گزارش اداره حراست از قانون اساسی آلمان – جاسوسی وزارت اطلاعات علیه مقاومت
در ژوئیه ۲۰۱۵ ادارهٔ حراست از قانون اساسی آلمان گزارش سالانه خود را در ۲۶۰ صفحه و با مقدمهیی به قلم توماس دمزیر وزیر کشور آلمان منتشر کرد، بخشی از این گزارش، گوشهای از فعالیتهای وزارت اطلاعات و سفارت رژیم آخوندی درسال ۲۰۱۴ را در برمیگیرد.
اداره حراست از قانون اساسی وزارت کشور آلمان در گزارش خود تصریح میکند، «جاسوسی و مبارزه با اپوزیسیون ایران مهمترین کار دستگاه اطلاعاتی رژیم آخوندیست و بهویژه مجاهدین و شورای ملی مقاومت و هوادران مقاومت ایران را هدف اقدامات جاسوسی و اطلاعاتی خود قرار میدهد.»
این گزارش زیر عنوان، «سرویسهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران»، می نویسد:«جاسوسی و مبارزه با جنبشهای اپوزیسیون در ایران و خارج از ایران، همچنان یکی از نقاط اصلی تمرکز کار دستگاه اطلاعاتی رژیم ایران را تشکیل میدهد. به همین خاطر این سیستمهای اطلاعاتی در کشورهای غربی؛ اطلاعاتی در زمینهٔ سیاسی، اقتصادی و علوم را کسب میکنند.»
گزارش مزبور زیر عنوان«روش کار» میافزاید: «کنترل فعالیتهای اطلاعاتی برای کسب اطلاعات، در اولین قدم؛ بهوسیلهٔ مقر اصلی وزارت اطلاعات و امنیت در تهران صورت میگیرد. برای محققکردن آن وزارت اطلاعات، بهخصوص از سفرهای خانوادگی و یا کاری افرادی به ایران که از اهداف این وزارت هستند استفاده میکند، چرا که در آنجا امکان کمتری دارند که خودشان را از دست وزارت اطلاعات بیرون بکشند، این یک پیش فرض ایدهآل برای شرایط و کارهای سیستمهای اطلاعاتی است».
در گزارش اداره حراست آلمان همچنین آمده است: «همزمان مقر مرکزی و قانونی وزارت اطلاعات و امنیت سفارت (رژیم) ایران در برلین است و فعالیتها و کارهای مهمی در رابطه با فعالیتهای اطلاعاتی انجام میدهد. از جمله وظایف سفارت حمایت و پیشبرد عملیات اطلاعاتی است که وزارت اطلاعات از تهران میدهد و نمایندگیهای کنسولی (رژیم) ایران در آلمان، وظیفه دارند این دستورات را اجرا کنند.»
برخی از اعضای شبکه گشتاپو آخوندی در آلمان
برخی از اعضای شبکه گشتاپو آخوندی در آلمان عبارتند از: علی قشقاوی، علیاکبر راستگو، محمدحسین سبحانی، مهدی خوشحال، امیر موثقی، عباس صادقینژاد، علی جهانی، علیرضا میرعسگری، ادوارد ترمادویان، مهرداد ساغرچی، بتول سلطانی، زهرا معینی کربکندی، حمیرا محمدنژاد، مهدی سجودی، عبدالکریم ابراهیمی.
علیرضا میرعسگری مزدور صادراتی رژیم به آلمان

علیرضا میرعسگری در ملاء خانوادههای هوادار مجاهدین بوده و چند تن از اقوامش توسط رژیم آخوندی به شهادت رسیدهاند. وی به درخواست خودش و با اصرار به اقوام و نزدیکانش که قصد پیوستن به مجاهدین را داشتند، در بهار سال ۶۸ به مجاهدین در عراق میپیوندند.
طی مدت حضورش در ارتش آزادیبخش، توان انطباق با شرایط نبرد را نداشت و بارها به او گفته شد پی زندگی خودش برود ولی او حاضر به خروج نبود. نهایتا در آبان سال ۸۱ به درخواست خودش به او کمک شد که ایران بازگشته و پی زندگیاش برود.
