گواهی و تصدیق های ناگزیر وکیل دژخیم نوری پس از دفاعیات و اسناد کنت لوئیس
وکیل دژخیم که با هزینه کلان وکالت او را به عهده گرفته، وزیر سابق دادگستری سوئد در دولت سوسیالدموکرات بوده است
گزیدهای از هفتمین جلسه دادگاه تجدیدنظر دژخیم حمید نوری ـ ۵ بهمن ۱۴۰۱ ـ ۲۵ژانویه ۲۰۲۳
وکیل دژخیم حمید نوری: همزمان که یک منازعه مسلحانه بینالمللی بین ایران و عراق در جریان بود مجاهدین از فرصت استفاده کردند که مزاحمت ایجاد کنند با حملاتشون مزاحمت ایجاد کنند با حملاتشون به منافع رژیم ایران رو به خطر بندازند. و اشاره کردیم به این مطلب که مجاهدین برچسب تروریستی داشتند از طرف چندین کشور در سراسر جهان و ما منظور ما این هستش که این حملاتی که علیه منافع ایران انجام دادند مجاهدین ما میگیم این عملیات تروریستی بوده و همون سال ۱۹۸۱ طرفداران مجاهدین در ۸۱ هم دستگیر شدند برای اعمال تروریستی مجازات مرگ اعدام شدند و این مدت زمان بسیار طولانی قبل از تشکیل ارتش آزادیبخش ملی بوده تازه و تا موقعیکه خلاف این ثابت نشه بایستی ما مبنای حرکت رو بر این قرار دهیم که افرادی که در پیشگاه بردنشون نزد کمیته و بعداً اعدام شدند اونها قبلاً حکم اعدام داشتن از قبل به نظر ما به حرف ما و همانطور که تونستیم مقدمتاً نشون بدیم ثابت کنیم مجاهدین در سال ۸۱ اصلاً مبارزه مسلحانه علیه رژیم اعلام کرده بودند حتی اگر دادگاه استیناف بخواهد بگوید که ثابت شده که کشتار جمعی در ایران اتفاق افتاده در بازه زمانی مورد نظر ولی بایستی اثبات بشه که در هر کدوم از شاکیان و شهود در این پرونده باید بگیم که ثابت کنند که حکم اعدام از قبل نداشتند باید خودشون رو ثابت کنند.
آیتالله خمینی نمیخواسته که ظالم بشه و اینکه خیلی از این زندانیان حکم اعدام گرفته بودند و میخواسته که ببینه که آیا اینها رو میشه عفو کرد یا نه. و این مسأله اینکه نزاع مسلح نزاع بینالمللی بین عراق و ایران بوده اونهم ادامه داشته ایران باید برگردیم به اون چیزایی که اول گفتیم که در سال ۱۹۸۱ اینرو قدغن کرده بودند که گروهها بخوان مسلح باشن و اگر کسی میخواست اینرو در نظر بگیره اونوقت محکوم به اعدام میشد.
و اینکه میگویند که زندانیها اعدام شدند حتی اعدامها قبل از این تاریخ بوده برای همین هست که آدم نمیتواند بگوید که نمیشه آدم فکر نکنه که این افراد که دادستان مدعی میشود که در رجایی شهر در طول این مدت اعدام شدند در چه وضعیتی بودند.
به این کمیته میگفتند کمیته عفو. همین کافیه اینکه یک دادگاه در اصل هدفش چی بوده. ولی اگر یک مؤسسهای برای عفو بوده باشه نمیشه مثل دادگاه رویش حساب کرد. ولی این واقعاً اصلاً دادگاه بوده آیا هیچ دادرسی وجود داشته یا اینکه یک کمیته یا مؤسسه عفو بوده که آمده به کسانی شانس بده اینجا به نظر من دلایل بسیار زیادی داریم که این یک کمیته یا یک مؤسسه بوده و این یک نتیجهگیری معقوله که میشه گفتش.
اگر آنها توبه بکنن و هیچ خطری نداشته باشند برای جامعه میتوانند عفو بشن. حتی اگر مدت زندانی خودشان را هم تمام نکرده باشن.
یک شانس دوباره بهشون داده بشه و عفو بشوند. در این راستا هست که این کمیته درست شده. به این هم توجه کنید که میگویند برای جامعه ضرر نداشته باشه.
گزارش هفتمین جلسه دادگاه تجدیدنظر دژخیم حمید نوری در استکهلم ـ قسمت آخر
وکیل دژخیم حمید نوری: فتوای خمینی درباره اعدامها، مطلبی در رابطه با حمله ارتش آزادیبخش و عملیات فروغ جاویدان نگفته است.
