موضوعی که باعث شد و تصمیم گرفتم در این شرایط و اوضاع و احوال سیاسی چند سطری بنویسم و مواضع سیاسی و اعتقادی خودم را بار دیگر روشن کنم، شرایطی می باشد که اکنون در آن قرار داریم و دست و پا زدنهایی که رژیم و عواملش و مزدورانش انجام می دهند.
از یکطرف باید اشاره کنم که رژیم در شرایط کنونی در مرحله ای بسر می برد که صدبار بیشتر از ریاست جمهوری های دوران قبل در گرداب بحرانهای لاعلاج اقتصادی در حال غرق شدن است. کیست که نداند انتصاب جلاد اعدام های سال ۶۷ به عنوان رئیس جمهور در منتهای ضعف و ترس و سراشیب سرنگونی و سقوط است. گرانی، تورم، کرونا، بالارفتن ارز، بیکاری، بی آبی، همه و همه بحرانهای لاعلاج رژیم آخوندی هستند و نمیتواند از نتیجه اتودینامیک آنها که قیام و بدنبال آن سرنگونی را نشان میدهد، فرار کند.
رژیم رو به سقوط و سراپا بحران با رئیسی جلاد و طبلهای توخالی اقتصادی مردم فریب که واقعا حرف زیادی است، از بحث دلار تا ارزش سکه طلا که همه اینها به سیاست های ضد مردمی این رژیم آخوندی بر می گردد. از طرف دیگر مردم ایران هوشیارتر از قبل شده اند و به سیاست های ضد مردمی این رژیم آشنایی دارند. همه نشانه ها بالا گرفتن مقاومت و مبارزه باظلم و فسادی است که سراسر رژیم آخوندی را فرا گرفته است.
به عنوان یک ایرانی هوادار سازمان مجاهدین ایران خوب می فهمم در چنین وضعیتی چرا رژیم مزدورانش را در آلبانی وامیدارد که دنبال جذب نفرات هوادار باشند. تمام تلاش آخوندها این است که با پول، شرافت انسانها را بخرند. مزدورانی مثل حسن حیرانی، سرفراز (رحیمی) و مهدی سلیمانی.
دست رد به سینه تمام مزدوران رژیم آخوندی در آلبانی میزنم.
من محسن صالحی بارها مرزبندی سیاسی خودم را با رژیم آخوندی و همدستان آنها در آلبانی اعلام کردهام و در جنگ با این اندیشه فریبکارانه و مکارانه آنها میباشم.
به امید آزادی ایران، زنده باد صلح و آزادی
مرگ بر رژیم پوسیده آخوندی
درود بر رئیس جمهور برگزیده مقاومت مریم رجوی
محسن صالحی
۱۴۰۰/۶/۲۳









