یادی از درس ماندگار در اشرف و لیبرتی



سلام و تبریک
با صد درود به جنگ صد برابر و عزم حداکثر شما
دشمن ضدبشری ودست نشاندگانش ومزدورانش وقتی که در۱۹فروردین، فراتر از همه حساب وکتابهای معمول، مجاهدین با پوست وگوشت واستخوان، فقط با پوست وگوشت واستخوان، حمله زرهیاش را متوقف کردند، ضربالاجلی برای شما قرار داد، تاپایان سال میلادی؛ که درآن روز اجل مجاهدین بسرآید و نیست و نابود و متلاشی و منهدم شوند.
بگذارید زمان بگذرد، بگذارید زمان بگذرد، بگذارید که مجاهدین باز هم آزمایش پس بدهند، مثل گذشته که اجل شاه و شیخ به سر آمد ـ خمینی را می گویم ـ اما شما این بنیاد پولادین، سرسخت و استوار، پرچم شرف و عزت مردم و تاریخ ایران را بر دوش کشیدید.
لیزداداو ایمانا مع ایمانهم، با ایمانهای استوارتر، با عزم حداکثر.
امسال، در سال۹۰، سه دور کارزار پیروزی؛ شماره یک، دو و سه، با جنگ صد برابر، مجاهدین را به نقطه امروز رساند. این نه یک امر خود بخودی و تصادفی بلکه به واقع، محصول ایستادگی، محصول آمادگی برای درس ماندگار، محصول نقشه مسیر در شب قدر، برگرفته از سرچشمه صدق، در پرتو مهر تابان آزادی و مقاومت ایران، مریم و کارزار جهانی شگفت ومعجزه آسای او میسر شد.
مبارک و صد بار مبارک
قسمتی از کنفرانس مطبوعاتی نوری المالکی از تلویزیون العراقیه ۳۰آذر۱۳۹۰:
«مجاهدین خلق، شهری از عراق و نه اردوگاهی، آنچنان که در رسانه گفته میشود، را اشغال کردهاند. دولت عراق اجازه ورود ندارد و نمیدانیم که در آنجا چه می گذرد و چنین چیزی سراغ ندارد ….سازمان ملل از همکاری ما تشکر کرد ولی وقتی بهنزد سازمان مجاهدین خلق رفتند، آنها رد کردند و خندقها ایجاد کردند و در این خندقها برای آتش زدن، سوخت ریختند و تأسیسات نظامی احداث کردند که گویا ما در (رویارویی) با کشور دیگری هستیم. ما موضوع را بهسازمان ملل واگذار کردیم…»













