قتل عام مجاهدین در سال ۶۷ یک نسل کشی
محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتل عام ۶۷ در سوئد
پنجشنبه ۱۹اسفند۱۴۰۰
گزیده ای از ادای شهادت
جفری رابرتسون حقوقدان وقاضی برجسته بین المللی
اولین رئیس دادگاه ویژه ملل متحد برای سیرالئون
جفری رابرتسون:
یک جنگ داخلی در ایران بین رژیم خمینی و مجاهدین جریان داشت
و قتل عام مجاهدین زندانی نسل کشی، جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است
جفری رابرتسون:
حکومت ایران از سالها قبل طرح از بین بردن مخالفینش را داشته
بعد از آتش بس و عملیات فروغ جاویدان آن را اجرا کرده است
ترجمه توسط مترجمان رسمی دادگاه صورت می گیرد
گزیده ای از ادای شهادت جفری رابرتسون حقوقدان و قاضی برجسته بین المللی، پنجشنبه ۱۹اسفند۱۴۰۰، ۱۰مارس۲۰۲۲
دادستان: بعدازظهر و عصرتون بخیر آقای رابرتسون من. . . اسممه و یکی از دادستانهای این پرونده هستم میخوام ازت خواهش کنم که یک کم از گذشته ات بگو و سوابق تحصیلی و حرفه ای و چیزهایی که مربوط به این مسئله میشه کشتار زندانیهای سیاسی ایران واینکه چه رابطه و چکار کردید در رابطه با این مسئله.
جفری رابرتسون: برای اینکه کوتاه و مختصر از گذشته ام بگم من لقب مشاور حقوقی ملکه رو دارم یعنی یک وکیل هستم از اون بالاترین درجه های در انگلیس.
جفری رابرتسون: و توی دفتر حقوقی دانتی اسپرینگ چین بودم که از بزرگترین دفتر وکلای این کشوره، اونجا رئیسش هستم. ۱۵۰تا وکیل اونجا کار میکنند، ۵۰ تا از اینها همه شون لقب وکیل مشاور ملکه را دارند و بعد اولین کسی بودم که دادگاه سیرالئون شرکت داشتم، رئیس اونجا بودم. و همچنین من انتخاب شدم بعنوان عضو سازمان ملل قسمت داخلی حقوقی شون بعنوان یک حقوقدان و این یک سازمان مال سازمان ملل است. قاضی در اونجا بودم و این سمتی بود که از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ داشتم. من غیر از اینها مولف حدود ۲۰ تا کتاب هستم یک کتابی که از همه مشهورتره جنایت علیه بشریت است.
دادستان: در این گزارشی که شما چاپ کردین منتشر کردین همین کشتار جمعی زندانیان سیاسی از یه موج اول صحبت میکنید شما موج اول مربوط به مجاهدین که اوائل اگوست انجام شده بوده این موج اول اعدام مجاهدین بعدش از موج دوم صحبت میکنید که میگید که چپ ها رو اواخر اگوست۱۹۸۸ اعدام کردند. این دانش و آگاهی که شما دارید آیا یعنی ممکنه شک و شبه ای در مورد این اعدامها در زندان گوهردشت ایران وجود داشته باشه؟
جفری رابرتسون: نه هیچ شک و تردیدی ندارم و برای من وجود نداره که این شهودی که من باهاشون صحبت کردم اینها برای من تعریف کردن بطور کلی تعریف کردن و من باید اضافه کنم که من خودمم قاضی نیمه وقت بودم اونموقع تو انگلیس برای من این حقیقت داره و من میدونستم که دارن واقعیت رو میگن برای من حقیقت محض بوده و همونطور که گفتم این روایت ها رو با سایر اطلاعات مطابقت کردم و هیچ شک و تردید ندارم که این دوتا موج اعدام اتفاق افتاده اولیش تعداد بیشتری اعدام شدن در موج اول و مورد توجه عموم هم قرار گرفت موج اول و این موج اول در مورد مجاهدین انجام شده و تعداد زیادی از این قربانیان در موج اول بودند ولی هیچ شکی ندارم که در ادامه کمونیستها هم اعدام شدند ولی این فقط بخاطر اینکه زنایی که مرتد آتیست بودند اونارو محکوم کردن به شلاق و اینقدر شلاق میزدند ۵ دفعه در روز شلاق میزدند زنها رو که میگفتند مرتد هستیم ولی مردهای مرتد به اعدام محکوم میشدند مردها به اعدام و زنها به شلاق.
