فصلنهم و دهم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران -قسمت پایانی
فصلنهم و دهم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران -قسمت پایانی
فصل نهم:
استراتژی قیام و سرنگونی
قطب بندی واقعی و صورت مساله آلترناتیو
۸۴-یکی از دستاوردهای ارزشمند قیام دی ماه، بارز کردن قطب بندی واقعی سیاسی در ایران بود. در یک طرف این قطب بندی، آن نیروهایی قرار دارند که برای سرنگونی تمامیت رژیم با همه دسته بندیها و باندهای درونی آن قرار دارند و طرف دیگر تمامیت حاکمیت ایستاده است. این عینی ترین، واقعی ترین و ملموس ترین قطب بندی از نظر سیاسی در جامعه ایران است. برای همین است که از دی ماه سال پیش تا کنون همه کارگزاران سیاسی، نظامی و امنیتی رژیم نیروهای جنبش مقاومت و بر محور آن سازمان مجاهدین خلق ایران را مورد تهاجم قرار می دهند.
هم واقعیت در صحنه و هم حرفهای کارگزاران رژیم نشان می دهد که بیش از سه دهه مقاومت و پایداری انقلابی مُهر خود را بر قیامهای جاری زده و بر تحولات آینده خواهد زد. وقتی همگان به ویژه اصلاح طلبان قلابی اعتراف می کنند که قیام سراسری علیه تمامیت نظام بوده و مردم نظام را بر نمی تابند،گویی حرفهای جنبش مقاومت سازمانیافته را رِله می کنند.
محمد خاتمی، رئیسجمهور اسبق و تدارکاتچی ولی فقیه، بهعنوان رئیس مجمع روحانیون مبارز در ۱۱ دی ماه ۱۳۹۶ بیانیه یی بنام مجمع صادر کرد که در آن آمده است:
«بلافاصله پس از بروز اولین تجمعات و اعتراضات مردمی، دشمنان قسم خورده و کینه توز ملت ایران و در رأس آنها آمریکا و عوامل زبون آنان همچون تروریستهای منافق و برخی مزدوران منطقه ای آنان به حمایت و تشویق آشوبگران و اقدامات خشونت بار آنان پرداختند.»
حمیدرضا جلایی پور قاتل مردم کردستان در دهه ۶۰ که از سران اصلاح طلب قلابی و عضو شورای مرکزی مشارکت است، در۱۲ دی ماه معترضان را «کرکس» خواند و خواهان برخورد [بخوانید سرکوب] آنها شد.
۸۵-قیام دی ماه ۶ ماه پس از شعبده بازی انتخاباتی صورت گرفت. این قیام و خیزشها و جنبشهای پس از آن مُهر باطل بر نمایشهای انتخاباتی رژیم و رقم سازیهای نجومی در مورد آن زد و ثابت کرد که سیاست تحریم شعبده بازیهای انتخاباتی که از جانب شورای ملی مقاومت ایران پیگیرانه دنبال می شد، درست بوده است. فرصت طلبان و فرومایگانی که با عَلم کردن ترس از رئیسی جلاد از «رأی سلبی» به روحانی دفاع می کردند و می خواستند نیاز جامعه به تغییر و تحول را در سبد باند میانی به سرکردگی روحانی جاسازی کنند، با شکست مفتضحانه روبرو شدند. سازشکارانی که با عنوان «نه به رئیسی» از روحانی شیاد حمایت کردند، در عمل در موضع ولی فقیه که به شدت به گرم کردن تنور نمایش انتخابات و رقمسازی پیرامون آن نیاز داشت ایستادند. هرچند تدابیر کلان رژیم ولایت فقیه برای تثیت نظام و درهم شکستن مقاومت مردم و خواست جامعه ایران برای نیل به آزادی و پیشرفت، به دلیل اصالت و ریشه داری جنبش مقاومت و راه حل انقلابی محکوم به شکست بود.
خامنه ای که با به کرسی نشاندن احمدی نژاد در سال ۱۳۸۸، به صحنه آوردن جلیلی در سال ۱۳۹۲ و با جلو انداختن ابراهیم رئیسی، تبهکار و از آمران قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۹۶، نتوانست تضادها و کشمکشهای درون هرم قدرت را مهار کند، مجبور شد باند میانی موسوم به «اعتدال طلب» را در قدرت سهیم کند. اما تضادهای درونی حاکمیت هر روز شدت و حدت بیشتر پیدا کرد. نوشیدن جرعه زهر از جانب ولی فقیه، پروسه تضعیف اتوریته او را که در قیامهای سال ۱۳۸۸ در کف خیابانها درهم شکسته شده بود، سرعت بخشید. ۶ ماه قبل از قیام دی ماه، در شعبده بازی انتخاباتی تضادهای درون رژیم، که در اساس برای سهم خواهی در قدرت و ثروت است، اوج تازه یی پیدا کرد و نشان داد که روند بحران در هرم بالای حاکمیت مسیر تازه یی را طی می کند. فوران اعتراضها و بالا گرفتن آنها تا اوج قیامهای دی ماه نشان داد که رژیم بحرانزده در بین چکش جنبشهای اعتراضی و سندان تحریمهای خارجی در حال کوبیده شدن و اسقاط شدن است. پروسه فروپاشی درونی نظام نیز در شکل فساد حُکومتی، بی کفایتی دستگاهها و انحطاط سیستمی، شتابی شگفت آور یافت و این روند به نوبه خود تأثیر عوامل بیرونی را در زوال حاکمیت دوچندان ساخته و ناتوانی بالاییها در حکومت کردن را برای همه نمایان کرد.
در این باره، عباس عبدی از گروگانگیران سابق و اصلاح طلبان لاحق ولایت، با تأکید براین که
«سال ۹۶ یک سال ویژه در تاریخ سیاسی ایران است و جامعه ایران از یک مرحله به مرحله دیگری وارد شده است»، تصریح می کند که «نه نیروی نظامی و انتظامی و نه سازوکار ایدئولوژیک و فکری نظام، دیگر قادر به کنترل جامعه نیستند» (فرارو ۱۲اسفند۱۳۹۷).
