گزارش وکلای شاکیان در مورد نقش حمید نوری در قتلعام زندانیان گوهردشت در سال۱۳۶۷ ـ پنجشنبه ۲۹دی ۱۴۰۱
وکیل کنت لوییس:
مجاهدین اسامی و مشخصات حدود ۸۰نفر از اعضای کمیتههای مرگ در سراسر کشور و آدرس ۳۶قبر جمعی را منتشر کردند.
در ابتدا فهم وقایع گوهردشت مشکل بود. مجاهدین در آلبانی یک فیلم سه بعدی و یک ماکت از گوهردشت درست کردند که کار دادگاه را برای فهم وقایع ساده کرد.
درک ما این است که قتلعام زندانیان سیاسی هم جنایت علیه بشریت و هم نسل کشی و هم جنایت جنگی است. پروفسور اریک داوید، جفری رابرتسون و پروفسور مارک کلامبری هم معتقدند به قتلعام ۶۷ نسل کشی اطلاق میشود.
کنت لوییس با استناد به صدها سند منتشر شده از سوی مجاهدین در مورد تأمین هزینههایشان در عراق گفت: مجاهدین هیچ وابستگی مالی به دولت عراق نداشتهاند.
کنت لوییس اسناد انتقال میلیونها دلار از حسابهای بانکی مجاهدین در سوئیس به عراق برای تبدیل به دینار و اسناد خرید سلاح و مهمات از عراق و اسناد خرید صدها خودرو و دیگر هزینههای مجاهدین را به دادگاه تحویل داد.
کنت لوییس با استناد به خبرنگاران خارجی که در عملیات ارتش آزادیبخش در سال۶۷ از جمله در چلچراغ حضور داشتهاند و با توجه به تناقضات مضحک نشان داد، دعاوی آنتونی کوردزمن در مورد دخالت عراق در این سلسله عملیات تا چه اندازه مغرضانه و دروغ است.
رئیس دادگاه: برای تشریح مرافعه ادامه میدهد.
کنت لوئیس:
حمید نوری در دادگاه بدوی انکار کرد در رابطه با این اعدامهای گروهی در ایران ۱۹۸۸ و همینطور ادعا کردند که اشخاصی که ۱۹۸۸ اعدام شدند زندانی شدند زندانیان در رابطه با جرایم جنگی بودند. زندانی جنگی بودند ببخشید، اشخاصی که ۱۹۸۸ اعدام شدند زندانی شده بودند بخاطر اینکه زندانیان جنگ از این عملیات فروغ جاویدان و حقیقت بر این است که این اعدامهای گروهی که این زندانیان سیاسی۱۹۸۸ انجام شده بود همزمان اتفاق افتاد توی تما م زندانهای در ایران اتفاق افتاد همزمان. چند تا از این شهرهایی که این اتفاقاتها افتاد درش یک لیست داریم فقط که زندانیان سیاسی در آنجا به اعدام رسیدند در این شهرها لیستش اینجاست. این اعدامهای گروهی تقریبا ۲۷ جولای شروع شد پنجم مرداد میشه در زندان اوین و همینطور شروع شد ۳۰ جولای که هشتم مرداد میشود در زندان گوهردشت این اعدامها در حالت سری انجام میشد محرمانه و نگهبانهای زندان و پرسنل و غیره حق نداشتند زندان را مکانش را ترک کنند یا تماس برقرار کنند با کسان دیگر در حین انجام این اعدامها شما که در مورد این اتفاقاتی که افتاده چند نفر که باهاشون بازجویی شده شما خواهید شنید وقتی بازپرسی شدند.
ما همینطور خبر داریم که آن اشخاصی که اعدام شده بودند جنازه هایشان به چندتاشون استثناء قائل شدند ولی بقیه شون خاکسپاری شدند در یک قبور دستجمعی سری. و این را میدانیم که رژیم بخودش خیلی فشار آورده که تلاش کنه که این اعدامهای گروهی را به حالت سری نگه دارد و وسعتش را به اندازه سری نگه دارد که کسی ازش باخبر نشود. تا آنجاییکه ما خبر داریم گروههای چپگرا اعدام شدند.
فقط درگوهر دشت آنها بودند و در زندان اوین بودند. حزبهای، طرفداران چپگراها ولی طرفداران مجاهدین در تمام مناطق کشور اعدام میشدند، وحتی خیلی اشخاص از قومیت کرد که برعلیه رژیم بودند، در قسمت کردستان ایران اعدام شدند.