دادستان: در گزارش شما بخصوص در بخش ۵ از یک فتوایی شما صحبت کردید که آیت الله خمینی قبل از اعدامها صادر کرده. دور وبر ۲۸ جولای ۱۹۸۸ داریم صحبت میکنیم. میخواهم ببینم صحت و سقم این فتوا را شما چجوری می بینید؟
جفری رابرتسون: من هیچ شکی ندارم که بطور کلی این تایید شده است در خاطرات مرد شماره ۲ منتظری که فردی بود که توی هیئت عالی کشور ناراضی بود مخالف بود، با این اعدامها مخالف بود، در خاطراتش نوشته که خیلی مهم هم هست این خاطرات منتظری که تصریح کرده که تمام اعضای مجاهدین بایستی محارب تلقی بشوند و از لحاظ فلسفه دینی مخالف دین رسمی کشور هستند و به همین خاطر بایستی نابود شوند، منهدم شوند. من هیچ شکی ندارم هیچ دلیلی وجود نداره که بخواهیم فکر کنیم که این اسناد جعلی باشه، اصلا دلیلی وجود نداره و این حتی مطلب تایید شده از سوی به خاطر اینکه واضح تر بگوییم یک اسمی آمده آیت الله موسوی اردبیلی که قاضی القضات بوده که خوب اون خودش به این فتوا اشاره میکنه و میگه که از آیت الله گرفتم مستقیم فتوا را و به یک بخصوصی فتوا صادر شده.
دادستان: اشاره کردید به تماس آیت الله اردبیلی با پسر خمینی، چی میخواستی بگی در مورد این تماس؟
جفری رابرتسون: من میخواستم فقط اضافه کنم که هیچ شکی وجود نداره که مطرح شد از طرف قاضی القضات اردبیلی که سعی کرده که این فتوا را مشخص کنند، باز کنند توضیح بدهند که کدوم زندانی ها را؟ اونهایی که زندانی شون را کشیدند هنوز هم توی زندان هستند که منتظر اجرای حکمش هستند که بهشون گفتند ملی کش اینها را چکار باید بکنیم؟ چجوری با اینها رفتار کنیم.
دادستان: تو از ام ای کی صحبت کردی. آیا به نظر تو طبق این فتوا چپی ها هم باید اعدام میشدند؟
جفری رابرتسون: این سوال جالبیه. بخاطر قرائن و شواهدی هست که میگن فتوای دومی هم اومده سپتامبرکه توی اون دستور دادند که چپی ها را بکشند ولی من اونی که صحبتش را میکنم.
اونی که مال ماه جولای صادر شده اونجا هدفشون مجاهدین بودند همین اینهایی که گروه بندی کاتاگوری محارب داشته.
بله من فکر کنم که اینجوری بود که رژیم خمینی تصمیم گرفت برا خودش بعداز جنگ ایران و عراق که نابود کنن اپوزوسیون رو در مورد این اپوزسیون داخلی که داشت قسمت اعظمشون از مجاهدین تشکیل شده بود ولی در اونها شامل حال کمونیستها، مائویستها و اینجورگروهها هم بود و برای همین اونها به این نتیجه رسیدن که تمام این گروهها نابود بکنن یعنی یا دین ندارن یا اگر دارن که حساب میشن بعنوان محارب یعنی کسی که دشمن خدا هستنو اگر آدم دشمن خدا باشه یعنی دشمن رژیم هم هست.
دادستان: در مورد زندانهای اوین و گوهردشت میخوام سوالهایی در خصوص اینها بپرسم. سوالی که من میخوام بپرسم که آیا تو این تحقیقات و پژوهشی که تو کردی متوجه چیز خاصی شدی در مورد این دوتا زندانی که اسم بردم؟
جفری رابرتسون: بله وقتی که در مورد این دوتا زندانها صحبت میشه اینه که ادله اثبات وجود داره مدرک وجود داره که آدم میتونه اینها رو بعنوان مثال استفاده کنه واسه وحشیگری که اونجا رخ داد که اینها میگفتند منجر شد.