بدین ترتیب هم مردم دیگر نمی خواستند به شکل سابق زندگی کنند و هم حاکمان دیگر نمی توانستند به شکل گذشته حکومت کنند. اعتلای جدیدی که در این وضعیت شکل گرفت، ابتدا در جریان زلزله استان کرمانشاه و سپس در قیام دیماه، قطب بندی واقعی در جامعه بین”مردم و رژیم» یا بین «سرنگونی و حفظ رژیم» را به شکل روشن و عریان در مقابل دید همگان قرار داد.
۸۶- سرنوشت دولت دوم حسن روحانی که به محض فرو نشستن گرد و خاک نمایش انتخاباتی، دچار افول و اضمحلال شد و به رغم تمکین و کرنش در حالت فلج و زیر ضرب استیضاح و برکناری هم قرار گرفت، پیش روی همگان است. شورا در بیانیه سال گذشته خود در تحلیل شرایط پس از نمایش انتخابات، خاطرنشان کرد که شرایط پس از نمایش انتخابات به گونه یی رقم خورد که از یکسو ولی فقیه قادر به یکدست کردن حکومت و ریل گذاری جدید در ولایت نبود، و از سوی دیگر، فشار بر رژیم برای تن دادن به برجامهای دیگر با توجه به زیر ضرب رفتن سیاست مماشات اوباما همراه با کارشکنیهای خامنه ای، منجر به فلج شدن هرچه بیشتر روحانی و باند میانی رژیم گردید.
هنوز یک سال نگذشته، کار به جایی رسید که مصطفی تاجزاده (معاون سیاسی وزارت کشور در دولت خاتمی) وضعیت را بدین گونه توصیف کرد:
«به نقطه عطف، حذف یکی از دو دولت نزدیک میشویم. یا دولت پنهان از مستوری دست میکشد و با کنار زدن دولت قانونی ارکان حکومت را کامل در دست میگیرد یا مجبور به عقبنشینی از قلمروهای مختلف بهویژه در عرصه اقتصاد و سیاست خارجی میشود. اجازه ندهیم جامعه مدنی از حزب پادگانی شکست بخورد» (۲۰فروردین ۹۷).
تاجزاده درباره گره خوردن این بحران به سرنوشت نظام ولایت فقیه می گوید:
“توی جناح راست به شدت اختلاف نظر است و اکثریت شان به این نتیجه رسیدند که الان عبور از روحانی یعنی عبور از جمهوری اسلامی».
او اضافه می کند:
«به همین جهت معتقدم باید همدیگر را یک جوری به رسمیت بشناسیم توی راهکارهایمان اختلاف داریم، ولی اینکه آقا الان که ما خطرات رو داریم می بینیم و توی جامعه داریم می بینیم که رسما کسانی دارند دعوت می کنند به کشتن و آتش زدن و نمیدانم فلان، و اینها دارند می شوند فضای غالب مجازی به دلیل اینکه متاسفانه رسانه های آزاد را توی ایران خود اقتدارگراها زدند. بنابراین توی آنها یک جریان خیلی قوی راه افتاده که آقا این بحرانها جدیست در آینده هم تشدید میشود و هیچ راهی جزاینکه همدیگر را به رسمیت بشناسیم نداریم» ( آپارات۱۰فروردین ۱۳۹۷).
۸۷ – تاجزاده در همین مصاحبه به خط بازجوها و وزارت اطلاعات برای مقابله با آلترناتیو دموکراتیک ازطریق «صدور اپوزیسیون قلابی» در لباس «کارشناس» در”فلان شبکه یا دانشگاه یا اندیشکده»- که بارها در نمونه هایی مانند «پاسدار مدحی و علیرضا نوری زاده» به فضیحت کشیده شده – اذعان می کند و ایفای همین نقش را در داخله ترجیح می دهد. مصطفی تاجزاده در پاسخ به این سئوال که«چرا هیچ وقت از ایران خارج نشدید؟ پیشنهادی داشتید از خارج از کشور … که آقای تاج زاده مثلاٌ بیا فلان شبکه برای ما کارشناس شو. بیا اینجا تو فلان اندیشکده دانشگاه تدریس کن؟»، می گوید اولین پیشنهاد را بازجویان (شکنجه گر) به او داده اند که مانند موارد دیگر برای او راه باز می کنند تا به خارجه برود و با کمکهایی که به او خواهد شد، دست به کار شود. تاجزاده اضافه می کند:
«وقتی دو سه بار گفت، بهش گفتم ببین اگر اینها را میگی که من هم بگم که من هم آماده ام برم (این تابستان ۸۸ بود)، من از ایران تکون نمی خورم. من همینجام. بنابراین او فکر می کرد مثلاٌ برای من راه را باز کنه که خودم و خانواده ام، چون توضیح داد چه جوری خودش فرستاده این خانواده را، همسرش چه جوری، و پسرش چه جوری، و فلان و فلان و گذرنامه،گفتم که من همینجا ایران می مونم و اصلاٌ علاقه یی ندارم».
۸۸- فوران قیامها بار دیگر بر این واقعیت صِحِه گذاشتند که از درون رژیم ولایت فقیه امکان استحاله، رفرم و اصلاحات وجود ندارد. شعارهای «اصلاح طلب اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا»، «مرگ بر خامنه ای، مرگ بر روحانی» و «آخوندها حیا کنید مملکت را رها کنید» بیان بیزاری مردم به ویژه تهیدستان و فرودستان از همه باندها و دسته بندیهای درون رژیم است. این قیام با هدف قرار دادن تمامیت حاکمیت و نفی استبداد دینی، بختک اصلاح طلبی قلابی و اعتدال شیادانه روحانی را به زباله دان انداخت.
