• اسناد مقاومت
  • اسناد بین‌المللی
  • اسناد جنایت
  • فعالیت‌های کانون‌های شورشی
  • سایر زبانها
    • EN
    • AL
چهارشنبه, شهریور ۲۵, ۱۴۰۵
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر

گزارش یک شاهد عینی از صحنهٔ بردنِ ۶ مجاهد خلق برای اعدام در زندان قزلحصار ۹ فروردین ۱۴۰۵

اردیبهشت ۱۴, ۱۴۰۵
در اسناد مقاومت

گزارش یک شاهد عینی از صحنهٔ بردنِ ۶ مجاهد خلق برای اعدام

زندان قزلحصار – ۹ فروردین ۱۴۰۵

به‌دلیل امنیتی اسم و مشخصات شاهد و صدای او منتشر نمی‌شود

چه قیامتی بود!

و چه شکوهمند است جایگاه انسان‌هایی که پوزه مرگ را هم به خاک مالیده‌اند!

لشگریان ابن ملجم و حرمله، شبانگاه با ماسکهای سیاه و عربده کشان برای کشتار بهترین فرزندان ایران به درون «بند» ریختند، گویی که اگر با ماسک ما آنها را نمی‌شناسیم از شناخته شدن توسط تاریخ، مردم و خداوند هم در امان خواهند بود.

سرکرده آنها کمالی (از جانیان سازمان زندانهای رژیم) با کت و شلوار و هیکلی بدقواره که رنگ مویی تهوع آور بر سر مالیده بود، هم‌چون «پیلاطس سرکرده رومی که در به صلیب کشیدن عیسی مسیح» اعلام برائت می‌کرد، به شکلی منزجر کننده می‌گفت: «ما هیچ کاره ایم! اگر این دستورات را اجرا نکنیم، زن و بچه مان را چگونه سیر کنیم؟؟!»

باری، قیامتی برپا شد. ۹/۵ شب با ماسک و شوکر و دست‌بند و زنجیر و باتون بر سر ما ریختند. جلوی درب، شاهرخ (اکبر دانشورکار) بود که قبل از همه بر سر او ریختند به‌طوری‌که لباسهایش پاره و آویزان بر تنش، ولی با تمسخر و خنده داد می‌زد: «چرا این قدر ترسیده‌اید؟؟ ما قرار است اعدام شویم، شما چرا ترسیده‌اید» و قاه قاه می‌خندید!

بابک ِ بالا بلند (با پای شکسته) که یک سر و گردن بلندتر از همه بود با همان لبخند آرامش بخش همیشگی‌اش می‌گفت: «بچه‌ها همه خوبید؟» در حالی که سه نفر او را دوره کرده، دست‌بند و زنجیر می‌کردند با تنه آنها را کنار می‌زد که با همه بچه‌ها دیده بوسی و وداع کند… . و نمی‌توانستند متوقفش کنند…!

بزرگ مرد کوچک اندام، محمد تقوی را در حالی که دست‌بند زده برای اعدام می‌بردند، به بچه‌هایی مثل خود وحید که مشت و باتون خورده و بر زمین افتاده بودند، با دستان بسته رسیدگی می‌کرد و از زمین بلندشان می‌کرد. به من که رسید روبوسی کردیم و گفت الآن باید سرود بخوانیم. گفتم بخوانیم.

گفت: تمرکز ندارم و هیچ سرودی یادم نمی‌آید ولی چه سرودی کوبنده‌تر از «الله اکبر» پس: الله اکبر الله اکبر و طنین الله اکبر تمام واحد ۴ را به لرزه درآورد و مرا ناخودآگاه به یاد جمله زینب کبری انداخت که با دیدن قتل‌عام یاران امام حسین گفت: ما رأیت الا جمیلا… . و من از این قیامتی که بپا شده بود جز عظمت، بزرگی و زیبایی مقام انسان را نمی‌دیدم!

وحید بنی عامریان گویی به پرواز درآمده بود، از روی دستان پاسداران تباهی و جنایت به زمین افتاد. در حالی که با مشت و باتون بر سر و صورتش می‌زدند، الله اکبر از زبانش نمی‌افتاد… در حالی که من از پشت و او از جلو دست‌بند شده بودیم، سینه به سینه شدیم، با دستانش صورت مرا گرفت و روبوسی کردیم. گفت: «حلالمان کن. . بانگ رحیل برخاسته و وقتش رسیده و… آزادی ایران و مردم‌مان این همه را می‌ارزد…»

در همان حال او را می‌کشیدند. خود را رها کرده و مأموران در حالی که پاهایش روی زمین نبود از درب واحد بیرونش بردند با نشان دادن دو انگشت به شکل هفت و علامت پیروزی، از واحد خارج و سوار بر مینی‌بوس ِانتقال کردند.

پویا قبادی با چهره‌ای بشاش و لبخند زنان به من رسید، دستهایش را که از جلو دست‌بند زده بودند و همان‌طور حلقه کرده و دور گردن من انداخت و روبوسی کرد و چون چشمان پر از اشک من را دید، با چشمانی که کنجکاوانه گشوده‌تر کرده بود، لبخند زنان پرسید: «چرا؟! اشک و گریه چرا؟؟؟؟ مگر ایمان ما همین نیست که من المومنین رجال صدقوا…؟ ؟ ؟ پس چه جای تأسف و نگرانی؟»

و پیرمرد جوان مسلک، آقای منتظر مثل همیشه که می‌گفت، «برای اعدام باید سربلند، با وقار و مطمئن رفت»، الحق که چنین بود و با آرامش و در حالی که با یکی دیگر از زندانیان با یک دست‌بند، دست‌بند زده شده بود، او را برای وداع و دیده‌بوسی با بقیه به این طرف و آن طرف می‌کشاندند…!