به این دادگاهها دادگاهایی که تو این زندانها اجرا میشد مثل دادگاههایی که ما عادت داریم بهشون و مفهومش رو میفهمیم نبود اینجوری بود که زندانیها صدا میزدنشون وبعد سوال آسون ازشون میپرسیدن آیا هواخواه مجاهدین هستین وبعداز اون ردیف میکردن اونا رو مثل توی ردیف به خط میکردن مثل رژه پشت سر هم میبردشون به طرف آمفی تئاتر زندان بعد ازاون هم که اعدام شدن میزاشتن تو کامیونها و اونجا تو ماشینهای یخچالی و جسد ها رو میزاشتن اونجا و شبها شبانه اینها رو میبردن قبرستانها. وقتی در مورد زندان اوین و گوهردشت صحبت میشه مدارک غربی وجود داره که این وحشتناکترین صحنه ها رخ داده اونجا.
دادستان: در مورد زندان اوین و گوهردشت برای خاص اونا چه اطلاعاتی داری؟
جفری رابرتسون: این وضعیت و موقعیت راجع بهش بحث شد در یک جلسه ای که اون موقع برگزار شد با اعضای هیئت مرگ که منتظری اونا رو خطاب کرده بود و خوانده بوده و در این جلسه بهش گفتن که اونها تقریبا میشه گفته دیگه کارشون تموم شده بوده با اعدامها و اونموقع دیگه او خواهش کرد که بسه دیگه قطع کنین و این تو گزارش من نوشته شده که در تاریخ ۱۵ اوت بوده و تو صفحه ۴۸ تا ۴۹ گزارش من نگاه کنید نوشته شده.

دادستان: میخواهم برم صفحه ۴۰ شما ورق بزنم بروم صفحه ۴۰ گزارش شما. در مورد فروغ جاویدان شما صحبت کردید. من میخواستم بدونم که شما خودت چجوری طبقه بندی میکنی این حمله را و اتفاقاتی که اطراف این حمله، این حمله را چجوری تفسیر میکنی؟
جفری رابرتسون: من توصیف میکنم این حمله را بصورت اگر بخواهم درست بگم این حمله از طرف نیروهای مجاهدین خلق انجام شد که قرارگاه اشرف بودند و یکی از عواملی بود که آیت الله را آتیش زد عصبانی اش کرد ولی این تنها عامل نبود، که بگیم که کارهایی که کرد آیت الله بخاطر این حمله بود، چون مواردی دیگه ای وجود داره که نشون میده که اعدام مجاهدین چند ماه چند هفته قبل از این حمله آماده سازی شده بوده فقط حمله باعث تصمیم به اعدام مجاهدین نبود.
دادستان: به این مطلب برمیگردیم ولی من میخواهم خودم را در اون وضعیت نگه دارم که توی ایران، اواخر جولای میخواهم وضعیت ایران را میخواهم به این بپردازیم. و سوال من از شما اینکه که طبقه بندی این حمله شما چجوری طبقه بندی میکنی؟ یعنی بنظرتون یک درگیری مسلحانه بود چجوری می بینید این حمله را؟
جفری رابرتسون: این جنگ مسلحانه که تموم شده بود، بخاطر اینکه این آتش بس که انجام شده بود، توافق شده بود برای آتش بس از طرف سازمان ملل آتش بس رو ماه قبل ولی من نمیدونم که خارج از پژوهشهای من بوده این مسئله من نمیدونم تا چه حدی این همکاری بین نیروهای عراقی چون ادعا میشد که اینها اسلحه بهشون دادند که اونها حمله را انجام دادند ولی میتونه این حمله میتونه اینطوری باشه که این نیروهای مجاهدین و رهبرشون ربطی به صدام نداشته خودشون مستقل عمل کردند. من البته نمیدونم چون من توی این قسمت پژوهش نکردم.
دادستان: این را گفتی چی خارج از ماموریت و پژوهش ات بود. جریان چیه، یعنی قضاوت بین همکاری بین مجاهدین و عراق را میگویی؟ چی را داری میگی؟ یا اینکه طبقه بندی خود درگیری را؟
جفری رابرتسون: البته درگیری مسلحانه خوب بین ایران و عراق جنگ مسلحانه که بوده و حتی به حالت بین المللی هم بوده این جنگ و بین ایران و مجاهدین هم یه جنگ داخلی درجریان بوده ولی من در این مورد این عملیات تحقیق نکردم عملیات مرصاد یا فروغ جاویدان شما بهش میگین آیا مستقلا این حمله رو انجام دادن نمیدونم صدام هم دخالت کرده یا نه ولی من مشخصا در گزارش نوشتم که به این قضیه چون خارج از مسئله تحقیقات من بود و بررسی نکردم و من فقط میدونم که یه مقدار از طرف عراق نیروی هوایی عراق نمیدونم بعداز حمله بوده قبل از حمله بود حین حمله بوده نمیدونم. مستقل بوده از این جنگ ایران و عراق نمیدونم.