شورای ملی مقاومت ایران از همان هنگام که در دود و دم برآمده از محمد خاتمی، مدیای جهانی و سازشکاران داخلی از امکان اصلاح رژیم دم می زدند، در مواد ۵ و ۶ قطعنامه خود در ۸ مهر ۱۳۷۶ اعلام کرد:
«شورای ملی مقاومت ایران بار دیگر یادآور میشود که رژیم ضدبشری و ارتجاعی حاکم بر میهنمان بر استبداد مذهبی و ولایت فقیه استوار است و تمامی دستهبندیهای درونی آن، از جمله باند خاتمی، در سرکوب مردم، ترور مخالفان و صدور ارتجاع و بنیادگرایی اشتراک نظر و اشتراک منافع دارند و تا آن جا که به مقابله با خواستهای دموکراتیک و ترقیخواهانهٌ مردم ایران برمیگردد، هیچ تضادی با یکدیگر ندارند.
تمامی تجربیات ۱۹ سالهٌ رژیمی که خمینی بنیان گذاشت، از جمله تحولات و رویدادهای همین دورهٌ کوتاه ریاست جمهوری خاتمی، نشان دادهاند که نظام ولایت فقیه به دلیل تضاد ماهیتش با حداقل حقوق شهروندان قابلیت رفرم، گشایش، اصلاح و استحاله ندارد. تمامی این تجربهها، به ویژه تجربیات دوران هشت سالهٌ زمامداری رفسنجانی، به عکس ثابت کردهاند که گرایشهای رنگارنگ استحالهطلبی، مذاکره جویی و سازشکاری با این رژیم استبدادی قرون وسطایی، ضربات سخت و طاقتفرسایی به جریان مبارزهٌ مردم ایران برای رسیدن به استقلال، آزادی، دموکراسی، صلح و پیشرفت وارد کردهاند. این تلاشهای ناامیدانه و مذبوحانه، که در عین حال هیچ دستاوردی برای مدافعانش نداشتهاند، با مصالح عالی مردم ایران در تضاد قرار دارند. از این رو شورای ملی مقاومت ایران بارها تاکید کرده است که هرگونه موضعگیری یا فعالیتی را که در خدمت حفظ و تحکیم این رژیم ارتجاعی باشد، شبههٌ تحولپذیری و قابلیت اصلاح آنرا القا کند و تطهیر مسئولان جنایتپیشه و خونخوارش را مدنظر قرار دهد؛ تلاش برای تضعیف روحیهٌ مقاومت و در نتیجه برضد عالیترین مصالح ملت و آرمانهای آزادیخواهانه و استقلالطلبانهاش میداند. مقابله با اینگونه تلاشهای عوامفریبانه و نیز توهماتی که دستگاههای وابسته به رژیم و محافل همسو با آن در همین زمینه در میان ایرانیان میپراکنند، از وظایف روزمرهٌ مقاومت شمرده میشود».
۸۹-تلاش چندین ساله مقاومت ایران برای درهم شکستن خدعه و فریب استحاله پذیری رژیم در قیام دی ماه به بار نشست و این بار زنان و مردان قیام کننده بودند که در شعار و عمل تمامیت رژیم را مورد تهاجم قرار دادند. برای همین است که اصلاح طلبان قلابی در کنار سرکوبگران و دلواپسان بی دنده و ترمز علیه مردم بپاخاسته لجن پراکنی کردند. انان که برخلاف خیزشهای سال ۱۳۸۸ در قیام دی ماه جایی نداشتند جایگاه واقعی خود در کنار ولی فقیه و سپاه منفور پاسداران را تشخیص دادند.
به گزارش روز ۱۱ دی ماه فرارو، عباس عبدی، گروگان گیر سفارت آمریکا، بر سر اصلاح طلبان فریاد زد و گفت:
«بی تفاوتی کسانی که به طور قطع از چنین رفتارهای غیر مدنی و خشونت آمیز ناراحت بودند، از اغتشاشات مهم تر و از این رفتار بدتر بود. در سال ۱۳۶۰ و هنگامیکه سازمان مجاهدین با آن سازماندهی و تشکیلات مخوف و حتی مسلح اقدام به عمل مسلحانه علیه حکومت کرد دهها هزار نفر را در سراسر کشور بسیج و وارد میدان کردید… اکنون چه شده است که وضعیت منطقه و تجربیات زنده را میبینیم، ولی اقدامی جدی در مقابله با آن نمیکنیم؟»
عبدی به باند خامنه ای هم انتقاد کرد و گفت:
«معتقدم که نیروهای اصولگرا هم نیز در جریان این قضیه بسیار منفعل عمل کردند».
جوان روزنامه سپاه پاسداران در ۱۸دی ۱۳۹۶نوشت:
”برای اولین بار هیچیک از احزاب و جناحهای سیاسی داخلی در یک فتنه بزرگ مستقیماً دست نداشتند و بدنه مردمی هیچکدام از احزاب سیاسی (اصلاحطلب و اصولگرا و… ) در شهرها با فتنهگران همراهی نکردند…در فتنه ۹۶ خیلی سریعتر از آنچه فکر میشد تنها به فاصله یک روز، آشوبها از پیگیری مطالبات مردم به سمت تقابل با نظام و تصرف اماکن نظامی و انتظامی.. تغییر مسیر داد… فضای مجازی یک تهدید جدی و بستری آماده و قوی برای براندازی است».
۹۰-مهمترین و مبرم ترین مساله قیام موضوع آلترناتیو و رهبری است. برای رسیدن به پیروزی و به سرانجام رساندن انقلاب دموکراتیک مسأله الترناتیو و رهبری به عاجل ترین مسأله تبدیل می شود. اجلاس شورای ملی مقاومت ایران در دی ماه سال پیش پیرامون این موضوع، مواضع اعلام شده به وسیله مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت ایران را تأیید کرد. مسئول شورا در پیام ۱۶ دیماه ۱۳۹۶ خود یادآوری کرده است:
«وقتی که رژیمی دارد واژگون می شود، موضوع و صورت مسأله آلترناتیو و رهبری است».