آری! اینانند فرزندان ایران‌زمین که برای آزادی ایران و مردم ایران از ستم و بی‌عدالتی جان و مال و خانواده را هم رها کرده‌اند و با افتخار به پای چوبه‌های دار می‌روند و سفلگانی چون کمالی و امثال او با خون این اسطوره‌های تاریخ، حقیرانه دنبال اضافه حقوق و سیر کردن شکم زن و بچه خود و یا خوش‌خدمتی به اربابان خود بودند.

هم‌چنانکه در زیارت عاشورا آمده: لعنت خداوند بر کسانی که مقدمات و آماده‌سازیهای کشتار شما مجاهدین را فراهم کردند.

همان شب در سلول انفرادی، وقتی چهره تک‌تک این بچه‌ها و وحید را هنگام خروج، مرور می‌کردم به او گفتم: «اگر تحقق ایرانی آزاد فی‌الواقع «قیامتی» باشد، تو با قیام‌ات برای آزادی ایران، تنها حجاب و فاصله (یعنی ترس از مرگ) را تا رسیدن به آن «قیامت» از میان برداشتی.

سلام بر شما به‌خاطر آنچه که برای آن شکیبایی و استقامت ورزیدید. سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ

گزارش یک شاهد عینی از صحنهٔ بردنِ ۶ مجاهد خلق برای اعدام – زندان قزلحصار ۹ فروردین ۱۴۰۵ کلیپ از سیمای آزادی

اشتراک کنیدتوئیتپیناشتراک کنیدبفرستبفرست

مطالب مرتبط

تداوم کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام"  در هفته صد و سی و هشتم در ۶۲ زندان کشور

تداوم کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام”  در هفته صد و سی و هشتم در ۶۲ زندان کشور

شهریور ۲۴, ۱۴۰۵
دروغ‌سازی علیه مجاهدین با علم کردن هوش مصنوعی (۶)

دروغ‌سازی علیه مجاهدین با علم کردن هوش مصنوعی (۶)

شهریور ۲۳, ۱۴۰۵
دروغ‌سازی علیه مجاهدین با علم کردن هوش مصنوعی (۱)

دروغ‌سازی علیه مجاهدین با علم کردن هوش مصنوعی (۱)

شهریور ۲۲, ۱۴۰۵
دروغ‌سازی علیه مجاهدین با علم کردن هوش مصنوعی (۲)

دروغ‌سازی علیه مجاهدین با علم کردن هوش مصنوعی (۲)

شهریور ۲۲, ۱۴۰۵

آخرین مطالب

تصویرنگاری در کرمان، همدان، کاشان و ۳۰ پراتیک انقلابی دیگر در شهرهای میهن در آماده‌باش تمام عیار دشمن

تصویرنگاری در کرمان، همدان، کاشان و ۳۰ پراتیک انقلابی دیگر در شهرهای میهن در آماده‌باش تمام عیار دشمن

شهریور ۲۵, ۱۴۰۵

تصویرنگاری در کرمان، همدان،کاشان و ۳۰ پراتیک انقلابی دیگر در شهرهای میهن درآماده‌باش تمام عیار دشمن ضدبشری و ادعای پیگرد...

فاشیسم دینی با تخریب زندان گوهردشت درصدد از بین بردن اسناد، آثار و محل اعدام‌های سبعانه است

فاشیسم دینی با تخریب زندان گوهردشت درصدد از بین بردن اسناد، آثار و محل اعدام‌های سبعانه است

شهریور ۲۴, ۱۴۰۵

به‌دنبال تخریب مزار شهیدان دهه ۶۰، به‌ویژه قتل‌عام ۶۷ در بهشت‌زهرا، خاوران، تبریز، اهواز، مشهد و دیگر شهرها،فاشیسم دینی با...

تداوم کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام"  در هفته صد و سی و هشتم در ۶۲ زندان کشور

تداوم کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام”  در هفته صد و سی و هشتم در ۶۲ زندان کشور

شهریور ۲۴, ۱۴۰۵

بیانیه  کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام در هفته صد و سی و هشتم، روز سه شنبه ۲۴شهریور۱۴۰۵ با فراخوان به...

دروغ‌سازی علیه مجاهدین با علم کردن هوش مصنوعی (۶)

دروغ‌سازی علیه مجاهدین با علم کردن هوش مصنوعی (۶)

شهریور ۲۳, ۱۴۰۵

یک شرکت هوش مصنوعی به نام آنتروپیک برای بالانس با سوءاستفاده‌های رژیم و بقایای شاه و ساواک ادعا کرده است...

ما را دنبال کنید

درباره ایران افشاگر

سایت "ایران افشاگر" افشا کننده مزدوران و ماموران وابسته به وزارت بدنام اطلاعات آخوندی و طرح ها، توطئه ها و ترفندهای پشت پرده فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان ایران است.

📧 تماس با ما

پیوندها

سایت مریم رجوی
سایت مجاهدین خلق ایران
سایت شورای ملی مقاومت
سایت همبستگی ملی
سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • صفحه ویژه
  • مزدوران را بشناسید
به نسخه موبایل بروید