دادستان: درست متوجه میشم که تو برداشتت اینه که جنگ مسلحانه بین المللی وقتی که زیر قرار داد رو در جولای امضا کردن آتش بس اعلام شد این نظر توئه؟
جفری رابرتسون: بله باید به این طریق بوده باشه.
دادستان: پس به نظر تو برای چه مدتی این حمایت از مردم عادی از طرف کنوانسیون ژنو گفته بود و قوانین بین المللی تا چه وقتی ادامه پیدا کرد بعداز این جنگ مسلحانه؟
جفری رابرتسون: طبق برداشت من و فهمیدن من اینکه کنوانسیون ژنو حتی شامل حال جنگهای داخلی هم میشه و میشه استفاده کرد و حتی غیر از این کنوانسیون ژنو هم حمایت میکنه از مردم عادی و نسبت به تمام مقامات و اداره ها. قبلا شاید اینجوری فرموله کرده بودن که فقط تو جنگهای مسلحانه بوده باشه ولی من میتونم اینو مطرح کنم استدالال کنم که حتی مردم عادی که غیر مسلح هستند شامل حال این جنگهای داخلی بشن.
دادستان: تو گفتی که یه جنگ داخلی بین مجاهدین غیر بین المللی بین رژیم و مجاهدین. کی بنظر تو جنگ اینها تمام شد و خاتمه پیدا کرد؟
جفری رابرتسون: اون اصلا خاتمه پیدا نکرده من منظورم اینکه یک دوره ای بود که تقریبا ۲ساله که بعد از اینکه نیروها شاه را بیرون کرده بودند، ۱۹۷۹ از اونموقع شروع شده و همکاری کردند با این رژیم. بعدش اینجوری شد که مجاهدین و گروههای دمکرات و کمونیستها حمله کردند از طرف رژیم خمینی و اتفاقاتی افتاد، جنگ شروع شد در ایران، منجر به جنگ داخلی شد و این ادامه پیدا کرد یک مدت طولانی، بهر حال بصورت بسیار فاحش و قوی این جنگ داخلی مسلحانه بین اپوزیسیون و رژیم ادامه پیدا کرده برای مدت طولانی.
دادستان: تو قبلا گفتی که سند وجود داره و اینه که برنامه ریزی شده بوده واسه این اعدامها از چند هفته قبلش، منظور قبل از این عملیات فروغ جاویدان و همچنین همزمان تو میگی که تو همون صفحه گزارش ات نوشتی که این عملیات فروغ جاویدان که برای رژیم این عامل که جرقه زده که بکشه زندانی ها را. چیزی که من میخواهم بپرسم کدوم مدرک و سند داری که نشون میده که چند هفته قبل برنامه ریزی ها برای اعدام ها شروع شده بوده؟ برمبنای چه مدرک و سندی اینرا میگی؟
جفری رابرتسون: بله مدارک وجود داشت که حاکی از این بود که پرونده ها را آماده میکردند و این پرونده ها را برای طرفدارهای مجاهدین یا کسای دیگه ای راست گراها و توی یک دونه زندان اطلاعاتی هست که آدم از یک کد رنگی استفاده میکردند از رنگهای مختلف مثلا قرمز یعنی زندانی هایی که باید اعدام شوند حالا به یک نحوی چجوری از شر اونها خلاص شوند اینهایی که قرمزند. این اعدامها قرار بود که زمانی که مناسب بوجود بیاید اینکار را انجام بدهند، این زمان مناسب که مال فروغ جاویدان بود مسلما یک زمان مناسبی بودش ولی غیر از اونها اسناد و مدارک دیگه هم وجود داره که فکر میکنم از آمریکا از طرف سی آی ای دارند که جلسه ای رخ داده که اواسط ژانویه برای اینکه این آماده کردن و مهیا کردن زندانی های مجاهدین این چیزیه که بعد از این که گزارش من نوشته شده و بنابراین من هیچوقت فرصت اینرا پیدا نکردم که تحقیقات کنم در مورد این منابع. ولی بهر حال این راه باز کرد که اینها نابود بکنند زندانی های مجاهدین و این عملشون مسلما احتیاج به برنامه ریزی قبلی داره چیزی نیست که آدم بتونه یک دفعه بهش یک الهام بشه الآن میخواهم اینکار را بکنم تو همین لحظه اینها را انجام بدهم. یعنی آدم بگه فقط این تصرفشون یک دونه گرفتنشون باعث شده باشه الآن اینکار را بکنیم. حالا چجوری رژیم واسه خودش استدلال کرده و توجیه کرده یک چیزی بوده که تو چندین سال تو ذهن وفکرشون بوده و مطمئنا این برنامه ها کم کم چند هفته قبل از اعدامها برنامه ریزی شده و بعد انجام شده.
