نامه شهرام نصیری

شهرام نصیری ۲۴ خرداد ۱۴۰۰
نامه شهرام نصیری
با کمال تأسف اینجانب شهرام نصیری در رابطه با مزدوران رژیم مرز سرخ های مقاومت را نقض کردم که منجر به قطع ارتباط مجاهدین با من گردید.
سازمان مجاهدین در مبارزه اش با رژیم آخوندی غرق در خون است و بنابراین معذرتخواهی من اسباب سربلندی و مرزبندی با رژیم و مزدورانش است.
واقعیت این بود که من مرزبندی سیاسی را فدای یک رابطه همشهری گری و دوستانه با فردی بنام رحمان محمدی (محمدیان) کردم. عملکرد همه از جمله حسن حیرانی چیزی جز عوامل رژیم بودن نیست و من هیچ ابایی از انتشار این مطالب ندارم.
لازم به یادآوری میبینم که وزارت اطلاعات رژیم توسط مزدورانش به سرکردگی حسن حیرانی یک کافه بنام فرانک در منطقه فرسکو بعنوان سرپل دائر کرده است که پاتوق مزدوران و. خبرنگاران دست چین شده برای لجنپراکنی علیه مجاهدین است.
واقعیت این است که این مزدوران تیغ جلاد را بر گلوی قربانی تیز میکنند و این اقدامات زمینهسازی برای توطئههای تروریستی میباشد. این موضعگیری من برای مرزبندی و حفظ سلامت سیاسی خودم در برابر رژیم و مزدورانش و همدستان آنها میباشد.
شهرام نصیری
۲۴ خرداد ۱۴۰۰
موضعگیری شهرام نصیری
در چند روز اخیر موضوعاتی پیش آمد که مرا و دوستانم را بسیار آزرده خاطر کرد. خیلی از دوستان نگران من بودند و خودم هم در وضعیت روحی نا مناسبی بودم.
برای روشن شدن وقایع چند روز اخیر ضروری دانستم که متن زیر را منتشر کنم.
من با رحمان محمدیان بدلیل رفاقتمان و بدلیل همشهری بودنمان رابطه داشتم و با او در کافه هم نشسته ام و سلام علیک هم داشته ام. در همین جا باید بگویم این از بی مرزی من بوده و مرزبندی سیاسی را فدای یک رابطه همشهری بازی و دوستانه کرده ام. در اینجا میخواهم اعلام کنم که من هوادار سازمان مجاهدین هستم و رحمان محمدیان هم بارها علیه سازمانی که من هوادارش هستم موضعگیری کرده پس این رابطه من اشتباه بوده و باید مرزبندی قاطع خودم را حفظ می کردم. درهمینجا تمام مواضعی که این فرد علیه سازمان مجاهدین گرفته را محکوم میکنم چرا که جنس همه حرفهای او حرف رژیم و دفاع از رژیم است و من با رژیم و مزدورانش در آلبانی مرزبندی دارم و دشمن خونی رژیم هستم پس با این فرد هم مرزبندی دارم و هر گونه رابطه با او را قطع میکنم.
اما در رابطه با حسن حیرانی
شخصی با من تماس گرفت و گفت که من مترجم رسمی وزارت کشور هستم ولی با زبان عربی با من صحبت کرد و گفت که شما ساعت ۱۰ صبح به اداره مهاجرت مراجعه کنید با شما کار داریم و من فقط مسئول این هستم که این را به شما ابلاغ کنم. من ساعت ۱۰ به اداره مهاجرت رفتم ولی متوجه شدم که اصلا این تماس از آنجا با من صورت نگرفته و هیچ شخصی با این عنوان با من کاری نداشته است. وقتی از اداره مهاجرت بیرون آمدم با حسن حیرانی روبرو شدم و او یکدفعه جلوی من آمد و گفت: (چی شده هراسانی) من به او گفتم لطفا با من صحبت نکن همین چند لحظه ایستادن من در آنجا اشتباه بود چون در همان لحظه از من عکس گرفته اند و این حرکت مزدور حسن حیرانی برنامه ریزی شده و برای لکه دار کردن نام من بوده است.
در اینجا باید تصریح کنم تمامی صحبتهایی که حسن حیرانی علیه سازمان مجاهدین کرده را محکوم می کنم و صریح تر بگویم کسی که علیه سازمان مقاله بنویسد به او میگویم که تو مزدور رژیم هستی و از گفتن این حرف ابایی ندارم.
من هوادار سازمان مجاهدین هستم مرزبندی با رژیم و مزدورانش هم مشخص است. هر کسی علیه سازمان مجاهدین مقاله یا مطلب بنویسد از نظر من مزدور است و این یک مرزبندی همه جانبه و بیشکاف است از طرف من با رژیم و مزدورانش.
با تشکر شهرام نصیری