با به گل نشستن ماشین جنگی رژیم در جنگ با عراق و بهدنبال آن مرگ خمینی، باندهای حاکم بر دیکتاتوری دینی برای حفظ موجودیت خود، بازی موسوم به «اصلاح طلب – اصولگرا» را راه انداختند. هدف از این بازی، القای این توهّم بود که گویا در درون ساختار ارتجاع حاکم، عناصری «معتدل» و «قابل اصلاح» وجود دارند و میتوان به استحاله این نظام امید بست.
این نمایش فریبکارانه، در هر مقطع بحرانی و در شرایط اوجگیری اعتراضات و خیزشهای مردمی، با رنگ و لعابی تازه بازتولید شده است تا شکاف درونی رژیم را به عنوان «فرصت تحول» جا بزنند.
یکی از مهمترین این مقاطع، قیام دانشجویان در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ بود؛ خیزشی که بهمثابه ضربهای کاری، مشروعیت بازی «اصلاحات» باند دوم خرداد به سردمداری آخوند محمد خاتمی را زیر سؤال برد و مهر پایانی بر توهّم اصلاحپذیری این رژیم زد.
حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر۱۳۷۸یکی از خونینترین سرکوبهای دانشجویی در تاریخ جنبش دانشجویی ایران به شمار میرود. اعتراضات ۱۸ تیر ۱۳۷۸ از ساعت ۹ شب شروع شد، در پی آن مأموران انتظامی و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران حمله کردند. قیام دانشجویان و مردم تهران به مدت ۵ روز ادامه پیدا کرد. در جریان حمله به کوی، تعدادی از دانشجویان به دست نیروی انتظامی و لباس شخصیها کشته و تعداد زیادی نیز مجروح شدند.
شدت سرکوب و کشتار دانشجویان، افکار عمومی را علیه دولت خاتمی که آن زمان داعیهی اصلاحات داشت، بشدت برانگیخت. به نحوی که رژیم جنایتکار آخوندی در وحشت از تداوم تظاهرات مردم، عملاً در سطح تهران حکومت نظامی برقرار کرد و با بکارگیری خشونتی خونین و انجام ضدتظاهرات، تمام نیروهای امنیتی از جمله لباس شخصیها را به صحنه آورد و تظاهرات مردم و دانشجویان را بشدت سرکوب کرد.
خامنه ای بلافاصله بعداز قیام دانشجویان به صحنه آمد و گفت:
«بین مسئولین اختلافی نیست، همان روز سهشنبه عصری که مسئولین تراز اول کشور لازم دیده شده بود که بیایند با بنده یک جلسهیی بگذارند و آمدند آنجا. رؤسای محترم سه قوه، رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت، وزرای محترم اطلاعات، کشور و دیگران بودند. من دقت کردم تو حرفهای اینها، دیدم همهشان یک حرف میزنند، همهشان یک چیز میخواهند، همهشان دنبال یک مطلبند، یک هدفند…
همه بدانند، مواضع رؤسای کشور بهخصوص رئیسجمهور محترم در این قضایا، مواضعی بود که صددرصد مورد تأیید و حمایت من بود. و بنده از مسئولین کشور بهطور قاطع دفاع میکنم و حمایت میکنم، از رؤسای سه قوه دفاع میکنم، حمایت میکنم. از شخص رئیسجمهور، بهطور قاطع من حمایت میکنم…»
شورای ملی مقاومت دوسال قبل از فاجعه ۱۸ تیر با روی کارآمدن آخوند جنایتکار محمد خاتمی در قطعنامهٌ مهرماه۷۶ خود گفته بود: «… رژیم ضدبشری و ارتجاعی حاکم بر میهنمان، بر استبداد مذهبی و ولایتفقیه استوار است و تمامی دستهبندیهای درونی آن، از جمله باند خاتمی، در سرکوب مردم، ترور مخالفان و صدور ارتجاع و بنیادگرایی اشتراک نظر و اشتراک منافع دارند و تا آنجا که به مقابله با خواستهای دموکراتیک و ترقیخواهانهٌ مردم ایران برمیگردد، هیچ تضادی با یکدیگر ندارند…»
قیام ۱۸تیر سال ۱۳۷۸ از زبان سردمداران رژیم
آخوند محمد خاتمی ـ ۵ مرداد ۱۳۷۸
لطمه بود به امنیت ملی، تلاشی بود برای بههم زدن آرامش، آرامش مردم شریف و تخریب اموال عمومی و خصوصی و بالاتر، اهانت به نظام و ارزشهای آن و مقام معظم رهبری. آنچه که پیش آمد، یک حادثه ساده نبود، تلاش بود برای مرزشکنی برای ابراز کینتوزی علیه نظام، یک حرکت کور و یک بلوا، و یک شورش و آشوب!
