معذرت و عذر تقصیر از سازمان
وزارت اطلاعات و مزدورانش در آلبانی در مورد من کور خوانده اند

معذرت و عذر تقصیر از سازمان
سالها نان و نمک سازمان را خوردم اما نمکدان شکستم و علیرغم همه زحمات و هزینههای سازمان برای معالجه من، مرتکب خیانت بزرگی شدم. بعد که وزارت منفور اطلاعات و مزدوران آن برای بلعیدن من که شکار و طعمه آنها شدم بهوش آمدم. سازمان چیزی از من دریغ نکرده بود. بارها و بارها گفتند دنبال زندگی خودم بروم و حکم اخراج دادند اما من درخواست دادم و نوشتم که پیش مجاهدین بمانم. این بار هم سازمان با آمبولانس به طور اورژانس من را به بیمارستان فرستاد اما روزی که بهبود پیدا کردم و از بیمارستان مرخص شدم با برادر کوچکترم که پیش من آمده بود به راهی رفتم که نباید میرفتم و به چشم دیدم که سر و کله وزارت اطلاعات و مأمورانش پیدا شد و تازه فهمیدم که رژیم در کمین است تا طعمه شکار کند و علیه سازمان به کار بگیرد. این هم که سازمان برای من در بیمارستان نگهبان گذاشته باشد دروغ است چون هیچکس را به غیر از مریض در قسمت روانی راه نمیدهند. من سالهاست از ایران بیماری داشتم و تمام سوابق را به دکتر گفتم. همچنانکه در ابتدای ورود به سازمان نوشتم، من در سال ۱۳۷۶ در ایران دچار یک بحران روحی شدم که بطور سختی مرا از حضور در اجتماع محروم کرد و اغلب اوقات در گوشه خانه بودم. پیش مجاهدین همیشه تحت درمان بودم، و سازمان در این پروسه خیلی کمک کار من بود و از بالاترین رسیدگی پزشکی و صنفی برخوردار بودم.
عوامل رژیم و وزارت اطلاعات که صحبت از اقدام به خودکشی و رگ زدن توسط من در سازمان میکنند، دروغ محض بوده و میخواهند از پروسه درمان من حربهای علیه سازمان بسازند.
این پرونده سازی و شیطان سازی علیه مجاهدین و چماق کردن بیماری من بر سر سازمانی است که آنهمه برای معالجه من زحمت کشیده و پول خرج کرده است. من از کارهای مزدوران علیه سازمان خیلی منزجر هستم.
سوء استفاده از بیماری من اقدام کثیف مزدوران رژیم و وزارت اطلاعات است. دشمن و مزدوران تلاش کردند هر طور شده من را وسیله و ابزاری برای سرکوب سازمان قرار بدهند تا همان جنایتها و کشتار در اشرف و لیبرتی را توجیه کنند و تکرار بشود. همه میدانند که من هم مثل بقیه نفرات در اشرف و لیبرتی بارها به طور خصوصی با آمریکایی ها و کمیساریا مصاحبه انفرادی داشتم و هر زمان میخواستم میتوانستم مانند سایرین به تیف پیش آمریکاییها یا نزد عراقی ها و به هتل مهاجر بروم.
با پوزش و عذر تقصیر از هرگونه خیانت، من میخواهم هوادار سازمان باقی بمانم و دیگر از من مرزشکستن و پیمان شکنی نخواهید دید والا شایسته اعتماد و دریافت هیچ کمکی از سازمان نیستم. قسم میخورم که دیگر از من خیانتی سر نخواهد زد.
۱۸ آذر ۱۴۰۰
نیک فرجام دانافر (شاهپور محمدی)
وزارت اطلاعات و مزدورانش در آلبانی در مورد من کور خوانده اند
اینجانب نیک فرجام دانافر (شاهپور محمدی) از دروغهای انجمن نجاست اطلاعات و سایت مزدوران وزارت اطلاعات در آلبانی به نام گازاتا ایمپکت در مورد خودم مطلع شدم. گزارش دقیق را سایت ایران افشاگر مو به مو در حقایق در روز ۱۶ آذر ۱۴۰۰ در مقاله مربوطه (انجمن نجاست وزارت اطلاعات: تعداد زیادی کشته، خودکشی، فرار گروههای خانوادگی و نقض حقوق بشر در اشرف۳) منتشر کرده و من تکرار نمیکنم جز چند نکته خاص مربوط به خودم.
۱-سازمان تابحال بارها به من ابلاغ کرده است که دنبال زندگی خودم بروم اما من درخواست کردم و نوشتم که میخواهم با مجاهدین و در کنار مجاهدین باشم. نوشته های من که همه آنها را دوباره تأیید میکنم موجود و قابل انتشار است.
۲- به خدا قسم در این سازمان بیشتر از خانه و خانواده خودمان به من و برادر و مادرم رسیدگی و هزینه شد.
۳-از زحماتی که تابحال داده ام شرمنده ام و جداگانه درخواست هواداری مینویسم و سوگند میخورم که مرزهای سرخ و خونین این سازمان با دشمن و مزدوران را وفادار و پایبند باشم.
۱۸ آذر ۱۴۰۰
نیک فرجام دانافر (شاهپور محمدی)