وی در ایران بلافاصله به استخدام وزارت اطلاعات درآمد.
در سال۸۲، بعد از سقوط دولت سابق عراق، با بازشدن راه ورود گلهوار عوامل سپاه قدس و وزارت اطلاعات به عراق، رژیم قصد کشتار همه مجاهدین یا به ندامت کشاندن آنها را بعنوان بالاترین هدف خود از نفوذ در این کشور، در پیش گرفت. مزدورانی چون علیرضا میرعسگری در داخل کشور با مراجعه به خانواده مجاهدین و هواداران سازمان، با ایجاد لجنپراکنی و تبلیغات دروغین آنها را تشویق به رفتن به اشرف همراه با اکیپهای وزارتی برای پیشبرد خط رژیم میکرد.
علیرضا میرعسگری پس از طی کردن مراحل مزدوری در ایران، در سال ۸۳ برای ادامه فعالیتهایش توسط وزارت اطلاعات به خارج فرستاده شد.
بلافاصله پس از ارسال به خارجه، به رله اتهامات ساخته و پرداخته وزارت اطلاعات پرداخت و یکی از مجریان خط وزارت برای برگرداندن برگ حقوق بشر علیه مجاهدین شد.
میرعسگری در اولین حضور علنی خود در اروپا در شهریور ۸۳ در ورقپارههای وزارتی، برای سفیدسازی خود، داستانسرایی مسخره فرار دنکیشوت وار به اروپا مانند سایر همپالگیهایش سرهم بندی کرده و میگوید:
«…هنوز به نیمه اروندرود نرسیده بودم که از پشت سر به من شلیک شد که بلافاصله از روبرو از طرف پاسگاه های ایرانی نیز آتش متقابل گشــوده شد و من بدون هیــچ پوشش و پناهی در وسط اروندرود گیر کرده بودم. من در آن لحظه شوکه شــده بودم و به اعتمـادی که سالیان سال نثار مجاهدین کرده بودم و حال اینگونه جواب این اعتماد را با خیانـــت داده بودند، فکر میکردم. در نهــــایت قایق کوچک من مورد اصابت گلوله قرارگرفت وبه ناچار خود را داخل آب انداختم و شنا کنان به سمت ساحل ایران رفته و خود را مخفی کردم، و به دلیل شناختی که از آبادان و مسیر آن داشتم خود را ســالم به مکان امنی رساندم. سپس مدت کوتاهی به صورت مخفیانه در ایران بسر برده و از ایران به ترکیه و سپس به یکی از کشورهای اروپایی آمدهام.»
وی بلافاصله هدف وزارت اطلاعات از ارسال این مزدور بنجل به خارجه را برملا کرده و میگوید:
«اینجانب آمادگی کامل دارم که جزئیات بیشـــــــتری از خیانتهای… سازمان مجاهدین و بنبست کنونی سازمان در عراق را در اختیار رسانههای اطلاع رسانی و افکار عمومی قرار دهم.»
مزدور علیرضا میرعسگری با وصل به شبکه خارج کشوری وزارت اطلاعات، تبدیل به پادوی خرمهرههایی چون مسعود خدابنده و علیاکبر راستگو در خارج کشور شد.

مزدور نفوذی محسن عباسلو، علیرضا میرعسگری، علیرضا نقاشزاده و علیاکبر راستگو

مزدور نفوذی عباس صادقینژاد (راست) و علیرضا میرعسگری(چپ)

ماورای خیانت
بعد از حملات جنایتکارانه نیروی تروریستی قدس در همدستی با مزدوران مالکی به قرارگاه اشرف در عراق، تعدادی از عوامل وزارت از جمله علیرضا میرعسگری در نامه به مالکی جنایتکار، از او تشکر و قدردانی کردند.
روزنامه حکومتی الصباح الجدید به تاریخ ۱۷ مارس۲۰۱۴ (۲۶ اسفند۹۲) نامه سرگشادهیی را با اسامی دهها تن از باصطلاح جداشدگان سازمان مجاهدین خلق ایران خطاب به نوری مالکی منتشر کرد تا به او و مشاور امنیتی او در برابر پیگرد دادگاه اسپانیا دلگرمی بدهد.
