«اکرم؛ زنی که در میان هیاهوی سیاست و اختلاف، حرمت آدم‌ها را نگه می‌داشت» — پریناز پرتو

«اکرم؛ زنی که در میان هیاهوی سیاست و اختلاف، حرمت آدم‌ها را نگه می‌داشت» — پریناز پرتو

پریناز پرتو در یادداشتی تأثیرگذار، از خاطره آشنایی خود با مجاهد والا نسرین (اکرم) شهرابی در خیابان‌های لندن و از انسانی آرام، فروتن و بی‌ادعا می‌نویسد که پس از سال‌ها مبارزه، سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ درگذشت.

***

اکرم را در کف خیابان‌های لندن شناختم؛ در روزهایی که جنبش «زن، زندگی، آزادی» جریان داشت. او همراه با هواداران سازمان مجاهدین خلق در دفاع از مردم ایران با صفی مستقل شرکت می‌کرد.

آشنایی ما از جایی شروع شد که به‌دلیل برخورد تند و گاه وحشیانه بعضی از هواداران پادشاهی و سلطنت‌طلبان با اکرم، سر صحبت‌مان باز شد. از همان برخورد اول، چیزی که در او بیشتر از هر چیز به چشمم آمد، فروتنی و آرامشش بود.

با من و چند نفر از دوستانم با حوصله و صبوری حرف می‌زد. می‌دانست ما چه فکر می‌کنیم و از دیدگاه‌هایمان بی‌خبر نبود، کاملن متوجه بود ما دلمان با هیچ جریان مذهبی پیش نمیرود و خوب متوجه این مسئله بود که طی چهار دهه حکومت جمهوری اسلامی چگونه مذهب گریز و دین گریز شده ایم اما با وجود همه اختلاف‌ها، هیچ‌وقت احترامش را کنار نگذاشت. آرام حرف می‌زد، گوش می‌داد و هیچ تلاشی برای تحمیل عقیده‌اش نداشت.

دیشب، در میان پرسه‌زدن‌هایم در فیسبوک، ناگهان عکسش را دیدم. همان یک عکس کافی بود تا تمام آن روزها دوباره در ذهنم زنده شوند.

آن‌وقت تازه فهمیدم اکرم فقط همان زنی نبود که من در خیابان‌های لندن دیده بودم؛ زنی ساده و بی‌تکلف که مثل یک فعال سیاسی معمولی میان جمع می‌ایستاد و با دیگران گفت‌وگو می‌کرد. از پست های فیسبوک در یادبود او فهمیدم که او از فرماندهان میلیشیا و از اعضای برجسته مجاهدین خلق بوده است؛ عنوان‌ها و جایگاه‌هایی که خودش هیچ‌وقت از آن‌ها حرفی نزد و هرگز به رخ کسی نکشید.

شاید همین برای من از هر عنوانی مهم‌تر باشد. آنچه من از اکرم دیدم، زنی بود بی‌ادعا، آرام و فروتن؛ زنی که حتی با کسانی که از نظر سیاسی فاصله زیادی با او داشتند، با احترام حرف می‌زد.

حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، به این فکر می‌کنم که پشت آن چهره آرام، چه زندگی پرفراز و نشیبی پنهان بوده است. زنی که از یک زندگی معمولی عبور کرد و بخش بزرگی از عمرش را در راه باورها و انتخاب‌هایش گذاشت.

اکرم؛

این چند خط، سهم کوچک من از یاد کردن توست؛

در میان خاطرات روزهای خاکستری لندن، جایی که بعضی آدم‌ها آرام‌آرام از قاب زندگی‌مان دور شدند و پرپر شدند، اما خاطره‌شان هنوز باقی است.

اکرم؛

این چند خط، ادای دین من است به تو! نه به عنوان‌ فرمانده میلیشیا و جایگاه‌ ات.

بلکه به انسانی که خودم دیدم. به زنی که در میان هیاهوی سیاست و اختلاف، حرمت آدم‌ها را نگه می‌داشت.

روزهای خاکستری لندن، پرپر

پریناز پرتو- در وصف اکرم شهرابی

«اکرم؛ زنی که در میان هیاهوی سیاست و اختلاف، حرمت آدم‌ها را نگه می‌داشت» — برگرفته از صفحه فیسبوک پریناز پرتو

خروج از نسخه موبایل