او در پیامش درباره موقعیت انقلابی، استراتژی قیام و سرنگونی و ضرورت هوشیاری در برابر نیرنگهای ارتجاعی و استعماری، به درستی گفت:
«دشمن و همریشان و دم و دنبالچه های آن تا روز سرنگونی، دست از مکر و نیرنگ برنمیدارند. پرهیز دادن غلیظ و شدید از چپروی و هرگونه اقدام عملی برای سرنگونی، و پاسکاری سیاسی بین سلطنت دینی و سلطنت موروثی، همراه با شلاقکش کردن مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران در همین راستاست.
اما از آنجا که بلحاظ تاریخی، بازگشت به سلطنت موروثی، نه در فرانسه و روسیه و نه حتی در عراق و افغانستان، موضوعیت و جدیت ندارد، نتیجه عملی این ترفندها، در هر حال حفظ خلافت آخوندی و سلب حق حاکمیت و رأی جمهور ملت ایران است.
اکنون که نمیتوان برای ماندگاری و تثبیت رژیم ولایت، روضهخوانی و رقعهنویسی کرد، خطوط متداخل ارتجاعی و استعماری برای خنثی کردن قیام و سرنگونی چنین القاء میکنند که این قیام آلترناتیو و رهبری ندارد. از اینرو، یا باید به شاه برگشت و یا به شیخ بسنده کرد. یا به گذشته برگردید و یا به وضع موجود بسازید و بسوزید.
حرف ما و مردم ما از ۳۶ سال پیش از فردای ۳۰ خرداد ”نه شاه، نه شیخ“ به معنی مرزبندی با دیکتاتوری و وابستگی با بهای بسیار سنگین و خونین بوده است. اینست معنای حقیقی و واقعی و ضروری آزادی و استقلال در میدان عمل. رود خروشان خون شهیدان آزادی، آلترناتیو و رهبری شایسته خود را هم عرضه میکند…
اینجاست که به روشنی میتوان دید، سرانجام دو راه بیشتر وجود ندارد: یا حفظ همین رژیم با هر آرایش و پیرایش مفروض، و یا حل تضاد، رو به آینده و در جهت تنها جایگزین دموکراتیک و مستقل ( شورای ملی مقاومت ایران )».
۹۱-در گردهمایی بزرگ مقاومت در ۹تیر ماه ۱۳۹۷ رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران درباره اهمیت موضوع آلترناتیو و سرنگونی که در شرایط مشخص قیامها به صورت مسأله جدی سیاسی تبدیل شده است، بر نکاتی پایه یی انگشت گذاشت که یاد آوری آن در این بیانیه برای روشنایی مسیر سیاسی جنبش مقاومت ضروری است. خانم رجوی گفت:
«صنعت آلترناتیوسازی مجازی و مونتاژ در بازار سیاست البته با کپیچسبان، این روزها رونق یافته است، که اینهم از علائم دوران پایانی رژیم است. اما مسأله این است که چگونه میخواهند این رژیم را زمین بزنند؟ بهخصوص که رود سرخ خون شهیدان بهطور تاریخی نه جایی برای سبز شدن ارتجاع آخوندی باقی گذاشته نه برای ارتجاع سلطنتی.
حال اگر، بدون تشکیلات و سازمان رهبریکننده، بدون عبور از کورههای گدازان سنجش و آزمایش، و بدون پرداخت قیمت و فدا و مجاهدت، میتوان بهکار این رژیم پایان داد، ما میگوییم: بفرمایید، درنگ نکنید.
اگر بدون سابقه و پشتوانه جنگیدن با دو رژیم، بدون مرزبندی با دیکتاتوری و وابستگی، بدون مقاومت سراسری و کهکشان شهیدانش و بدون در افتادن با اصل ولایت فقیه و اصلاحطلبان قلابی، میتوان حاکمیت مردم را جایگزین کرد، بفرمایید، درنگ نکنید.
اگر بدون مقابله با خمینی بر سر جنگ ضدمیهنی و گلگرفتن تنور جنگ و شعار «فتح قدس از طریق کربلا»، بدون تحمیل آتشبس با یکصدرشته عملیات ارتش آزادیبخش ملی، و فتح مهران و پیشروی تا دروازه کرمانشاه، و بدون افشای جهانی برنامهها و تأسیسات اتمی، موشکی، شیمیایی و میکروبی رژیم آخوندی، میتوان آخوندها را بهزیر کشید، بله درنگ نکنید.
اگر بدون افشای جهانی نقض حقوق بشر و جنایتهای رژیم در۶۴ قطعنامه ملل متحد و بدون جنبش دادخواهی زندانیان سیاسی قتلعامشده در سال۶۷، بدون کارزار اشرفنشانها در چهارگوشه جهان و پایفشردن بر حقوق ملت ایران به مدت ۴ دهه، بدون برنامه و طرحهای مشخص شورای ملی مقاومت و دولت موقت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران و سرانجام، بدون رهبری آزموده و مشخص که پنج دهه این مبارزه سهمگین را پیش برده است، اگر بدون اینها میتوان این راه ۵۰ ساله را یکشبه طی کرد و صرفاً با رؤیای حمایت خارجی در ایران تغییر واقعی ایجاد کرد، بفرمایید این گوی و این میدان.
اما بگذارید بگویم که این خواب و خیال فقط با الگوی اشغال کشور عراق، یعنی با لشکرکشی خارجی متصور است، که نتیجه آن هم از قبل معلوم است.
در این ۴۰سال، مدعیانی که اهل قیمتدادن نبودند، همه، شانس خود را آزمودند. ولی واقعیتها و تجربهها، نشان داده که این رژیم تاریک و سیاه، نه استحاله و اصلاح میشود، نه:”سبز“ و ”مخملی“.
سرنگونی این رژیم، لاجرم قیمت میخواهد. صداقت و فدا میخواهد. سازمان و تشکیلات و جایگزین مستحکم سیاسی میخواهد. کانون شورشی میخواهد و ارتش آزادی.
در عین حال، چنانکه مسعود در جمعبندی قیام دیماه گفته است: «ما رقیب کسی برای رسیدن به قدرت نیستیم. و قطعاً کسی هم رقیب مجاهدین در مسیر صدق و فدا و پرداختکردن نیست».