دادستان: خب یک قضیه ای هست یک رابطه بین نکسوس و همینی که الآن خودت گفتی در مورد زندانی ها و جنگ و ایران و عراق، چه رابطه ای بین اینها وجود داره؟ نکسوس میگن توضیح میدی که جنگ مسلحانه غیر بین المللی است بین ایران و عراق مجاهدین بوده.
جفری رابرتسون: من باید اینرا اضافه کنم که دوسال پیش این جوری بود که وزارت امورخارجه آمریکا ادعا کرد تاریخ وقتی که این برنامه ریزی ها شده و میتونسته ۱۹ جولای بوده باشه و اونموقع است که اعضای هیئت مرگ هم تشکیل شدند و تشکیل دادند این هیئت را. این چیزی نیست که خودم من تحقیقات کرده باشم بلکه این را که دارم توصیف میکنم که بهش میگم جنگ داخلی که بین رژیم بوده و مجاهدین ولی الآن و زمان نزدیک به الآن اینجوریه که ایران این سعی را کرد که بمب استفاده کنه در دفتر شورای ملی مقاومت در پاریس، اگر موفق شده بودند این بمب را بگذارند اونجا خیلی ها کشته میشدند ولی این یک چیزی بود که تروریستهای دولتی بودند من فکر میکنم بطور ساده بگم که این عملیات که انجام شد یک مثال بود که نشون میده خواسته رژیم را که چقدر میخواهد بکشه تمام کساییکه متعلق به اپوزیسیون هستند.
دادستان: به نظر تو این جرم که درجه بندی و تقسیم بکنی جرم های بین المللی حساب میشه؟
جفری رابرتسون: بله، جنایت علیه بشریت هستش از بدترین جرائم هستش اینکار، که زندانی هایی که آسیب پذیر هستند، بعد میگم توی استرالیا توی جنگ دوم جهانی ژاپنی ها اینها استرالیایی ها را اینطوری ردیف کردند و اونها را بی دفاع بودند کشتند. طبعا این زندانی های بی دفاع را بکشی جنایت جنگی محسوب میشه و از قرون وسطی اینطوری بوده و یکی از بدترین، بربریت محض است اینکار. که زندانی های بی دفاع را اعدام کنی.
دادستان: شما گفتید جنایت جنگی که میگی این درگیری هم بین المللی نبوده، قبلا هم گفتی که قوانین بین المللی در درگیری های مسلحانه کاملا مشخصه ولی داخلی ها زیاد مقرراتش مشخص نیست. میتونید بگویید به چه شیوه ای نظر شما این هستش که شما الآن این وضعیت را بگی جنایت جنگی محسوب میشه؟ چطوری توجیهش میکنی؟ منطورم اینکه شما با استناد به چه ماده قانونی چه بخشی از قانون.
جفری رابرتسون: کشتن زندانیها سالهای ساله که جنایت جنگی محسوب میشه. این کشتن زندانیها سالهای ساله که جنایت جنگی چند سال ۱۰۰ ساله اینو شما شما سیستماتیک رو برنامه انجام بدی میتونه جنایت علیه بشریت هم بشه وقتی سیستماتیک باشه طبق ماده ۸ و۹ امور قضایی جنایات علیه بشر. ICC اینها میتونن همدیگرو بپوشنن یعنی جنایت علیه بشریت میتونه بپوشونه روی جنایات جنگی اینا میتونن همدیگرو بپوشونن.