حمید نوری زندانبان ساده بود! کارهای معمول یک زندانبان را انجام میداد!
البته خیلی از زندانیها جرمهای جدی انجام داده و حق نداشتند نگهبانان و هم زندانیهای خودشان را ببینند، به همین خاطر چشمبند داشتند.
زندانبانان خیلی مواظب بودند که با زندانیان درست برخورد شود! کمک میکردند به اشتباهات خودشان پی ببرند! ولی با آنها بهخوبی رفتار میشد!
افراد کمیته مرگ از بالاترین مقامها انتخاب شدند. نیری که قاضی شرع و اشراقی دادستان کل و پور محمدی نماینده اطلاعات و رئیسی معاون دادستان بودند که بعداً به مقامهای بالاتر رسیدند.
اشراقی ۱۰سال مستشار قضایی، نیری رئیس دادگاه عالی پور محمدی وزیر کشور و رئیسی رئیسجمهور شد.
اما نوری باید بهعنوان یک زندانبان مورد قضاوت قرار گیرد. آیا نوری جان کسی را گرفته یا شریک جرم در کشتن کسی بوده؟ اصلاً فکرش را هم نمیشود کرد!
نوری اصلاً هیچ قدرتی در رابطه با تصمیمات این کمیته نداشته، دادستانها شکنجهها را خیلی با احساسات و عواطف تعریف کردند.
اینها اصلاً به این دادگاه مربوط نمیشود و یک استثنا فقط مربوط به راهرو مرگ است.
در تمام کشورها که هنوز مجازات اعدام وجود دارد، معلوم است که یک راهرو وجود دارد! که باید محکومین به اعدام را ببرند به آن راهرو که بعد بفرستند برای اعدام
این نمیتواند دلیل این باشد که کسی به جرم شکنجه کردن محکوم بشود. در این صورت باید صدها هزاران نفر در جهان محکوم شوند!
افرادی که ادعا میشود اعدام شدند، در یکی از سه عملیات (آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان) کشته شدهاند.
در فروغ هزاران نفر از ارتش آزادیبخش کشته شدند. مجاهدین به خانوادههایشان گفتند اعدام شدهاند.
در رابطه با این فتوای ادعایی
به نظر من قسمت مهمش اینه که در اینجا چیزی گفته نشده در رابطه با حمله ارتش آزادیبخش ملی و در این عملیات. این گفتم که دوباره بهش باز میگردیم در این فتوا. دفعه پیش هم که من نکات را همه را پشت سرهم گذاشتم بهطور کلی نظر ما اینه که دلیلی نداریم که کل نامه را نشون ندیم، ولی همونطوری که هم گفتیم چیزی را نشون نمیده. چند خطی در رابطه با، چیزی در رابطه با فروغ جاویدان گفته نشده.
در رابطه با حمید نوری میخواهم صحبت کنم.
بعدش زندانبان شد در زندان اوین. در اونجا میشه گفت کارهای معمولی یک زندانبان را انجام میداد، با زندانیها همراه بود مثلا وقتی به توالت میرفتند. همراهشون بود، البته خیلی از این زندانیها جرمهای جدی انجام داده بودند، به همین دلیل حق نداشتند که نگهبانان را ببینند و هم زندانیهای خودشون را ببینند، به همین خاطر چشمبند داشتند.
همچنین خیلی مواظب بودند که با زندانیان درست برخورد بشه، خوب و اون زمانی که نوری اونجا کار میکرد همچنین کمک میکردند به این اشخاص که محکوم شده بودند برای جرم برای اینکه به اشتباهات خودشون پی ببرند، ولی باهاشون با خوبی رفتار میشد.
آیا حمید نوری همان حمید عباسی هست یا نه از حالا ما میخواهی بگوییم که اینکه ایشون آسیستان دادستان بودن این درست نیست این اشتباهه. این مسألهای که یک نفر بخواهد آسیستان دادستان باشد زیر دست آن یکسری هستند که آنها زندانبان هستند و این چیزی هست که ما میخواهیم هیچوقت این مسأله بهش کاملاً هیچوقت نه توی دادگاهی شرکت کرده نه اینکه جرمی را بهاصطلاح خواسته تحقیق کرده یا بازرسی کرده باشه. حالا همکار من بقیه صحبت ها را میکنند.