۹۲-خانم رجوی سپس در باره برنامه و طرحهای آلترناتیو دموکراتیک، اضافه کرد:
«ما به پیریزی جامعهیی فرا میخوانیم که تار و پودش آزادی، دموکراسی و برابری است. هم چنین مرزبندی با استبداد و وابستگی و تبعیض جنسی و قومی و طبقاتی است. ما از برابری زن و مرد، از حق انتخاب آزادانه پوشش، از جدایی دین و دولت، از خودمختاری ملیتها، از تساوی حقوق سیاسی و اجتماعی کلیه افراد ملت ایران، از لغو اعدام، از آزادی بیان، احزاب، مطبوعات و اجتماعات، از آزادی اتحادیهها، انجمنها، شوراها و سندیکاها دفاع کرده و دفاع میکنیم.
طرح ۱۲مادهیی شورای ملی مقاومت ایران برای خودمختاری کردستان ایران که ۳۵ سال پیش تصویب و اعلام شده، هنوز هم یکی از جامعترین الگوهای جهانی است. و سرانجام ایران آزاد، یک ایران غیراتمی، در همزیستی مسالمتآمیز، با همکاریهای منطقهیی و بینالمللی است.
این است سیمای یک جایگزین دموکراتیک در برابر حاکمیت آخوندی و هرگونه دیکتاتوری.
در این مسیر، اولین گام، انتقال حاکمیت به مردم ایران است. با اتکا بههمین مردم و پایگاه مردمی است که میتوان از هرج و مرج و ناامنی بر حذر ماند و میتوان تمامیت ایران و ایرانی را حفظ کرد و سرافراز نگهداشت.
طبق برنامه شورای ملی مقاومت ایران ، پس از سرنگونی رژیم، یک دولت موقت شش ماهه تشکیل میشود که وظیفه اصلی آن، تشکیل مجلس مؤسسان از طریق انتخابات آزاد با رأی عمومی، مستقیم، مساوی و مخفی مردم ایران است.
این مؤسسان باید طی ۲سال قانون اساسی جمهوری جدید را تدوین کند، و آن را به رأی مردم ایران بگذارد. همچنین نهادهای اساسی جمهوری جدید را طبق آرای مردم، مستقر کند.
ما معتقدیم که رهایی جامعه از گرانی، فقر، بیکاری، زاغهنشینی، قحطی آب و فجایع زیستمحیطی امکانپذیر است. اما قبل از هر چیز حقوق سیاسی و مشخصاً حق حاکمیت پایمالشده مردم ایران، باید اعاده و احیا شود. این خاستگاه مقاومت ما و فلسفه وجودی شورای ملی مقاومت ایران سود اساسی رژیم، همواره در این بوده و هست که توانایی این مقاومت و این جایگزین را انکار و از مماشاتگران در غرب برای سرکوب این جنبش استفاده کند.
بنابراین در رابطه با ایران، تا وقتی موضوع مقاومت و حق مقاومت و بهرسمیت شناختن این مقاومت، وارد معادلات نشده، نمیتوان خسارتها و ضربات سیاست مماشات با فاشیسم دینی را جبران کرد.
ما همواره گفتهایم و تکرار میکنیم که سرنگونی و تغییر دموکراتیک و برپایی ایران آزاد بر عهده خود ما و مردم ماست. ما در عین حال از هرگونه عقبنشینی آخوندها استقبال میکنیم. زیرا هزار جام زهر، در خدمت هزار اشرف است».
فصل دهم:
هر ثانیه با خیزش، برافراشته باد پرچم قیام و انقلاب
پیش به سوی برپایی کانونها وشهرهای شورشی
۹۳-تحولات یک سال گذشته و در کانون آنها قیامهای دی ماه، نشان می دهد که شرایط کنونی برای حاکمیت، مردم و جنبش مقاومت تغییرات اساسی کرده است. قیام دی ماه و خیزشها و جنبشهای پس از آن که به تفصیل در بالا بدان پرداخته شد، نشان می دهد که مبارزه زنان و مردان ایران زمین برای فتح قله پرشکوه رهایی به پیش می رود. شرایط بین المللی و اخلالگریهای رژیم در کشورهای خاورمیانه و منطقه خلیج فارس، رژیم را هرچه بیشتر منزوی می کند. در چنین شرایطی خامنه ای یا باید با نرمشهای دیگر به عقب نشینی پی در پی تن دهد و یا با پافشاری بر سیاستهای ماجراجویانه خود، جامعه جهانی را علیه خود متحد کرده و هزینه های سنگینی را به مردم ایران تحمیل کند. رژیم ولایت فقیه و خامنه ای هر کدام از این دو راه را انتخاب کند، وظیفه مقاومت ایران تغییری نخواهد کرد. گرچه شورای ملی مقاومت ایران ترجیح می دهد که خامنه ای تن به عقب نشینی داده و جامهای زهر را یکی پس از دیگری سر کشد، اما وظیفه و تکلیف اصلی ما این است ثانیه به ثانیه با قیام حرکت کنیم و پرچم قیام مردم ایران را با برپایی کانونها و شهرهای شورشی برافراشته نگهداریم و به خیزشهای دلیرانه مردم نقشه مسیر درست برای رهایی را که همانا سرنگونی استبداد دینی است، نشان دهیم.
۹۴-در باره این راهبرد استراتژیکی، مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت ایران ، در روز ۴تیر ۱۳۹۷ در پیام شماره ۹ ارتش آزادیبخش ملی ایران به درستی گفت:
«این خط مشی مقاومت ایران از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به بعد بوده است.
اما تغییر و سرنگونی کار ایالات متحده نیست و نمیتواند باشد. سیاست آمریکا تغییر رفتار رژیم و وادار کردن آن به مذاکره و مصالحه است. تجربه عراق بعنوان بزرگترین اشتباه سیاست خارجی آمریکا برای چند نسل کفایت است.
