شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه چه رهبر» نه افراطی است، نه احساسی، نه محصول هیجان خیابان. این شعار عصاره خون، زندان، تبعید و تحقیر چند نسل از مردم ایران است. این جمله نتیجه تجربه است؛ تجربهای که بارها و بارها به جامعه تحمیل شد تا جایی که دیگر هیچ توجیهی برای تکرار آن باقی نماند.
این شعار نه علیه نامهاست و نه علیه نمادها. با ماهیت ستم طرف است. با هر ساختاری که قدرت را از مردم میگیرد و آن را در دست یک فرد، یک خاندان، یک نهاد یا یک ایدئولوژی متمرکز میکند.
واقعیت تاریخی ساده است.
در ایران، استبداد فقط لباس عوض کرده است.
گاهی با تاج، زمانی با عمامه.
اما منطق یکی بوده است: مردم صغیرند و حاکم کبیر.
نظام سلطنتی، با تمام بزکهای مدرنش، یک نظام غیرمنتخب، شخص محور و متکی بهزور بود. ساواک، شکنجه، سانسور، تبعید و سرکوب سیاسی نه خطا، بلکه ذات آن ساختار بود. جامعه علیه همین منطق قیام کرد. اما فاجعه آنجا رقم خورد که پس از سقوط شاه، بهجای حاکمیت مردم، نسخهای خشنتر از همان منطق حاکم شد. اینبار با زبان دین، با تقدس سازی و با سرکوبی عمیق تر.
جمهوری اسلامی نشان داد که وقتی قدرت مهار نشود، حتی دین هم به ابزار جنایت تبدیل میشود. وقتی ولیفقیه فراتر از قانون قرار میگیرد، نتیجه آن اعدامهای دهه شصت، قتلعام زندانیان سیاسی، شلیک به معترضان، تجاوز در زندان و غارت سیستماتیک کشور است. اینها انحراف نیستند. اینها کارکرد طبیعی قدرت مطلقه اند.
به همین دلیل، وقتی جامعه فریاد میزند «چه شاه چه رهبر»، دارد یک خط قرمز تاریخی ترسیم میکند. میگوید دیگر فریب اسمها را نمیخوریم. دیگر میان جلاد دیروز و جلاد امروز انتخاب نمیکنیم. دیگر دیکتاتوری را با خاطره دروغین، با امنیت قلابی یا با وعده نظم توجیه نمیکنیم.
شعار«مرگ بر ستمگر، چه شاه چه رهبر» ضربه مستقیم به پروژه باز تولید استبداد است. پروژهیی که میخواهد جامعه را یا با ترساندن از آینده فلج کند، یا با تطهیر گذشته به عقب بازگرداند. اما جامعهیی که دو بار قربانی شده است، اجازه تکرار نمیدهد.
نسل امروز به سطحی از بلوغ سیاسی رسیده که برای مستبدان خطرناک است. او میتواند ریشه را از تنه تشخیص دهد. میداند مشکل ایران فقط یک فرد نیست. مشکل ساختاری است که اجازه میدهد فرد مقدس شود، پاسخگو نباشد، قابل عزل نباشد و خود را بالاتر از مردم بداند.
به همین دلیل است که شعار«مرگ بر ستمگر، چه شاه چه رهبر» برای هر دو اردوگاه استبداد سلطنتی و مذهبی غیرقابل تحمل است. چون هر دو در نهایت بر یک منطق مشترک ایستاده اند: حذف مردم از سیاست.
چرا «مرگ بر ستمگر، چه شاه چه رهبر» یک اصل تاریخی غیرقابل مذاکره است؟ – دکتر حسین جهانسوز