«نهایت سپاسگزاری و تشکر عمیق»! مستخدمان اطلاعات از نوری مالکی بهخاطر قتلعام مجاهدین در اشرف
«ما میخواهیم با هماهنگی و همکاری یونامی و سازمان ملل و سفارتخانههای کشورهای اروپایی و آمریکا در جهت جداسازی بدنه سازمان از رهبری و اعلام انحلال این تشکیلات، تلاش لازم مبذول گردد».

الصباح الجدید – ۱۷ مارس۲۰۱۴ (۲۶ اسفند۹۲)
منشقون عن «خلق» یطالبون بـ «فصل» سکان «لیبرتی» عن القیاده
(جداشدگان از سازمان خلق درخواست جدا کردن ساکنان لیبرتی از رهبری آن رادارند).
طالب عشرات المنشقین الإیرانیین، عن منظمه مجاهدی خلق الایرانیه، به عزل سکان مخیم لیبرتی، عن قیاده المنظمه آلتی وصفوها بـ «الطائفیه».
(دهها تن از جداشدگان ایرانی از سازمان مجاهدین خلق ایران خواستار جدا کردن ساکنان کمپ لیبرتی از رهبری سازمان که آن را فرقهگرا توصیف کردند شدند).
وأعربوا عن استعدادهم لتقدیم المساعده والمشوره للحکومه العراقیه والأمم المتحده، فیما أشاروا إلی أوضاع إنسانیه ونفسیه عصیبه یعانون منها به سبب سیاسه المنظمه.
(آنها ابراز آمادگی کردند تا به دولت عراق و سازمان ملل متحد کمک و مشورت بدهند در مورد اوضاع انسانی و روحی بدی که ساکنان کمپ به خاطر سیاستهای این سازمان از آن رنج میبرند).
در ابتدای همین نامه از عالیجناب آقای نوری مالکی رئیسالوزرای عراق «نهایت سپاسگزاری و تشکر عمیق» را به عمل میآورند و مینویسند:
«ما افراد جداشده از تشکیلات این سازمان که بعضاً افراد خانوادههای ساکنان کمپ لیبرتی هستیم، همگی… شاهد جنایات، قتل و شکنجه جسمی و روحی رهبری این سازمان هستیم و ما از درخواستهای اکثریت دوستانمان که در این تشکیلات طائفی اسیر هستند مطلع هستیم».
آنها در ادامه این نامه مینویسند: «ما میخواهیم که با هماهنگی و همکاری یونامی و نهادهای ذیربط سازمان ملل متحد و سفارتخانههای کشورهای اروپایی و آمریکا در جهت جداسازی افراد و بدنه پایین سازمان در کمپ مذکور از رأس و رهبری تشکیلات مخوف آن و اعلام انحلال این رهبری و تشکیلات و خودداری از به رسمیت شناختن و مذاکره با آن تحت پوش دروغین و موهوم نمایندگان ساکنان لیبرتی، تلاش لازم مبذول گردد تا افراد بهطور مستقل و آزاد برای زندگی و آیندهٔ خودشان تصمیم بگیرند… و بدینگونه راه انتقال هر چه سریعتر این اسیران به کشورهای ثالث و دنیای آزاد بعد از رهایی آنان از قیدوبندهای تشکیلاتی این سازمان هموار گردد. ما جداشدگان از سازمان مجاهدین خلق نیز آمادهایم در این راستا تمام تجارب خودمان را در اختیار دولت عراق و سازمان ملل و کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد قرار بدهیم».
جالب این که نامه مستخدمان وزارت به نخستوزیر عراق قبل از انتشار در الصباح الجدید در سایتهای وزارت اطلاعات منتشر شده بود.
نامه سرگشاده ۵۰ تن از جداشدگان سازمان مجاهدین به نخستوزیر عراق نوری المالکی
در سایت اینترلینک وزارت

***
جاسوسی برای ملایان
کمیته پارلمانی بریتانیا برای آزادی ایران در اکتبر سال ۲۰۰۷ میلادی در گزارشی تحت عنوان “جاسوسی برای ملایان” به افشای بخشی از فعالیتهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در کشورهای اروپایی پرداخت.
