نامه افشاگرانه حسین گلی زاده

نامه افشاگرانه حسین گلی‌زاده

نامه افشاگرانه حسین گلی‌زاده

من نزدیک پنج سال است که در آلبانی زندگی می‌کنم و شاهد دست و پازدن رژیم در آلبانی هستم. آخوندهای پا به گور بهتر از همه میدانند که به زودی به دست سازمان مجاهدین خلق ایران و مردم ایران سرنگون خواهند شد. به همین دلیل به شیطان سازی علیه مجاهدین روی آوردن و از مزدورانی مثل حسین حیرانی و رحمان محمدیان و… استفاده می کند تا توطئه‌هایش را علیه مجاهدین عملی کند به همین خاطر مزدورانش را جمع آوری کرده و با رنگ و لاب [لعاب] دادن اجتماعی و مردمی به اصطلاح خودش اعمال کثیفش را به پوشاند و از این طریق پناهندگان ایرانی در آلبانی را جذب نماید و علیه سازمان مجاهدین مورد سوءاستفاده قرار دهد.

یکی از شرایط مزدوری در آلبانی و رفتن به زیر قبای آخوندها این است که علیه مجاهدین دروغ پردازی کنند تا مورد قبول وزارت اطلاعات قرار گیرد.

مزدورانی مثل رفیق دهقان، محمدرضا صدیق، باقر محمدی و ابراهیم مرادی از جمله کسانی هستند که برای رفتن به زیر قبای آخوندها در نوبت هستند. قبل از اینها مزدورانی مثل عظیم میش مست و غلام علی میرزایی و پرویز حیدرزاده بعد از چند سال مزدوری و لجن پراکنی علیه مجاهدین به زیر قبای رژیم رفته و به ایران فرستاده شدند. به همین دلیل سراغ ایرانیانی که حاضر نیستند مثل آنها شرفشان را بفروشند، رفته  و در باغ سبز نشان میدهند. بطور مثال حدود دو ماه پیش مزدوران حسن حیرانی، سرفراز رحیمی و رفیق دهقان برای من دام پهن کرده بودند و از من می‌خواستند که به خدمت آخوندهای جانی درآمده و علیه مجاهدین لجن پراکنی کنم ولی هر بار من با تودهنی به آنها مانع رسیدن به آرزوی شومشان شدم و آنها را سر جایشان نشاندم.

سه ماه پیش سرفراز رحیمی با واتساب من تماس گرفت و از آنجا که میدانست از من تودهنی خواهد خورد ابتدا به صورت ناشناس و بدون معرفی خودش تماس گرفت و دعوت به دیدار کرد. اما وقتی که او را شناختم با جواب شایسته اورا سر جایش نشاندم .

در فوریه گذشته نیز یکی از مزدوران با گوشی من تماس گرفت که من او را نشناختم و جوابی ندادم .

چند روز بعد همین مزدور با همان شماره تلفن مجددا با انگلیسی بصورت ناشناس مرا دعوت به کافه رستوران کرد و گفت من یک کافه دارم شما پیش من بیایید. من اینجا هستم که تو را به ایران بفرستم. متوجه شدم که آن مزدور است و من جواب کوبنده به او دادم و او را بلاک کردم .

آخرین بار رفیق دهقان هم  شانس خودش را امتحان کرد و این مزدور با من تماس گرفت و سلام و علیک کرد. به او گفتم بار آخرت باشد که با من تماس می‌گیری و او را قطع کردم .

اینها تنها نمونه‌هایی از دست و پا زدن این مزدوران است که می‌خواهند برای وزارت اطلاعات مزدور اجیر کنند ولی هر بار سرشان به سنگ می‌خورد و این جوابی است که مردم ایران هر روز فریاد می‌زنند «مزدور برو گمشو»

حسین گلی زاده
۲۰۲۲/۴/۴

در این رابطه بخوانید:

دخیل بستن مزدوران در آلبانی به انجمن پوششی آسیلا – نامه دریافتی از حسین گلی زاده

نامه های نیک فرجام دانافر (شاهپور محمدی)

نامه شهرام نصیری

نامه افشاگرانه حسین گلی زاده
خروج از نسخه موبایل