دادستان: یه سوال مشخص میخوام از شما بکنم آیا بنظر شما اعدامهای این طرفدارهای مجاهدین در موج اول ۸۸ آیا جنایت جنگی بوده یانه؟
جفری رابرتسون: من معتقدم مطمئنا قطعنا نسل کشی بوده این و من نوشتم در مورد این دو مرتبه نوشتم در این مورد نوشتم در کتابم که البته این نسل کشی جزو موارد اتهامی این دادگاه نیست ولی این افرادی که کشته شدن اعدام شدن توسط یه رژیم مذهبی به علت اینکه اونها این رژیم رو قبول نداشتن و تایید نکردن دین رسمی رو و محارب تلقی شدن دشمن خدا تلقی شدن باعث شد که آیت الله ها بگن این ها باید اعدام بشن بخاطر اینکه محارب هستن چون اونا یه دین دیگه دارن باید اعدام بشن من در کتابم مفصل در مورد این صحبت کردم این یه جنایت جنگیه و یک جنایت علیه بشریت هردوش هردوش یک درگیری داخلی وجود داشته مطمئناً که ربطی به جنایت جنگی نمیتونه داشته باشه ولی اون موقع هیچ ارتباطی با این اعمال کسایی بودن که آتش بس شده بوده و ربطی به درگیری های بین المللی نداره یعنی اعدامها ربطی به درگیری بین المللی نداره.
دادستان: من حالا درست فهمیدم حرف شما رو که وقتی که از یه درگیری غیر بین المللی صحبت میکنیم یک ارتباطی میتونه وجود داشته باشه به اعدامها یا نه؟ چجوری بفهمم من حرف شما رو؟
جفری رابرتسون: من تصور میکنم که این اعدامها غیر قابل بخشش هستش حالا میخواد که هر نظری که داشته باشین از هر زاویه ای نگاه کنید غیر قابل بخششه هیچ سندی وجود نداشت هیچ دلیل قانع کننده ای وجود نداشت که بخوایم علیه زندانیا اینکارها رو انجام بدیم بخوایم ارتباط بدیم به مخالفین به اپوزوسیون که بخواهیم همه مخالفین رو از بین ببریم چرا؟ فقط یک پایه این میتونست داشته باشه که رژیم میخواسته تمام مخالفین خودشو دشمن خودشو از بین ببره همه رو از بین ببره از سال ۱۹۸۱ همه مخالفین رو از بین ببره این فقط میتونه توجیه باشه.
دادستان: حالا یه سوال بپرسم جواب بگیریم چیزی که توصیف میکنی اینجا مینویسی اینه که این رقم جرمها میتونن مجبور کنن اشخاصی که جرم رو مرتکب شدن تک تک مجازات بشن سوال من اینه حالا نوشته بودید مسئولیت شخصی که شما بهش اشاره کردی چه مسئولیتی هست؟
جفری رابرتسون: من اشاره میکنم در مورد مسئولیت کیفری برای اونایی که مسئولیت اینو دارن که دستور رو صادر میکنن و اونایی که اجرا میکنن هردوی اینها مسئولیت کیفری. چون اینها هم باید میدونستن یا باید میدونستن و میدونستن که اینکار غلطه. برا همین هم مسئولیت شخصی فردی وجود داره نه فقط برای اونایی که دستور دادن بلکه برای همه کسایی که اینها رو اجرا کردن عواقب ها باید میدونستن حالا میخوان از اعضا هیئت باشن یا هرکس دیگه ای که خودش دخالت داشته در اعدام اعدام رو انجام داده همه اونها این یعنی محدوده وسیعی رو داریم میگیم چه کسایی که جرم مرتکب شدن جرم علیه بشریت فقط دستوردهنده نیست تمام کسایی که دخیل بودن دست اندر کار بودن.
