کابوس سرنگونی نظام ۳۴ سال پس از عملیات فروغ جاویدان

کابوس سرنگونی نظام ۳۴ سال پس از عملیات فروغ جاویدان

کابوس سرنگونی نظام ۳۴ سال پس از عملیات فروغ جاویدان

پاسدارعلی محمد نایینی رئیس مرکز اسناد و تحقیقات جنگ ضدمیهنی: مجاهدین توانستند به بیش از ۱۰۰ کیلومتری عمق خاک ایران نفوذ کنند، هدف این عملیات رسیدن به تهران و براندازی نظام بود

خامنه‌ای که در آن زمان رئیس جمهور بود و در منطقه جنوب حضور داشت، از درب قرارگاه وارد شد گفت؛ چی شده؟ چرا شما بهم ریخته‌اید؟ عرض کردم: تلفن از غرب بود بچه‌ها می گویند؛ در غرب حمله شده است!

خوشحال از پیروزی سرود می‌خواندند و پرچم برافراشته بودند در جلوی خط هم یک یا دو لشکرشان با ما مشغول جنگ بودند دو مرتبه توانستند خط ما را بشکنند

یک‌بار که خط شکسته شد، بلافاصله دختری پشت دوشکا با ماشین از خاکریز عبور کرد و تا جلوی قرارگاه من آمد!

خبرگزاری نیروی تروریستی قدس (موسوم به تسنیم) ۵ مرداد ۱۴۰۱: مرکز اسناد و تحقیقات جنگ به مناسبت سالگرد عملیات مرصاد، طی گفتگویی با پاسدار علی محمد نائینی رئیس این مرکز که در آن زمان ریاست ستاد سپاه چهارم را برعهده داشت، به تشریح برخی حوادث و اتفاقات عملیات مرصاد پرداخت و گفت: … نیروهای نظامی مجاهدین در ۳۸ کیلومتری کرمانشاه و در ارتفاعات چهار زبر متوقف شدند. البته باید به این نکته هم اشاره کرد که مجاهدین توانستند بیش از ۱۰۰ کیلومتری عمق خاک ایران نفوذ کنند…..

این عملیات تفاوت زیادی با دیگر عملیات‌ها داشت، یکی از این تفاوت‌ها در هدف بود. هدف در این عملیات با یک برآرود غلط، رسیدن به تهران و براندازی نظام بود. مسئله مهم و تفاوت دیگر، این بود که اگر آن‌ها به کرمانشاه می‌رسیدند، به نوعی سه استان به خطر می افتد، یعنی که با تصرف کرمانشاه، استان ایلام و کردستان هم به خطر می‌افتاد.

پاسدار نائینی افزود: مجاهدین در این عملیات نیروهای خود را برای رسیدن به تهران و طی کردن مسافت ۸۰۰ کیلومتری سازماندهی کرده بودند و برای تحقق این کار هم چندین قرارگاه پیش بینی کردند. برای هر شهر و مرکز استان در طول مسیر تا تهران فرمانده تعیین کرده بودند. پس برای آغاز عملیات چهار الی پنج هزار نفر را با تجهیزات و خودروی نظامی بسیار پیشرفته به راه انداختند.

مسئولین مختلف کشوری و لشکری با تماس‌های تلفنی با فرماندهی سپاه کرمانشاه و قرارگاه سپاه در غرب وضعیت را سؤال می‌کردند. خبر پیشروی دشمن تا نزدیکی کرمانشاه و حتی سقوط شهر در کشور پخش شده بود.

همه نگران بودند و تماس می‌گرفتند در شرایطی که همه تلاش و ذهن ما درگیر بستن جاده‌های ورودی به کرمانشاه بود. تماس‌های تلفنی زیادی را هم باید جواب می‌دادیم.

پاسدار نائینی گفت: خامنه‌ای که در آن زمان رئیس جمهور بود و در منطقه جنوب حضور داشت، از درب قرارگاه وارد شد. وی گفت؛ چی شده؟ چرا شما بهم ریخته‌اید؟ عرض کردم: تلفن از غرب بود. بچه‌ها می گویند؛ در غرب هم حمله شده، ولی گزارشات متناقض است.

دوباره من را صدا کردند که تلفن فوری دارید، آقای «جان محمد» گفت: دشمن به اسلام‌آباد رسیده، متعجب شدم، گفتم: شما یک ربع پیش به من گفتید؛ دشمن به کرند رسیده، چطور ۱۰۰ کیلومتر راه را در عرض این مدت کوتاه پیشروی کردند و به اسلام‌آباد رسیدند؟!

گروهی خوشحال و سرمست از پیروزی سرود می‌خواندند و پرچم برافراشته بودند و در جلوی خط هم یک یا دو لشکرشان با ما مشغول جنگ بودند.

دو مرتبه توانستند خط ما را بشکنند، ولی ما توانستیم خط را ترمیم کنیم. یک‌بار که خط شکسته شد، بلافاصله دختری پشت دوشکا با ماشین از خاکریز عبور کرد و تا جلوی قرارگاه من آمد.

کابوس سرنگونی نظام ۳۴ سال پس از عملیات فروغ جاویدان
خروج از نسخه موبایل