این را ۱۲ سال پیش سناتور هری رید، رئیس اکثریت در سنای آمریکا، گفت که بسا بیشتر از ویتنام، بزرگترین اشتباه سیاست خارجی تاریخ آمریکا، عراق بوده و تهدید اصلی امنیت بین المللی از آغاز نه دولت عراق بلکه رژیم ایران بوده است. اوباما نیز در جریان انتخابات ریاست جمهوری این جنگ را احمقانه و بیربط خواند.
از اینرو اگر کسی فکر میکند یا میخواهد چنین القاء کند که آمریکا به واقع در صدد سرنگون کردن رژیم و پرداختن قیمت آنست، یا اشتباه میکند و یا عمد دارد برای بهرهبرداری سیاسی خودش چنین قلمداد کند. ادعاهای میانتهی آلترناتیوسازان راه دور را در این خصوص نباید جدی گرفت. گفتهایم و تکرار میکنیم که سرنگونی و تغییر رژیم، وظیفه و کار ما، و بر عهده ما و مردم ما و پیشاهنگ انقلابی خلق ماست. با کانونها و شهرهای شورشی و مؤسسان چهارم ارتش آزادی.
در این راستا چگونه میتوان شعلههای قیام را به یکدیگر گره زد تا آتشفشانی برانداز و بنیانکن بپا شود؟
پاسخ در ”هَمَه با هم“ باسمهای خمینی در جریان انقلاب ضد سلطنتی نیست. منظور او ”همه با من“ بود.
اتحاد و همبستگی، در میدان عمل برای سرنگونی استبداد دینی موضوعیت پیدا میکند و محک میخورد.
این به گونهای درونجوش و قانونمند، صفوف را تصفیه و از شیخ و شاه، از استبداد و وابستگی، و از فرصتطلبی و میوهچینی و موجسواری، پالایش میکند.
اینچنین، طلای نابِ وحدت از بوته آزمایش در میدان عمل عبور میکند والا سره از ناسره هیچگاه تمیز داده نخواهد شد. بنابراین پاسخ پیشتاز، در جنگ ِ صد برابر و شورشگری حداکثر است. آنقدر که دشمن را به عقبنشینی وادار کند. آنقدر که بند از بند رژیم بگسلد».
۹۵-ما با مردم ایران و در پیکارهای روزمره زنان و مردان ایران زمین که در هر کوی و برزن و در هر کارخانه و مدرسه و دانشگاه جریان دارد و با زندانیان سیاسی که در زندانها مقاومت می کنند و با خانواده شهدا و زندانیان سیاسی که فریاد دادخواهی سر می دهند، به رزم بی امان علیه رژیم ولایت فقیه ادامه می دهیم.
شورای ملی مقاومت ایران ، همچنان که بارها اعلام کرده
«به مثابه یگانه جایگزین دموکراتیک و مردمگرا با خطوط سیاسی و کارکرد داخلی، منطقه ای و بین المللی و با استحکام تشکیلاتی، سازمانیافتگی و با فداکاری و شور و شوق رهایی، رژیم ولایت فقیه و همه دسته بندیها و باندهای درونی آن را به چالش روزمره کشیده است. در این راه پرتلاطم و البته افتخارآمیز ما مانند گذشته برای به زیرکشیدن نظام ضد ایرانی و ضدانسانی ولایت فقیه و استقرار آزادی و حاکمیت ملی با مردم ایران تجدید پیمان می کنیم و برخلاف جماعت کنار گودنشین که از مبارزه بی هزینه طرفداری می کنند، به مقاومت و پیکار به هر قیمت ادامه می دهیم.» (بیانیه شورای ملی مقاومت ایران ، مرداد ۱۳۹۵)
۱۲ سال پیش شورای ملی مقاومت ایران در بیانیه سالگرد تأسیس خود اعلام کرد:
شورا «برای غلبه بر توطئه های رژیم و سیاستهای استعماری که صعود یک مقاومت مستقل را برنمی تابند و برای پیشروی به سمت تغییر تدریجی تعادل قوا به سود ملت ایران، اساساً به مردم خود و به نیروی فعال و رزمنده خود متکی بوده است. ما با تلاش و کوشش مردم ایران و همه آزادیخواهان و رزمندگانی که حیات مقاومت مدیون تلاشهای شبانه روزی آنهاست، راه می گشاییم و پیشروی می کنیم».
اکنون باز هم با تاکید تکرار می کنیم که
«کابوس خامنه ای از ”فتنه“ و ”منافقین“، تمجید او از فیلم پر هزینه و فاشیستی “ماجرای نیمروز” که علیه سازمان مجاهدین خلق ایران ساخته شده است و هرزه درایی روزمره مزدوران ریز و درشت او علیه جنبش مقاومت از طریق ساختن دهها فیلم و سریال، انتشار هزاران کتاب و مقاله و برگزاری روزمره نمایشگاه عکس، به خاطر مداخله فعال نیروهای مقاومت و انقلاب دموکراتیک در رویدادهای سیاسی است.» (بیانیه شورای ملی مقاومت ایران ، مرداد ۱۳۹۶)
۹۶-استبداد مذهبی حاکم بر ایران با دخالتهای تروریستی در کشورهای خاورمیانه به منظور عریض و طویل کردن عمق استراتژیک و امنیت حاکمیت، دولتهای این کشورها را علیه خود متحد کرده است. حمایت بی چون و چرای ولایت خامنه ای از دیکتاتوری بشار اسد، حمایت و هدایت جنگ علیه دولت قانونی یمن، خرابکاری در پروسه های سیاسی عراق به سود مزدوران خود، کارشکنی در پروسه صلح فلسطین با اسرائیل، سازماندهی نیروهای وابسته به ولی فقیه در آفریقا و….. خشم و نفرت توده های مردم در کشورهای منطقه را برانگیخته است. با وجود رژیم ولایت فقیه هیچکدام از مشکلات و بحرانهای موجود در منطقه حل نمی شود. رژیم ایران نه بخشی از راه حل که بخش اصلی بحران است. از این رو ما خواستار خلع ید کامل ولایت فقیه در کشورهای منطقه و به ویژه در سوریه و عراق هستیم.