جفری رابرتسون: شاید این جوریه که این عنوانهای جرمها با همدیگه نخورند یا برخورد داشته باشند ولی اینجوریه چیزی که من نوشتم در مورد فردها که هرفردی هم میتونه کیفرخواهی بشه برای جنایت برعلیه بشریت، بخاطرشکنجه، جرایم جنگی، بعد قتل و کشتنشون همه اینها را توضیح دادم اون موقع کشتن زندانی ها هم جزو این ها هست. این زندانی های مجاهدین اینها اسیرهای جنگی نبودند ولی رفتاری که با اونها شده مثل اسرای جنگی بوده هم از طرف رژیم هم از طرف این هیئت مرگ. این شاید وضعیتی که آدم میخواهد بشینه هی برچسب بزنه یا لیبل بزنه به اینها که عنوان بگذاره رویشون ولی اینجوریه که وقتی که رژیم میخواهد دفاع کنه از این اقدامات و عملیاتشون، دفاعشون توی این قسمت همیشه میگویند جنگ بوده. یعنی این بهانه را استفاده میکنند و ادعایی که میگویند زندانی ها تماس داشتند با این مجاهدینی که حمله کردند و تصرف کردند وارد مرز ایران شدند. به این طریق رژیم سعی میکنه از خودش دفاع کنه کشتن این زندانی ها را و از اون استفاده کنه که یک رابطه ای بوده بین اینها و دشمن رژیم که توی جنگ بوده ولی من خودم هیچ چیزی پیدا نکردم ادعاهای رژیم در این مورد ساختگی است و با وجود این اینهم هست که این یک دفاعی بوده که ادعا شده از طرف رژیم ایران جلوی سازمان ملل وقتی از خودشون دفاع کردند این را گفتند وقتی اولین شکایت ها و انتقادات شد از طرف سازمانهای بین المللی و اونها گفتند این زندانی ها ارتباط داشتند با اون اشخاصی که اومده بودند مرز و داخل شده بودند گرفته بودند که متعلق به این گروه است.
جفری رابرتسون: چیزی که میخواهم واضح و روشن بگم اینه که اشاره کردید به یک قطعه ای از گزارش من که اونجا من گفتم که چیزی که باعث شده این قتل عامها رخ بده این حمله و عملیات بوده، این قسمت را میخواهم توضیح بدهم که تو این گزارشم نوشتم که سه دلیل پشت این قتل عامها هستش: اولی اش که از همه مهمتر هم هست اینه که: تصمیمی که آیت الله این آتش بس را اینقدر سخت گرفت و اینقدر بهش فشار اومد که گفته بود که کاشکی جام زهر می نوشیدم ولی این آتش بس نمیشد. این دومی اش بود اولی اش پیشینه بود که رژیم میخواست همه دشمنانش را از بین ببره، که وقتی از این خشمگین بود فتوا را صادر کرد. سومین عامل این هستش که عامل چون ۱۹ جولای این کمیته مرگ را تشکیل داده بود و این عملیات مرصاد میتونه آغازی برای این کشتارهای دسته جمعی باشه. که یک دلیل شد بالای همه دلیل ها. اولیش رژیم میخواهد همه را از بین ببره، دومیش آیت الله عصبانی است، سومی مرصاد انجام میشه.
قاضی: الان کنت لوئیس
کنت لوئیس: من خودم انگلیسی صحبت میکنم زبان مادری ام است. من فقط یک سوال از شما دارم آقای رابرتسون در این تنگی وقت. و سوال بسیار پراهمیتی است توی این دادگاه. ما احتیاج داریم که نظر شما را بدونیم در مورد این که پروتکل ۲ در کنوانسیون ژنو ۱۹۷۹ مقاله ۷۵، حالا الآن تبدیل شده به مال دادگاه کوگن ۱۹۸۸، صبر کن یک دقیقه باید اینرا ترجمه کنم.
جفری رابرتسون: بله این سوال مهمیه. بله اگر این سوال مرکزی هستش توی این دادگاه، در اصل باید من دلم میخواهد که باید راهنمایی بگیرم مشاوره بگیرم اونجوری که آمریکایی ها میگن. ولی بهر حال میگم نظر من در این مورد اینه که این کوگن بوده ۱۹۸۸ و ما راجع به مقاله ۴۵ صحبت میکنیم نمیدونم ۴۵-۱ اگر درست یادم باشه در پروتکل کنوانسیون ژنو معاهده ژنو یک یا چیزی که صفحه ۱۹۸ توی گزارش من هست شاید توی مال شما گزارش صفحه دیگه ای باشه ولی مقاله ۴۵ گارانتی بنیادی اساسی در مورد این بوده که ایران نقض کرده در سال ۱۹۸۸ در مورد حق اشخاص در مورد دادگاه هم و راجع به اینهم نوشتم من توی کتاب من میتونید بخونید.
کنت لوئیس: مرسی. صفحه یازده بیست پروتکل جی ۱.
در همین رابطه بخوانید:
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و اعترافات سران نظام آخوندی