وین گریفیث، عضو سابق پارلمان انگلستان که تجارب ارزشمندی درباره ایران دارد، تجربه خودش و همکاران پارلمانیش را دراین گزارش تدوین نموده است. آقای گریفیث توضیح داده، «هر زمان یک عضو پارلمان حمایتش را از اهداف شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران که آزادی و دمکراسی سکولار برای ایران است، ابراز میدارد، با سیلی از اکاذیب علیه مقاومت اصلی ایران بمباران میشود… سازمانهایی که مدعی هستند سازمانهای حقوق بشری یا سازمانهای غیردولتی (NGO) هستند با نمایندگان پارلمان تماس میگیرند. این سازمانهای علنی که رژیم ایران را نمایندگی میکنند شامل انجمن نجات و انجمنهای آوا و پیوند میباشند. وی همچنین فاش ساخت که امکانات سایتهای اینترنتی بیشماری توسط رژیم ایران استفاده میشود تا اکاذیب علیه سازمان مجاهدین خلق ایران را اشاعه دهد».
علت تلاش رژیم و بکارگیری این مأموران اطلاعاتی برای چیست؟
ارگان وزارت اطلاعات آخوندها موسوم به «موسسه راهبردی دیدهبان» در ۳۰ تیر ۹۴ در مطلبی با عنوان «بررسی ظرفیتها و راهکارهای موجود برای مقابله با تحرکات منافقین در اروپا» ضمن آه و ناله از موقعیت بین المللی مجاهدین و اقبال روزافزون اجتماعی به مجاهدین، به جمعبندی وضعیت پرداخته و راه کارهای وزارت اطلاعات برای مقابله با این موقعیت مجاهدین و مقاومت را مطرح کرده که بخصوص در مرحله زهرخوران خلیفهٔ ارتجاع بیانگر ترس و هراس رژیم است.
در سوتیتر این جمعبندی دیدهبان ولی فقیه ارتجاع مینویسد: «…به نظر میرسد ترسیم سازوکاری تبلیغاتی برای هجمه مناسب به [مجاهدین] و مهندسی چهره ایشان برای مردم اروپا لازم به نظر میرسد»
و در ادامه به صراحت به شکستش اعتراف کرده، مینویسد: «…طی سالهای اخیر از جمله اقدامات قابلتوجهی که برای مقابله با سازمان [مجاهدین] در اروپا صورت پذیرفته، فعالیتهای…برخی جداشدههای این [گروه] بوده است…که متأسفانه بازخورد فراگیر و چندان مؤثری در افکار عمومی و فضای سیاسی اروپا نداشته است…»
دیده بان در این رابطه پیشنهاد میکند: «…ظرفیت خانواده اعضای فریبخورده حاضر در سازمان در اروپا نیز مغفول مانده است که میتواند برگ برندهای برای تبیین چهره واقعی [مجاهدین] باشد…»
***
مقاومت ایران با یادآوری مصوبه آوریل ۱۹۹۷ شورای وزیران اتحادیه اروپا که ورود و حضور عوامل اطلاعات رژیم ایران را در کشورهای اروپایی ممنوع کرده، خواستار دستگیری، محاکمه و اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها در کشورهای عضو اتحادیه اروپاست. چرا که مأموران گشتاپو آخوندها نه تنها علیه اعضا و هواداران مجاهدین و مقاومت ایران و علیه پناهندگان و پناهجویان ایرانی، توطئه و جاسوسی میکنند، بلکه علیه امنیت و آرامش کشورهای اروپایی هم عمل میکنند و فاشیسم دینی در شرایط نیاز آنها را مورد استفاده تروریستی قرار میدهد. ضروری است افشاگریهای اداره حراست از قانون اساسی آلمان، درباره شبکههای مخفی رژیم در آلمان، اقدامات متناسب دولت آلمان را هم در پی داشته باشد.