پایان سیاستهای ایران سوز این رژیم البته با براندازی و خلع ید از این رژیم اشغالگر به دست توانای ملت ایران خواهد بود. آخرین نمونه این خیانتها، حراج دریای خزر بر ضد منافع ملی برای حفظ امنیت و بقای حکومت آخوندی است. دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران در ۲۳مرداد۹۷ طی اطلاعیهیی در این باره اعلام کرد:
«هزار میلیارد دلار خسارت در جنگ ضد میهنی، نابودی محیط زیست و خشکاندن آبهای کشور، چپاول منابع ملی و به باد دادن ثروتهای مردم ایران در صدور تروریسم و جنگ افروزی و پروژه های اتمی و موشکی، شیوه شناخته شده حکومت آخوندی است که حفظ سلطنت مطلقه ولی فقیه را واجب ترین واجبها اعلام کرده است.
اکنون نوبت دریای خزر یکی از بزرگترین سرمایه های ملی ایران است که آخوندهای وطنفروش و ضد ایرانی آن را برای امنیت و حفظ سلطه ننگین خود به حراج گذاشته اند. آشی که این بار آخوند روحانی و ظریف به دستور خامنه ای پختند، آنقدر شور است که حتی کارشناسان و نمایندگان رژیم از باندهای مختلف آن را یک ترکمانچای دیگر توصیف می کنند. سپاه پاسداران که در این وطن فروشی همدست روحانی است، در روزنامه جوان به دفاع از او پرداخت و نوشت:
”انتظار احقاق حقوق، از جمله حق انتفاع یا بهرهبرداری از منابع خزر در ”تحدید حدود“ و ”تعیین خط مبدأ“ به شکل مطلوب دور از ذهن است“ (جوان ۲۲/۵/۹۷).
خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت در این باره گفت:
برای خمینی و خامنه ای و روحانی، نه آب و خاک، نه فرهنگ، نه جان و دارایی مردم ایران ارزشی ندارد. تنها یک چیز اهمیت دارد: حفظ و بقای حاکمیت آخوندی که خمینی آن را ”اوجب واجبات“ اعلام کرد و به خاطر آن می توان احکام اسلام را تعطیل کرد و به طریق اولی خاک و آب ایران و مردم آن را به باد داد و فرزندان رشیدش را در زندانها قتل عام کرد.
خانم رجوی افزود:
به راستی یک رژیم اشغالگر چه کاری می کند که آخوندها با ایران و مردم ایران نکردند. آنها مانند مغولها از بدترین اشغالگران تاریخ ایران هستند. به همین خاطر وظیفه ملی و میهنی هر ایرانی آزاد سازی وطن از سلطه آخوندها و پاسداران و استقرار دموکراسی و حاکمیت جمهور مردم ایران است».
۹۷-در زمینه اتمی شورای ملی مقاومت ایران پیوسته نقطه نظرات خود را در این خصوص توسط رئیس جمهور برگزیده شورا برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران با دقت و صراحت اعلام کرده است. از جمله خانم رجوی در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ در یک سخنرانی در سنای فرانسه خاطرنشان کرد:
«پروژه های اتمی، تماماً ضد ملی است و مردم ایران عمیقاً با آن مخالفند. ما رو در روی این رژیم یک ایران دموکراتیک و غیر اتمی میخواهیم.
دستیابی به بمب اتمی، نقض حقوق بشر و صدور بنیادگرایی و تروریسم چهار ستون تئوکراسی حاکم است. حقوق بشر در داخل ایران و خلع ید از آخوندها در خارج از ایران و مشخصاً در عراق و سوریه و لبنان و یمن و افغانستان، شاخصهای واقعی هستند که نشان می دهند این رژیم از بمب اتمی دست کشیده است. هر چیزی کمتر از این در هر لفافهیی هم که پیچیده و عرضه شود خودفریبی و قبول کردن فاجعه ملایان مجهز به بمب است….
تجربه مقاومت نشان داده است که آخوندها تنها زبان قاطعیت و قدرت را می فهمند. زمان آن است که قدرتهای بزرگ، دست از مماشات و امتیاز دادن به استبداد خونریز دینی، بانکدار مرکزی تروریسم و رکوردار جهانی اعدام بردارند و حق مردم ایران برای مقاومت و آزادی را بهرسمیت بشناسند».
۹۸-شورای ملی مقاومت ایران ، در آغاز سی و هشتمین سال حیات خود، همچون سالهای گذشته بار دیگر بر اساس برنامه و مصوبات خود و با تأکید بر برنامه ۱۰ماده یی خانم رجوی، خاطرنشان می کند:
– ما بر اساس خط مشی اصولی خود مبنی بر مخالفت با هرگونه مداخله نظامی خارجی در ایران و مخالفت با هرگونه آلترناتیوسازی از جانب قدرتهای بزرگ، برضرورت قطع همه حمایتها و امدادرسانیها به دیکتاتوری مذهبی و تروریستی حاکم بر ایران، تأکید می کنیم.
– ما از مبارزه حق طلبانه کارگران و مزدبگیران علیه نظام حاکم و از مطالبات معلمان، پرستاران، پزشکان و دیگر اقشار معترض و به پاخاسته میهنمان، حمایت و همبستگی خود را با آنان اعلام می کنیم. خواست کارگران ایران برای حق اعتصاب و حق ایجاد تشکلهای مستقل کارگری و نظارت سازمان بین المللی کار بر حقوق کارگران ایران و لغو کار کودکان، از خواستهای شورای ملی مقاومت ایران است.
– ما خواستار اقدام بی درنگ شورای امنیت ملل متحد به منظور جلوگیری از نقض حقوق بشر در ایران و بازدید گزارشگر ویژه حقوق بشر از زندانهای ولایت خامنه ای و ملاقات با خانواده شهیدان و زندانیان سیاسی هستیم و از جامعه جهانی می خواهیم برای توقف اعدامهای گسترده و خودسرانه به اقدام عملی و جدی دست بزند. چشم پوشی قدرتهای بزرگ از نقض حقوق بشر در ایران به بهانه توافق اتمی، محکوم و غیرقابل قبول است.