آخوند حسن روحانی – ۲۳ تیر ۱۳۷۸
پریشب نسبت به این عناصر دستور قاطع داده شد و دیروز غروب دستور قاطع انقلابی داده شد.
هرگونه حرکت این عناصر فرصت طلب هرکجا که باشه با شدت و قاطعیت اینها سرکوب خواهند شد. الله اکبر …جمعیت
خواهم گفت که از امروز نیروی انتظامی ما، نیروی قهرمان بسیج ما در صحنه با این عناصر فرصتطلب، آشوبطلب اگر جرات بروز داشته باشند، چه خواهند کرد! (آخوند روحانی دانشگاه تهران ۲۳تیر ۱۳۷۸)
پاسدار قالیباف- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲:
حادثه سال ۷۸ که اتفاق افتاد در کوی دانشگاه، اون نامه یی که نوشته شده بنده نوشتم. با آقای سلیمانی بودیم با هم. این رو چرا دارم می گم ،وقتی ما آمدیم اونجا وایسادیم. خیلی ها با ما حرف زدند. همین الان هم هر کجا بریم با ما دارند حرف می زنند. کف خیابون وقتی راه افتادند به سمت بیت رهبری راه افتادند. بنده فرمانده نیروی هوایی بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست. با حسین خالقی. وایسادم کف خیابون که کف خیابون اونجا را جمع کنم
پس نگاه کنید اون جایی که لازم بشه بیایم کف خیابون چوب بزنیم. جزو چوب زنهاییم. افتخارمون هم هست، از سال ۵۸ هم با مسعود رجوی چوب می زدیم. تو خیابون دانشگاه و دانشکده (خنده جمعیت) اونجا می زدیم. جلوشون هم می گرفتیم، خوب ما جزو دار و دسته بچه های شهید بهشتی بودیم. شهید بهشتی بودیم اونها هم دار و دسته مسعود رجوی بودند. از اون روز ما اونجوری که لازم بوده چوب بزنیم کف خیابون چوب می زدیم. (نامفهوم) من سردار فرمانده نیروی هوایی ام تو را چه تو کف خیابون…. فرماندهی اینجا کف خیابونه. ولی همین قالیباف فرمانده نیروی انتظامیه وقتی حوادث 18تیر اتفاق می افته هر سال تو کشور مشغله بود یا نبود؟ هان؟ (قالیبات دانشگاه صنعتی شریف۲۲ اردیبهشت۱۳۹۲)
پاسدار فیروزآبادی اسفند ۹۶
آقای روحانی تماس گرفت با آقای خاتمی ،آقای خاتمی اول گفت که اگه سپاه می خواد بیاد لباس تنش نباشه .گفتیم خیلی خب میگه لباس نپوشید ولی خب باید با اینها برخورد بشه .گفت حالا نمیشه نشه گفتیم نه نمیشه یک کمی زور زد و اینها بعدش گفت بگید جمع کنند هر کار می خواهند بکنند بکنند بگید هر کار می خواهند بکنند بکنند .
خاتمی شیاد که آب رسوایی از سرش گذشته، دربارهٌ بسیجیان جنایتکاری که اینچنین به سرکوب جوانان برخاسته و با لباسهای فرم و شخصی و بهصورت موتورسوار عربدههای «منافق، دانشجو را رها کن»، سرمیدهند، می گوید: «بسیج باید روح پیکر جامعهٌ ما باشد… بسیج تضمینکنندهٌ امنیت کشور است و همواره آمادهٌ دفاع از امنیت و آخرینش در همین غائلهٌ اخیر تهران»!
آنچه آخوند خاتمی از فرط خشم و غضب اسمش را «غائله» میگذارد، درواقع قیام و خیزش جوانان بهپاخاسته و دانشجویان و دانشآموزان آگاه و آزادهیی است که بهرساترین صدا بهحاکمیت ننگین و ارتجاعی آخوندها نه میگویند و هرگز دربرابر آن بیتفاوت نمیمانند. همان جوانان مجاهد و مبارزی که نهتنها در تهران و تبریز، بلکه در سایر شهرهای کشور ازجمله در ارومیه، اهواز، کرمانشاه، اصفهان، رشت، مشهد، شیراز، قزوین، زنجان، همدان، بندرعباس، خرمآباد، گرگان، یزد، ایلام، کرج و سایر نقاط بهپاخاستند و هرآنچه از مظاهر حاکمیت آخوندی را که بهآن دسترسی داشتند، بهآتش کشیدند و صدها مرکز سرکوب و غارت را درهم کوبیدند…
آری، نسل جوان کشور با شور هرچه تمامتر، همچنان بهقیام و رهایی میاندیشد و آتشی است در زیر خاکستر که لاجرم بهآتش شعلهور مقاومت یعنی ارتش آزادیبخش ملی میپیوند
پایان خط دعوای پوشالی اصلاح طلب – اصولگرا