هیچ آمارگیری دقیقی براساس تعداد اشخاصی که اعدام شدند وجود ندارد. ولی مجاهدین اینطوری تخمین زدند که تقریبا ۳۰ هزار زندانیان سیاسی در تمام کشور اعدام شدند. در حین قتل عام ۱۹۸۸ . حتی منابع غیره وجود دارد که تخمین زده اند که این تعداد به بیشتر از ۳۰ هزارنفر میرسد. دکتر محمد ملکی مدیر سابق دانشگاه تهران بودند. در این تصویر عکسش مشخص است. ایشون تعریف میکردند که در سال ۲۰۰۹ یک شخصی که سمت عالی داشتند و در اداره وزارت اطلاعات کار میکرده، اینجور که ایشان گفتند ۳۰۴۱۰ نفر بودند که در سال ۱۹۸۸ اعدام شدند. و همینطور مهدی خزعلی که ایشان در اصل دستیار رئیس کل وزارت اطلاعات بودند. ایشون گفته بودند این تعداد تقریبا ۲۰هزار نفر است. آقای آیت الله(منتظری) به آن اشاره کرده بودند و حتی در تشریح دادستان به آن اشاره شد. اینها فقط تعداد آن اشخاصی بودند که روزهای اول در زندان اوین اعدام شدند. رضا شمیرانی که در دادگاه بدوی شهادت داد، گفته بودند که تقریبا بین ۳۵۰۰ نفر تا ۴۰۰۰ نفر هم مرد و هم زن در زندان اوین اعدام شدند، در حین این قتل عام. وقتی ایشان شهادت میدهد شما در این مورد میشنوید. عبدالرضا شهاب شکوری شهادت داده و گفته تقریبا ۵۰۰۰ زندانی سیاسی در کل در اوین و گوهر دشت در حین این قتل عام ۵۰۰۰ نفر اعدام شده اند. و اینطوری که مشخص است تعداد این افرادی که در زندان اوین اعدام شده اند، چندین مرتبه از اشخاصی که در گوهردشت اعدام شدند بیشتر بودند. و اشخاصی که جان سالم بدر بردند در اوین خیلی کمتر بودند، در مقایسه با تعداد زیاد زندانی که
در کل در اوین بودند سلب ازادی شده بودند. هوشنگ اطیابی که ایشان هم شهادت دادند و شما حتما از دادگاه بدوی شهادتشان را خواهید شنید ایشون اینطوری گفتند که دیدند ۱۷ تا ماشین باری کامیون که تخمین زده بودند ۵۰ جنازه توی هر کدام از این ماشینها بوده در مناطق اطراف زندان گوهردشت. در حین این اعدامهای گروهی قتل عامها و درحین ماه مرداد مشاهده شده بودند این کامیونها و شما حتی اشخاص شاکی دیگری را خواهید شنید در مورد چیزهایی که دیده بودند این کامیونها کامیون و جنازه ای که دیده بودند برایتان توضیح خواهند داد تعریف خواهند کرد.
مجاهدین توانستند که شناسایی کنند و منتشر کنند اسم ۵۰۱۵ نفر را که طرفدارانشان بودند که اعدام شده بودند در حین این قتل عام این کتاب را ما بعنوان استناد شده توی این پرونده ولی من مسآسفانه شماره جزوه اش را ندارم. این لیست تقریبا ۴ سال پیش نشر شد. و بعد از این جریان اسمهای متعددد دیگری اضافه شدند به این لیست و باید در نظر بگیریم مشکلات شناسایی کردن این قربانیان که در حالت محرمانه در تمام ایران اعدام شدند و هم در قبور سری ناشناس در شهرهای مختلف به خاک سپرده شدند و اسمهای جدید حالت مداوم بهش اشاره میشود خوب از طرف و اشخاص خویشاوند وابتسگانشان از خودشون به ما خبر میدهند اشخاص خیلی متعددی در رابطه با این برنامه با هم صحبت میکنند که چند نفر واقعا در این مدت زمان چند نفر اعدام شد. و حتی اشاره میکنند که مجاهدین نه مجاهدین و کس دیگری واقعا نمیتوانند تمام اون اشخاصی را که اعدام شده اند را شناسایی کنندفقط باید یادآوری کنیم خودمونیم که . در حالت کل میگویند ۶ میلیون یهودی بدست این نازیها در جنگ جهانی دوم به قتل رسیدند ولی ما اسم خیلیهایشان را خبر نداریم. مجاهدین نشر کردند گزارشهایی در رابطه با قتل عام که در ۱۱۰ تا از این شهرهای ایران اتفاق افتاده و تو یکی از این شهرها هیچ کسی جان سالم بدر نبرده بود که بتواند برای ما توضیح بدهد تعداد اشخاصی که اعدام شده بودند و چه اتفاقاتی در اصل افتاده بود.
مسعود رجوی که قبلا اسمش را برده بودیم که رهبر هم مجاهدین بود و رئیس سازمان ان سی آر ای بود از این شورای مقاومت ایران یک نامه می نویسد به دبیرکل سازمان ملل یک نامه مینویسه که این … ۱۹۸۸، این موارد را نکات را نوشت، طبق اطلاعات قابل اعتماد، خمینی یک فتوائی که بادست خودش آنرا نوشته، اعلام کرده، چند هفته پیش صادر کرده، در آنجا دستور اعدام داده برای زندانیان سیاسی که به مجاهدین تعلق داشتند، این بعد از موج دستگیریهای گروهی که تعدادشان به بیش از ۱۰۰۰۰ نفر میرسددر شهرهای مختلف، این موجب این شد همزمان انجام شد با اعدامهای گروهی زندانیان سیاسی که خیلی هاشون، مجازات خود را سپری کرده بودند، خیلی هاشان، برای مثال ۱۴ و ۱۵ و ۱۶ آگوست، در اصل نقل مکان کردند این اجساد را ، ۸۶۰ زندانی سیاسی بودند که اعدام شده بودند، از زندان اوین به قبرستان بهشت زهرا، قبل از این برنامه ۲۸ جولای ۲۰۰ زندانی سیاسی اعدام شده بودند که طرفدار مجاهدین بودند، در راهروی مرکزی زندان اوین. در اصل نمونه این نامه را در صفحه دارم برای شما به نمایش میگذارم.
در مورد این نامه ای که مسعود رجوی در مورد دستگیری جمعی صحبت میکند، من شما را ارجاع میدهم به آن صحبتهایی که رضا فلاحی و بقیه در دادگاه بدوی صحبت کردند.آنها این مسئله را تأیید کردند، اینطور که بنظر میآید ، کسانی که جدیدا دستگیر شده بودند، لباس های شخصی داشتند که روزهای اول در گوهردشت اعدام میشوند.
همینطوریکه در طول این دادرسی خواندیم و شنیدیم، کمیته مرگ بوده که احکام مرگ را اعدام را صادر میکرده. کمیته مرگ تهران که در گوهر دشت کار میکرد، که از طریق فتوا یا حکم خمینی مستقیما انتخاب شده بودند.
که در آن اسم نیری میآید، اشراقی، و یک نفر که مال وزارت اطلاعات بودند. بقیه مملکت مجاهدین توانستند شناسائی بکنند، حدود ۸۰ نفر را که از اعضای کمیته های مرگ بودند، که وقتی توی این عکس را نگاه میکنید، کسانی هستند که در موردشان اطلاعات وجود دارد و دادستان هم مدارک اثبات دیگری داشته که درموردشان صحبت کرده که در رابطه با چیزهایی بوده که منتظری و بقیه حکام در مملکت در ایران نوشته بودند.
اینکه اینها در هر محلی همه جای مملکت کمیته مرگ انتخاب کرده بودند، و همینطور که قبلا هم گفتم این قتلهای دسته جمعی، قبلش در قبرهای دسته جمعی دفن میشدند.
مجاهدین ۳۶ تا از این قبرهای دستجمعی را در نقاط مختلف ایران در موردش اطلاعات دارند.
رژیم سعی میکند که تا جائی که میتواند یا این قبرها را از بین ببرد یا اینکه اینها را محرمانه نگهدارد.
وقتی که سازمان عفوبین المللی که دادستان در مورد گزارش این سازمان صحبت کردند، این مسئله را مطرح کرده.
وقتی که دادگاه بدوی شروع شد،ما متوجه شدیم که ساده نبود برای دادگاه بتواند متوجه شود، این اطلاعاتی که شاکیانی که جان سالم بدر برده بودند، بفهمه که اینها دارند در مورد چی صحبت میکنند، که اینها در کدام بند بودند، چی میتوانستند ببینند، از بندهای خودشان چه چیزی را میتوانستند ببینند، و این کریدور مرگ چه شکلی بوده و چیزهای دیگر، بهمین دلیل شاکیان در اشرف۳ در البانی که مجاهدین پایگاه خودشان را آنجا دارند سعی کردند که نشان بدهند که چطوری این مسئله را به آن نگاه میکنند، وقتی دیدم خوب کافی نبود، و کمک نکرد، یکذره کمک کرد که یک چیزی آدم بفهمد، برای همین یک قدم دیگر برداشتند و این ماکتی که اینجا هست و میبینید اینرا درست کردند.
این یک سلوله که بنظر میاید یک سلول معمولی باشه اگر قراربود یک یا دو زندانی بخواهد تو این اتاق باشد ولی این اتاقها پر بود که آدمها باهمدیگه باید جایشان را عوض میکردند برای اینکه بخواهند بخوابند نوبتی بخوابند این کرکره ها حالا دفعه دیگه تو عکس آمدند بیشتر نگاه میکنیم. اینجا که نوشته سالن ملاقات که ما میگیم این در مقابل آشپزخانه هستش که انجا دادیاری هست و همینطوری که دادستان گفتند این کمیته مرگ اونجا می نشست حالا بعدا باز دو مرتبه بهش اشاره میکنیم. حالا این کرکره ها را می بینیم که اینها را بطرف بالا می چیدند که یه مقدار نور می آید تو ولی جلوی دید به بیرون را میگیرد.
خیلی از شاکیان که اینها میگویند که چه جوری توانستند با این وسایلی که توانستند یه جورهایی پیدا کنند مثلا تخت را بشکنند و اینها توانستند اینرا یه جورهایی خم کنند. حالا این شاید زیاد درست نباشه این عکس ولی خودشان توی توضیحات خودشان همه اینها را میگویند که آنوقت در حقیقت آدم میتوانسته بیرون را ببینه وقتی که تونسته بوده که خم کند اینها را.
حالا این چیزی که اینجا می بینیم این چیزی است که بهش میگوید فرعی که از اول در حقیقت اتاق نگهبانان زندان بوده ولی بعدا اینها را ازش استفاده کردند که زندانیها را انجا ازشون نگهداری بکنند بخصوص در طول اون مدتی که داشتند اعدام میکردند حتی آنها هم یک چنین کرکره هایی داشتند و هستند شاهدهایی که و شاکیانی که آنها گفتند که توانستند از فرعی یک سری چیزهایی را ببینند که اینها به فرعیهای داخل ساختمان هستند و آنوقت اینها میتوانستند که بیرون را نگاه کنند آنجایی که معمولا زندانیها ورزش میکردند.
حالا آدم توی این عکس می بیند که آدم چه جوری میتوانسته که این ساختمانهایی که این مابین قرار گرفته اند را ببیند. حالا یه عکس هوایی از بالا نگاه میکنه آدم
همینطور که می بینیم که بغیر از آشپزخانه این ساختمانها سه طبقه هستند. حالا اینجا ما طبقه پایین را می بینیم و این کریدور طولانی را که خیلی از کسانیکه شهادت دادند اسم این را گذاشتندکریدور مرگ یا راهروی مرگ. حالا باید یادمان باشد که این زندانیان چشمبند داشتند و نمیتوانند دقیقا بگویند که هر چیزی کجا بوده به درستی ولی در حقیقت این کریدور یا راهرو خیلی طولانیه و ما هم منظورمان هستش که اینجا این وسط یک دری بوده که باز بوده. این بازهم همان راهرو هست که این فلشها نشان میدهد که کدام طرف میرود بعد که این منجر میشه به اتاق مرگ یعنی جایی که اینها را اعدام میکردند حالا خیلی از این شاکیها و شاهدها صحبت این را کردند که صدها نفر بودند که در طول این کریدور نشسته بودند. که آنوقت این هم درها که اینجا آنوقت می بینیم ما که طرف چپ یه راهرو داره و اینجا من خودم اشاره کنم این هستش که تو عکس بعدی نشون میدهیم که اینجا بوده وقتی از اینجا آدم میاد بیرون و میگویند برو دست چپ بطرف حسینیه هست و اتاق اعدام یا اتاق مرگ ولی اگه بگویند برو دست راست اینه که در حقیقت برمیگردانندش به بند و دور میشود از بخشی که اعدام میکنند. و یک سری که باید میرفتند به بند میروند به طرف چپ و اعدام میشوند. حالا این کریدوری هست که طرف چپ و اینجا هم باز زندانیها نشسته اند. و حالا میگویم که این در دری هستش که در اتاق کمیته مرگ بود. حالا این یه نفریه که برای بازجویی رفته به کمیته مرگ، و این هم اعضای کمیته مرگ هستند که قیافه خشنی دارند ناصریان آنجا هست که اسامی را میخوانده دو مرتبه میاییم بیرون حالا اینجا مهمه که وقتیکه از کمیته مرگ آدم میاد بیرون و مستقیم میره آنوقت این کریدور اصلی را داره که هم طرف چپ داریم هم طرف راست و میدانیم که یک نگهبانی نشسته پشت میز تحریر. میریم دست چپ حالا این افرادی هستند که احتمالا نشسته اند منتظرند که اسمشان خوانده بشودکه بروند برای اعدام
خیلهای توضیح دادند که خیلی فاصله بود تا حسینیه و خیلی هم تاریک بوده و خیلی سخت بوده که آدم بتونه ببینه که اون آخرهای کریدور یا راهرو چه اتفاقاتی داره می افته. حالا اینجا نزدیک در حسینیه رسیدیم یک عده گفتند که یک اتاق کوچکتری قبلش بوده که بعد از اون وارد خود حسینیه آدم میشه. یکنفر هست که تو دادگاه شهادت داده که گفته که رفت توی این اتاق مرگ و از آنجا توانسته جان سالم بدر ببره .