– ما برای رفع تمامی اشکال تبعیض جنسیتی از زنان، برابری کامل زن و مرد در تمامی عرصه های حیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و قضایی، لغو هرگونه تبعیض مذهبی و جدایی دین از دولت مبارزه می کنیم و دفاع پیگیر از آزادی بیان و اندیشه، آزادی اطلاع رسانی و نفی سانسور را وظیفه خود می دانیم.
– ما از «خودمختاری داخلی به مفهوم رفع ستم مضاعف از همه شاخه ها و تنوعات ملی وطنمان و تأمین جمیع حقوق و آزادیهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برای آنها در چارچوب وحدت، حاکمیت و یکپارچگی تجزیه ناپذیر کشور» دفاع می کنیم.
– ما از تلاش مدافعان بهبود محیط زیست برای جلوگیری از نابودی طبیعت و حفاظت و بهسازی محیط زیست قدردانی و حمایت می کنیم.
– ما به منشور ملل متحد پایبندیم، از همزیستی مسالمت آمیز، صلح و همکاریهای بین المللی و منطقه یی حمایت می کنیم. ایران آزاد فردا غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی است.
– ما بار دیگر در رابطه با قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ بر لزوم محاکمه آمران و عاملان این نسل کشی سازمانیافته حکومتی که از مصادیق بارز جنایت علیه بشریت است، تأکید می کنیم و از کمیسر عالی حقوق بشر می خواهیم که یک کمیسیون مستقل برای تحقیق در مورد قتل عام سال ۶۷ تشکیل دهد. انتشار نوار صوتی آقای منتظری در گفتگو با اعضای هیأت مرگ در تابستان ۱۳۹۵، سند انکارناپذیر دیگری از این جنایت بزرگ است. سند دیگر مصاحبه تیرماه ۱۳۹۶ آخوند علی فلاحیان، وزیر اطلاعات پیشین رژیم، است که با استناد به خمینی گفت:
«اینها اصلاً محاکمه نمی خواهند… اینها حکمشان همیشه اعدام است، اصلاً حکم ولایی ایشان [خمینی] بود؛ چه قبل از این جریان ۶۷ چه بعدش، حکم اینها اعدام است، حتی اگر حاکم شرعی هم حکم به اعدام نداده باشد».
۹۹-ما همه هموطنان و نیروهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانی را به اتحاد و مبارزه جدی و مؤثر پیرامون شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه، مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه ای» فرا می خوانیم.
به باور ما راه حل عملی برای سرنگونی رژیم حاکم بر ایران در گام اول به سازماندهی و تشکل یابی حول شعار محوری مبارزه منوط است. از این رو ما زنان و مردان ایران زمین را به ایجاد کانونهای شورشی در سراسر میهن دربند فرا می خوانیم. ما از رهنمود مریم رجوی در این زمینه در سخنرانی گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در (۱۹تیر۱۳۹۵) حمایت و پشتیبانی می کنیم؛ آن جا که گفت:
«امروز، پرسش این نیست که آیا حکومت ولایت فقیه در شرایط سرنگونی هست یا خیر؟ پرسش این است که از چه راههایی می توان زودتر به این هدف رسید. پاسخ ما، برپایی ۱۰۰۰ اشرف است. یعنی هزار کانون نبرد علیه استبداد مذهبی.
برای دستیابی به یک جمهوری آزاد و برابر، نه وقوع معجزه یی متصور است و نه شانس و تصادفی به سود ما در کار خواهد بود. تمام دارایی ما، ملت ایران است و فرزندان پیشتازش و این البته بزرگترین قدرت جهان است. پس همه چیز را باید از دستها و اراده های خودمان انتظار داشته باشیم. برای همین است که باید ۱۰۰۰ اشرف بسازیم. ۱۰۰۰ اشرف، یعنی توانهای سرکوب شده را احیا کردن، بی شماران پراکنده را گردآوردن و ذهنها و قلبها را از این امید واقعی بارور کردن که به زیر کشیدن دیو ممکن است. و می توان و باید.
۱۰۰۰ اشرف این است که با نیروی اراده مردممان و مقاومت سازمانیافته آنها سرنگونی را خلق کنیم».
۱۰۰-شورای ملی مقاومت ایران همه زنان و مردان ایران زمین و نیروهای سیاسی و رنگین کمان نیروهای اجتماعی و فرهنگی ایران را فرا می خواند تا پیرامون شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه، مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه ای» در هزار و هزاران کانون شورشی و اشرف دیگر، متحد و متشکل شوند. جنبش بیشماران و قیام مردم ایران، در هر کوی و برزن، در هر کارخانه و شهر و روستا و در هر اداره و مدرسه و دانشگاه، قادر است نظام اهریمنی، ضد مردمی و ضد ایرانی ولایت فقیه را به زیر کشیده و حاکمیت مردم را برقرار کند.
هم چنان که مسئول شورا در ۱۶ دی ۹۶ اعلام کرد:
«شورای ملی مقاومت ایران ، به دور از هرگونه تنگ نظری و پافشاری بر مواضع و برنامه و مصوبات خود،پیوسته به جبهه همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی فراخوان داده و آماده همکاری با همه نیروهای جمهوری خواهی است که با التزام به نفی کامل نظام ولایت فقیه و همه جناحها و دسته بندیهای درونی آن، برای استقرار یک نظام سیاسی دموکراتیک و مستقل و مبتنی بر جدایی دین از دولت، مبارزه می کنند».
شورای ملی مقاومت ایران
مرداد ۱۳۹۷
پایان
فصلنهم و دهم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران -قسمت پایانی
برای مشاهده قسمتهای دیگر این بیانیه به لینکهای زیر مراجعه کنید:
شورای ملی مقاومت ایران، بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران – قسمت اول
فصلاول و دوم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران
فصلسوم و چهارم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران
فصلپنجم و ششم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران
فصلهفتم و هشتم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران








