مقابله با سازمان در اروپا صورت پذیرفته است، فعالیتهای… برخی جداشدههای این [گروه] بوده است…که متأسفانه بازخورد فراگیر و چندان مؤثری در افکار عمومی و فضای سیاسی اروپا نداشته است...» (موسسه راهبردی دیدهبان آخوندی ۳۰ تیر ۹۴)
ملاحظه میشود که سایت اصلی وزارت اطلاعات چگونه به بینتیجه بودن تلاشها و ترفندهایش علیه جنبش سراسری و مجاهدین خلق اعتراف میکند.
حال که بحث به اینجا رسید خوب است به یک سئوال دیگر نیز بپردازیم:
مجاهدین و مقاومت ایران مدعی هستند کسانی که به پشت دیوارهای لیبرتی میرسند توسط وزارت اطلاعات به این کار گمارده میشوند. درصورتیکه آنها حرفشان این است که بهطور مستقل و با امکانات خودشان به عراق و در ادامه به لیبرتی آمدهاند زیرا دلواپس و نگران بستگانشان در لیبرتی بودهاند!
مثل روز روشن است که پشت همه این جنگ روانی کثیف و پردامنه، رژیم است، رژیم است، رژیم است! و نباید ذرهیی شک کرد! پشت همه این بازیها تحت عنوان «عواطف خانوادگی» از هر رنگش چه در داخل کشور و چه در خارج کشور بقول خودِ وزارت اطلاعات چیزی نیست جز «مهندسی چهره» مجاهدین برای شیطان سازی که باهدف زمینهسازی کشتار و قتلعام آنها صورت گرفته و میگیرد! هدف آخوندهای حاکم متلاشی کردن تنها هماورد و تهدید موجودیت آنها است. این چیزی است که خود وزارت بدنام اطلاعات هم به آن اعتراف میکند توجه کنید:
«این ادعا که چون فلان گروه از خانوادهها و افراد توسط جمهوری اسلامی مأمور شدهاند که تقاضای ملاقات با خانوادههایشان را داشته باشند، برفرض صحت هیچ نقطه منفی برای آن خانوادهها بهحساب نمیآید، حتی یک مأمور نیز بدون آنکه فحش بشنود، بدون آنکه لجنمال شود و یا در تنهایی بمیرد نیز حق ملاقات با همسر و فرزندانش را دارد». (ایران دیدبان ۱۳ دی ۹۴)
بنا بر گفته بالا، وزارت اطلاعات نهایتاً مجبور میشود اعتراف کند که خانوادهیی که سنگش رو به سینه میزند، مأمورهای خودش هستند و معلوم شد وقتی برای خانواده و عواطف خانوادگی روضه میخوانند منظورشان کیست و چیست! اما مجاهدین که جای خود دارد، هر انسان شریف و آزاده دیگری هم این عوامل و مأموران وزارت اطلاعات را که خنجر آخوندهای ضد بشر را در پهلوی مجاهدین فرومیکنند خانواده مجاهدین نمیداند و اجازه نمیدهد رژیم با فریبکاری و سوءاستفاده از ارزشهای انسانی، مرز بین رژیم و مردم و خانواده واقعی و مأمور اطلاعاتی و مبارزه با رژیم را مخدوش کند ما به مادران جوانی که با بدنهای تبدار و بهرغم داشتن فرزندان شیرخوار برای اعدام برده شدهاند قول داده و پیمان بستهایم که راه آنها را تا به آخر و تا مقصد نهایی که همانا مقصد آزادی است ادامه دهیم!
البته ارگان وزارت اطلاعات نکات جالب دیگری هم دارد، ازجمله اینکه به همهکسانی که مزدوران رژیم را طرد کنند یا محکوم و افشا کنند ایراد گرفته و در رابطه بااینکه چرا اینقدر دلسوز مجاهدین و خانوادههای آنها شدهاند ببینید چه میگوید:
ایران دیدبان ۱۳ دی ۹۴ – جمهوری اسلامی موظف است پیگیر وضعیت اتباعش در کمپ لیبرتی باشد
«تمام کسانی که یک جداشده و یا خانواده اعضای دربند مجاهدین را به خاطر پناه بردن به جمهوری اسلامی و یا حتی استفاده از امکانات ایران برای داشتن یک زندگی سالم و امن و یا دیدار فرزندش تقبیح میکنند در حقیقت آب به آسیاب این سیاست میریزند.