درک ما این است که تمام ادله اثبات جرم که ارائه شده، مشخص میکند که اعدامهای جمعی در ۱۹۸۸ باتوجه به وقایع قبل از آن و وقایع بعد از آن یک جنایت علیه بشریت را مترادف جنایت علیه بشریت است. ما آگاه هستیم که این اقامه دعوی، فقط، درست جنایت جنگی، قتل عمد . ما نسبت به اینکه اعتراضی نداریم البته فقط اندک مکمل به آن اضافه کنیم، که مجاهدین بوده و هستند در یک گروه مذهبی- سیاسی بودند، میتوانسته همین جرمها که دادستان در ادامه دعوی خودش مطرح کرده، ماهیت جنایت علیه بشریت داشته باشد- نسل کشی-.
این اعدامهای دستجمعی حالا براساس فتوی یا حکم خمینی انجام شده، چیزی که ما میبینیم بطور وضوح، اینطور که اظهار شده، البته من بهش برمیگردم در مورد حکم یا فتوی بعدا توضیح میدهم البته ولی عمدتا، این اختلافاتی که مجاهدین . رژیم یک درکی دارد از اسلام واقعی وهمین درک اسلام واقعی به رژیم میگفته که اینها را اعدام کنید و اینکه مجاهدین، قبل از ۸۸ و بعد از ۸۸ مجاهدین اعدام میشدند، ۸۸ فقط یک بخشی از اعدامها بوده، خمینی میگوید که مجاهدین منافقین ، منافق هستند، که اصطلاح سوئدیش را گفتند بعنوان منافق، و محارب هستند، محارب علیه خدا و مرتد هستند، ارتداد. و هر کسی که براعتقاد خودش باقی بماند بایستی اعدام شود.
پاسخ خمینی به پسرش احمد که گفت این حکم شما را چه جوری تفسیر کنیم، که اتفاقا احمد همین اصطلاح حکم را بکار میبرد.میگه دشمنان اسلام را از بین ببرید ، نابود کنید هر چه سریعتر. میتوانیم بگوئیم که بسیار مدت خیلی قبل از اینکه خمینی به قدرت برسد، تفسیری که مجاهدین از اسلام میکردند، خیلی مخالف بود خمینی، از روز اول که به قدرت رسید، میگفت، تمایل خودش را اعلام میکرد مجاهدین را از بین ببره، با اینکه آنها را بعنوان منافقین خطاب کند، برایتان حکم دادگاه بم را خواندیم، که حتی مجاهدین از اونهایی که اعتقاد و ایمان هم ندارند تازه بدتر هستند.
در دادگاه بدوی ادله اثبات گسترده ای را ارائه کردیم که الان رهبر فعلی رژیم، بانضمام خامنه ای که رهبر فعلی هستش، رئیس جمهور کنونی رئیسی هنوز دفاع میکنند از حکم خمینی.
ما نمیخواستیم اسناد و مدارکی را استناد کنیم که نشان بدهد مجاهدین مواضع سیاسی خودشان را مستحکمتر کردند، باتوجه به تفسیر خودشان از قرآن. یک نهضت مذهبی هست این، برای آنها نتیجه گیریهای سیاسی را فراهم کرد، مثلا برابری بین زن ومرد، احترام برای اقلیتهای ملی ومذهبی و یک دولت و حکومت سکولار دمکراتیک. از جمله آرمانهای دیگر .
این مواضع سیاسی و مذهبی یک تهدیدی محسوب میشود علیه ولایت فقیه ملایان یعنی دیکتاتوری روحانیون، چون ملاها عقیده دارند که آنها نماینده خدا بر روی زمین هستند یا اینکه جانشین امام دوازدهم هستند،…….
ستیزنده علیه خداوند و بایستی نابود شوند. پرفسور اریک داوید، جفری رابرتسون، پرفسور مارک کلامبری هم اعتقاد دارند که قتل عام میتوانیم بهش نسل کشی اطلاق کنیم.
برگرفته از سایت سیمای آزادی