جمهوری اسلامی در بدترین حالت موظف است به دلیل تعهداتی قانونی و عرفی نسبت به شهروندانش و حداقل در سطح یک سازمان بینالمللی، پی گیر وضعیت و سرنوشت اسرای به گروگان گرفتهشده توسط مجاهدین و نیز نیروهایی که به دسیسه و فریبکار و اقامت در خارج از کشور سر از اردوگاه مجاهدین درآورند با تمام ابزارها و اهرمهای ممکن باشد».
عجبا! پس لابد موشکباران مجاهدین و ۶ بار حمله بهقصد قتلعام و ریشهکن کردن مجاهدین هم ناشی از تعهد رژیم نسبت به شهروندانش است؟! اما واقعیت این است که موشکباران و حملات ضد بشری، روی دیگر سکه دلسوزی برای خانوادههای مجاهدین و عواطف آنهاست و این دوروی سکه جداییناپذیرند. اما وقتی این ترفند «پیگیر وضعیت و سرنوشت اسرای به گروگان گرفتهشده» افشاء و رسوا میگردد طرف دیگر سکه که همانا ماهیت واقعی رژیم در تنظیم رابطه با مجاهدین است بیرون زده و بارز میگردد:
ایران دیدبان ۱۳ دی ۹۴ – جمهوری اسلامی موظف است پیگیر وضعیت اتباعش در کمپ لیبرتی باشد
«جمهوری اسلامی یکطرف این دعوا هست و باید باشد و هر کس به هر دلیلی تلاش کند ایران را از رسیدگی به سرنوشت اتباعش کنار بگذارد، در حقیقت در جهت منافع [مجاهدین] گام برمیدارد، مگر آنکه استدلال قاطعتری برای ماندن این افراد در عراق و در آن اردوگاه داشته باشد».
البته هدف رژیم را جدای از بحرانهایی که در محاصره آنهاست نباید دید، بحرانهایی که یک قیام مردمی را در چشمانداز قرار داده است. بنابراین همهچیز برای رژیم از این نقطه، شروع میشود. مهمترین عاملی هم که باعث میشود تا قیام مردمی به سرانجام برسد، عنصر تعیینکننده رهبری آن قیام است. بنابراین طبیعی است که رژیم به هر اقدامی دست بزند تا «به هر قیمت این تنها نیروی سازمانیافته و جنگنده را از سر راه بردارد». به همین دلیل تمام فکر و ذکر آنها، حذف یا خنثی کردن مقاومت و تأثیرات آن در جامعه است. یک روز این کار را با موشکهای تقویتشده میکند و یک روز مأموران وزارت بدنام را تحت عنوان خانواده به پشت دیوارهای لیبرتی گسیل میدارد و روز دیگر تلاش میکند ارگانهای بینالمللی را علیه مقاومت بسیج کند. هدف درهرحال متلاشی کردن مجاهدین و مقاومت آنها است. رویارویی و ترس آخوندها از مجاهدین و مقاومت ایران همان موضوع کانونی و صورتمسئله ایران است که رژیم اگرچه بیش از سه دهه تلاش کرده و بازهم میکند تا آن را از جلوی پای خود برداشته و یا انکارش کند، اما وقتی پردهها ناچار کنار زده میشود، صراحتاً میگویند و مینویسند که تهدید سرنگونی خودشان را از چه چیز و از کجا میبینند، به مصاحبه سردبیر ارگان باند مؤتلفه با خبرگزاری سپاه توجه کنید:
«شعار فتنه گران در سال ۸۸ در اشرف نوشتهشده بود، وقتی تصاویری از اردوگاه مجاهدین در اشرف منتشر شد، دیدیم شعار اصلی که به شکل بزرگ در میدان صبحگاه نوشتهشده بود همان شعار مرگ بر اصل ولایتفقیه بود».
بله! بهدرستی وحشتی که این روزها شاهد آن هستیم از همینجاست. از حضور مجاهدین و نیروهای مجاهدین و از مطرحشدن شعارهای مجاهدین که به ریشه نظام کثیف و پلید ولایتفقیه میزند. بنابراین طبیعی است که با هر چه نزدیکتر شدن این خطر، رژیم و وزارت اطلاعات بدنام آنهم به توطئهها و جنایتهایشان علیه مقاومت شدت بیشتری بدهند اما پیشاپیش میتوان گفت که نتیجه این توطئهها و جنایتها، سرفرازی و افتخار بیشازپیش برای مجاهدین و مقاومت خونفشان آنها و روسیاهی و بدنامی و سرانجام نابودی و سرنگونی برای دیکتاتوری دینی و ضد بشری آخوندهاست.









